اولین و آخرین جنده پولی

    سلام چند وقتی میشه عضو سایت شهوانی شدم داستاناشو دنبال میکنم که بنظرم واقعا خیلیاشون مسخره و از ذهن کثیف ی آدم جقی میاد خلاصه بگذریم میخوام این داستانی که براتون تعریف کنم واسه یک سال و خوردی پیشه ... سر ظهر بود دوستم ک همسایمون هم میشد بهم زنگ و گفت بیا تا تو کوچه کارت دارم من رفتم گفت ی جنده پولی پیدا کردم میگن خیلی خوبه و تعریفشو کردن بیا همراه من بریم من تنها نمیخوام برم اتفاقا من خودمم همون عصر قرار داشتم با دوس دخترم و طبق روال همیشه سکس ام میکردیم ولی تا اینو گفت بدجور افتاد تو سرم همراش برم اخه خیلی برام جالب بود ببینم خونه تیمی ها چه شکلیه این خاله ها چه شکلیه اصن جنده پولیا چجوری ان بدجور کنکاو بودم سر همین قبول کردم گفتم بریم درک پول حداقل ی بار تجربه همچین کسی رو میکنم


    دو سه ساعت بعد اماده شدیم و رفتیم زنگ زد خاله و ادرسو گرفت رفتیم به ادرس رسیدیم ب اپارتمان از تو پنجره تا نصفه اومد بیرون بهمون نشون بده کدوم واحده ی خانوم نسبتا چاق با ی بلیز زرد و موهای رنگ کرده و داغون خلاصه رفتیم بالا درو باز کرد یهو من جا خوردم تو حال هیچی نبود نه فرشی نه موکتی گفت ببخشید تازه اومدم اینجا هنوز وقت نشده وسایلمو بچینم بیاین داخل دوتا از اتاقارو درست کردم تا همه وسایل میچینم تو خونه خلاصه رفتیم تو اتاق . ی خانوم با سن ۲۷_۲۸ سال نشسته بود با ی بچه ۵_۶ ساله من که همون لحظه اوضای خاله و اون کس رو دیدم کلا رنگم پرید گفت خاک تو سرت طرف خودتو ول کردی برا کنجکاوی اومدی کس پولی بکنی ، دوستم بهم گفت اول تو برو کارتو انجام بده تا من اینجا با خاله صحبت میکنم منم ترسیده بودم گفتم نمیخوام اول خودت برو بعد من میرم قبول کرد گفت باش اینم بگم قبلش دوتامون قرص تاخیری خورده بودیم ک قشنگ پوله رو حلالش کنیم !!! پاشد با دختره رفت تو اتاق بغلی منم همونجا خجالت زده نشسته بودم نمیدونستم اصن چی بگم اون بنده خدا خاله ام ی شرایط داغونی داشت ک نمیشه اصن گفت چاق دستا پره تیغ و اصن یجور وحشتناک یهو برگشت به من گفت تو ب این خوبی اینجا چیکار میکنی بچه خوشگل مگه دوس دختر نداری رک گفتم دارم فقط از سر کنجکاوی اومدم رب ساعتی بیشتر نشد دیدم دوستم با دختره اومدن منم ک میخواستم تموم شه زودتر گفتم بریم خودمون گف نه وایسا استراحتی کنم بعد میریم قبول کردم ی ۷_۸ دقیقه گذشت پاشد گفت بریم رفتیم تو اتاق دیدم اتاق پره وسیلس گفتم مطمعنی جا هست گف اره بیا این وسط ی حا باز کردیم برا خوابیدن رفتیم اونجا من اصن هیچ حسی نداشتم و خیلی پشیمون بودم گوشیش زنگ خورد نشستیم کنار هم اشاره کرد ک کیرتو در بیار منم کیرمو در اوردم اصن راست نشده بود همینجوری که با تلفن صحبت میکرد کیر منم میمالید تا راست شه منم خیلی سعی میکردم اون لحظه حس بگیرم راست شه بکنم و زودتر بریم خلاصه یکم اندازه اینکه کاندوم بذاری سرش راست شد کاندومه خیلی کلفت بود خداییش تا گذاشتیم روش کیر لامصب باز خوابید گفتم لخت شو درستش میکنم خودم توقع داشتم الان لخت میشه ی سوتین و شرت سکسی خفن تنشه تا تی شرتشو در اورد دیدم سینه های گندش افتاد بیرون گفتم خب دیگه واسه راحتی کار حتما نپوشیده ی دامن پاش بود دامنو تا در اورد دیدم عه کس کونم افتاد بیرون کلا خشکم زد انگار اون بیشتر عجله داشت خخخخ هیچی خوابوندمش رو زمین و کیرمو ای مالیدم رو کسش و سعی کردم حس بگیرم یکم راست شه اندازه اینکه بره توش بود مام فرو کردیم تا دسته تو کسش و شرو کردم تلمبه زدن یهو دیدم چندتا برگ دستمال کشید گذاشت رو شکمش که ابم اومد بریزم روش منم تو دلم گفتم با اون قرصی من خوردمو و این کاندوم کلفت ممکنه از تو کس تو نفت در بیاد از من ابی در نمیاد . ۵ دقیقه ام نشد که تلمبه میزدم اصن هیچ حس خاصی نبود انقدم گشاد بود ک با هربار کشیدن کیرم از تو کسش و دوباره فرو کردن انگار یجای جدید میرفت خخخخ کلا حس حالمو و نظرمو در باره کس و کس کردن خراب کرد همون لحظه گفتم کافیه نمیخواد دیگه گفت چرا داری پول میدی چی شده گفتم نمیخواد حلالت پولو بهت میدم ولی دیگه نمیکنم عین خر پشیمون بودم . لباسامو پوشیدم و اونم پوشید رفتیم تو اتاق بغلی اونا خندشون گرفته بود فک میکردم دو دقیقه ای کردم ابم اومده پاشدم اومدم . ب دوستم گفتم پاشو بریم و ی خدافظی کردیم اومدیم بیرون داستانو واسه دوستم تعریف کردم ک تو اتاق چی شده و همونجا ی توبه قشنگ کردم ک دیگه هیچ وقت سمت جنده پولی و این چیزا نرم چون واقعا افتضاح بود شایدم اینا افتضاح بودن شماها جاهای خیلی خوبی سراغ دارین که خیلی حال بهتون بدن و اینا ولی خداروشکر ک من اینجا رفتم ک دور این چیزارو خط بکشم...
    مرسی که داستانمو خوندین اولین باریه مینویسم ببخشید اگه بد بود...
    دوستون دارم یاحق‌‌‌‌....
    MehRad 22 az .....


    نوشته: MehRad

  • 15

  • 8




  • نظرات:
    •   Parniyan.queen
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • خب واقعیت جنده پولی همینه دیگه هر روز و هرساعت میدن اونم سایزای مختلف بایدم شل و ول و گشاد بشن :d
      حالا خوشحالم برات که عاقل بودی :)


    •   prestige1986
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • الان داستان خودت راست بود رفیق؟


    •   mamadkaraji
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • باز خوبه همون خاله رو نکردی!
      انقدر کار و کاسبیشون خوب شده میلف های بازنشسته هم برگشتن تو کار


    •   hadi96xy
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • یه دوست دختر اهل دوستی بیاد تل 22 سالمه اسمم هادے H96S96@


    •   Zohre-km
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • آره کوس تنگ مث من کمه خخ


    •   iman.shahvanii
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • زهره هيچ ماستبندي نميگه ماستم ترشه،،كسيكه بخاطر پول سكس ميكنه نميشه تنگ باشه


    •   مسیحی۰
    • 1 هفته،2 روز
      • 3

    • سلام بچه ها.
      نویسنده همین داستان از اونهای که انتقاد پذیر نیست واز طریق پیام ودایرکت خیلی نامردانه فحاشی میکنه.
      داستان قبلیش کامنت گذاشتم خیلی بی ادبی کردواقعأ دلخور شدم‎ ‎


    •   آپو
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • سلام مسیحی۰
      اگه نمیشناختمت باور نمیکردم،درصداقتت شک ندارم.
      اگه انسان بودفحش نمیداد یه کار کاملا بچگانه در ضمن احمقانه،
      تازه در اپتدای داستانش نوسنده های دیگرو جقی و ذهن کثیف خطاب کرده .


    •   gankr.koy
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • دیسلایک،
      نوسنده ای که فحش بده و علنأ بقیه نوسنده های دیگه رو ذهن کثیف وجقی خطاب کنه،
      ویکتورهگو هم باشه پشیزی نمی ارزه.‏‎ ‎


    •   gankr.koy
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • کاش بیشتر از یک دیس داشتم تقدیمت کنم،همه رو مثل خودت نبین.


    •   ناصر39
    • 1 هفته،2 روز
      • 2

    • ربطی به داستان صحبت من نداره اما جهت اطلاع دوستان زهره که زیر همین داستان نظر گذاشته فیک هست
      اما در مورد داستان نویسنده عزیز متاسفانه جندگی یک شغل دلبخواه نیست و یک کار از روی ناچاری هست
      بارها برای من هم پیش آمده که متاسفانه طرف به قدری گشاد بوده و یا اونقدر بدون احساس که رسما از کرده خود پشیمان شده ام ! اما خوب همینی که هست !
      داستانت خوب و باور پذیر بود اما یادت باشه شما می تونی داستان ننویسی اما نمی تونی وقتی نوشتی انتقاد پذیر نباشی
      دوست عزیز من که گلایه داشته از شما رو باید دلجویی کنی


    •   .mobin20
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • مبینم مفعول 20 ماهدشت 180-80 بیبی فیس تا حالا ندادم ولی امشب تو مکان خودم میخوام تجربش کنم کم موام مشخصاتتون رو بفرستین


    •   Mahdi.azs
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • سره منم دقیقا یه همچین داستانی اومد


    •   Jooje_talaei
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • انتظار الکسیس داشتی حتما :| با اون دولِ معیوبت :| پسر باید اسم کس اومد شق کنه


    •   Farhad5089
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • نه عزیزم تو جنس خوب سراغت نیومده تو همین سابت با این خانم نیکی سکس خوبی داشتم واقعا هم کارش خوبه هم تمگه هم جوونه هم خوشتیپه هم مودب غیر اونم با دو تا دیگه هم بودم اوردم خونه عالی بودن میدونم چی میگی تو ولی خب اگه خوب خرج کنی کس کون خوب هم هست در ضمن تجربه من میگه طرفی که میاد خونه خیلی بهتره تا اونی که میری خونش خصوصا با خاله باشه زود بکن هستش لذت نداره


    •   Milad2345
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • الان داستان خودت راست بود؟؟؟؟؟ باریکلا دیگه نرو جندگی؟ باریکلا اق پسر


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو