اومد بکنه کردمش

    اسمم به دلایلی مستعار گذاشتم حالا شما فرض کن ممد.۲۱ سالمه و از خودم تعریف نمیکنم ولی هیکل بدی هم ندارم و تقریبا ۸ساله رزمی کارم.
    دقیقا شش سال پیش یک اتفاق برام افتاد که به نوعی دیگه به کسی اعتماد نکردم و یک فلسفه تو ذهنم به وجود اومد با این مضنون که:اعتماد یعنی مرگ.
    ۱۵ساله بودمو نسبتا خام و البته خیلی احمق.
    رفیقام برخلاف خودم دیوث هفت خط و جنده ننه بودنو والبته مثل یه سگ(شرف سگ از اونا بیشتر بود)حشری بودن .البته دست خودشونم نبود توی یه محیطی رشد کرده بودن(بودیم!)که اگه بدین شکل نبود جای تعجب داشت.
    به اتفاق دوستای حرومزاده یه روز رفتیم استخر.
    درست اون موقع در خاطر ندارم که چه روزی بود ولی اوایل تابستان بودو کلاس نهمو پشت سر گذاشته بودم و یک بلوغ انفجاری چه از لحاظ انفجاریچه جنسی چه فکری در بدنم احساس میکردم. احساس میکردم مسائلی که برای اون دیوثا کسشعر و غیر قابل فهم بود برای من بدیهی بود.
    زیاد سرتونو به درد نمیارم.اون روز استخر تموم شد و اتفاق خاصی نیومد ولی حس من یه چیزی دیگه میگفت!
    من عادت داشتم چه اون موقع چه الان یه کاتر حرفه ای به قول امروز دم پرم بود . اون روز خوشبختانه یا شوربختانه توی ساکم گذاشته بودم. پس از استخر به خونه رفتم ولی کسی نبود در قفل بود و کلیدو جاگذاشته بودم.(البته یادم رفتم یه ابجی کوچکتر از خودم دارمو پدرو مادرم هردو کارمند بودن)و ابجی کوچیکه هم خونه عمم که همسایه بالایی ما محسوب میشد. دم خونه عمم رفتمو ازش پرسیدم که کلیدو ننم پیشتون نزاشته ولی جواب نفی شنیدم .
    خوب به تخمم میرم خونه رفیقای گل و گلابم .ولی برام کاملا نامشخص موند و مانده چرا اون روز که عمم تعارف زد برم خونشون دست رد زدم.
    ظاهرا انگار کون خودم خارید.
    رفتم دم خونه یکی از رفیقام که از همشون مادر جنده تر بود که اون موقع ابله بودم و تشخیص نمیدادم.
    اونم کاملا انگار میدونست اونجا میرم و کاملا اماده بود . ازم کمی پذیرایی کرد کمی باهم حرف زدیم ولی بعد از چند دقیقه کمی سرم سنگین شده ولی طوری نبود که باعث شه بی هوش شم.
    در همان ثانیه و دقیقه و ساعت و روز و سال و (قرن!)به این رسیدم که چه چیزی از من میخواد پس مصنوعی خودمو به حالت بی هوشی زدم و همون لحظه (اسمش مهدی بود)مهدی گفت:اخ الان کونت میزارم کونی .چه کونیه.
    ولی من خون خونمو میخورد .
    شلوارشون کشید پایین به محض اینکه دستش به شلوار من خورد همون کاتر که از تو ساکم که بغل دستم بود برداشتم با یه حرکت با کاتر به صورتش نشونه رفتم و صورتش گاییده شدو یه خط عمیق با طول زیاد رو صورتش افتاد.
    بعد با یه حرکت(تو دفاع شخصی بچه ها میدونن)با تیغه دست تو وسط گردن از سمت چپ زدم البته این ضربه نسبتا بی هوش شد.
    بعد نمیدونم چه فکری کردم که رو صورتش جق زدم.بعد همه ابمو ریخت روی دستم با دست مالیدم به صورتش !(از این نکته نگذریم که بیشترش ریخت رو فرش!) بعد با اون گوشی نوکیا تخمیا که دوربین تخمی تر از خودش بود ازش دوتا عکس گرفتم که این یه آتو خیلی بگایی بود و همین سبب شد که از روز بعد هر روز بیاد خودش کون بده و به کیرم بیافته و بگه عکسارو پاک کن.
    ادامه بگا رفتنشو بستگی به خودتون داره لایک بدین مینویسم ولی اگر ندادید نظر شما محترمه.
    ادامه دارد....
    نوشته: J.khalse

  • 11

  • 77




  • نظرات:
    •   hojjat.kirkolof
    • 2 روز،19 ساعت
      • 5

    • کون دادی اومدی بگی کون کردی؟ ده کونی اخه تورو چه به کردن خواباتو برو جا دیگه تعریف کن کص ننه (dash) (dash)


    •   Tezab2
    • 2 روز،19 ساعت
      • 6

    • کلاس نهم، گوشی نوکیا کیری، صورتش خط انداختی خودن نیومد بگن این چه جوری اینجوری شده بعد روش جق زدی
      بابا خلافکار توی بقیه اداتو در میارن


    •   TheBitchKing
    • 2 روز،19 ساعت
      • 10

    • کسشرا این داستان اونقد زیاده که من فیوز سوزوندم. باید حرفه ای تر از من بیاد برا نقدش. میسپارمت به اوصیای این سایت.


    •   Terminator1
    • 2 روز،19 ساعت
      • 0

    • لایک دادم
      با پدوفیل جماعت باید همینکارو کرد


    •   خسته+
    • 2 روز،19 ساعت
      • 0

    • کلمات رو تو ذهنم بهم ریختی با این کستانت
      خیلی تمرکز کردم یه حالی بهت بدم نشد
      واگذارت میکنم به دوستان
      فعلا.


    •   KhasSexy
    • 2 روز،19 ساعت
      • 2

    • باز یه داستان چپه


    •   یک.عدد.دهه.شصتی
    • 2 روز،19 ساعت
      • 4

    • دمت گرم که یه درس به بقیه دادی با افتخار نیان از کون دادن تعریف کنن اما دیس لایک میدم چون روحیم خیلی ظریفففففههه (rolling) (dash)


    •   mansour_tehran
    • 2 روز،18 ساعت
      • 4

    • یاد پاندای کونگفو کار افتادم...البته از نوع پاندای کونیش ...خخخخ


    •   hellboy3343
    • 2 روز،18 ساعت
      • 2

    • بروسلیه کونی وارد میشود????


    •   _secretam_
    • 2 روز،18 ساعت
      • 2

    • داستان های امشب
      گی ها به سایت حمله کردند .


    •   mehdisaadi
    • 2 روز،18 ساعت
      • 1

    • از بس کون دادی داری کوسشعر تحویل ملت میدی، برو کونتو بده کم کوسشعر بگو، (drooling)


    •   Anjelina_zero49
    • 2 روز،18 ساعت
      • 0

    • دو دیقه کون دادن که دیگه داستان نداره نخونده تو قونت .
      کونیا ریدن به سایت . اکبر ک...ص ننت وسلام .


      نه_به_کونکونک_بازی


    •   Yas771212
    • 2 روز،18 ساعت
      • 4

    • اخه کسخل ۶سال پیش مگ کلاس نهم داشتیم اخه؟؟?


    •   ممم64
    • 2 روز،17 ساعت
      • 0

    • اقا من یکی خیلی باور کردم اینقد باور کردم شما داستان بعدیتم درسته


    •   dimmu.borgir
    • 2 روز،17 ساعت
      • 1

    • اره تو راست میگی.
      فیلم هندی هم اینجوری نیست
      تو ذهنت دوست داری ازینکارا کنی ولی صد درصد کاتر گذاشتن روگلوت تو هم دیگه دادی. الان واس ما سر بلندی نکن


    •   HYPERMAN98
    • 2 روز،17 ساعت
      • 1

    • حیف، کاش توی این درگیریها یه تیر به مغزت خورده بود و الان اینجا نبودی، اونوقت برای شادی روحت همگی یه دست جق پر تُف میزدیم


      حییییففففف


    •   arash.nazz
    • 2 روز،17 ساعت
      • 3

    • یه مشت فقیر بی پول کم فرهنگ ریختن تو این سایت که فقط‌ بلدن فحش بدن و کسشر‌ بگن
      انگار به کس‌ننشون توهین میشه اگه داستانی که موضوعش رو دوست ندارن رو بخونن


      لایک


    •   amirali5033
    • 2 روز،17 ساعت
      • 0

    • بنظر من کونو لا دادی.
      بعدشم رفتی نشستی غصه خوردن
      و پیش خودت ی مشت فکر و خیال کردی که کاش این کارو کرده بودم و اون کارو کرده بودم.
      کاش روش خط مینداختم.
      اگه اون اینجور بوده ک میگی و من جاش بودم میومدم جرت میدادم خودتو گوشیتو. چقد فانتزی سنگینی بود ک بگی هر روز بیاد کون بده.خخخخخ.


      خیال پردازی خوبی داری. حیف استعدادته.نمون اینجا.خخخخ.


      کون کج


    •   Joniol
    • 2 روز،15 ساعت
      • 0

    • فقط میتونم بگم پششششششششمام :/


      راسی من دنبال یه پسر زیر 19 برا رل زدن هستم :)


    •   Sajjjjadseski
    • 2 روز،15 ساعت
      • 0

    • ک ی ر شاه ایکس تو ک س ن نت و خواهرت و کون خودت


    •   ronin555
    • 2 روز،13 ساعت
      • 3

    • شما به همه گفتین زدین...!!باشه ماهم میگیم زدی..!!


    •   Caboos1
    • 2 روز،11 ساعت
      • 4

    • اینکه گفتی رفیقت میدونست اونجا میری و کاملا آماده بود یعنی با هماهنگی ننه بابات و عمت این جریان پیش اومده
      ببین چقد ازگل بودی گفتن ببرید بکنید این بچه کونی رو بلکه آدم شه


    •   javadkoonkon
    • 2 روز،11 ساعت
      • 1

    • از نظر بنده و دیگر کارشناسان بزرگوار اهل فن شما کون مبارک رو به فنا دادی رفت الانم داری عقده گشایی میکنی..بدرود و دوصد بودورود??


    •   uouo72721
    • 2 روز،11 ساعت
      • 2

    • من ک میگم کون دادی البته نظر اساتید هم شرطه


    •   Changiz_big_dick
    • 2 روز،9 ساعت
      • 1

    • فقط میتونم بگم گوشی نوکیا با همون دوربین تخمیش تو کونت ملجوقیان


    •   Soooperman
    • 2 روز،9 ساعت
      • 1

    • آبو ندیده شلوار کشیدی پایین
      ریدی آب قطعه (erection)


    •   ناصر39
    • 2 روز،9 ساعت
      • 0

    • تاپیک طور بود یا تاپیک تخیلی ؟


    •   great_master
    • 2 روز،8 ساعت
      • 2

    • من خود داستان رو نمیخونم معمولا میام کامنتهارو میخونم از خنده روده بر میشم دمتون گرم (rolling)


    •   Hosein.sem.sem
    • 2 روز،8 ساعت
      • 2

    • با یه حرکت پریدی در کیفو وا کردی و کاترو اوردی بیرون
      با حرکت بعدی دیدی آبش پاسید تو صورتت ??
      خودتم گفتی قوه تخیل قویی داری خخخ


    •   parto_banoo
    • 2 روز،6 ساعت
      • 1

    • انقد جملات مختلف تو ذهنمه نمیدونم کدومو بگم ک کلا دیگه انشا هم ننویسی بلکه نفس جماعتی باز شه


    •   آرشام.آریایی
    • 2 روز،5 ساعت
      • 1

    • باباوحیدمرادی


    •   احسان با کون گنده
    • 2 روز،4 ساعت
      • 1

    • سلام بولوس لی ?
      اژدها وارد می شود ?
      بابا حالا کون دادی چرا داری توجیه می کنی?


    •   t2t2
    • 2 روز،4 ساعت
      • 0

    • بابا بروسلی تو مارم کشتی


    •   Amirreza82
    • 2 روز،4 ساعت
      • 0

    • ناموسا فکر میکنی ما کص مغزیم چرا کسشعر مینوسی


    •   Realtop69
    • 2 روز،3 ساعت
      • 0

    • ریدم تو این داستان عن


    •   Vahid13690077
    • 2 روز،3 ساعت
      • 0

    • کسشعر جقی


    •   sexybala
    • 2 روز،3 ساعت
      • 1

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی.این قسمت خشم لاکپشت


    •   pinkford74
    • 2 روز،2 ساعت
      • 0

    • تو لایق دادنی گلم


    •   Minow
    • 2 روز،1 ساعت
      • 2

    • فقط ننويس ن تنها خودت خيلي كير مغزي قلم كيري اي هم داري خوشم نمياد اينجوري صحبت كنم ولي خواستم ب عمق حرفم پي ببري ولي خوشم اومد ك زرنگ بودي ولي كثافتكاري چي بود اخه


    •   Minow
    • 2 روز،1 ساعت
      • 2

    • چرا دهه هشتاديا اينجوري شدن ؟؟؟مطمئنم كنكور قبول نشدي رفتي سربازي اونجا بهت تجاوز كردن احتمالا هم تو اشپزخونه پادگان داشتي ظرفارو ميشستي با چاقو تهديدت كردن و بكارتتو ازت گرفتن هه هه هه


    •   naserxxx21
    • 2 روز،1 ساعت
      • 0

    • با یه حرکت رزمی کاتر رو کردی تو کونت


    •   gayf1995
    • 2 روز
      • 0

    • کیرم تو این داستان تعریف کردنت


    •   69amirarsalan69
    • 2 روز
      • 0

    • Dadash gta bude?


    •   Shab.n1
    • 2 روز
      • 0

    • چه بی اعصاب:)


    •   royaei
    • 1 روز،22 ساعت
      • 0

    • چیزی ندارم بگم خوب نبود و خوشم نیومد ؛
      موفق باشی


    •   1Overdose
    • 1 روز،22 ساعت
      • 0

    • هم با كاتر زدت هم ابشو روت پاچيد تو هم زورت بهش نرسيد اومدي اينجا خودتو خالي كني


    •   Ginglz
    • 1 روز،20 ساعت
      • 0

    • رو صورت خونی جق زدی!


    •   D.Amour
    • 1 روز،20 ساعت
      • 0

    • بابا جومونگ - بروسلی - جکی جان - ایپ من - بابا زرنگ - تیزی باز
      کیر دربون در پشتی معبد شائولین از سمت جنوب غربی تو کوونت


    •   Kairi
    • 1 روز،12 ساعت
      • 0

    • داستان این چیه که هرچی داستان میخونم یا طرف جیسون استاتهامه یا اندامش شبیه جنیفر؟


    •   kapa
    • 1 روز،11 ساعت
      • 0

    • کس کش نادر جنده کیر خر پیر توی کونت
      این چه مدل داستان نوشتن هست فقط وقت آدم را میگیری
      بااین داستان تخمی میخوایرقسمت دوم هم بنویسی.


    •   sarakospanbeh
    • 1 روز،9 ساعت
      • 0

    • نظر شما چیه؟کس اندر کس


    •   Ashkan.Modena
    • 1 روز،8 ساعت
      • 0

    • کیری، اول داستان اومدی اسم مستعار معرفی میکنی که چی؟؟!!! تو کل داستان یکبارم کسی اسمت را صدا نزده بچه کونی.


    •   ققنوس۲۰۲
    • 1 روز،7 ساعت
      • 0

    • اولاش خوب بودا ولی یهویی شد فیلم هندی جوری تنظیم کن جق بزن تا آخر داستانت آبت نیاد یهو میرینین تو داستان آبتون میاد حستون میره میشین چکی جان (biggrin)


    •   perb
    • 1 روز،7 ساعت
      • 0

    • یه بچه ۱۵ ساله هستی چون نظام قدیم نهم نداشت...دقیقا من ۶ سال پیش ۱۵ سالم بود و چیزی به اسم نهم یادم نمیاد


    •   haamed khan
    • 1 روز،3 ساعت
      • 0

    • اوووف کلاس چندمی عمو و


    •   foad_33tehran
    • 10 ساعت،57 دقیقه
      • 0

    • آخه کسکش کیرم تو مغزت یه خورده فکر کن بعد بنویس شیشه زدی توهمی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو