داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

اولین لز من ؛)

1398/06/12

همیشه همه ادما اون طوری که ما فکر میکنیم نیستن …
هرچقدر هم که اون ها رو بشناسی بازم موجود انسان قابل اعتماد نیست .
وقتی ۱۷ سالم بود ( قد ۱۶۲. وزن ۵۰. ۸۰ ) با صمیمی ترین دوستم رفتیم مشهد . به ما هتل ، اتاق دو نفره دادن … اینجوری هم بود که یه اتاق نسبتا بزرگ بود که یه تخت دونفره داست ، یخچال . Tv جلوش ، اسپیلت بالاش با حموم و دست شویی…
وقتی که رسیدیم بخاطر تایم بد ، من کلنازپامی که مصرف کرده بودم شدت زیاد بود
کنترل ازدست داده بود ، سرم گیج میرفت ، و بدنم به شدت کرخت بود ، جوری که احساس میکردم تکون دادن عضله هام برام سخته و عملا بیهوش بودم .
خودمو روی تخت ولو کردم ، اصلا نمیدونستم تکون بخورم ، مریم لباسای خودشو با یه تیشرت مشکی عوض کرد و آمد کنارم
لباساما دونه دونه در آورد…
تخت شده بودم
فقط شرت و سوتینم مونده بود ، یه دفعه روی شکمم نشست و شرو کرد لبامو خوردن
میک میزد ، محکم جوری که پوست این کشیده میشد … سعی کردم بلندش کنم ولی نمیدونستم… تقلا میکردم
موهامو کشید جوری که گردنمو بالا نگه دارم بعد گردمو گاز گرفت …
با دستم بدنشو که چنگ گرفتم انگار وحشی تر شد … سوتینمو در آورد سینمو محکم گاز می گرفت ، با یه دست دیگشم با سوراخ کونم بازی میکرد .
حالم بد شده بود ، گریم گرفته بود ، نمی تونستم هم کاری هم بکنم

التماسش میکردم که تمومش کنه … یه دونه محکم زر زیر گوشم از روم بلند شد . فکر کردم تموم شده ، با دوتا شال دستاتمو به گوشه تخت وصل کرد . ترسیده بودم ، کاری ازم ساخته نبود. روی پهلو رو چنگ گرفت ، شرتمو در آورد، پامو از ترس چسبونده بودم بهم … یه دونه محکم زد روی رونم بعد گازش گرفت … پامو باز کردم
شرو کرد میک زدن … اگه منم حس خوبی داشتم و مایه منیم همینطوری داشت میومد دروغ گفتم .
که یهو کوچولومو گاز گرفت … جیغ زدم
یه موز که از یخچال آورده بود رو کرد تو دهنم…
عقب جلوش میکرد جوری که عق میزدم
بعد پاهامو داد بالا و مورد کرد تو کونم … واقعا جر خوردم… می سوخت. خون میومد … چون خیلی بعد رفتش توش …احساس کردم دلم داره منفجر میشه … جیغ میزدم … درا عایق صدا بود …
التماس میکردم که تمومش کنه ، انگار تازه شرو شده …
یهو موزو درآورد و دوباره تو کرد… جلو عقب
آه و او هم در اومده بود
بعدم یهو کشیدش بیرون …
احساس میکردم سوراخم ، ورم کرده ، …
بوسم میکرد
همش ازم عذر خواهی میکرد .
و میگفت که واقعا دوست داشتم همیشه .

نوشته: Miss


👍 6
👎 36
31200 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

795926
2019-09-03 19:31:59 +0430 +0430

🌹 👌

1 ❤️

795937
2019-09-03 19:41:40 +0430 +0430

خب…
دیدی تگ لزبین به لطف یه عزیزی این روزا داستان خوبی توش آپ میشه
اومدی تو تم کپی کنی نه؟ ؛)
از اون منی که اون وسط پروندی معلومه پسری و اون دوستتم کونت گذاشته!
برو جقتو بزن گلم!


796088
2019-09-04 02:52:26 +0430 +0430

به قول امام کونکش مهربانی ها
“کیرم دهنت”

0 ❤️

796094
2019-09-04 03:19:39 +0430 +0430

مشخص پسری با اون اب منی

2 ❤️

796098
2019-09-04 03:51:50 +0430 +0430

عزیزم دوستان گفتنیها را گفتن ولی یه چیزی برام سوال بود یه موز از تو یخچال آورد کاری ندارم به اینگه هتلتون موز هم تو یخچالش بوده اما عزیز تا اونجا که من میدونم موز یه میوه نرم و حساسه یه کم فشارش بدی له میشه بعدش چطوری موز را‌ بزور کرده اونجای شما‌و خیلی طول کشیده تا بره تو و خون اومده و …بقیه ماجرا اگه با موز اینکارا را بخوای بکنی در عرض دو دقیقه فقط پوست تکه پاره شده‌اش تو دستت میمونه مجید جان دلبندم از این به بعد بجای موز از خیار یا بادمجان استفاده کن یکی هم جدا کن سایزش بهت بخوره یا به هتلی که میری بگو خیار قلمی تو یخچال بذارن چون اگه سالادی باشه خیارش احتمالا بهت بدجور فشار میاد???

3 ❤️

796116
2019-09-04 06:20:12 +0430 +0430

انقدر بدم میاد از اینا که یه دستی مینویسند

2 ❤️

796131
2019-09-04 07:24:41 +0430 +0430

کسی که نعشه قرص میشه ی درصدم اتفاقایی ک براش افتاده رو یادش نیس تو چجور مو ب مو یادته ؟

0 ❤️

796152
2019-09-04 08:34:54 +0430 +0430

ریدی عزیزم.
کلا سه خط داستان نوشتی بالای پنجاه تا غلط املایی داشتی.انگار هنوز کلوراز گاییدت.
دیسلایک تو کونت
موفق باشی؛

1 ❤️

796174
2019-09-04 10:09:59 +0430 +0430

نیوشا کجایی که ببینی هر چقدر تو داستان های لز رو زیبا نوشتی این جنده خانم اومد و خرابش کرد…و خطاب به شما نویسنده ی محترم این داستان باید بگم که:تو با این داستان آبروی هرچی لز بود رو بردی…چهار خط کصتان نوشتی پر از غلط املایی و نگارش فوق العاده بد…دیسلایک…

1 ❤️

796182
2019-09-04 10:29:24 +0430 +0430

****>
???ریدم تو تخیلات تخمیت

0 ❤️

796451
2019-09-05 06:42:56 +0430 +0430

اگه از اول راستش را مینویشتی که پسری و با یه پسر دیگه رفتی مسافرت اینقدر فوهش نمیخوردی .همه هم باور میکردند

0 ❤️

796454
2019-09-05 06:59:46 +0430 +0430

باز هم نوشتن با لهجه ی اصفهانی.

0 ❤️

797515
2019-09-08 12:28:28 +0430 +0430

کیرم خابید (hypnotized)

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom