اولین شب زندگی مشترک

    من جواد هستم ۲۲ ساله میخوام اولین شب زندگیمو براتون تعریف کنم ما بعد از ظهر عقد کردیم و بعدش رفتیم اتلیه برای گرفتن عکس حدود ۳۰ عکس عاشقانه و رمانتیک گرفتیم و برای اولین بار بوسه یک دختر جذاب روی گونه هام حس کردم که واقعا عالی بود و همون شب بعد جشن فوق العاده و مفصلی که داشتیم زنم مهتاب جونم دستم رو گرفت و گفت شب باید بیایی خونمون پیش هم بخوابیم منم چون از هیج جا خبر نداشتم انتظار داشتم هرکدوم بریم خونه های خودمون و شب برای هم پیامک های عاشقانه بدیم و از طرفی خجالت میکشیدم برم خونشون برای خوابیدن و از طرفی خدا خواهر زن زشت نسیب هیچکی نکنه خلاصه شب رفتیم خونشون و موقع خواب حس بازیگوشی و کنجکاوی ما اوج گرفت اول همدیگه بغل کردیم و بوسه های عاشقانه و قول و قرار هایی برای زندگی آینده و کم کم به خودم جرئت دادم دستم بردم پشت کمرش و به آرامی بدنش ماساژ دادم و چون خیلی خسته و خواب آلو بودیم جفتمون اصلا سرحال نبودیم و هی خوابمون میبرد و باز بیدار میشویم و بقیه ماجرا که اینم جزو جذابیت های شب اول بود بعد اونم دستش از پشت برد زیر بلیزم و منو ماساژ داد راستش میترسیدم سریع برم سراغ شرتش اما از همون پشت کمر یواش یواش باسنش ماساژ دادم و در همین حین تمام وقت لبای همدیگه میخوردیم گهگاهی هم گردنشو میخوردم براش که صبحش سیاه شده بود از بس محکم خورده بودم و ناشی بودم خلاصه اون با تکون تکون هاش بهم اجازه داد دستم جلو ببرم و منکه واقعا واقعا قبل از اون هیچ کوسی لمس نکرده بودم حتی از نزدیک ندیده بودم خیلی حس فوق العاده ای بود با دست کلی به کوسش ور رفتم و اونم دستشو سمت کیرم برد و کیر منم خیلی سریع راست شد و مهتاب جونمم اونو از شرتم در اورد و منم به خودم جرئت دادم شرتش از پاش در بیارم و دیگه از اون وقت تا حالا همیشه لخت بغل هم خوابیدیم من برعکس شدم و به حالت ۶۹ کوسشو خوردم براش ولی اون کیرم فقط نوکشو زبون میزد ولی من انقدر خوردم که قشنگ فهمیدم چه لذتی داره میبره وقتی هم داشت آبم میومد بهش گفتم آبم داره میاد چکارش کنم و اون سریع یه پلاستیک پیدا کرد و اونو توش ریختم و همچنین اون شب انقدر ممه خوردم که درست مثل ممه ندیده ها بودم چقدر چسبید که اون شب برای همه مجرد ها آرزو میکنم اما الان دیگه به هیچ عنوان پلاستیک در کار نیست و همیشه آبم روی شکمش یا سینه هاش یا گردنش میریزم و هر شب لخت بغل هم میخوابیم . من خیلی دوسش دارم و بهتون بگم هر ماه لااقل یک بسته کاندوم مصرف میکنیم دروغ نگفتم اگه کسی داستان منو خوند و خوشش اومد میتونم اتفاقات دیگه از سکس هام با مهتاب جونمو هم براتون تعریف کنم.


    نوشته: محمد

  • 3

  • 22




  • نظرات:
    •   jerard96
    • 4 ماه
      • 0

    • تو ک نمیخاستی شبش بمونی و اینکارا رو کردی اگ نیت موندن داشتی ملوم نبود چکارا میکردی


    •   سعید1400
    • 4 ماه
      • 2

    • همون که آبتو ریختی تو پلاستیک معلوم شد از کجا اومدی.......
      کمتر بزن همیشه بزن


    •   Ares.1
    • 4 ماه
      • 4

    • یا میریزی رو بدنش یا داخل کاندوم ؟! که تقریبا میشه هرشب!!!
      البته امکانش هم هست کاندوم رو درمیاری میریزی روش
      اما ب هرحال یه بسته برای هر ماه؟!؟ ولی اون وسطا اگه وقت شد بعضی شبا هم بخوابید بی خوابی خیلی بده!!
      یه نکته دیگه هم هست که این دوستمون رعایت کرد اما ب هرحال باید گفت
      کسی ک میگه ریختم روی کونش یا شکمش یا سینه هاش ، بعد افتادم روش بغلش کردم و خوابیدیم ، یا نمیدونه سکس چیه و خالی بنده ، یا نمیدونه تمیز کردن آب از روی بدن یعنی چی و ی انسان خیلی ..... :-D


    •   Adtenos35
    • 4 ماه
      • 4

    • د لامصب حالا فردا یه وزیر میاد میگه ،چینی ها ماهی یه بار سکس میکنن ،واسه همین تحریم نمیشن ،ما زیاد سکس میکنیم واسه همین تحریم میشیم .
      از خودت خجالت بکش. عیادی استکبار


    •   سکس_69
    • 4 ماه
      • 0

    • دیگه ننویس حالم بهم خورد حتی نتونستی ی کاری کنی که بخوام نصف این کسشعرت رو بخونم


    •   moj7878
    • 4 ماه
      • 3

    • منکه باور نمیکنم مردی تو این موقعیت باشه و خوابش بگیره--حتی تو کما هم برن دست بردار نیستن اونم اگه بار اولشون باشه---از خستگی هم بمیری و بهش بگی اگه رعایتت کنه اولطف کنه میگه تو بخواب و بلایی به سرت میاره که مجبوری همکاری کنی باهاش


    •   Only_best_sex
    • 4 ماه
      • 1

    • حالا اسمت جواده یا محمد تو هم که راس میگی


    •   amirhosseincode
    • 4 ماه
      • 1

    • تخمات نیم سوز نشن؟


    •   ماینر
    • 4 ماه
      • 1

    • اره خوبه که دیگه پلاستیک درکارنیست.چون اون پلاستیکا ک منی میریزی توش وپرت میکنی توطبیعت باعث میشه اسپرمات نفوذکنه به خاک و کم کم ادم روییده بشه از زمین.معلومه هنوزم خیلی هیجان زده ای ازسکس باهمسرت ک امیدوارم این حست همیشگی باشه


    •   ماینر
    • 4 ماه
      • 3

    • اون قسمتش ک گفتی خدا نصیب هیچکس خواهر زن زشت نکنه چیبود.یه توضیحی میدادی حداقل.فقط همینوگفتی وفکرمازومشغول کردی (dash)


    •   nilajooni
    • 4 ماه
      • 3

    • بالاخره کجا میریزی تکلیف خودتو روشن کن


      نایلون ؟‌ بدن ؟‌ کاندوم ؟


    •   Siin-miim
    • 4 ماه
      • 0

    • ب تخمم://


    •   blue_rose
    • 4 ماه
      • 0

    • عروسی کرده بودین بعد خبر نداشتی که داماد بعد عروسی شبش باید با عروس تو خونه ی خودشون باشن؟!!! موقعه سکس هی خوابتون میبرد؟! مواد زده بودین؟!! ابله شبه عروسی اینقدر هیجان داره که تا صبح دستات میلرزه مخصوصا برایه پسر! سِکسِه داستانت هم بیشتر از رو یه فیلمه پورن بود. پس قطعا جقی هم هستی! در کل به قوله هاکوکا! شاشیدم تو داستانت!!!


    •   Blackhorse
    • 4 ماه
      • 2

    • رفت آشپزخونه برات پلاستیک آورد؟
      می دونست تو کدوم کشو هست یا کشوها رو گشت؟
      عزیزم آبت رو بریز تو پلاستیک تا فریزش کنم برای روز مبادا.


    •   amiiir_h
    • 4 ماه
      • 0

    • تو جواد هستی از پشت کوه های برره..با22سال سن کسیو بوس نکرده بودی؟؟آبتو میریزی رو گردنش؟؟ شاشیدم تو ذهن جقیت بااین افکارت هرماه ی بسته کاندوم مصزف میکنین؟؟خب این کصخلی و جقی بودنت رو میرسونه مگ داری جنده میکنی ک دم ب دیقه کاندوم میذاری؟لطفا دیگ ننویس ک ای بار هم تورو میکنم هم زنتو


    •   فوت-لاو
    • 4 ماه
      • 0

    • نظر شما چیه؟کاندوم مفید بود


    •   ARYA52
    • 4 ماه
      • 1

    • خواهر زن زشت این وسط چکاره بود؟ :(
      ابت رو نریز تو پلاستیک. پلاستیک برای محیط زیست ضرر داره.


    •   MASIӇA
    • 4 ماه
      • 2

    • لابد این مهتاب جونت بهت افتخار هم میکنه و روزی چند بار بهت میگه مرد رویاهام!


    •   مسیحی۰
    • 4 ماه
      • 1

    • تو که حالا داستانشو مینویسی
      حتما و مطمئنأ فردا کوس وکون مهتاب جونتو کرایه میدی.
      تو رو باس محکم با زنجیری فولادین بست و ذغال قرمز دست بافوریها رو انداخت تو کونت.


    •   Comicon
    • 4 ماه
      • 0

    • اسکل اینجا کیر بدستهایی داریم که یه شب یه بسته کاندوم میزنن افتخار میکنی ماهی یه بسته استفاده میکنی


    •   ssonna
    • 4 ماه
      • 0

    • چه پوزیشنیه این69 لامصب
      انگار خدا مادر زادی جزو آپشنای کارخونه ای روی مردا میذاره اینو
      سند حرفمم همین دوستمون که لب بلد نبوده بگیره ولی 69 رو استاد کرده (rolling)


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 4 ماه
      • 0

    • blue_rose خدا نکشتت خخخخخخ


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 4 ماه
      • 0

    • بچه ها خوب حالشو جا اوردین
      چقدر خندیدم خدا جونم خخخخخخ


    •   حاج.دولدار
    • 4 ماه
      • 0

    • خسلي كيري بود داستانت
      وقتمون رو گرفتي


    •   VIDCO
    • 4 ماه
      • 0

    • داشت راست میشد تا وقتی که گفتی
      پلاستیک اورد


      جوری نابودم کردی که داعش عراقو نابود کرد


      ممد کیرم به کس عمت


    •   23shahkir
    • 4 ماه
      • 0

    • رفیق داستان تخماتیکی تو نوع زیستن وزادگاه وسواد وغیرت و....رو فاش کرد..آخه سگ تو شرفت مردک گوزپیچ تو شرم نمیکنی ازکس زنت و...تعریف میکنی اونم شب اول .تف به روح نطفه گه ات خاک برسرت.بی غیرتم اگه هستی حداقل بزا یه مدت از زندگی باهمسرت بگذره.
      عکسم میزاشتی یه باره کاملش میکردی ...گه...شماهاروبایدازخایه دارزد.


    •   23shahkir
    • 4 ماه
      • 0

    • رفیق داستان تخماتیکی تو نوع زیستن وزادگاه وسواد وغیرت و....رو فاش کرد..آخه سگ تو شرفت مردک گوزپیچ تو شرم نمیکنی ازکس زنت و...تعریف میکنی اونم شب اول .تف به روح نطفه گه ات خاک برسرت.بی غیرتم اگه هستی حداقل بزا یه مدت از زندگی باهمسرت بگذره.
      عکسم میزاشتی یه باره کاملش میکردی ...گه...شماهاروبایدازخایه دارزد.


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو