اینجا قزوینه

    سلام به دوستان
    رضا هستم ۲۱ساله
    از قزوین.اسطوره ماهم کاضم قاقی هستش
    اگه سوالی در بارش داشتین اسمش رو سرچ کنین با جزعیات میاره


    بریم سراغ داستان
    از قدیم اسم قزوین بد در رفته ولی واقعا اینطور نی
    بد تر از چیزیع که فکرشو بکنین من تا دوم راهنمایی هیچ چیزی در باره جلق سکس اینا نمیدونستم در کل میشه گف عین اوسگولا کلا کارمم یجوری بود که بعد مدرسه میرفتم پیش بابام سر باغ کار میکردم و سرگرم بودم واسه همین زیاد تو زدو بند این چیزا نبودم
    کلاس هشتم بودم که تو یه عروسی فامیلی با پسر خاله هام داشتیم مسخره بازی میکردیمو اتفاقا چون باغ مون مسطح بود عروسی تو باغ ما بود واسه همین عروسی رو وسط باغو کنار استخرا گرفته بودیم بعد شام شد دیدم بیشتر جوونا غیبشون زده بعد یه رب بیست دقیقه شنگولو شاد میان و میرقصن واسه همین به سر منو پسر خاله هام زد بریم ببینیم داستان چیه
    دنبالشون کردیم دیدیم بعله کنار الاچیغ اخر باغ بساط قلیون عرق به راحه ‌. هر کیم میاد یه پک یه کام یه پیک میزنو میره صفا
    ما سه نفر هم که تا اون موقع عرق نخورده بودیم (،ولی قلیون کشیده بودیم)خیلی دنبال این موقعیت بودیم
    بعد حدود دوساعت علافی و دید زدن قایمکی همه رفتن واسه رقصیدن وسایلم گذاشتن تو الاچیق رفتیم سروقتشون ولی چون نمیدونستیم چقدر باید بخوریم یکم زیاده روی کردیم حدود میشه گفت سه پیک عرقو با نوشابه مخلوط کردیم مثل جوونا الکی به سلامتی گفتیمو خوردیم عین زهر مار بود لامصب
    دیگه داشت سرمون گرم میشد بخصوص حسام(پسرخالم)و نوید(،اون یکی پسر خالم) چون وقتی بلند شدیم حسام محکم خورد به دیوار افتاد زمین بلندش کردیمو رفتیم سمت خونمون که نزدیک ورودی باغ بود تا دوتا قرص سردرد بخوریمو حسامو یکم باند پیچی کنیم رفتیم تو خونه
    یدفه نمیدونم چی شد سر شوخی باز شد هی بیخودی میخندیدیم من میزدم در کونش اون میزد لاپام از این شوخی دستیا ولی حسام دراز کشیده بود و چون ازمون یکم بزرگ تر بود بیشتر اهل دل بود یدفه شلوارشو کشید پایین شروع کرد جق زدن ماهم حاجو واج مونده بودیم منم که تو حال خودم نبودم ازپشت کون نویدو گرفتمو هی خودمو میمالوندم بش نویدو خابوندم زمین که حسام گف نوید بیا همدیگرو بکنیم ماهم بی اختیار قبول کردیم اول حسام نویدو کرد کیرشو اروم کرد تو کون نوی هی تف میزدو ولی نوید همش فحش میداد تا بالاخره تا ته کردو شرو کرد تند تند کردن منم رو بروی نوید بودم که حسام به نوید گفت واسش بمال بااین که ناوارد بود و تو اون حالتم همش شل کن سفت کن داش ولی حال میداد تا این که حسام کارش اون پشت تموم شد و گف رضا بیا نوبت توه من رفتم پشت کیرمو گذاشتم رو سوراخش ولی چون حسام کرده بودو ریخته بود توش راحت راحت سرشو کردم تو خیلی حس باحالی بود
    چند بارر قبلنا تو خاب ابم اومده بود ولی از خجالتو این حرفا خودم شسته بودم و نمیزاشتم کسی بفهمه ولی الان خیلی فرق میکرد حس خیلی خوبی بود شرو کردن تلمبه زدن و تند تند زدن حدو یک دقیقه شاید کم تر طول کشید ولی ابم چنان شدت داشت که یلحضه کمرم درد گرفت
    بار اولم بود و خیلی عجیب بود بعدش قرار بود نوید بکنه ولی بیچاره انقد تو اون حالت مونده بود که از درد بیخیال شد و لمگان لنگان رفت دستشویی برگشت بعدشم سه نفری بیهوش شدیمو صب که بیدار شدیم دیدیم بقیم اونجا خابیدن
    بعد اون قضایا دیگه باهم کاری نکردیم ولی تا دلتون بخاد خوشگل پسرای مدرسرو بردم خونه و ترتیبشونو دادم

    ببخشید طولانی شد دفه اولم بود
    کاضم قاقی میفرماید (بالام جان کلاس چندمی😜)


    نوشته: رضا

  • 4

  • 34




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 1 هفته،1 روز
      • 29

    • یعنی میفرمائید که در 15 سالگی فاعل شدید!! خوب خاطرات قبلشم مینوشتی بالام جان!!! (biggrin)


    •   سارینااا
    • 1 هفته،1 روز
      • 12

    • زر زیادی زدی بالام جان (biggrin)


    •   parto_banoo
    • 1 هفته،1 روز
      • 16

    • نمیدونستی سکس چیه بعد خیلی حرفه ای ب سبک عمو جانی دادی و کردی ؟!
      وات د فاز اخوی ساقیتو ب مام معرفی کن


    •   TheBitchKing
    • 1 هفته،1 روز
      • 11

    • اینکه رو کیر اسطوره ها بارفیکس میری برا خودش لایق کتابی از فحشه.
      بردن باغ کونت گذاشتن، فک کردی ما نمیفهمیم؟ بچه کونی


    •   کارخودشونه...
    • 1 هفته،1 روز
      • 12

    • الان دوستان میان که قهوه ایت کنن


      تو کاریت نباشه


      همینجور که داری قهوه ای میشی داستان خودت با کاضم (!) قاقی (!) رو هم تعریف کن


    •   Prometheuss
    • 1 هفته،1 روز
      • 12

    • ببم جان اسطوره شما کاظم قاقی نیس، استاد شما کاظم قاقیه! بدین صورت که ازت پرسیده کلاس چندمی و بقیه ماجرا (biggrin)


    •   Orginalboy
    • 1 هفته،1 روز
      • 12

    • مشخصا کاظم قاقی زیر طاقی برات زده که کلت خورده سقف و هذیون میگی برو کاکو حسش نی بگم برات


    •   بچه-ای-خوب
    • 1 هفته،1 روز
      • 15

    • من تا سوم راهنمایی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها میارن بعد این پلشت میگه چنان آبم زیاد بود که کمرم درد گرفت!
      پسر جان الان که میتونی کمتر بزن تا هم چشمت ظعیف نشه هم کمر درد نگیری.


    •   saeedno15
    • 1 هفته،1 روز
      • 7

    • کس گفتی من چیزی نمیگم بچه ها زحمت میکشن به خانوادت و خودت یه حال اساسی میدن بالام جان (biggrin)


    •   Omid.znt
    • 1 هفته،1 روز
      • 9

    • شرط میبندم پات به قزوین نرسیده کصخول
      فقط واسه این که کونی شدی عذاب وجدان گرفتی
      کیر کاظم قاقی و اصغر برات تو کونت


    •   samsepg
    • 1 هفته،1 روز
      • 13

    • سکس، هر نوعش، با هرکس (غریبه یا فامیل)، با هر جنسیتی، در هر سن و با هر گرایش جنسی، باید ایمن باشه، توش رفتارهای پرخطر نباشه. حتی چند تا نوجوون بچه مدرسه ای هم ممکنه توی کنجکاوی های جنسیشون، به سادگی آلوده بشن و به اون یکی منتقل کنن.


      مخصوصاً توی مستی یا نشئگی، بیشتر باید حواستون باشه که به فنا نرید.


      یه پسر که سر و گوشش می جنبه، همیشه یه کاندوم همراهش داره یا اگه قرار باشه، با خودش می بره. یا یه شریک جنسی عاقل، حالا چه زن باشه یا چه مرد، یا هر جنسیت دیگه ای، اگه احتمال بده قراره سکس هارد باشه، با خودش یه کاندوم می بره و اگرم نداره، محکم میگه «نه»!


      سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره. ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   Cukur
    • 1 هفته،1 روز
      • 8

    • به نظرم هنوزم مثل اسکولا چیزی از سکس نمیدونی که جق رو جلق نوشتی.
      سه تاتون دفعه اولتون بود عرق میخوردین بعد اونا سرشون خیلی گرم شد ولی تو مث اونا نشده بودی؟ بعد تو کردی و اونا نکردنت؟ بالام جان معلومه حسام بدجور کونت گذاشته ک از سوزش کونت نوشتی که من نویدو کردم وچون حسام ازت بزرگتر بود ترسیدی بکنیش فقط بهش داری. کون لقت بالام جان (erection)


    •   شبحسرگردان
    • 1 هفته،1 روز
      • 5

    • گندوندی با این نوشتن
      دیس دیس دیس


      من_ هم_قزوینی_ام (biggrin)


    •   Alizthc
    • 1 هفته،1 روز
      • 4

    • اسم کاظم قاقی و اصغر برات و عباس رمضان و مهدی هند تو شهوانی باز نشده بود ک شد


    •   lovely_grl
    • 1 هفته،1 روز
      • 7

    • به سه پیک عرق که با نوشابه قاطی کردی میگی زیاده روی کردن؟؟
      شک ندارم تو از اونایی که با دلسترم مست میشن


    •   royaei
    • 1 هفته،1 روز
      • 5

    • مرخرف بود تا آخر نخوندم ؛
      علی رغم میل باطنیم ؛
      موفق باشی


    •   Koohyar23
    • 1 هفته،1 روز
      • 7

    • حاجى من جايه همه دوستان ميگم، كيرم دهنت:/


    •   Forever.Love
    • 1 هفته،1 روز
      • 8

    • حقیقت از این قراره که کاظم قاقی بهت گفته بالام جان کلاس چندمی که هنوز بلد نیستی کاظمو اینجوری مینویسن نه اینجوری«کاضم»؟
      بعدم حسابی به 16 روش قزوینی کردتت ارشاد.
      مشخصه اونقدم بهت فشار اومده که هنوز حرفش تو گوشت زنگ میزنه ولی هنوز یاد نگرفتی کاظم اینجوریه. (rolling)


    •   Firefeuer
    • 1 هفته،1 روز
      • 4

    • ۲۱ سالته الان چجوری کلاس هشتم بودی ؟ فارق التحصیلان نظام آموزشی جدید الان ۱۹ سالشونه ماکسیمم .


    •   AmirALI_553
    • 1 هفته
      • 5

    • Cukurبااحترام خدمت دوست عزیز متذکر میشم که جلق درست میباشد جق محاوره ای همون جلق است عذر


    •   sexybala
    • 1 هفته
      • 3

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی


    •   لاکغلطگیر
    • 1 هفته
      • 4

    • اول ریدم تو سوادت که همه ش غلط داشتی.
      دوم به گنجشک گفتن منار تو کونت،گفت یه چیزی بگو که بگُنجه
      سوم این شعر بداهه واسه همه تون


      به قزوین مست کردی
      با نوید و حسام و کاظم اندر باغ بابات
      به سیم اتصالت فاز دادند
      که روشن شد شبی چراغ بابات


      چهارم اینکه یه حرفت درست بود،اونم این که «اسم قزوین بد در رفته و واقعا این طور نیست»


    •   uncle_nigga
    • 1 هفته
      • 3

    • واقعا از بچه های خودارضاگر و اوبنه ای زیر سن قانونی که جدشون توسط آقا کاظم و خودشون توسط سعید توسی نموده شدن چه انتظاری دارید؟سه پیک با نوشابه خوردین سرتون گیج رفت؟همسن شما بود دفه اول 4 پیک بخورده هیچیش نمیشه.سرش خورد به دیوار،قرص سردرد و باندپیچی چه ربطی به هم دارن؟ببم جان تو نمیدونستی سکس چیه بعد رفتین همو انگول کردید؟چی بگم بالام جان...


    •   خوشگلخانم
    • 1 هفته
      • 7

    • نویدو ولش ازخودت بگو بالام جان ... (biggrin)


    •   N E D A
    • 1 هفته
      • 5

    • کنترل کن (biggrin)


    •   bijan0191
    • 1 هفته
      • 3

    • کیرم تو کونه همه عوامل مدرسه که بهت درس یاد دادن زن بچه اون معلمو گاییدن‌اخه بعد میگن چرا فحش میدی
      اخه کسکش یه فحشم از طرف بچه ها هی میگن بگو منم میگم
      کیر فیروز کریمی تو کونت کسکش


    •   آقای بلند
    • 1 هفته
      • 2

    • چی بگم برادر . چی بگم؟
      کیرم توی مغزت برادر
      کیرم تا گوند


    •   احسان با کون گنده
    • 1 هفته
      • 1

    • ما که اومدیم قزوین کسی نبود بکنتمون


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 هفته
      • 4

    • این آقای با کون گنده رو هیچکس نیست بکنه؟ بنده خدا زیر همه داستانهای گی واسه کون خودش تبلیغات میکنه، خسته شدیم دیگه


    •   kokarostam
    • 1 هفته
      • 10

    • طولانی


      چون طولانی بود، خلاصه داستانت را اینجا میذارم تا دوستانی که حوصله ندارند، آنرا بخوانند و بر خودت و امواتت درود بفرستند.


      یک روز که اندر شده بودم به یک باغی
      مشغول شدم، دیدن گل‌های اقاقی
      ناگاه که یکی خـِفت بکرد و بدریدم
      گفتم تو که هستی؟ که بگفت کاظم قاقی


      ها کـُ‌کا


    •   hamid30gari
    • 1 هفته
      • 6

    • خب کسکش نمیگی اسم کاضم قاتی و یا هر کونی دیگه رو میاری،میان بهش فحش خواهر و مادر میدن اونم میاد کون تو میذاره؟


    •   Caboos1
    • 1 هفته
      • 6

    • یه گزارشگر کسخول از مردم قزوین می‌پرسید قزوین به چی معروفه از هرکی می پرسید نیش یارو باز میشد گزارش واقعی بود و پخش شد
      حالا جواب تو بالام جان
      بهتره کسشر نگی من خودم یه مدت قزوین ساکن بودم نه تنها این حرفا نبود بلکه یه سری خارجی هم میومدن قزوین کون میکردن میرفتن
      بهشونم میگفتن کونتوریست


    •   d_marivan61
    • 1 هفته
      • 2

    • ????


    •   rezakirdagh
    • 1 هفته
      • 3

    • بالام جان کلاس چندمی؟


    •   masih_roma
    • 1 هفته
      • 4

    • حاجی حالا چون دفعه اولته نباید اینقدر هم کسشر بنویسی که
      یه چهارتا داستان منتخب بخون دستت وا میشه البت شهوانی پر از اینطور داستاناست
      چون


      اینجا شهوانی


    •   سرو_تنها
    • 1 هفته
      • 4

    • شما نمیتونی 21 ساله باشی جناب چون میگی هشتم خوندی و نهایتا 19 سال میتونی داشته باشی...سپاس


    •   Teymyr9898
    • 1 هفته
      • 2

    • دوست عزیز فرمایش کردی که :
      هر کی هم میاد یه پُک یه کام یه پیک میزنه و میره صفا!!
      یا پک یا کام...ضمنا مگه عرقش چی بوده که هرکی با تنها یک پیک مست میشده میرفته صفا؟!
      مطمئنم تو هم از کارآموزهای قابل حاج کاظم قاقی هستی...بیشتر دقت کن بالام جان


    •   CityOfGod
    • 1 هفته
      • 2

    • واقعا نظرات زیر قصه ای که بافتی جذاب تره
      آخه لعنتی خاطرات دادنترو تعریف کن مث آدم (clap) (dash)


    •   Hell_Hunter
    • 6 روز،15 ساعت
      • 1

    • نکنیمون بکن قزوین (biggrin) (biggrin)

      حوسد وه خود بو کسگم (biggrin)


    •   amir69910
    • 6 روز،4 ساعت
      • 0

    • عجب
      و عجب


    •   Emperatoorxxx
    • 5 روز،20 ساعت
      • 0

    • عاقلان دانند


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو