اولین ضربدری (۱)

1398/02/07

یادم نیست چند سال پیش بود
همینقدر یادمه دوره اس ام اس و یاهو مسنجر بود
بعد از چند ماه تلاش بالاخره خانمم راضی شده بود بیاد ضربدری رو تجربه کنیم
تو شهوانی یه دوری زده بودم .راستش اون موقع به اندازه حالا آدم
لاشی و بیکار توسایتها نبود که نتونی به کسی اعتماد کنی
.یه پسره رو پیدا کردم ،اصالتا شیرازی بود ولی با خانمش اصفهان زندگی میکرد.
یه چند بار باهم چت کردیم، پسره ۲۴ ساله و خانمش ۲۰ ساله بود.از ما کوچکتر بودند،اون موقع خانم من ۲۸ ساله و منم ۳۵ ساله بودم.باهاشون یه قرار گذاشتیم تو پارک فردوسی اصفهان .
قبلش رفتم یه سیم کارت ایرانسل خریدم و شمارشو بهش دادم.
روز قرار یه حالی بودم.ما یه پسر داریم ،راستش اون موقع اونو هم برده بودیم چون نمی دونستیم کجا بگذاریمش. با کلی تپش قلب رسیدیم اونجا ،نمیدونستم چی میخواد بشه ،می گفتم شاید طرف مامور باشه اصلا، به پسرم گفتم بره تو زمین اسکیت بازی کنه.هی داشتم اطراف چشم می انداختم ببینم یه زوج با اون مشخصات میبینم .کسی نبود که بنظرم بیاد.بهش پیام دادم کجایید؟
تازه مردک نوشت من تنها اومدم ولی شناسنامه خودم و خانمم رو آوردم که مطمئن باشی.نمیدونستم چکار کنم.گفتم خوبه برگردم ولی از یه طرف تا اینجا هم اومده بودیم و ممکن بود دیگه خانمم نیاد.به خانمم گفتم تو روی این نیمکت بشین ،اگه بهت زنگ زدم بیا پیش ما.رفتم پیش پسره ،قیافه بدی نداشت ،تقریبا ۱.۷۰ قد داشت و فکر کنم ۷۰ کیلو وزن.با هم دست دادیم و نشستیم ،من شروع به گلایه کردم که چرا تنها اومدی ،اونم گفت مادر خانمم اومده دیدنمان، خانمم مجبور شده بمونه خونه، یه جورایی کلافه بودم ،کلی تیپ زده بودم که دختره منو بپسنده حالا هیچی .
شناسنامه هاشون رو داد دیدم بله زن و شوهرند، هنوز یکسال از عقدشون نمی گذشت، پسره میگفت کلی داستان ضربدری خونده و بصورت شدیدی علاقه داشت تجربه کنه ،گفتم خانمت نمیخواد منو ببینه ،گفت نه،احتیاجی نیست ؟؟؟!!!
یه زنگ زدم به خانمم که بیاد پیشمون .پسره که اسمش حمید بود ،داشت چشم می انداخت ببینه زن من کیه؟
وقتی دید یه خانم جذاب داره خیلی با متانت به سمتون میاد فهمید اونه ،مردک میخواست با چشماش بخوردش، گلناز خانمم دختر جذابیه، قد ۱۷۰ و وزن ۶۵ ،اون فقط یه سلام کرد و نشست ،حمید هم فقط جوابشو داد و یه احوالپرسی مختصر کرد.بهش گفتم حالا چکار کنیم، گفت یه قرار بگذاریم دیگه ،گفتم باشه بیا آخر هفته میریم یکی از شهرهای اطراف اصفهان، یه هتل میگیریم ،اونم موافقت کرد، خداحافظی کردیم و از هم جدا شدیم.
تا جدا شدیم خانمم گفت پس میخوای بچه رو چکار کنیم ،ما نمی تونیم بریم بیرون شهر ،بگو بیایند خونه ما .دلم نمی خواست که کسی رو که نمیشناسم ببرم خونه اونم برای سکس ولی راه دیگه ای هم نداشتم، حمید هم تو یه خونه دوطبقه با برادرش زندگی میکرد و نمی شد اونجا بریم.در ضمن تا آخر هفته هم چند روز مونده بود و نمی تونستم تا اون موقع صبر کنم، بهش زنگ زدم و گفتم میتونید بیایید خونه ما ،اونم از خدا خواسته قبول کرد و قرار فردا شب رو گذاشتیم.
شب تو یاهو مسنجر بازم با هم صحبت کردیم، میگفت نرگس رفته حموم خودشو آماده کنه برای تو (راست و دروغش با خودش)،گفتم یه عکس از نرگس بفرست تا من ببینمش یه عکس دونفری از خودشون فرستاد ،یه جایی رفته بودند برف بازی،سراغ گلناز رو گرفت ،گفتم همینجاست ،گفت ببوسش.
یه سری حرفهای دیگه هم زده شد .مثلا اینکه زنها تو سکس از چی خوششون میاد یا اینکه از پشت میدند یا نه ؟

گلناز که تا اون موقع داشت چت ها مون رو میخوند گفت ازش بپرس چی میخواد بپوشم،ازش پرسیدم ،اونم با پررویی تموم گفت شورت و سوتین قرمز توری.
نمیدونم شبش اصلا خوابیدم یا نه ،اولین تجربه ،چیزی که چند ماه تو سرت بوده.
گلناز خانم فرداش سنگ تموم گذاشت ،رو تختی و ملافه اش رو نو کرد ،چند مدل میوه خرید و بعد هم به من زنگ زد که بیا تو سوتین فروشی ببین این که پسندیدم خوبه، یه جورایی کفری بودم، دست گذاشته بود رو یه شورت و سوتین قرمز توری که شرتش برای پشت فقط یه نخ بود و بشدت گرون ،هر چی بهش گفتم نخر اینو ،گفت نه ،نمیشه.
بهر حال شب شد ،قرارمون این بود که بگذارند آخر شب که بچه ما خواب باشه ،فکر کنم حدود یازده شب بود که زنگ زدند ،دو سه خیابون پایین تر بودند ،گفت میایید دنبالمون، گفتم باشه ،گفت اگه میشه گلناز رو هم با خودت بیار .
گلناز کلی به خودش رسیده بود و آماده پذیرایی بود ولی راضیش کردم لباس بیرون بپوشه، دنبالم بیاد ،ظاهرا نرگس میترسیده ،رفتیم دنبالشون، دیدمشون، براشون چراغ زدم پشت سرمون اومدند ،در پارکینگ رو زدم رفتم تو ،به گلناز هم گفتم برو جلوشون ،بی سر و صدا ببرشون تو واحد ،بالاخره تو مجتمع فضول زیاد بود.
ماشین رو سریع پارک کردم ،پریدم بالا ،هنوز همگی سر پا وایساده بودند.
خانمم به نرگس گفت بیا سبک کن ،با هم رفتند تو اطاق.
حمید نشست ،بهش میوه تعارف کردم ،گلناز و نرگس برگشتند ،خدایش دو تا حوری بودند.
نرگس رو مبل سه نفره کنار حمید نشت ،سمت چپشون با فاصله یه مبل گلناز نشسته بود ،منم که نمیدونستم چکار کنم روبروی حمید اونطرف سالن.
یه تعارفات معمولی کردیم ،گلناز بلند شد بره شربت بیاره ،نرگس یه چیزی تو گوش شوهرش گفت ،حمید هم جوابش رو داد.
گلناز با سینی شربت برگشت و تعارف کرد ‌.
حمید یه نگاهی به من کرد و با لبخند گفت آقا محسن که اصلا اونطرف نشسته ،یه اشاره ای کرد که یعنی بیا پیش ما .
من در کل آدم خجالتی هستم، حمید هم اینو فهمیده بود برای همین اوضاع رو دست گرفته بود،رفتم مبل کنار نرگس نشستم.
حمید گفت نرگس یه جورایی میترسیده و خیلی با سختی اومده،بعدش هم زنش رو بغل کرد و شروع کرد ازش لب بگیره.من نمیدونستم باید چکار کنم .حمید همون جور که مشغول بود بهم اشاره کرد که بیا جلو ،شروع کردم با موهای نرگس بازی کردن و دست روی لباسش می کشیدم که یهو برگشت و لباشو گذاشت رو لبام ،وای خدای من چه صحنه ای بود.واقعا داشتم یه لب دیگه غیر از گلناز رو میمکیدم. شاید چند ثانیه نگذشته بود،اونطرف رو نگاه کردم ،دیدم حمید سارفون گلناز رو کلا در آورده و گلناز هم داره مات و مبهوت منو نگاه میکنه.
گلناز تو سکس آمادگی قبلی و نوازش براش خیلی مهمه ،حالا یکی بدون مقدمه اونو لخت کرده بود.بنظرم اصلا نگاه نکرده بود ببینه چه لباس سکسی و قشنگی براش پوشیده.فقط میخواست بره سر اصل مطلب.کاری که گلناز اصلا دوست نداشت
با نرگس مشغول بودم.داشتم لبش .گوشهاش و کل صورتش رو میلیسیدم.یه پیراهن پوشیده بود با یه دامن کوتاه و یه جوراب بلند.
میخواستم پیراهنش رو در بیارم و یه حال اساسی با هاش بکنم.
من بر خلاف حمید بیشتر دوست دارم تو سکس به جزئیات برسم.با طرفم ور برم.کردن توش آخرین مرحله هست و بنظرم کم ارزش ترین مرحله.چون قبلش اینقدر با طرفم ور رفته ام که اون آماده شدنه و با چند بار زدن توش راحت ارضا میشه و همه لذتش رو میبره و نکته مهمتر اینه که تو سکس حتما باید مطمئن بشم طرفم ارضا بشه .ترجیحا قبل از من.
میخواستم پیرهن نرگس رودر بیارم و حسابی بدنش رو نوازش کنم و بخورم.نرگس سرشو آورد پهلوی گوشم و یه چیزی گفت .درست متوجه نشدم.بهش گفتم چی؟؟؟!!!
گفت من پریودم و خونریزی دارم
مات و مبهوت شده بودم.یعنی چی ؟یعنی این مردک نمیدونسته زنش پریوده و اومده سکس ضربدری کنه و داره اونجوری خانم منو بهش ور میره؟
بهش گفتم حمید آقا .خانمت میگه پریوده
همینجور که داشت سینه های گلناز رو فشار میداد رو کرد به زنش و گفت مگه هنوز خونریزی داری؟
بعد هم به من گفت فکر نکنم دیگه زیاد باشه
نمیدونستم چکار کنم .از یه طرف یه دختر که 15 سال از خودم کوچکتر و خیلی ناز بود اونجا بود که میخواستم بکنمش و از یه طرف دیگه هم این قضیه.
حمید که بیخیال بود و سوتین گلناز رو باز کرده بود و داشت کسش رو هم ازروی شورت میمالید.
دیگه کاری بود که شده بود
به نرگس گفتم فعلا پیرهنت رو در بیار
بدن سفید و بلوریش رو دیدم.یه سوتین سفید اسپرت بسته بود.سوتینش رو هم باز کردم.باورم نمیشد.دو تا ممه داشت واقعا اندازه یه گردو.خیلی کوچولوو دخترونه بود.من عاشق ممه هستم و به تجربه میدونم اکه اونا رو باهاشون بازی کنی خیلی بزرگ میشند در طولانی مدت .ولی فکر کنم حمید اصلا به اینا دست هم نزده بود.
شروع کردم ممه هاشو خوردن
حمید شورت گلناز رو هم در آورده بود.مطمئنم اصلا ندیده بود چی براش پوشیده.فقط میخواست زودتر لختش کنه و بکندش.
گلناز که فهمید گفت بیا بریم تو اتاق
.اینجوری برای منم بهتر بود.منم گلناز رو نمیدیدم.چون از چهرش پیدا بود که پشیمونه.
با ممه های نرگس مشغول بودم .خیلی حال میداد.یه جفت ممه کوچولو با یه سر قهوه ای کوچولو مثل سینه مردا.برعکس گلناز که سینه های بزرگی داشت با یه نوک بزرگ.
یعد یکی دو دقیقه نرگس گفت میشه برم دستشویی .بعد رفتنش به یه بهونه ای رفتم سمت اتاق.حمید کیرشو کرده بود توی دهن گلناز.مرتیکه 20 سانت کیر داشت .کلفت هم بود و رگهاش از همه جاش زده بود بیرون.گلناز ساک زدن رو دوست داره ولی فکر نکنم با اون کیر حال میکرد.کیر من نهایت 15 یا 16 سانته و از لحاظ ظاهری خوش فرم تره.
نرگس برگشت و خودش دامنش رو درآورد.گفت اونقدرها خونریزی نداره و روزهای آخره.یه شورت سفید پوشیده بود.
لباسامو در آوردم و رفتم روی مبل نشستم.اومد جلو بغلش کردموداشتم همه جا شو لیس میزدم.بدن خیلی خوشگل و روفرمی داشت.میگفت ورزشکاره و کمربند مشکی تکواندو داره.یه ده دقیقه ای داشتم بهش ور میرفتم .خیلی مور مور شده بودم کسش رو ببینم.یهو بهم گفت میخوای برات ساک بزنم.منم گفتم آره .خیلی دوست دارم.جامون رو با هم عوض کردیم.اون نشست روی مبل و من وایسادم.بهم گفت فقط به حمید نگو .من براش ساک نمیزنم
با اینکه میگفت ساک نمیزنه ولی بلد بود.قشنگ میکرد تو دهنش و خوب میمکید.حالمو زود خراب کرد.نمیتونستم بگذارم ادامه بده ممکن بود آبم زود بیاد. صدای آخ و اوخ گلناز از تو اتاق میومد.ظاهرا حمید داشت بس ناجوانمردانه میکردش.بعید میدونم اصلا با اون ممه های خوشگلش بازی کرده باشه یا اون کس تپلش رو لیس زده باشه.فقط میخواست بکنه.
شورت نرگس رودرآوردم .رو نوار بهذاشتی آثار خون کمی بود.ولی کسش رو که دیدم همه چی یادم رفت.خیلی باحال بود.نمیدونم حمید چکارش میکرد ولی ظاهر کسش خیلی دخترونه بود.خودش میگفت حمید تا روزی دوبار هم میکندش و زیادم فرقی نمیکنه پریود باشه .حال داشته باشه یا اصلا بخواد .ظاهرا آب حمید خیلی دیر میومد تا یکساعت هم تلمبه میزد که میگفت من خوابم میبره ولی اون داره همینجور میزنه.
نشستم روی مبل و اونو نشوندم روی زانوم.شروع کردم با کسش بازی کردن وخوردن دوباره ممه هاش.چند دقیقه بیشتر نگذشته بود که ارضا شد.میگفت این دومین باری که بعد از ازدواجش ارضا شده؟!!!.خیلی حال کرد ه بود .برای من خیلی تعجبی بود
خوابوندمش روی زمین .دیگه نمیشد جلو خودم رو بگیرم.اومدم روش و سر کیرم رو گذاشتم دم کسش .فکر میکردم خیلی باز باشه.باز بود ولی نه اونجور که فکر میکردم.چند دقیقه ای زدم توش.داشت حال میکرد .تو همون حین کردن هم سینه هاشو میخوردم یا ازش لب میگرفتم.در گوشش گفتم :عزیزم از پشت هم میدی؟
گفت تا حالا به حمید ندادم .یعنی یکبار اتفاقی رفت اونجا خیلی دردم اومد و گریه کردم ولی بیا به تو میدم.
شاید به این دلیل بود که کیر من کوچکتر بود.رو شکم خوابندمش.تجربه بهم ثابت کردی اگه تو حالت سگی کون طرفت رو بکنی کمتر درد میکشه ولی من دوست داشتم بیفتم روش .
انگشتم رو کردم تو کس خیسش و بعد کردم تو کونش .یه چند دقیقه ای فقط انگشت میکردمش .نشسته بودم روی پاهاش .یه دستم توی کونش بود و یکی دیگه هم کمر نازش رو ماساژ میدادم.خداییش خیلی دختر خوبی بود و خیلی همراهی میکرد.بعد اینکه دو تا انگشت کردم تو کونش و حس کردم آمادست .خوابیدم روش و سر کیرم رو سعی کردم بکنم توش.دو سه بار در رفت .خودش برام تنظیمش کرد و فرستاد تو.خیلی با احتیاط باهاش رفتار میکردم.میخواستم اونم حال کنه.
یه ده دقیقه ای تلمبه زدم .دیگه نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و آبم اومد.
بهش گفتم پاشو برو دستشویی خودت رو خالی کن.خندید و گفت نمیخوام .میخوام پیش خودم نگه دارم.گفتم پاشو برو خودتو لوس نکن.اینجوری اسهال میشی
(ادامه دارد)

نوشته: محسن


👍 27
👎 14
80977 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

764197
2019-04-27 20:25:24 +0430 +0430

اینا فقط فانتزیه. یه مشت جقیه

3 ❤️

764203
2019-04-27 20:38:09 +0430 +0430

بنظر واقعی میاد
من که با داستانت حال کردم
اولین لایک (clap)

4 ❤️

764218
2019-04-27 21:36:03 +0430 +0430

خوشم نیومد

1 ❤️

764245
2019-04-28 04:40:29 +0430 +0430

نمیشه گفت خوب بود ولی بدم نبود با این ک ضربدری اصن دوس ندارم ولی جالب بود منتظر ادامش هستم فقط امیدوارم تر نزنی.

2 ❤️

764266
2019-04-28 05:44:50 +0430 +0430

متاسفانه دختره زنش نبوده ک اونقد تنگه و اونجا فهمیدی ی جقی از شهوانی سرت شیره مالیده . بعدشم بچت کره ؟

2 ❤️

764272
2019-04-28 05:51:10 +0430 +0430

تخمی تخیلی

2 ❤️

764286
2019-04-28 06:53:16 +0430 +0430

دیس ۵ درکیونت.بخاطر بیمار بودن و بی غیرتیت.خاک برسرت که به ناموس خودتم رحم نمیکنی ابله.

3 ❤️

764298
2019-04-28 09:07:57 +0430 +0430

داستان واقعی وقتی آغغغا محسن داشت مینوشت:

بعد یه روز کیری و سگ حشر بودن داداشمون تصمیم به کفلمه میگیره!
خوب از بس کالیبر کونت گشاد شده میاد تو شهوانی و فقلم سوپرم میزاره ، همین طور که داره میبینه شروع میکنه به فانتزی با ذهن مریضش… همین طوری که داره کس مینویسه و مداد تو کونش میکنه ،متاثر از روابط خانوادگی و کمبودها، شروع میکنه به اسهال مغز … تند تند میزنه ووکسشعر مینویسه … حالا مداد کامل تو کونشه و فاااز دادنش رو بصورت تابع معکوس مینویسه . وقتی آبش میخواد بیاد احساس میکنه غیرت نداشته اش گاییده شده و یه سری اراجیف به خورد ما میده …
کیر اسب بلال حبشی تو کون مریضت

2 ❤️

764307
2019-04-28 11:10:47 +0430 +0430

یه سوال ! بچه تون رو با آرام بخش خوابونده بودید که بیدار نشد ؟

0 ❤️

764313
2019-04-28 12:09:51 +0430 +0430

خیلی زیبا بود

1 ❤️

764315
2019-04-28 12:24:51 +0430 +0430

نه می خوام فحش بدم نه اینکه بگم جقی فقط یه چیزی وقتی می خوای داستان بنویسی اسم یه منطقه رو میاری حتما لازم نیست اون منطقه رفته باشی با یه سرچ ساده می تونی بفهمی چطوره من خودم اصفهانم اصفهان پارک فردوسی نداره بین سی و سه پل و پل خواجو یه پل داره به اسم فردوسی که به فضای سبز اونجا نمی گن پارک فردوسی در ضمن اونجا زمین اسکیت نداره

0 ❤️

764328
2019-04-28 14:12:21 +0430 +0430

چطور دستتون رو میکنین تو یه سطل عن ، بدون این که طرف آمادگی از قبل کون دادن رو داشته باشه
حالتون بهم نمیخوره ، بووووش اذیتتون نمیکنه
چقدر حال به هم زنین اگه اینجوری هستین

1 ❤️

764333
2019-04-28 14:29:31 +0430 +0430

خیلی حمید رو کوبیدی تو داستان

فک کنم تنها اومده

توهم گفتی تا اینجا که اومده بزار حالمونو کنیم
اول زنتو گاییده
بعد تورو از کون گاییده چون گفتی تجربه بهم ثابت کرده حالت داگی دردش کمتره

1 ❤️

764352
2019-04-28 16:39:56 +0430 +0430
NA

ادامشو بنویس حتما.خدا قسمت مام بکنه

0 ❤️

764353
2019-04-28 16:47:42 +0430 +0430

بنویس ببینیم

0 ❤️

764354
2019-04-28 17:32:44 +0430 +0430

هیچ وقت یک زن توی پیریودی شورت سفید نمیپوشه

1 ❤️

764357
2019-04-28 18:09:16 +0430 +0430
NA

ضربدری عالیه دوس دارم زن دوستم و بکنم و اونم …

0 ❤️

764363
2019-04-28 19:03:03 +0430 +0430

کون نمیخای بدی؟

0 ❤️

764458
2019-04-29 03:56:46 +0430 +0430

اصفهان که پارکی به اسم فردوسی نداره

1 ❤️

764536
2019-04-29 12:17:08 +0430 +0430

ازون جایی که گفتی تجربه ثابخ کرده داگی برای کون دادن دردش کمتره فهمیدم کونی هستی
و در ضمن کیرو زده بهت زن پریودشو انداخته بهت (dash)
اون کسخلایی هم که میگن پارک فردوسی نداره منظورش پارک بوستان کنار پل فردوسیه که زمین اسکیت هم داره مجسمه فردوسی کیر به دست هم وسط زمین اسکیته

0 ❤️

764642
2019-04-29 23:23:00 +0430 +0430

حتی اگر تخیلی بود خیلی قشنگ توصیف کرده بودی و اتفاقها خیلی محتمل بود
همیشه دلم میخواد بدونه رابطه زوجها بعد از ضربدری چطوری میشه

0 ❤️

765677
2019-05-05 10:21:11 +0430 +0430

از کیون هم اسهال میشن؟؟؟؟؟؟چه پتانسیلی دارید
بچه بدبختو چیز خور کردین
الکی مثلا داستانو باور کردم

0 ❤️

771998
2019-06-06 20:19:00 +0430 +0430
NA

ضربدری دوس دارم انشالله نصیب بشه

0 ❤️

772324
2019-06-08 13:05:53 +0430 +0430

به نظرم بزرگترین لذت سکس با زن متاهل جلو شوهرشه

0 ❤️

796697
2021-03-12 04:35:49 +0330 +0330

قربونت برم خوب بود

0 ❤️