اولین گی، مرد جذاب سن بالا

    سلام دوستان ،احسان هستم ۲۲ سالمه ، قدم ۱۶۵،وزن ۶۱،گی هستم،حس غالب من بات(مفعول) هست و شاید ۱۰ درصد هم تاپ(فاعل) هستم،فقط به مرد های بالای ۴۵ سال حس دارم،بدنم خوبه،کمر باریک،کون نرم و توپری دارم،از دوران راهنمایی و دبیرستان فانتزی سکس با عوامل سن بالای مدرسه را داشتم،سر کلاس هم کون مبارک من امان نمی داد و حواسم به درس نبود،همش کیر معلم ها را دید میزدم،دوست داشتم تو بغلشون باشم،کیرشون در کون من باشه و سیراب بشم،اما هیچ وقت این اتفاق صورت نگرفت،الان حسرت میخورم که چرا دلم رو به دربا نزدم و کاری نکردم....
    داستان برمیگرده به ۱ سال و نیم قبل،تنها بودم کونم شروع به خاریدن کرده بود،اونایی که حس منو درک می کنن میدونن چه حالی به آدم دست میده،وای ...
    به لطف گوگل از قبل درباره برنامه های دوستیابی اطلاعات داشتم یکی از معروف ترین برنامه های دوستیابی هورنت (Hornet) که مخصوص گی هاست،خلاصه برنامه را نصب کردم پروفایلم رو تکمیل کردم و فیلتر سن را روی ۴۵ به بالا گذاشتم،با خیلی ها چت کردم ، اما یا کیس نبودیم یا سر یه مسائلی به توافق نرسیده بودیم،یه چند روزی گذشت،کون منم به شدت بی قراری می کرد،تا این که پروفایل یکی رو پیدا کردم که عکس نداشت اسمش محمد بود ۵۴ ساله وکیل بود ، کمی چت کردیم و عکس رد و بدل کردیم،مشترکاتی داشتیم که باعث شد چت های ما ادامه پیدا کنه،محمد فول کیس من بود قدش ۱۷۲ و وزن ۹۷ بود (قد کوتاه و تپل)،خلاصه دو هفته ای چت کردیم و قرار بر این شد که همدیگر را ببینیم،من تا روز دیدار استرس و تپش قلب داشتم آخه اولین بارم بود و هیچ تجربه ای نداشتم،بیشتر وقت ها وقتی سوراخم خیلی شروع به خاریدن می کرد انگشت می کردم و البته گاهی هم خیار فرو می کردم تو کونم،ولی تا قبل این که با کسی وارد رابطه بشم نمیدونستم کیر داغ تو سوراخ چه لذتی داره ترکیب حس درد و لذتش بسیار دلچسبه وای‌...
    خلاصه روز دیدار رسیدم ،من از خونه همراه با استرس و تپش قلبی که داشتم راه افتادم ،سوار مترو شدم و با محل دیدارمون نیم ساعت فاصله داشتم،دفتر محمد در دروازه دولت بود و همونجا سکس داشتیم
    با کمی معطلی رسیدم به دفترش،زنگ زدم و در را باز کرد سوار آسانسور شدم،رسیدم دم دفترش،در دفتر باز بود و خودش دم در ایستاده بود ، آخ جوووون بالاخره دیدمش، ایده آلم بود،سلام و احوال پرسی کردیم،کلی تحویلم گرفت
    بعد آمد جلو و لبامو بوسید،بغلم کرد محکم فشارم داد،دستاشو دور کونم حلقه کرده بود،کونم را فشار میداد و آروم به کونم ضربه میزد،اومد دم گوشم و گفت جوووووون،احسان این کون مال منه،امروز میخوام در این قلعه رو باز کنم،کلیدش هم دست منه،منم در گوشش گفتم مال خودته عزیزم،اومد لبام رو گذاشت روی لباش و دستم رو گذاشتم رو کیرش،وای بالاخره دستم به کیر خورده بود،خیلی فوق العاده بود،با خودم گفتم یعنی این کیر قراره بره تو سوراخم؟!
    محمد لب های منو میخورد،من کیرشو می مالیدم ،یهو یه تغییری شکل گرفت محمد خیلی حشری شده بود،منم کیرشو محکم تر فشار میدادم،صورت و لب های منو گاز میگرفت و وحشیانه میخورد،حسابی داشت تحریکم می کرد،دوباره دستشو برد روی کونم و این بار محکم میزد در کونم چند بازی زد انقدر محکم زد که حتی هنوزم وقتی بهش فکر می کنم دردم میگیره،بهم می گفت امروز این کون ناز و خوشگلتو پاره می کنم،بعد اومد در گوشم گفت بیا بریم لخت بشیم که عمیات فتح المبین تو راهه...
    لخت لخت شدیم...
    اولین چیزی که به چشمم خورد اون کیر خوش تراشش بود وای... یه کیر فوق العاده عالی با ۱۷ سانت و سر کیر بزرگ،خیلی کیرش دوست داشتنی بود...
    محمد اومد از پشت بغلم کرد کیرشو مالید به سوراخم و همزمان با نوک سینه هام بازی می کرد وای...(مالش دادن و خوردن سینه منو خیلی تحریک می کنه)منم خیلی خوشم اومده بود و قمبل می کردم و کونم رو به کیرش مالش میدادم،بعد از ۱ دقیقه گفت دراز بکش رو زمین،منم روی کمرم دراز کشیدم(یه پتو مسافرتی و یک بالش روی زمین پهن بود،ژل لوبریکانت و دستمال هم کنار پتو بود)اومد روی من دراز کشید و شروع کرد به خوردن گوشم،صدای نفس نفس زدن هاش هنوز تو گوشمه،بعد رفت سراغ گردنم،شروع کرد به خوردن گردنم،از بس خورده بود که گردنم کبود شد چند دقیقه ای به خوردن ادامه داد و لبم را بوسید و گفت چه لب عسلی داری،لبت خوردن داره،دوباره لبم را خورد ،کیر محمد تو دستم بود،مالش میدادم و بازی می کردم از شدت تحریک شدن کیرشو فشار دادم گفت جووووون پسر تو معرکه ای داری دیوونم میکنی ،داری دلمو می بری ،اون از کونت که کیر همه رو راست می کنه اون از کارات که حسابی تحریکم می کنه،خلاصه محمد رفت سراغ سینه هام اول انگشتاش نوک سینه هامو مالش داد ،خیلی حرفه ای بود بعدش اومد نوک سینه هامو مکید و لیس زد،۵ دقیقه اینکار را ادامه داد،خیلی خیلی تحریک شده بودم،بهش گفتم محمد کیر میخوام،دیگه طاقت ندارم،دارم از حال میرم...محمد گفت چشم عزیزم،فدات بشم،الان سیرت می کنم،اومد جلوتر و من هم که دراز کشیده بودم کیرش را گذاشت توی دهنم،کیرش کامل تو دهنم بود و محکم تلمبه میزد،سرعت تلمبه های محمد توی دهنم آنقدر زیاد بود که حتی نمیتونستم به سختی بکشم،احساس خفگی می کردم،اشک از چشم های من می ریخت و احساس کردم دارم بالا میارم،و بعد از حدود۵ دقیقه بالاخره از تلمبه زدن دست کشید...
    بلند و ایستاد گفت دمر بخواب که میخوام عملیات فتح المبین رو شروع کنم گفتم آخ جووووون چشم،روی شکمم دراز کشیدم،زیر کونم بالش گذاشت تا کونم بیاد بالا،کونم تو دستاش بود و همینطور ضربه میزد میگفت جووووون الان این قلعه را با کلید باز می کنم،من از شدت تحریک شدن بی حال بودم و آروم ناله می کردم،همینطور که رو شکمم دراز کشیده بودم اومد جلوی من و گفت باید دوباره ساک بزنی ،منم چند بار سر کیرشو بوسیدم و گفتم آخ جوووون،کیرشو کامل تو دهنم گذاشتم (به لطف فیلم های پورن که می دیدم یادگرفته بودم که چطوری ساک بزنم)آروم و عمیق کیرشو جلو و عقب میدادم،میگفت احسان جوون خیلی خوب میخوری ،حسابی تحریکم می کنی،اگه زن و شوهر می شدیم ، هرشب بغلت می کردم و لب نازتو میخوردم،تو کونت میذاشتم...(من که آرزوم بود با هم زندگی می کردیم)
    بعد از چند دقیقه ساک زدن کیرش مثل سنگ سفت شده بود گفت احسان بسه...
    چند باری باکیرش به صورتم ضربه میزد میگفت احسان شلاق دوست داری؟،منم که بی حال و حشری بودم گفتم آره...
    خلاصه ... اومد روی پاهام نشست کمی لوبریکانت را مالید به سوراخم و انگشتش را آرام فرو کرد توی سوراخم وای... درد داشتم کمی،دوباره لوبریکانت مالید به سوراخم و انگشت بعدی را گذاشت تو سوراخم دردم بیشتر شد و گفتم محمد دردم میاد گفت تحمل کن عزیزم الان دردش آروم میشه،بعد از چند دقیقه عقب و جلو کردن انگشتاش دیگه دردی نداشتم،انگشتاش رو از سوراخم بیرون کشید،کیرش که مثل سنگ بود رو مالید به کونم و به کونم ضربه زد،لوبرکانت رو برداشت و مالید به کیرش،کیرشو گذاشت دم سوراخم و یه یکباره همه کیرشو فرو کرد تو سوراخم ، من درد زیادی داشتم از ناله های من متوجه شد دارم درد می کشم گفت عزیزم احسان جون الان دردش میره،یه چند دقیقه ای گذشت،شروع کردبه تلمبه زدن،من دمر خوابیده بودم و کیر محمد تو سوراخم بود،سرعت تلمبه هاش بیشتر شد کیرشو عمیق می کوبید به سوراخم تا ته کیرش تو سوراخم بود من ناله می کردم وحشیانه تلمبه میزد ، گفت بالاخره قلعه رو باز کردم،دیدی!حالا مونده که پارت کنم،جرواجرت کنم،کیرشو کشید بیرون گفت،طاق باز بخواب،پاهامو داد هوا یهو کیرشو کرد تو سوراخم ،گفت احسان قشنگ ترین سوراخی که تا حالا کردم مال تو بود،همینطور تلمبه میزد و لبامو می بوسید،میخورد و گاز می گرفت،سینه هام می مکید،تلمبه های محمد تو سوراخ من شدید تر شد و همینطور که تلمبه میزد نفس نفس میزد،گفت آبم داره میاد،الان سیراب میشی عزیزم،منم هی می گفتم آخ جوووون،حدود ده دقیقه بعد از این که آبش آمده بود کیرش همچنان تو سوراخم بود،محمد همینطور روی من کامل دراز کشیدو محکم بغلم کرد هردو چشمامون بستیم،محمد لب و گردن منو میخورد و می بوسید،منم از این که زیر محمد خوابیده بودم کلی کیف می کردم و کونم بالا پایین می کردم،تا این که کیرش کاملا خوابیده بود و خودش از سوراخم اومد بیرون،محمد دستمال برداشت و دوتا به من داد که آبشو که تو سوراخم بود بریزم تو دستمال و خودش هم یه دستمال دور کیرش پیچیده بود،محمد بهم گفت آبت رو باید بیارم ، دراز کشیدم با یه دستش با کیرم بازی کرد با دست دیگش انگشت می کرد تو سوراخم بعد ۵ دقیقه آبم اومد،بعد همدیگر رو بوسیدیم ،خودمون رو تمیز کردیم و ۱ ساعت خوابیدیم...
    موقه رفتن با دستش چند تا در کونی بهم زد و گفت کاش میشد یه جای امن تر باشه چند روز کنار هم بودیم با همراه مشروب و ویسکی تا صبح برام می خوردی ،خیلی خوب حال میدی ، عاشقتم احسان،زمان خداحافظی یه لب ازم گرفت و رفتم...
    رابطه ما یکسال طول کشید و به خاطر یه سری اختلافات بهم خورد...
    سندروم کون بی قرار من بعد از اون اتفاق شدت گرفت و به رابطه با مردهای سن بالای دیگری انجامید که در داستان های بعدی خواهید خواند.
    ببخشید اگر نوشتار بد بود یا غلط املایی وجود داشت.


    نوشته: احسان م

  • 17

  • 13




  • نظرات:
    •   407TT
    • 1 ماه،1 هفته
      • 12

    • فک کن فردا پس فردا یه حمال بشی بچت بهت بگه بابا کون چرا درس نخوندی یه کار ای بشی؟!


      تو هم در جوابش می گی عزیزم من همش سر کلاس حواسم به کیر معلما بود به درس گوش نمی دادم تو مث کونی نشو!!!خخ


    •   Mester.kir
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • تصمیم گرفتم دیگه داستان بچه کونا رو نخونده دیس بدم


    •   Jamesdane
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • سندروم کستانت هم داره بالا میگره،دیگر ادامه نده.


    •   ناژو
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • دلم به حال اون ده درصد سوخت که فاعلشون تویی (dash)


    •   Saeedسعید۲
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • یکی پیدا بشد ما این کیر را بکن تو سوراخش


    •   samsepg
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • دفعه بعد که رفت ژل لوبریکانت بگیره، بهش بگو یه چیزی هم داروخونه ها می فروشن به اسم «کاندوم»، مردا می کشن سر اون لامصب شون، که خودشون و طرف شون رو به فنا ندن.


      سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.
      ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   Nanaei
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • عوامل سن بالای مدرسه! (dash)
      با تشکر از خانواده جعفری
      بقول ناژو تو فکر اون ۱۰درصدی هستم که تو میکونیشون


    •   naderkirkoloft
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • وای دل من هم کون خواست زیاد سن بالام به دنبال کیس جوان ببرمش مسافرت یه حال مشتی بهش بدم ولی متاسفانه کیرم خیلی کلفته لامصب


    •   ggu5454
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • میشه من رو باهاش آشنا کنی
      دلم خواست


    •   Mahan.king
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • ی پیشنهاد خوب دارم برات،در کونت خال بزن لطفا اهسته برانید ،بالاخره با این فعالیتی که تو داری نباید زخم بشی از نون خوردن بیوفتی


    •   forestgumpnew
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • دو هفته چت کردی بعد قرار
      من پیام بدم تا دو دقیقه سین نشه ، لفت میدم از چت روم


    •   Callmeatena
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • معمولا مرد های 50 به بالا هم 'جا افتاده'میشن و هم 'اونجاشون افتاده' میشه
      دیگه نمیدونم این حاجیمون چطوری انقدر خوش تراش بوده:/


    •   شبگردتنها44
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • طرف وکیل این مملکت بود و تو رو برد محل کارش ؟ بابا چه فانتزی ای ، سعی من فانتزی هاتو با واقعیت منطبق کنی


    •   BangBangBang
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • لوب خلاصه ژل لوبریکانته


    •   مفعول.شیرازی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • من علی 28 شیراز
      دنبال فاعل سن بالای 45 میگردم
      تلگرام پیام بدید @ali_shiraziu


    •   Hamiddd720
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • وای شت منم رو نوک سینه خیلی حساسم


    •   Bad.booy7
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • دوستان همه حرفارو زدن فقط یه چیزی مونده تهش احسان که خود کونیت باشی ازت لب گرفت؟؟
      احسان،زمان خداحافظی یه لب ازم گرفت و رفتم...


      چی بگم آخه فش ندم آتیش میگیرم!!!!!


    •   Tomas39
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • یارو وایکینگ بود؟قلعه فتح میکنه (biggrin)

      جاکش حالا چرا با فتح المبین شوخی میکنی؟


    •   Mahsatt78
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • ریدم دهن اون یازده نفرکه به تو لاشی لایک دادن


    •   0Ashkan021teh
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • منم دوس دارم به آقایون فاعل بالای۵۰سال از تهران کون بدم


    •   Mazy1221
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • زود قضاوت نکنید!
      دود از کنده بلند میشه (biggrin)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو