اولین سکس نگار

    1396/5/22

    سلام.اسم من نگار۲۰سالمه نسبتا تپلم...ایناروگفتم ی سری چیزا راجبم بدونید.....خب راستش من ازطریق دوست با ی دبیر اشناشذم ک قرار بود بریم پیشش کلاس....من کلاادم بیخیالی هستم همه چیز واسم عادیه کلا ادم هیجانی نبودم....خلاصه قرارشد بریک کلتس ک قبل اومدن دبیر بچهاداشتن راجش حرف میزدن ک چ جور شخصیتی داره مثل اینکه بابچها تو چت راحت بوده خلاصه دبیراومد ی پسر۲۸ساله پوست گندمی قد۱۸۰اونم یجورایی تپل بود...البته اینارو بعدا ب این دقیقی فهمیدم ....خلاصه کلاسم تموم شد ی هفته گذشت من راجب درس بهش پی ام دادم ک گفت زنگ بزن ک حدود یک ساعت حرف زدیم ک اخرشب بهم پی ام داد شمارتو بده سیو کنم منم دادم....کم کم پی ام بیشترمیدادیم ک خیلی راحت ترشده بودم باهم ک گفت من اصلن دختر جماعت قبلا ادم حساب نمیکردم ولی الان تواین سن میفهمم نیاز دارم بهم میگفت ک من بادخترای دیگه فرق دارم روم حس داره(ی مطلب خنذه دار چند روز پیش خوتذم ک میگه همه پسرا میگن مارو تو فقط حس داریم.......امین فک کنم الکی گفته)بهم گفت ک میخواذ بامن نیازشو برطرف کنه .....ی هفته از دوستیمون گذشت قرار شد همو ببینیم گفت میبرمت خونه منم اول مخالفت کردم ک تو قرار اول ن نمیخوام ک خلاصه بت ی سری حرفا قانعم کرد اون روز من ب هوای خونه دختر عمم رفتم پیشش ک وقتی سوار ماشین شدم کلی استرس داشتم اونم من ک انقد بیخیال بودم دستمو گرفت باهم حرف میزد ارومم میکرد بعدش رفت خوراکی گرفت رفتیم خونه دوستش ک ازقبل کلیذ داده بود بهش ....وارد خونه شدبم رو مبل نشستم ک دیدم اومد سمتم پیشونیم بوسید بعذ ی چیزی گفت ک یادم رفته بغد شروع کرد لبابو خوردن حس خوبی بو منم بدم نمیومد همرایش کنم خیر سرم۲۰سالمه.....رفت ی چیزی سر سری درست کرد خورذیم بعدش رفت ظرفارو بشوره ک من رو مبل نشسته بودم ....کارش تموم شد گفت بریم رو تخت دستمو گرفت رفتیم...ک گفت گرمه تاپتو بزار بکنم خخخخخخ بغد گفت جووووون چ بدن سفیدی داری نگار سوتینمو ازپشت باز کرد اول یکم مالوند یجوری شده بود حرص داشت خودش میگفت اولین بارشه.....دوباره شروع کرد لبامو خورد همزمان سینهامو فشازمیداد...حس خوبی بود کیرش سفته سفت بود تو شلوارکش وقتی دستم بهش میخورد ک کم کم رفت سمت شلوازم.....راستش مثه فیلما همو نخوردیم اصن نمیدونستیم داریم چیکارمیکنیم خخخخخ شلوارمو دراورد منم رونام تپل فشارشون میداد دستشو کرد تو کسم هییی بالا پایین منم الکی هیی ایییی اوخ میکردم ولی بیحال بودم ک گفت بیا نوبت توعه کیرشو از شرتش دراورد یجوزی بود اصن دلم نمیومد بخورم ی جوری بوذ ک چشامو بستم اینم ازقبل میدونستم ک بازبون سرکیر بازی کنی پسرا خوششون میاد این کار کردم بعد انداختم دهنم بالا پایین ک گفت بسه البته اینم بگم همش باصدای اروم نازمو میکشید براش مهم بود اول من ارضا شم.....ک منم ارضا شده بودم نوبت اون بوذ منم ک خنگ مونده بودم چیکار کنم گفت برعکس شد دیدم کرم برداشته ب کیرش میزنه منم مثه بقیه الکی گفتم ننن درد داره کفت اگه درد داشت نمیکنم نگارم.....حالت سجده ای شدم بیشعوز انگشت کرد تو کونم یهو تاخواست بندازه جیغ زدم گفت اروم صدات میره بیرون.....گفت پاشو دستتو بزا رو تخت سرپا بمون ک انداخت یجوزی بوذ منم اخ اوخ...ولی ازاون دردی ک مبگن خیلی وحشناکه نبود.....اون روز واسه اولین بار سکس تجربه کردم......


    (بچها اینارو گفتم ک شما کمکم کنید...امین خیلی باهام مهربونه ی ۵ماهی باهم درارتباطیم یبار سکس داشتیم دوسدارم باهاش ازدواج کنم ولی بلد نیستم چطوری نگهدارمش میدونم سکس قبل ازواج بده ولی بنظرتون منو میزارع میره یامیمونه )لطفا حتما نظراات خوبی بزارید تابدونم چیکارکنم


    نوشته: نگار????

  • 3

  • 7




نظرات:
  •   جانسینا66
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • نمیدونم چی بگم . بشخصه با دختری که باهام سکس داشته ازدواج نخواهم کرد .چون میدونم شک و دودلی پیرمو درمیاره


  •   صدف هستم
  • 2 ماه،1 هفته
    • 1

  • هول هولکی و بی سر وته
    نمیشه آدما بزور واسه ازدواج خواست .دلبری دخترانه کن اون بکش سمت خودت بزار عاشقت بشه
    قبل از دادن به این چیزا فکر میکردی بیب


  •   Shahryar_khan
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • جواب سوال آخر داستان :میرینه بهت (wanking)


  •   hadokhan1111
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • خودت فهمیدی چی تفت دادی؟


  •   koohyar.meshki posh
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • چطوري نگهش داري؟ مگه راجب حيوون داري صحبت ميكني


  •   @@@ali@@@
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • اگه پی ام دادنت مثل داستان نویسیت باشه زیاد طول نمیکشه که بره.
    تو جزو یکی از ابله ترین دخترایی هستی که دیدم اصلا مدل پا دادنت افتضاح بود ریدی به هرچی غرورو ارزشه دخترانه.
    دیس


  •   milad1ma
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • اگر واقعا عاشقت باشه ازدواجی هست،،، وگرنه بیخود دلتو صابون نزن،،، الان دخترا اینقدر سهل‌الوصول شدن که دلیلی نداره پسرا باهاشون ازدواج کنن....


  •   خوش_غیرت
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • هر کی خربزه میخوره پای لرزشم میشینه.میخواستی هولهولکی بهش کس ندی.همون بهتر که ولت کنه دخترک احمق


  •   Arman_R
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • کون رو دادی حالا فکر ازدواجی همون کاری که صدف کن انجام بده


  •   Ftme.76
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • پسری که انقد راحت از اول بیاد با سکس شروع کنه معلومه اخرش چی میشه دیگه
    تو در نهایت سادگی بدون هیچی راحت خودتو در اختیارش گذاشتی که چی؟؟؟
    بعدم نگه داشتن معنا نداره مگه حیوون خونگیته؟اگه بخوادت باهات میمونه شک نکن
    داستان نویسیت رو دوست نداشتم هیچ حسی منتقل نکرد


  •   princess_p
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • آقاهه دبیره!؟ (biggrin) بهش بگو چهار خط متن رو نمیتونم بنویسم !شب ها پیشم بمون باهم املا کار کنیم!!!! (rolling) (rolling) (dash) این وسط هام یه خورده حالت ازدواج بهتون دست میده!که بسلامتی مبارکه (biggrin) (preved)


  •   leonmark
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • چرا با خودت اینکارو کردی دختر?


  •   dodareh
  • 2 ماه،1 هفته
    • 0

  • اگه فیس تو فیس اینطوری باکسی صحبت کنی طرف نمیفهمه چی داری میگی .!؟
    لطفا"موقع نوشتن کلمات دقت کن ویبارنوشته ات رو بخون.


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو