اولین شب کون دادن و زدن رکورد

    1396/8/23

    16 ساله بودم... شب ها همیشه با خواب عشقبازی با همجنس البته در کنار ارتباط با دخترا به خواب میرفتم... یک همکلاسی داشتم که تنبل بود و دوسه سال مردود شده بود .برای همین قیافه اش مردونه شده بود و هیکلش هم خیلی گنده تر از من بود.بدنم بیمو وسفید بود و کمی تپل و توپر... همیشه منت کشی منو میکرد که باهام دوست بشه... تنها که تو خیابون میرفتیم همش از سکس هاش میگفت.. تو کوچه های خلوت خودشو بمن میمالوند ومن برجستگی کیر سفتشو حس میکردم..تا بمن پیشنهاد کرد تو درسا کمکش کنم و منم قبول کردم..


    شب اول که اومد خونه مون تا ساعت های 10-11 باش کار کردم دیدم که چشاش قرمز شده و هی اب دهنشو قورت میده فهمیدم که از درس چیزی نمیفهمه . قرار شد بخوابیم... من اتاقم مجزا و فاصله داشت با اتاق بابا مامانم... به هر حال تشک هارو کف اتاق پهن کردیم.اومد بهم چسبوند تشک هارو ... برق رو خاموش کردم... هم من و هم او غرق شهوت بودیم ولی میترسیدیم شروع کنیم... صدای کش شورتشو شنیدم.فهمیدم لباساشو زیر پتو درااورده...منم لخت مادرزاد کردم...به بدن خودم دست میکشیدم از نرمی و تمیزیش بیشتر تحریک میشدم...ارووم ارووم کونمو بطرف اون میبردم..حس میکرذم اونم بطرفم میاد..قلبم تند تند میزد..دهنم خشک شده بود.. یهو یه چیز داغی رفت لای کپلم..اینقدر شهوتی بودم که میخواستم داد بزنم...دید که چیزی نمیگم خودشو چسبود بمن..هیکل گنده و پرمو و داغش منو در بر گرفت..انگار بزرگترین لذت دنیا بود.. کیر داغش رفت لای پام...با دستاش پستونام که مثه پستونای دختر 14 ساله بود رو میمالید...از شدت شهوت محکم منو بخودش فشار میداد..کیرش رو دم سوراخم گذاشته بود و همونجوری با کیرش ضربه میزد. من بازوشو گرفتم و اونو کشیدم رو خودم...که تا اومد روی من فریاد خفیفی کشید و گفت ابم اومد..من جست زدن اب منی داغ وغلیظشو حس کردم وبش گفتم چه زود ....بدون اینکه یه ذره تحریکش کم بشه کیرشو توی همون اب منی که دم سوراخم ریخته بود اروم اروم بتو فشار داد و من چون خیلی شهوتی بودم اصلا دردی حس نمیکردم...کیرشو کم کم تا ته فرو کرد ومن خودم باور نمیکردم که به همین راحتی کیرشو بکنه تو کونم...به هر حال من روی ابرا بودم..اونم روم خوابیده بود و داشت تلمبه میزد اروم اروم که من دردم نگیره...هنوز 5 دفیقه نشد که باز داد زد ابم داره میاد ومحکم کمر منو گرفت و خودشو توی من خالی کرد..بهش گفتتم از روم پایین نیاد چون اب منم داشت میومد وبخاطر اینکه ابم بیاد خودشو محکم روم فشار داد تا اب منم جست زد و روی تشک ریخت.. بعدازیک دقیقه بدون اینکه کیرشو دربیاره پهلو به پهلو خوابیدیم وشروع به صحبت کردیم وگفت این بزرگترین ارزوش بوده که من تو همین حالت تو بغلش باشم و چه شبهایی بخاط من جلق زده وازین حرفها... منم بهش گفتم که خواب این لحظاتو قبلا دیدم ولی حالا که اینکارو کردیم از تو خوابامم لذت بخش تر بوده.... نبم ساعتی صحبت کردیم دیدم کیرش که هنوز تو کونم بود شروع به سفت شدن کرد واروم اروم تلمبه زدن رو شروع کرد و تقریبا این دفعه طولانیتر نزدیک 20 طول کشید.من چون آبم امده بود اولش لذت نمیبردم وکمی دردم میومد ...ولی وقتی که شروع کرد به مالوندن بدن وپستونام و از پشت گردنمو میبوسید منم شهوتی شدم وکونمو حسابی میدادم عقب و دستاشو روی پستونام با شهوت فشار میدادم....چون طول مدت تلمبه زدن زیاد تر بود واقعل لذت بردم ونمیخواستم تموم بشه....باز بازوشو گرفتم و اونو روی خودم کشیدم..دوست داشتم سنگینی بدن گنده وعضلانی وداغ وپرموش رو کاملا حس کنم.. سرعت عقب وجلو کردنشو زیاد کرده بود.. چون سوراخ کونم باز شده بود دیگه ملاحظه نمیکرد و محکم و ضربه ای میکرد..ودرحالیکه لباشو روی لبام بزحمت فشار میداد خودم جست زدن اب کیرشو تو کونم حس کردم وبرای بارسوم منو محکم و مردانه گایید... من برای اینکه بیشتر لذت ببرم سعی میکردم آبم نیاد....آبش که اومد بیحال روی من خوابید و من برای اینکه آبم نیاد از زیرش خودمو بیرون کشیدم و بیحال پهلوش دراز کشیدم...از خستگی خوابمون برد...یکی دوساعت بعد من بیدار شدم ..چون تو تاریکی مطلق منو کرده بود ومیخواستم کیرشو ببینم بلند شدم و یک چراخ خواب به پریز کنارمون زدم ومشغول نگاه کردن به بدنش شدم... خواب عمیق بود از خستگی سه بار کردن من. آبهای منی همه جا به تشک وبدنمون مالیده شده بود والبته بیشترش تو کونم بود... باز شهوتم چوشید وکیرشو تو دستام گرفتم و برای اولین بار کردم تو دهنم... اگه وقت دیگه ای بود حالم بد میشد کیر کثیفو بکنم تو دهنم..ولی نمیدونم چی شد که با لذت شروع به مک زدن کیرش کردم..از خواب بیدار شد باورش نمیشد سریع کیرش مثل سنگ شد..منو گرفت تو بغلش و انگار داره با یه دختر عشقبازی میکنه..همه جامو بوسید ولیسید و شکم به شکم روم خوابید ومن بهش گفتم کیرت که مست شده چرا فرو نمیکنی تو بدنم...پاهایم رو دوشش گذاشت و کیرشو بدون تف فشارداد که اولش دردم اومد ولی آبهای منی که تو کونم بود بفریادم رسید و راه کونم سر شد... این دفعه من در اوج شهوت بودم و هرچی میخواست بهش میگفتم...ازم میپرسید خواهرتو میدی بکنم من بهش میگفتم اره بکنش.کیرتو بکن تو کس کوچولو و سفیدش...اصلا الان فکر کن داری اونو میکنی...اینارو میگفتم شهوتش چند برابر میشد... چون چشم تو چشم بودیم شهوت هردومون زیاد شده بو....یهو کیرشو از کونم کشید بیرون و امد بالاتر و کیرشو فرو کرد تو دهنم و گفت بخور..آبمو بخور..چون مجکم دوطرف سرمو گرفته بود مجبور شدم تا قطره اخربخورم.....دوباره منو تو بغلش گرفت...من چون آبم نیومده بود هنوز شهوتی بودم و رفتم تو بغلش و شروع به مالوندنش کردن...یکربعی که گذشت چون دیده بودم از تعریف کردن دختر و زن های فامیل من تحریکش زیاد میشه براش شروع کردم به داستان سازی..از خواهرم که گفتم نوبت مادرم که رسید چون مادرم جوون و سفید و تپل وکردنیه تا وصف کپل های مادرمو کردم کیرش به سرعت سنگ شد و باز میگفت دوباره از کون تپل وسفید مادرت بگو ...ضمن تعریف پشتمو بهش کردم و کیرشو با دستم توی کونم کردم و خودمو دادم عقب که تا ته بره....همون قسمت کون سفید و تپل داستان مادرم خیلی تحریکش میکرد و من به چندین مدل کردن مادرمو توسط اون براش میگفتم... چون از مدلی که روم بخوابه بیشتر خوشم میومد باز کشیدمش روی خودم ...تقریبا نیم ساعت زیرش لذت بردم که این دفعه آب من زودتر اومد . تا اون ابش بیاد چند دقیقه زیرش درد کشیدم تا بالاخره ابش برای دفعه پنجم اومد و این دقعه واقعا از خستگی همونطور کیر تو کون خوابمون برد....نمیدونم چند ساعت گذشت از فشار کیر تو کونم بیدار شدم.. دیدم روز شده و افتاب روی ما افتاده و دوستم حمید(ببخشید یادم رفته بود اسمشو بگم) بیدار شده و تو روشنایی افتاب تن و بدن سفید وبیموی من اقارو تحریک کرده و شروع کرد به تلمبه زدن..من با اینکه کونم میسوخت واحتمالا زخمی شده بود اولش بی رغبت ولی با ادامه عشقبازی حمید با من و تماس هیکل عضلانیش منم تحریک شدم.... این دفعه گفت بیا بشین روی کیرم بشین و پاشو کن... منم شروع کردم ومشغول بودم که یکباره دوتا پامو کشید جلو و من با تمام وزنم روی کیرش افتادم وکیرش تا ته به سرعت رفت تو کونم...از شدت درد دادکشیدم... ولی خودش با این کار تحریکش زیاد شد و اومد مدل شکم به شکم ..شروع کرد به تلمبه زدن... من کونم درد گرفته بود ولی میدونستم اگه براش تعریف سکسی کنم ابش زودتر میاد این دفعه نوبت خواهرم که حدود 13 سال داشت و خیلی خوشگل و خوش تن وبدن بود .رسید...تا مرحله لخت کردن خواهرم براش گفتم که دیدم ابش باهمان قدرت وفشار دفع اول ریخت تو کونم... دیگه بلند شدیم ولباسامونو پوشیدیم و رختخوابارو جمع کردیم..تازه فهمیدیم چقدر لکه اب منی روش ریخته... چون جمعه بود موند تو خونه مون... ساعت های 10 بعداز خوردن صبحانه مادرم اومد وگفت دارن میرن منزل عمو... حمید با چشاش مادرمو که با لباس خونه بود داشت میخورد..دیدم کیرش داره میاد بالا .سریع کتاب درسی رو گذاشت روش..فکر کنم مادرم بو برد..چون ما دوتا از نظز هیکلی بهم نمیخوردیم...مادرم که سفره صبحانه رو برد دیدم کیرش سربالاست...فکر کردیم همه رفتن بیرون... دوتایی اروم اومدیم یهو چشممون به خواهرم افتاد که لخت به یه شرت در حالیکه پشتش بما بود سریخچال بود..من کشیدمش عقب..خواهرم رفت تو حموم ..حمید مثل دیوونه شده بود...برگشتیم تو اتاق من.. پرید بمن و مثل وحشی ها گفت داستان خواهرتو برام تعریفکن...منو چهاردست پا نشونده بود وشروع کرد به تلمبه زدن.لباسامونو فرصت نداد دربیاریم...چون دردم میومد بهش گفتم روم پهن بشه...ولی چیز عجیب این دفعه 5 دقیقه ای ابش اومد..نمیدونم شاید تاثیر دیدن یک لحظه بدن لخت خواهرم بود..به هر حال بهش گفتم حساب کردی از دیشب چند دفعه ابت اومد؟؟ تو این کمرو از کجا اوردی؟مدتی صحبت کردیم و هی میخواست صحبت رو به خواهرم بکشه و من ابا میکردم..یهو گفت بریم حموم..ببین اگه خواهذت اومده بریم یه دوش بگیریم که خیلی عرق کردیم.. رفتیم تو هال و به خواهرم ناهید گفتم که زودتر بیاد که ما بریم..بدجنس همونجا تو هال نشست که دید بزنه..بعداز یکربعی خواهرم با حوله اومد وسلام علیک کرد ورفت تو اتاقش..با اینکه حوله داشت ولی ساق ها و قسمتی از شونه مرمری وتپلش حمید اقارو حسابی سرحال اورد...باهم رفتیم حموم ..زیر دوش که بود من رفتم توالت فرنگی که توی حمومه یهو نزدیک نیم لیتر اب منی این هفت هشت دستی که منو گاییده بود ازم خارج شد..جمید هم اومد تماشا و با تعجب میگفت این همه اب منی رو من تو کونت ریختم؟؟؟ همین مساله و تحریکی که حمید از خواهرم شده بود منو مجدد تحریک کرد..رفتم زیردوش خودموبهش مالیدم..بهم گفت یه کاری کن من خواهرتو فقط یکم بمالم..بعد هر مدل که بخوای تورو میکنم...اول قبول نمیکردم .بعد شهوت باعث شد بهش قول بدم.. گفتم به شرطی که منو تو حمام یک دفعه کامل بکنی وابتو بیاری تو دهنم .باشه....اونم ارز خداش شد شامپو مالید به کیرش و گذاشت لای پام... منو خوابوند کف حموم و کیرش که نیمه مست شده بود کرد تو کونم... بعدچند دقیقه باز کیرش شد سنگ//ولی هرچه تلمبه میزد آبش نمیومد...منم عمدا با کونم کیرشو سفت میگرفتم تا اخربعد یک ربع گفت داره ابم میاد..سریع از روم بلند شد و من کیرشو تو دهنم گذاشتم و ابشو خوردم وشروع کردم به مک زدن که ابش بیشتر بیاد.....خودمونو کامل شستیم و.ریششو زد حمید ودوتایی اومدیم تو هال...با شورت و حوله دورمون کشیدیم... به حمید گفتم بیا تو هال شوخی شوخی کشتی بگیریم..ناهیدم میاد تماشا شاید تو به ارزوت برسی... ناهید ضبط رو بلند کرده بود و تو اتاقش داشت موهاشوسشوار میکرد..بعد دید ما تو هال داریم شوخی میکنیم اومد..با یک تی شرت بدون کرست و یک دامن بلند تقریبا نازک... دید که ما داریم کشتی میگیریم.چشمش که به بدن عضلانی وخوش ترکیب حمید افتاد من حس کردم یه جوری شد..منم تجریک شدم که هردوتاشونو به ارزوشون برسونم...من گفتم قبول نیست حمید سنگین وزنتره اگه ناهید بیاد کمکم اونوقت هم وزن میشیم..ناهید با تعجب اولش نیومد بعد مثلا اومد کمکم... من وناهید مثلا حمید رو زدیم زمین من روی سیته جمید نشستم وبه ناهید فتم روی پاهای حمید بشینه...ناهید کونشو گذاشت بالای رون جمید و با دودستتش ساق های جمیدو گرفت..یعنی پشتش بما بود..
    حمید منو کنار زد که کون ناهید ببینه کیرش مست شده بود و ناهید که میومد عقب کونش رفت رو کیر جمید ..ماها با شورت بودیم..کیر منم راست شده بود..ناهید دوپای حمید رو بغل کرد و رو پاهای پشمالوی حمید سروته خوابیدو اینجا کسش رفت روی کیر جمید ..من میترسیدم حمید از شدت شهوت بلند شد و کیرشو بکنه تو کس ناهید...قرمز شده بود..سر کیرش از بالای شرتش معلوم میشد ولی ناهید نمیدید وفقط کسش به کیر حمید نزدیک ونزدیک تر میشد تا عاقبت روش قرار گرفت..دامن بلندش هم زیر بدنش لوله شده بود..پاهای سفید وتپل ناهید روش شکم حمید میومد..من . حمید تحریک شدید بودیم...ناهید پستوناش روی ساقهای لخت حمید بود...میدیدم خواهر 13 ساله ام غرق شهوت شده ... به همیم حالت بودیم.من شورت خواهرمو میدیدم که خیسه وروی کیر مث سنگ حمیده..اگه 10 سانت دیگه میومد پایینتر سرگیر داغ ولخخت حمید با بالای کس ناهید تماس میگرفت..دیدم ناهید خودشو به پاهای جمید فشار میده و کسشو روی کیر حمید میماله..کیر حمید روی کس ناهید بود.ناهید خودشو مالید واومد پایینتر...سرکیر حمید وقتی ناهید برگشت رفت تو شورت ناهید ..واینجا بود که حمید ناله کرد وابش ریخت تو شورت ناهید...منم ابم ریخت روی دامن ناهید...هرسه انگار ازخواب بیدار شدیم...سریع جمع وجور کردیم...ناهید پاشد ودوید بطرف اتاقش... هرچه نگاه کردم اب منی رو شکم وتو شرت حمید نبود..فهمیدیم همش ریخته تو شورت ناهید...ترسیدم نکنه بره تو کسش وحامله بشه..رفتم تو اتاقش دیدم شورتشو داورده با تعجب میگه اینا چیه؟؟؟کمی از واقعیت رو بش گفتم که دوستم از زیبایی تو تحریک شد و ابش اومده برو سریع بشور..... من وجمید رفتین تو اتاقم...پشیمون از اینکار...هرچند اینقدر من تحریک شدم که ابم همونطر اومدهبود...حمید باورش نمیشد..بعمرش دختری بدنش به بدنش نخورده بود وازون مهمتر کیرش هرچند ناخواسته روی کس دختری رو لمس نکرده بو..در سکوت تو بغل هم بودیم..ازم سوال کرد چی به ناهید گفتم وقتی گفتم باز از جزییات پرسید ومن شهوتم جوشید وکیرشو تو دهنم کردم...وباز مثل مهرگیاه بهم پیچیدیم..دوسه مدل عوض کردیم و جریان ناهیدو دوسه بار گفتم ابش که اومد واقعا داشت میمرد..روی کیرش دیگه اب منی نبود اب سفیدی که کمی خون الود بود..از زیرش که بلند شدم دیدم در تکون خورد..سریع رفتم دیدم ناهیده...ناهید تمام جریان من و [میدو دیده بود............
    و شاید پایان


    نوشته: نیما

  • 2

  • 14




نظرات:
  •   _Arash_71
  • 6 روز،13 ساعت
    • 1

  • شر و ور بود


  •   nimbaz021
  • 6 روز،11 ساعت
    • 1

  • چقدر گی زیاد شده نخوندم


  •   مهدی ایتالی
  • 6 روز،9 ساعت
    • 1

  • مغزتو گاییدم چقدر کسشر نوشتی


  •   mohsen3924
  • 6 روز،8 ساعت
    • 1

  • و باز کس مغزی دیگ کس شری دیگر نوشت و مردم همیشه در صحنه را کسخل فرض کرد
    اخه کونی هفت بار تو یک شب
    جانی سینزه مگه فیل هم باشه موش میشه این که کیر فیل هم نمیشه


  •   farhad_farhd
  • 6 روز،3 ساعت
    • 1

  • جقی جان خواهرتو که اوردی مادرتو هم میاوردی براش تو با این همه اشتها باید تمام پسرای محله رو خبر میکردی تا هم خودتو هم کلا زنای فامیلتو میکردن


  •   rezasex20
  • 5 روز،20 ساعت
    • 1

  • دمت گرم عجب تخیلی داری با جزعیات کامل خیال میکنی


  •   Bihalam
  • 5 روز،18 ساعت
    • 1

  • کسخل :/


  •   reza.sexy.76
  • 5 روز،16 ساعت
    • 0

  • خواستی بدی درخدمتم من بکن خوبیم


  •   stalker9675
  • 5 روز،16 ساعت
    • 1

  • از نظر نگارشی و غلط املایی داستان خوبی نوشته و فانتزی های جالبی هم داره ،اما از نظر محتوا کاملا ریده (حتی بیشتر از تیم ایتالیا در انتخابی جام جهانی)،حمید رو به شکل یه آب پاش عضلانی توصیف کرده که بعد از ارضا شدن به تعداد اتم های موجود در یک مول (عدد آووگادرو) هنوزم مثل روده های طلایی مموتی با توان کامل کار میکنه و کافیه به حد کافی تحریک بشه تا به اذن آمون ،آب کافی برای مردمان قحطی زده ی سومال رو هم فراهم کنه .هر چه به پایان داستان هم بیشتر نزدیک میشیم ،غلظت کسشعر بودنش بیشتر میشه تا حدی که داستان باگ های منطقی پیدا میکنه و به کلی از مدار عقلانیت خارج میشه ،مثلا فرجام اون تشکی که در اثر عملیات گه مال کرده بودن رو یادش میره بگه و همینطور مامانه هم میفهمه که اینا دارن کس کلک بازی درمیارن و زیر سبیلی رد میکنه


  •   alisexy1372
  • 5 روز،14 ساعت
    • 1

  • آقا این دیگه آخر مزخرف بود خدایی
    مغز مجهول تو گاییدم


  •   arasyar
  • 5 روز،3 ساعت
    • 1

  • مطمئنی اولین بار بود کون میدادی


  •   mikhoresh
  • 5 روز،2 ساعت
    • 0

  • خدا همه مون رو شفا بده...


  •   joint.u
  • 4 روز،15 ساعت
    • 1

  • کس و شعر محض
    جق ها جدیدا کونی شدن
    فقط میخوان یه عنی بنویسن و این وسط نه به خودشوت رحم میکنن و نه به خانوادشو


  •   sara.sexi31
  • 4 روز،1 ساعت
    • 1

  • Kos sher


  •   iy
  • 3 روز،20 ساعت
    • 0

  • سلام ب همگی . یعنی کسشعر محض بود داستانت . اگه مرد 5 بار ابش بیار در روز با 6م میمیره


  •   omid-joon
  • 3 روز،10 ساعت
    • 0

  • زیبا نوشته بودی لایک


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو