اولین سکس کامل من

    سلام،خدمت همه اعضای گل شهوانی.
    من همیشه از چشم بقیه پسر خوب و مثبتی به نظر میومدم،ولی نمیدونستن چه شیطونیم.همیشه عمه و خاله و بقیه اونایی که ازم بزرگتر بودن جلوم لباس عوض میکردن البته تا سن12/13سالگی ولی من از بچگی درجریان سکس و اینطور چیزا بودم.همیشه هم حال میکردم که بقیه رو دید بزنم،15سالم بود که یه همسایه جدید اومد تو کوچمون که بعد از یه مدت با خانواده ما جور شدن،پارک رفتن،تو کوچه نشستن و خونه همدیگه رفتن شده بود برنامه هرشب دو خونواده،اون خونواده دوتادختر داشتن الهام و سمیرا،سمیرا یه سال از من کوچیکتر و الهام یه سال از من بزرگتر،من 15سالم بود،من اونموقع یه گوشی تاشو داشتم،این الهام خانوم یه دوست پسر داشت که به من همیشه میگفت هروقت اومدی خونمون،گوشیت بهم بده تا به یکی از دوستام پیام بدم.منم قبول کردم و گفتم اشکال نداره،منم بعضی وقتا به بهونه بازی خواهرش سمیرا رو میمالوندم ولی فرصت پیش نمیومد که باهاش سکس داشته باشم،چون واقعا دوسش داشتم و اونم همینطور اما نشد.
    خلاصه هر روز این الهام خانوم با گوشی ما پیام بازی میکرد،یه روز گفتم بزار دل بزنم به دریا و به الهام بگم شاید اون قبول کرد.
    یه شب که داشت پیام بازی میکرد گفتم الهام میشه یه چیزی ازت بخوام گفت بگو گفتم من ازت خوشم میاد گفت خوب؟ گفتم میشه باهم از اون کارا بکنیم(البته با هزار بار سرخ و سفید شدن و تته پته کردن)‌خیلی ناراحت شد و گفت من تورو مث داداشم میدونم و اصلا نمیشه زشته من ازت بزرگترم،گفتم حالا که اینجوریه اگر قبول نکنی،میرم به بابات میگم با گوشی من پیام میدی،گفت من که پیاما رو پاک میکنم هیچ مدرکی هم نداری.یهو ضدحال خوردم دیدم واقعا راس میگه، راه اشتباهی رو انتخاب کرده بودم.
    دیگه چیزی نگفتم و گفت بیا اینم گوشیت دیگه نمیخوام با گوشیت پیام بدم،منم گفتم اشکال نداره بیا پیام بده
    گفت نه نمیخوام گفتم قهر نکن دیگه بیا قبول کرد و منم دیگه چیزی نگفتم یه روز تو کوچه بازی میکردم با سمیرا خواهرش یهو اومد تو کوچه و گفت بیاید تو خونه بازی کنید،گفتیم باشه و رفتیم.
    دوباره گوشیم ازم گرفت و رفت تو آشپزخونه بابا و مامانش هم خونه نبودن داشتیم بازی میکردیم یا پلی استیشن خواهرش که یهو احساس کردم صدای پچ پچ و خنده میاد،کنجکاو شدم که ببینم چی میگن گفتم من خسته شدم میرم آب بخورم،بلند شدم رفتم دیدم داره صحبت میکنه با گوشی دل و زدم به دریا و رفتم پشت سرش بغلش کردم من حدودا 10 سانت ازش بلندتر بودم،یهو جا خورد گوشی از دستش افتاد سریع گوشی برداشت و من عقب هل داد دوباره شروع کرد به صحبت ناراحت شدم از دستش ولی بازم رفتم بغلش کردم و اینبار گوشش بوس کردم و دستم گذاشتم رو کسش،با یه دستمم سینش گرفتم،من پسربودم و زورم بیشتر.
    خواست فرار کنه که نتونست گوشی میخواست قطع کنه،که من فشارم رو کسش بیشتر کردم و میمالوندمش.
    به محض اینکه قطعش کرد برگشت سمت من و میگفت نکن این کارا زشته،من بدم میاد.
    منم گوشم بدهکار نبود و همینطوری میمالوندمش.یکمی بدنش شل شد ولی بازم مقاومت میکرد یهو صدای در اتاق خواهرش اومد و من ازش جدا شم رفتم سمت یخچال،بعدش گوشی ازش گرفتم و چیزی نگفتم فقط با سمیرا خواهرش خداحافظی کردم و رفتم تا یه هفته به هرشکلی،یطوری از اینکه ببینمش فرار میکردم.
    تا ببینم چیکار میکنه.
    یه روز یه شماره خونه بهم زنگ زد دیدم شماره خونشون گفتم شاید خواهرش میخواد بریم بازی،چون همیشه بهم زنگ میزد که بریم بازی.
    یهو دیدم الهامه،جاخوردم و گفتم بله چیه؟گفت چرا اینطوری شدی با من، مگه من چیکار کردم.
    گفتم خوب من همیشه گوشیم بهت میدم که با اون پسره صحبت کنی و هیچی نمیگم ولی ازت یه چیزی خواستم و تو قبول نمیکنی.
    گفت اگه همین یه باره،و به کسی هم نمیگی باشه.
    اصلا یهو جاخوردم و شکه شدم،گفتم باشه باشه قبوله.
    گفت خوب پس همین حالا بیا.رفتم به بابام گفتم میخوام برم با سمیرا بازی کنم
    گفت برو ولی زود بیا.باشه ای گفتم و رفتم
    زنگ زدم در خونشون و اومد در باز کرد گفتم مامان بابات کجان گفت رفتن خونه داییم که برن روستا،خیالم راحت شد که به این زودیا نمیان،رفتیم داخل ولی اون خجالت میکشید.
    من رفتم سراغش و بوسش کردم دیدم همکاری نمیکنه.یه بوس طولانی تر از لباش گرفتم دیدم اونم داره کم کم لباش باز میکنه،خوشم اومد و شروع کردم به خوردن لباش و مالیدن سینه هاش
    سینه هاش خیلی کوچیک بودن ولی خوب قابل گرفتن تو دست بود.
    دیگه کاملا شل شده بود و دراختیار من بود.
    اروم اروم باهم رفتیم تو اتاقش و انداختمش رو تخت و رفتم روش و شروع کردم به خوردن لبش و گردنش و اروم اروم اومدم پایینتر،هیچی نمیگفت و فقط با یه لبخند ریز نیگام میکرد،اروم پیراهنشو زدم بالا و سوتینش باز کردم و شروع کردم به خوردن سینه هاش دیگه چشماش خمار بود و بهم نگاه میکرد کم کم آه و ناله هاشم شروع شد،منم دیدم آماده اس رفتم پایینتر و شلوارش کشیدم پایین،رو شورت کسش میخوردم و کم کم شرتشم کشیدم پایین و شروع کردم به خوردن کسش دیگه خوشش اومده بود و بلند بلند ناله میکرد،منم نامردی نکردم محکم کسش میخوردم که دیگه کاملا بیحال شده بوده و فقط لذت میبرد در این بین کم کم و یواش هم یک به یک انگشتام میکردم تو سوراخ کونش.
    که دیگه راحت سه تا انگشتم میرفت توش ولی بماند که خیلی درد کشید تا سه تاش باهم بره تو کونش،جا باز کرده بود به اندازه ای که کیر 14سانتی و تقریبا کلفت من بره تو کونش.
    به شکم خوابوندمش و کیرم با یه تف گذاشتم جلو سوراخش و هلش دادم که بره تو یه آخخخ گفت و خودش کشید جلو.
    گفتم نترس،یکم تحمل کنی‌تموم میشه، باشه ای گفت ولی معلوم بود ته دلش هنو میترسه،دوباره همون کار تکرار کردم که سرش رفت تو و دوباره آخ گفت و خواست فرار کنه،که این دفعه گرفتمش و نزاشتم فرار کنه،یکم دیگه از کیرم هل دادم توش که دیگه کم کم داشت تحمل میکرد و منم اروم اروم تلمبه میزم تو کونش که قشنگ جا باز کرد تا حدی که کل کیرم تو کونش جا شد و اونم،با آخخخ و آههه گفتن نشون میداد که لذت میبره،دیگه از این حالت خسته شدم و گفتم قنبل کنه(همون داگی)که میرم کردم تو کونش و دیگه خودشم همکاری میکرد و کونش عقب جلو میکرد.
    دیگه تو اوج لذت بودیم دوتامون که احساس کردم آبم میخواد بیاد،همه اینایی که تا اینجا گفتم 7/8دقیقه نشد. یکم از کیرم بشکون گرفتم که دیرتر بیاد آبم،گفتم بلند شو و سرپا وایسا و کونت بده عقب.تو کونش همینجوری تلمبه میزدم همینطور اونم آه آه میکرد،دیگه خودش میگفت بکنم،محکمتر بکنم، منم وقتی کسی صحبت میکنه تو سکس آبم میاد.دیگه جلوی آبم نگرفتم،تا آبم اومد و ریختمش تو کونش.هردوتامون یه آه بلندش کشیدیم و منم رفتم رو تخت خودم انداختم.چون اولین سکسم بود خیلی چیزا رو بلد نبودم،این که اونم باید ارضا بشه و حتی بهش نگفتم که واسم ساک بزنه اینقدر مبتدی بودم.
    ببخشید که طولانی شد


    نوشته: ცoy.メx

  • 5

  • 23




  • نظرات:
    •   A....k
    • 2 ماه
      • 12

    • بچه ۱۵ ساله میشه سوم راهنمایی یا اول دبیرستان یا حتی دوم راهنمایی.خب بعد تو با این سنت می‌رفتی تو کوچه بازی میکردی.
      ناموسا خجالت نمی‌کشی جقی بچه هم سن تو داره مثل سگ کار می‌کنه و پول در میاره.


    •   Amr.h.80
    • 2 ماه
      • 5

    • من تا نصفه خوندم ولی مزخرف بود


    •   Mardimorde
    • 2 ماه
      • 5

    • من تو ۱۸ سالگی هنوز فکر‌میکردم منو لک لکا با خودشون آوردن اونوقت تو توی ۱۵ سالگی به جانی سینز میگفتی برو کنار خوار کسه کردن بلد نیستی بذار یادت بدم؟؟؟؟؟؟؟؟


    •   Litel._.boy
    • 2 ماه
      • 1

    • دروغ و ...


    •   TheBitchKing
    • 2 ماه
      • 4

    • عجب! لحن نوشتت بیشتر به 12 13 ساله ها میخورد و داستانت تو 15 سالگیت اتفاق افتاده بود ... حالا کار نداریم.


      کارم به اینه که چرا حس کردم تیکه های اروتیک داستانت شباهت به پورنای ژاپنی میداد! (dash)


    •   tara.-tt
    • 2 ماه
      • 6

    • جقول
      اون دختر14ساله پدرمادرش مرده بودن که با توبازی میکرد؟
      کمتر کص بباف


    •   Miss_zed
    • 2 ماه
      • 3

    • فقط خط اولشو خوندم. حس شیشمم میگفت کصتانه:/


    •   Mobin18836
    • 2 ماه
      • 3

    • پسر ۱۵ ساله هنوز انقد بزرگ نشده که با دخترا بازی میکنه تو کوچه
      بعد گوشی داره
      کدوم قسمتش قابل باوره


    •   Reza_xt
    • 2 ماه
      • 0

    • خیلی چشم‌چرون و باشی بودی
      ۱۵ ساله


    •   alirezashahvani4554
    • 2 ماه
      • 1

    • اره‌ تو راست میگی


    •   sohil356
    • 2 ماه
      • 1

    • من دیگه رد دادم (dash)


    •   Nasr7070
    • 2 ماه
      • 3

    • خدایا چه گناهی کردیم توی این اوضاع کرونایی با این حجم از چرندیات ازمون انتقام میگیری ؟


    •   Pragmatism
    • 2 ماه
      • 3

    • ببین گل، دیگه پسر ۱۴_۱۵ ساله که با دختر تو کوچه بازی نمیکنه،واسه اینکه داستانت یکم واقعی به نظر برسه سمیرا رو میگفتی جعفر آدم باور کنه


    •   Mamadfucker74
    • 2 ماه
      • 3

    • یادش بخیر ۱۶ سالم بود تازه فهمیدم دخترا مثه ما کیر ندارن


    •   Tayeb.polad
    • 2 ماه
      • 1

    • نظر مه کسشره ???


    •   zanbory
    • 2 ماه
      • 6

    • کدام پدرومادر احمق دوتا دختر و ول میکنن توخونه و میرن مسافرت .حتی برای یروز.یدروغ دیگه سرهم میکردی.درضمن توخجالت نمیکشیدی با۱۵سال سن میرفتی بادخترا بازی کنی..نکنه سمیرا و الهام پسر بودن و کلا ماجرا چیزه دیگه ای بوده.صدرصد بایدم همینطور باشه که حدس زدم..خسته نباشی .


    •   Ostad.koon.kon
    • 2 ماه
      • 2

    • کسکش حالا خوبه چیزی بلد نبودی
      آب کیر پسرای شهوانی به قبر پدر کسکشت که همت نکرد بره تا داروخونه تا تخم توعه جقی رو نکاره تو کس ننت


    •   sexybala
    • 2 ماه
      • 2

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی


    •   hast1373
    • 2 ماه
      • 2

    • حالا چرا نوشتی اولین سکس کامل من?
      ینی اولین بار بود کامل دادی?
      قبلش فقط انگشتت میکردن?


    •   اینترناسیونال
    • 2 ماه
      • 1

    • سکس دفعه اول خیلی میچسبه و تو خاطر میمونه


    •   adelbozorg
    • 2 ماه
      • 1

    • راستشو بگو
      یهویی باباش اومد و کونتو پاره کرد


    •   kakamoon
    • 2 ماه
      • 1

    • 15 ساله سکس در حد پورن هاب کرده!
      وات د فاک مَن... فاکین لایر


    •   kiredivoone
    • 2 ماه
      • 2

    • گوسفنداتو بچرون تو صحرا و جقتو بزن


    •   heshmattakchesh
    • 2 ماه
      • 1

    • کسشر تمام
      کونی تو تو 15 سالگی جانی سینزی بودی ؟
      مادر زول بوقی حداقل یه بار میخوندیش بفهمی چه کیرخوری کردی
      الان میفهمم تو کامنتا مینوشتن موقع تایپ کردن دستتونو از تو شرتتون بردارین یعنی چی


    •   kir_kouchooloo
    • 2 ماه
      • 0

    • خو عزیز من انکشتت رو از تو کونت دربیار تا هوس داستان نزنه سرت.مال خره ملانصردین تو کونت?


    •   Saeed4052
    • 2 ماه
      • 0

    • نکنیمون فاکررررر


    •   Ali.b1998
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • ریدی این داستان بود


    •   Sureal
    • 1 ماه،4 هفته
      • 0

    • تو این سن کی وقت کردی اینقد کصکش بشی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو