اولین گی من با پسر عموم دانیال

    سلام به همه دوستان عزیز شهوانی من امین هستم بیست ساله از اصفهان هستم اول از همه بگم که این یک داستان گی هست پس دوستانی که علاقه ندارن نخونن تمامی اسامی این داستان به غیر از خودم جعلی هستن این داستانی که من ميخوام براتون تعریف کنم بر میگرده به چند سال پیش یعنی دوران نوجوانی من بذارید یه ذره از شکل ظاهری خودم بگم من از بچگی پسری خوشگل ناز و تو دل برو بودم طوری که همه عاشقم میشدن رنگ پوستم سفیده رنگ مو هام تقریبا بوره و رنگ چشمانم هم آبیه قدم هم متوسطه همیشه متوسط بود و استايل واقعا زیبا و دخترونه ای هم دارم ولی با همه این تعریف ها در مدرسه دانش آموز محبوبی نبودم چون یک ذره بد اخلاق و از خود راضی بودم کلا در مدرسه دو سه تا دوست داشتم که با اونها هم سر چیز های کوچک دعوام میشد راستی بگذارید یک ذره از رفتار هام براتون تعریف کنم من از زمان بچگیم بیشتر رفتار هام دخترانه بود تا پسرانه نميدونم چرا اینطور بودم مثلا همیشه لباس های زیر زنونه میپوشیدم و آرایش میکردم و رفتار هایی که دختر ها انجام میدن ظاهرم هم مثل دختر ها زیبا میکردم خوب حالا بگذریم من یک پسر عمو دارم به نام دانیال که هم بازی دوران کودکیمه هر چی که گند اخلاق هستم با اون مهربونم و جرات ندارم بهش چیزی بگم یک سال ازم بزرگتره و من واقعا از زمان بچگی تا الان واقعا عاشقشم از لحاظ ظاهری معمولیه و آدم بسیار مودب و مهربانیه دانیال از زمان بچگی رفتار های عجیبی با من میکرد مثلا همیشه خودش رو به هر بهانه ای به من میچسبوند و بدنم رو لمس و نوازش میکرد و حتی بعضی وقتا من رو میبوسید من هم از این کاراش بدم که نمیومد هیچ لذت هم میبردم وقتی حتی به استخر هم میرفتیم و من لخت میشدم اون به بدن من خیره میشد منم میخندیدم و میگفتم هان نگا میکنی؟ اونم میخندید و میگفت بزن بریم خوب بالاخره به سن پانزده سالگی رسیدم تابستون بود و منم نشسته بودم رو مبل و داشتم با گوشی ور ميرفتم که پسر عموم بهم زنگ زد گفت که بیا خونه تنهام خونشون خیلی با ما فاصله نداره چند تا کوچه اونور تر بود رفتم خونشون بعد نشستم روی مبل و پاهام رو انداختم رو هم بعد پسر عموم دانیال اومد و برام شربت آورد بعد از اینکه خوردیم پسر عموم اومد و در کمال تعجب از من معذرت خواهی کرد و دیدم شروع کرد به گریه کردن من کلی تعجب کردم و بهش گفتم عه دانیال چرا از من معذرت میخوای مگه چکار کردی؟ گفت که امین من ميدونم که تو چقدر منو دوست داری و همیشه باهام خوبی ولی من پسر عموی خوبی برای تو نیستم من از زمان بچگی نسبت به تو فکر بد میکردم همیشه بدنت رو لمس میکردم و تورو میبوسیدم حتی چند بار هم برات نقشه کشیده بودم و به خاطر همین هم ازت معذرت میخوام منم بغلش کردم و گفتم ای قربون پسر عموی عزیزم برم که اینقدر احساساتیه و بهش گفتم که اصلا طوری نیست و منم ناراحت نمیشم بعدش دانیال رو به من کرد و گفت امین جان منم گفتم جان بگو اونم بالاخره بهم پیشنهاد سکس رو داد و بهم گفت که چه قبول کنم یا نکنم به نظرم احترام میذاره منم قبول کردم و قرار شد که هفته بعدش پنجشنبه که خونوادش میرن خانه اقوام و پسر عموم هم باهاشون نميره من برم تا با هم سکس بکنیم من قبلش رفتم و کلی راجب سکس تحقیق کردم چند تا فیلم همجنس گرایی دیدم و با این سایت آشنا شدم بعد از اینکه پنج شنبه شد منم رفتم حموم و خودم رو حسابی آماده کردم حتی آرایش کردم و حسابی خوشگل کردم براش و راه افتادم به سمت خونشون خوشبختانه توی کوچه های ما زیاد شلوغ نیست و حتی یه مگس هم پر نمیزنه پس تو اون حالت زیاد جلب توجه نکردم رسیدم به خونش و درو زدم اونم اومدو در باز کرد تا چشمش به من افتاد چشماش یه برقی زدن و منو توی بغلش گرفت اون موقع از همیشه پررو تر شده بود و منم از این حالت پروییش خوشم ميومد من رو به سمت اتاقش راهنمایی کرد و گفت روی تخت بشین الان میان رفت و یه روغن وازلین رو برداشت و آورد سریع هر دو تامون لباس هامون رو در آوردیم و روی تخت دراز کشیدیم و بعد شروع کردیم به خوردن لب های همدیگه و با عشق از همدیگه لب میگرفتیم حدودا یه پنج دقیقه ای تو اون حالت لب گرفتیم و حس واقعا لذت بخشی برام داشت حسی که نمیخواستم تموم بشه بعدش دانیال من رو هول داد روی اونور تخت و اومد روم و شروع کرد به لیسیدن بدنم خوشبختانه در ژن ما موی زائد وجود نداره حتی الان هم بیست سالمه بدنم هیچ مویی در نیاورده اولش نوک سینه هام روی شکمم و کلا همه جام رو لیس میزد و منم چشمام بسته بودم و لذت میبردم بعدش من رو بر گردوند و خیلی سریع شروع کرد به لیسیدن کونم خوب اگر راستش رو بخواهید خودمم تعجب کردم ولی باز برام لذت بخش بود روغن وازلین رو مالید و با انگشت هاش سوزاخم رو باز کرد و بعد هم کیرش که بزرگ و کلفت بود (هفده سانت) رو چرب کرد و بعد از ده دقیقه با مکافات تا ته کرد توی کونم منم جیغ و اشکم در اومد واقعا درد شدیدی داشت بعدش شروع کرد به تلمبه زدن اولش یواش یواش بعد تند تند میزد منم زیرش داشتم آه و ناله میکردم بعدش هم به حالت داگی منو در اورد و یه دو سه مینی هم تو همون حالت منو کرد بعدش من رو روی کمر صاف خوابوند و پاهام رو داد بالا و خودش هم وسط پاهام و شروع کرد به تو همون حالت هم شروع به کردن کرد و ازم لب میگرفت بعدش هم اون خوابید و من نشستم روی کیرش و بالا و پایین ميرفتم و حال میکردم یعنی کلا بیست دقیقه ای به چند روش منو کرد و واقعا حس لذت بخشی بود برام آخرش هم منو انداخت روی مبل و افتاد روم و شروع کرد به تلمبه زدن و تمام آبش رو هم خالی کرد توی کونم و بعد بی حال هر دومون افتادیم روی هم اون بهم گفت تو نمیخوای منو بکنی؟ منم گفتم نه ترجیح میدم که مفعول باشم بعد از اون ماجرا پسر عموم و من بار ها با هم ديگه گی کردیم و لذت بردیم خوشبختانه من تونستم معافیت داعم سربازی رو بگیرم چون پدرم چند سالی فوت کرده بود ما اوضاع مالیمون هم خوبه ولی با این حال تونستم معافیت رو بگیرم پسر عموم هم تونست با مکافات معاف از رزمش رو بگیره چند ماه رفت خدمت و بر گشت الان هم هنوز با پسر عموم رابطه دارم پسر عموم بهم گفت که همجنس گراست و نميتونه با هیچ دختری کنار بیاد منم تقریبا مثل اون هستم خوب این بود داستان من به غیر از پسر عموم یکی دیگه رفقام به زور باهام سکس کرد که به تجاوز بیشتر شبیه بود اگر خواستید بگید تا داستان اون رو هم براتون تعریف کنم.


    نوشته: امین

  • 13

  • 7




  • نظرات:
    •   جان.کوچولو
    • 3 هفته،5 روز
      • 4

    • داداش داستان رفیقتو ول کن
      از خودت بیشتر بگو برامون.


    •   lovely_grl
    • 3 هفته،5 روز
      • 6

    • همینکه تمامی اسامی به غیر خودت جعلی هستن نشون میده داری خودتو فدا میکنی ، تو اصلا فکرشو نکردی فردا از موساد و ام ای۶ میان دنبالت؟؟


    •   shahx-1
    • 3 هفته،5 روز
      • 4

    • کونی جان معاف از رزم از خدمت معاف نمیشه بیاد خونه باید تا اخرش وایسه فقط اسلحه دستش نمیدن باید توالت بشوره چاه حمومو تمیز کنه بار خالی کنه و خلاصه هرچی کثافت کاریه می اندازن گردنش!! (biggrin)


    •   خرس.وحشی
    • 3 هفته،5 روز
      • 2

    • یعنی اعتماد به نفسی که تو داری اگه یونجه داشت روزی دوبار زعفران می دادهمچین از قیافش تعریف میکنه انگارالکسیس تگزاسه


    •   R.Renger22
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • بازم ی کسشعر دیگه از یه جقی دیگه!


    •   Hamid397
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • نوش جونتون


    •   samsepg
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • سکس، هر نوعش، با هرکس (غریبه یا دوست و فامیل)، با هر جنسیتی، در هر سن و با هر گرایش جنسی، باید ایمن باشه، توش رفتارهای پرخطر نباشه. حتی دو تا نوجوون بچه مدرسه ای هم ممکنه توی کنجکاوی های جنسی شون، عامل بیماری رو به هم منتقل کنن.


      از کاندوم استفاده کنین و اگر روتون نمیشه از داروخانه بخرید یا از کسی بخواین براتون تهیه کنه، با کارهای کم خطرتر، مثل مالوندن، خودتونو ارضا کنین.


      سکس بدون کاندوم و همینطور ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   Papyon97
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • گی از کرج کسی هس


    •   Landakj
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • جدیدا همه بورو چش ابی شد. این تخمیای تو خیابون منه جندم. همش منم


    •   رضا234
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • وا


    •   رضا234
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • از لوازم آرایشی و لباس زنونه استفاده میکنی هان؟ خوب عزیزم از همون اول میگفتی که ترنس هستی چون این ویژگی ها واسه ی ترنس هاست


    •   m...h...a...
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • باز هم داستان هایی با اسم گی که فقط اسمشون گی هست و نه محتواشون...سکس کودکانه...بدون کاندوم..البته در بسیاری از موارد مشخص بود اغراق شده بود..در نهایت بهت بگم که شما اوبی هستی و احتمالا اون فامیلت همجنسباز..‌همین شماها هستین که آبروی گی رو تو شهوانی بردین...شماها گی نیستین...برات دیسلایک زدم جاکش خان


    •   Mmlmm3737
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • جووووون دلم خواس ی مفعول اینجوری داشته باشم


    •   Soheil_0098
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • امین یه سری بهم بزن تو پی وی پیام بده لطفا


    •   hunterxxxx
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • عالی بود این داستانی که نوشتی یک داستان عاشقانه زیبا و جذاب بود امیدوارم خودت و پسر عموت خوشبخت بشید


    •   bigdick3
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • خوش به حال دانیال چه حالی کرده کاش ما هم از این پسر عمو ها داشتیم


    •   ممدعشقی
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • خخخخخ بهتر بود اسم داستانت رو مینوشتی اولین کون دادن به پسر عمو


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو