اولین قرار با دوست دختر

    سلام دوستان علی هستم ببخشید داستان معمولیه و خیلی سکسی نیست خاطره اولین قرارم با دوست دخترم هست.
    من تیپ و قیافه درست حسابی ندارم به خاطر همین دوست دختر هم زیاد نداشتم. اولین دختری بود که باهاش قرار میزاشتم اکثرا همشون در حد چت و سکس چت بودن به قرار و بیرون نمیرسید .
    اسم دوست دخترمو میزاریم سحر .
    سحر دختر نسبتا تپلی بود خیلی خوشگل نبود ولی برای من خیلی جذاب و سکسی بود چون تپلی بود سینه ها و کونش بزرگ بود منم عاشق تپل بودنش بودم کلی با هم سکس چت کرده بودیم و عکس بدن همو دیده بودیم. دختری نبود که به هر کسی پا بده از خوش شانسی من بود که سر راهم قرار گرفت و از بد شانسیم بود که از دستش دادم . بعضی وقت ها تصویری سکس چت میکردیم و جلو دوربین کسشو نشونم میداد کس تپلی که مطمئنم من اولین مردی بودم که میدیدمش. شکم داشت و همیشه شکمشو از من پنهون میکرد ولی من شکمشو دوست داشتم همیشه دعوامون بود که چرا نمیزاره ببینم . فکر میکرد من بدم میاد از شکمش . وقتی لباس زیر ست میپوشید خیلی جذاب میشد. خیلی سکسی و حشری بود از اینکه خودشو نشون من بده لذت میبرد . از اینکه من التماسش میکردم که بدنشو ببینم لذت میبرد .
    جفتمون خجالتی بودیم و روز قرار به سختی نگاه هم میکردیم کم کم که عادی شد رفتارمون دستشو گرفتم مثل دوتا کبوتر عاشق تو خیابون میرفتیم.
    من خیلی خیلی زود حشری میشم جوری که زود راست میکنم اون روز هم وقتی دستش تو دستم بود و به بدنش فکر میکردم راست کردم جوری که از رو شلوار ضایع معلوم بود . سحر هم که دید راست شده بدش نیومد یکم شیطنت کنه و به من گفت بریم ی جای خلوت به سختی جای خلوتی پیدا کردیم جلوم وایساد و گفت چرا راست کردی گفتم تو که منو میشناسی . سحر گفت حالا میخای چیکار کنی ؟ منم مثل احمقا گفتم نمیدونم بدون حرکت جلوش وایساده بودم نگاهش به کیرم بود که از رو شلوار سیخ شده بود که ی دفعه دستشو گذاشت روش و گفت چه سفت شده . خودشو به من چسبوند جوری که کیرم کامل به بدنش چسبیده بود منم کم کم خجالت کنار گذاشتم و محکمتر بغلش کردم و کیرمو فشار میدادم بهش با دستامم کونشو چنگ میزدم که خیلی بزرگ و نرم بود . نگاه صورتش کردم و لبام گذاشتم رو لباش بوسیدم شروع کردیم به خوردن لبای هم بی تجربه بودیم و فقط میخوردیم خیلی لذت بخش بود لب و دهنمون حسابی خیس شده بود . دستامو آوردم جلو و گذاشتم رو سینه هاش ی فشار که دادم ی آهی کشید بی حال شده بود خواستم دستمو بزارم رو کسش که مانع شد خودشو عقب کشید و گفت بسه.
    حسابی به هم خندید اخه تمام مدتی که پیشش بودم کیرم راست بود. اخر سر هم ی لب محکم ازش گرفتم و جدا شدیم.


    نوشته: علی

  • 2

  • 10




  • نظرات:
    •   Ares.1
    • 5 ماه
      • 2

    • هیچ نظری ندارم
      فکر کنم همین جمله برای نقد داستانت کافی باشه


    •   ARYA52
    • 5 ماه
      • 2

    • باید اسم داستان رو میزاشتی: شق درد ناتمام (dash)


    •   امیرخان۱۳۴۱
    • 5 ماه
      • 2

    • منم نظری ندارم


    •   ARYA52
    • 5 ماه
      • 2

    • در ضمن اگه قرار باشه در مورد شق شدن کیر اینجا داستان نوشت تمام مردهای دنیا هر روز صبح که از خواب بیدار میشن باید بیان تو شهوانی داستان بزارند،چه خر تو خری میشه اون وقت؟


    •   وب.گرد
    • 5 ماه
      • 1

    • آفلین


    •   mostoufi
    • 5 ماه
      • 1

    • علی هستم، همیشه راسته کیرم
      مث عن زشت و چاق و سر به زیرم
      یه بارم توی عمر، کص گیرم اومد
      همش میگفت نمیدم، میشه دیرم


      علی با کیر شق طی 49 ساعت گذشته


    •   aldaa
    • 5 ماه
      • 1

    • در نهایت میگم به کیرررم


    •   Amin.damavandi
    • 5 ماه
      • 0

    • من بودم تا دو روز کیر درد میگرفتم


    •   .Salma.
    • 5 ماه
      • 0

    • مفید و خلاصه !


    •   mamad_j.k.d
    • 5 ماه
      • 0

    • ناموسا نظری ندارم!


    •   Momoooam
    • 4 ماه،4 هفته
      • 0

    • نویسنده شق درد دارد تمام دیس لایک


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو