اولین گی من در مدرسه دوم دبیرستان

    سلام اولین بارم هست میخام داستان بنویسم گی هست اگر خوشتون نمیاد یا فکر میکنید دروغه نخونید سعی کنید به نیت لذت بردن بخونید که یه جقی بزنید
    من از بچگی حس دخترونه داشتم دوست داشتم دختر بشم همیشه احساس زنونگی و جندگی میکردم ولی میترسیدم کاری کنم قیافم سکسی نبود یکم هم مو داشتم کون بزرگی هم نداشتم ولی بدنم تپل بود و سینه های بزرگی داشتم همیشه تو مدرسه بچه ها برای شادی یا اذیت کردن منو انگشت میکردن یا میمالوندن منم خیلی دوست داشتم و چیزی نمیگفتم یا ادای تنگ درمیاوردم و مثلا میگفتم ادامه نده ولی تو دلم خیلی دوست داشتم ادامه بدن . یه بار دوم دبیرستان بودم امتحان میانترم داشتیم زمستون بود هرکی امتحان میداد میرفت نمازخونه من زود برگه دادم رفتم نمازخونه دیدم علی و مهدی دو تا از بچه ها پشتم اومدن یکیشون خیلی حشری بود همش منو میمالوند اون روز منم هیچی نمیگفتم اونم دید من ساکتم دستشو کرد تو شلوارم و سوراخمو مالید من اولش یکم خجالت کشیدم اومدم ادا تنگا رو در بیارم ولی بعد بیخیال شدم اونم به کارش ادامه داد که رسما داشت منو انگشت میکرد بعد دستشو دراورد شلوارشو کشید پایین گفت بخور اون یکی دوستش هی داشت نگاه میکرد من شروع کردم ساک زدم اولین ساک زندگیم بود دوستشم اومد دراورد گفت بخورش برای اونم خوردم ابشون اومد ریخت رو صورتم اولش نخاستم بخورم ولی با دست جمعش کردم خوردم دیدم خیلی میچسبه کارمون تموم شد علی گفت بعد مدرسه وایسا بعد گفت ساعت 5 بیا خونم ادرس هم داد رفتم خونه علی مادرش بود ولی خونه بزرگ بود رفتم داخل اتاق مهدی هم بود گفتن برو توالت خودتو بشور به منم یاد داد چطوری بشورم خودمو شستم برگشتم دوتاشون کیر به دست وایسادن جلوم جفتشون کیر حدود 14 13 داشتن خیلی کلفت نبود گفتن داگی بشین علی رفت پشتم کرم زد انگشتم کرد قبلا با مداد و ماژیک به خودم حال میدادم الان انگشت کرد زیاد درد نداشت مهدی هم ممه هامو میمالید گذشت کیرشو گزاشت رو کونم زور زد سرش رفت تو دردم گرفت اومدم داد بزنم دیدم مهدی دستشو اورد رو دهنم که صدام بیرون نره گفتم توروخدا بکش بیرون ولی گوش نداد زور زد دوباره کیرش رفت تو تا وسط کونمو با دست گرفته بود فشار میداد یکم دیگه زور زد تا ته چسبید بهم خایه هاش به من خورد خیلی درد داشتم و زور میزدم که داد نزنم مهدی کیرشو دراورد گفت بخورش من کلی درد داشتم نمیتونستم کاری کنم مهدی گفت بخورش قول میدم دردش کم میشه به زور زبون زدم و یکم خوردم علی هم تلمبه زد بعد از یکم دردش کمتر شد دو سه دقیقه تلمه زد ابش اومد ریخت تو کونم در اورد رفت یه گوشه نشست مهدی سریع اومد پشتم بدون هیچ حرفی کیرشو کرد تو نفسم گرفت ولی داد نزدم خودمو کنترل کردم اونم چند بار تلمبه زد بعد یه دقیقه ابش اومد ریخت تو کونم من خسته بودم لذت هم نبردم دراز کشیدم بجه ها فهمیدن خستم اومدن کنارم مهدی تا تونست ممه هامو خورد و قربون صدقم رفت بعد رفتم حموم و بعدش خونه
    روز بعدش رفتم مدرسه دیدم همه یه جوری نگاه میکنن فهمیدم بهشون گفتن از اون روز به بعد کار من این شد که تو مدرسه توالت یا پشت مدرسه یا پارک کنار مدرسه به بچه ها بدم اون زمان با کاندوم اشنا نبودم همه بدون کاندوم ابشونو میریختن تو کونم یا تو دهنم و من لذت میبردم حس جندگی و زنونگی خوبی بود


    بعضی وقتا هنوز زنگ میزنن میگن چند نفریم بیا و من میرم چند ساعت پیششون میمونم ولی خب بقیه یا ازدواج کردن یا دوست دختر دارن یا کلا بیخیال گی شدن یا رفتن خارج یا شهرستانن


    این تجربه باز شدن من بود داستانای بعدی از دوران بعد مدرسه میگم
    نوشته: کامران msbkamarn

  • 7

  • 13




  • نظرات:
    •   Jay_Salve
    • 2 ماه،2 هفته
      • 3

    • اونجا نماز خونه بود یا استدیو برازرز؟؟؟!!


    •   114115006
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • نگارشت افتضاح بود،


    •   hasanzgr99
    • 2 ماه،2 هفته
      • 2

    • کارت خیلی اشتباه بود
      از اینکه کل کلاس فهمیدن و باید به همشون میدادی


    •   arashdlove1776
    • 2 ماه،2 هفته
      • 0

    • تابلوه کسشر محضه.ینی تو رفتی خونه دوستت اونم تورو کرد بعد همونجام رفتی حموم؟بعد مامانشم هیچی نگفت؟


    •   ARYA52
    • 2 ماه،1 هفته
      • 2

    • خدا خیرت بهده که برای شاد شدن اطرافیان میزاری انگشت کنند تو کونت یا کون میدی این کارت اسمش کونی بازی نیست اصلا بلکه خدمت به جامعه است
      آسایشگاه روانی زیاد هست تو ایران میتونی جهت همکاری با کادر درمانی و کمک به درمان بیماران اونجاها مراجعه کنی هم تو لذت میبری هم اونا شاد میشن معامله برد برد


    •   ArashshshGB21
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • بهترین داستان گی فقط "آرش مفعول واقعی" هستش واقعا جذابه


    •   samsepg
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره. حتی دو تا بچه مدرسه ای هم ممکنه آلوده بشن یا آلودگی و ویروس «اچ آی وی/ ایدز» رو به یکی دیگه انتقال بدن. مدرسه ای و دبیرستانی یا دانشگاهی، فرقی نداره، پیر و جوون نداره، زن و مرد نداره، فاعل و مفعول نداره، هوموسکشوآل (سکس دو مرد) یا هترسکشوآل (سکس زن و مرد) هم نداره.


      سکس بدون کاندوم و رفتار پرخطر توی سکس، اسمش روشه! خطرناکه!!!!


      اگر کاندوم ندارید، یا روتون نمیشه از داروخونه بگیرید یا از کسی بخواید که اونو براتون بخره، از روش های کم خطر تر مثل مالوندن برای ارضای خودتون استفاده کنید.


    •   amirfard2731993
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • رفتی تو نمازخونه یا جنده خونه؟


    •   Nazman
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • الان چند سالته


    •   Ali_ALonE_85
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • چی بگم والا. همین شما ها بودید ک ریدید ب آرمان های امام.
      نمازخونه جای ساک زدنه کصکش.
      تو هر خونه ای بری تنها جایی ک کاملا شخصیه و بجز خود اعضای خانواده کسی نمیتونه بره حمومه.
      بعد تو رفتی کونتو دادی ننه ش نفهمیده بعد حموم هم رفتی.
      حاجی یا تو خیلی قوه تخیلت پرکاره یا ننه رفیقت کصخول بوده.
      حقیقتا من نتونستم باور کنم این داستانو.
      با احترام نظرم منفیه


    •   aliaaz
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • رفیق ناموسن بده ولی ننویس آدم یاد دهه ۶۰ میفته مدرسه پارک خوب وقتی خونه خالی بود چرا میرفتی تو مدرسه بدی


    •   shiraz-m-m
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • تو کامران داداش سامان سارق پول و فلش هسی؟به سامان بگو فلش رو بیاره وگرنه مثل تو انگشتش میکنیم که خوشش بیادآ..دیس12مال منه


    •   Emperatoorxxx
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • چه عرض کنم والا


    •   Alijokerrr
    • 2 ماه،1 هفته
      • 0

    • سلام،اومدم مشهد مسافرت،هتل گرفتم،سه شب هستم،یه پسر بات باحال واسه خوشگذرونی و عشق وحال پیام بده،
      خودم 27


    •   sina67kho
    • 2 ماه،1 هفته
      • 1

    • به نظر واقعی میومد.


    •   Sommyy82
    • 2 ماه
      • 0

    • ریدی گلم تابلو بود که واقعی نیست و از یه فانتزی که تو ذهنت بوده این داستانو نوشتی
      خواهشا دفعه بعدی که خواستی داستان بنویسی قبلش جق بزن شاید منصرف شدی?


    •   Sommyy82
    • 2 ماه
      • 0

    • ریدی گلم تابلو بود که واقعی نیست و از یه فانتزی که تو ذهنت بوده این داستانو نوشتی
      خواهشا دفعه بعدی که خواستی داستان بنویسی قبلش جق بزن شاید منصرف شدی?


    •   Mahdi.bigay
    • 1 هفته،2 روز
      • 0

    • بیومو بخونین


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو