این باورکردنی نیست !

    سلام دوستان شهوانی
    امیدوارم از خواندن خاطره من کمال لذت را ببرید
    من اریا هستم ۳۵ ساله از تهران و سه سال هست که ازدواج کردم مدرس زبان انگلیسی هستم و به واسطه شغلم همیشه کس های توپی زیر دستم بودم اما از زمان ازدواجم سعی نمودم انسان متفاوتی بشوم و به حد و حدود زندگی زناشویی احترام بگذارم همچنین همسر مهربان و با کمالاتی دارم و با اینکه از لحاظ خصوصیات اخلاقی و ویژگی های شخصیتی فوق العاده می باشد ولی در روابط جنسی سرد می باشد. این موضوع بسیار باعث ناراحتی من شده بود و از انجاییکه من ادم خیلی هات هستم هر دو داشتیم اسیب می دیدیم. تصمیم گرفتیم به متخصص درمان سکس مراجعه کنیم هر چند در ابتدا خوب بود ولی رفته رفته به حالت قبل بازگشت شاید در طول ماه فقط یکبار اون هم کمتر از نیم ساعت سکس داشتیم. خانم من یه خواهر کوچکتر از خودش دارد که الان سی سال دارد و همیشه با ما هست. به جرات می توان گفت تمام کنسرت ها، سینماها و رستوران ها به صورت سه نفره بوده. اسم خواهر خانم من الینا است یه دختر خوشگل جذاب سبزه با قد حدود ۱۷۰ و لاغر خوش اندام....
    من همسرم را خیلی دوست دارم و بالعکس ولی سردی در رابطه زناشویی باعث شده بود چندبار در طول شب دعوا کنیم چون من شب سکسی و شهوت بودم و خانم من بی خیال و سرد و باعث می شد فرداش هم با هم حرف نزنیم. الینا از خانمم النا همیشه سوال میکرد چرا اخیرا انقدر بچه شدید و همش دعوا دارید.
    السا در ابتدا بهانه می اورد اما کم کم به الینا گفته بود که تمام دعواهای ما به تختخواب بر می گرده پ اینکه اریا خیلی شهوت داره .....
    یه شب داشتم فینال اروپا بین لیورپول و تاتنهام را می دیدم همون بازی که پارسال لیورپول قهرمان شد دیدم یه پیام تو تلگرام اومد
    سلام اریا جان خوبی، یه متن انگلیسی درباره مدیریت راهبردی شرکت های دانش بنیان دارم اگه وقت داری بفرستم ترجمه کنی برام.
    سلام اره حتما بفرست الینا جان
    ساعت حدودا دو شب بود ترجمه کردم و برایش دوباره سند کردم دیدم هنوز بیدار هست
    گفتم نخوابیدی؟
    اخه خوابم نمیبره


    بهم گفت اریا چرا اخیرا زیاد با هم دعوا دارید، شما که همو دوست دارید.


    گفتم اره عاشقش هستم اما بالاخره پیش میل


    گفت می تونم علت های اون رو بدونم


    من هم یه سری دلایل نامرتبط بهش گفتم
    ولی ایشون گفت
    میدونم
    السا به من گفته
    خیلی سخته ولی درمان داره
    گفتم تحت درمان بودیم ولی جواب نداد.


    بالاخره اون شب تا ساعت چهار صبح با احترام متقابل تموم شد.


    فردای ان روز شام خونه مادرزن عزیزم دعوت بودیم


    قرار شد من و خانم از شرکت جداگانه به انجا برویم من ساعت چهار و سی رسید


    این باورکردنی نیست !!!!


    الینا یه تیپ سکسی که شامل یه تاپ صورتی و دامن کوتاه مشکی پوشیده بود لاک قرمز رنگ و ادکلن لنکوم این بدجوری فضای خونه رو پر کرده بود . البته همیشه جلوی من راحت بود
    مادرزن قشنگ کن در اشپزخانه بود و پدرزن استخر رفته بود.


    الینا برای من کافه دوبل اورد
    خیلی تلخ بود
    در تمام طول مدت نوشیدن کافه به من نگاه می کرد و می خندید
    با موهایش بازی می کرد و می خندید
    له ایشون زل زدم
    گفت خوشگل ندیدی
    گفتم از تو خوشگل ترش رو دارم
    بهش بر خورد
    به من نزدیک تر شد
    اروم در گوشم گفت دیوونه ای
    حالم دگرگون شد
    نگاهم به او متفاوت شد
    محو چشمهای شهلای ایشون شدم
    شیفته انحنا، پیچ و خم ها و قوس هلی ظریف اندامش شدم
    مست بوی عطرش
    محو خنده های زیرکانه اش
    یه چشمک زد و اشپزخانه رفت


    در رویاهای خود غرق شدم
    فقط به او فکر می کردم
    ساعت پنج بود و اصلا نگران همسرم نبودم
    در رویاها سیر می کردم
    شک داشتم


    ایا او را دوست دارم
    ایا او را بیشتر از یک خواهرزن دوست دارم
    با خودم قهر کردم
    تا ۴۸ ساعت مات و مبهوت بودم


    در تمام روزهای بعد به او فکر میکردم


    ایا ایشون من رو بیشتر از یه داماد دوس داره
    سوالات زیادی در ذهن من شکل گرفته بود


    ما در کلاس زبان همیشه تایم free discussion داریم
    موضوع رو خیانت انتخاب کردم
    نقطه نظرات جالب بود


    برخی از دختران و پسران می گفتند اگر مشکل جنسی از یه زوج باشه طرف دیگه میتونه خیانت کنه و برخی ها شدیدا مخالف بودند


    جلسه بعدی موضوع رو عشق دوم اعلام کردم


    جلسه بعدی سکس


    تمام ذهنم درگیر شده بود
    تمام افکار من درگیر الینا بود


    این داستان ادامه دارد


    نوشته: ارشیا

  • 2

  • 32




  • نظرات:
    •   A....k
    • 1 ماه،3 هفته
      • 8

    • داستانت یه طوریه که انگار بچه دبیرستانی داره انشا میخونه.


      آره به کمال لذت هم نرسیدم بلکه برعکس میترسم با داستانت دو روزی عقیم شم در کل کیرم دهنت


    •   شاه ایکس
    • 1 ماه،3 هفته
      • 14

    • الینا النا ارشیا آریا من همش منتظر بودم کلاوس هم از در بیاد کونت بزاره که به خیر گذشت!! مرتیکه تو فارسی هنوز بلد نیستی حرف بزنی بعد مدرس زبانی؟؟ مترجمی هم میکنی؟؟ اون شاسمیخ دیشبی هپی رث دینگ احتمالا استاد تو بوده!!


    •   Elgereco
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • شاه ایکس منتظر نظرت هستم تا با کامنتت مشتی بر دهن این نویسنده خائن بزنی...


    •   Pesarkhoshform
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • بلوغ بازی با نون زیر کباب ممنوعه ، نمیپسندم دوستم


    •   مهرپویا
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • یارب مپسند که گدا معتبر شود


    •   puniisher
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • انگار ی بچه ابتدایی انشا نوشته???


    •   temitsu
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • آیا ایشون من رو بیشتر از یه داماد دوس داره؟.....ولی ایشون گفت میدونم .....السا به من گفته.....
      به نظرم توی سبک نگارش سکسی که درمورد خصوصی ترین اعمال خودتون دارید توضیح میدید......بکار بردن کلماتی مثل ایشون...که متن رو رسمی میکنه و از حالت خودمونی و خصوصی خارج میکنه....مثل آب سردی هست که روی احساس خواننده های داستان میریزید....
      به امید سلامتی همه دوستان


    •   Pirefarzane
    • 1 ماه،3 هفته
      • 7

    • دیگه ننویس. . . . . . . . . . ‌ . ‌ ‌ ‌ . . . . . ‌ ‌ ‌ ... . .
      خاک بر سرت دیگه ننویس. ‌ ‌ . . ‌ با دستام کفنت کردم دیگه ننویس. . . . به زبون کره خری نوشتی! دیگه ننویس. . . . النا السا الینا و تمام برو بچه شهوانی سر قبرت بیان برات کرونایی برینن دیگه ننویس. . . . در کل تر اسهالی زدی به هرچی دستورات املا و انشا دیگه ننویس. . . . دفعه دیگه اینورا پیدات بشه میدم رهبر کره شمالی بزارتت جلوی توپ شرپنل منفجرت کنه، دیگه ننویس. . . .


    •   mortezastranger
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • سعی کردی نگارشت کتابی باشه تا فکر کنیم خیلی آدم با شخصیت و بزرگی هستی اما با کمال احترام و ادب ریدی برادر ریدی هم با نگارشت هم با داستانت
      یاد دوران درس و مدرسه افتادم که از روی کتاب روخوانی می کردیم


    •   mortezastranger
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • راستی چه عجب این بلوغ بازی رو پسند نکردی بلوغ باز


    •   Saeed4052
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • الینا السا النا بروجرد بروجن بیرجند بجنورد استاد تا 48 ساعت مات و مبگوززز بودی
      جناب استاد ما هم در کلاس نظرات یک وقت فحش داریم:
      تاریخ جدت را با فضولات خانه ی حضرات لاریجانی که بلاشک اسید دفع میکنند رنگ کردم
      بیسواد


    •   tara.-tt
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • بمیر
      دیس


    •   serpico173
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • میگم ارشیا یا آریا
      و النا و السا و الینا
      بیخیال شید لطفا


    •   Lucky.man
    • 1 ماه،3 هفته
      • 6

    • به نظر، زبان نگارش پارسی پشتو میآمد، پس نوشتار را توقف بنما


    •   erfan33w
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • قوطی رب یک کیلویی تبرک تو کونت با این نگارشت.


    •   Titannnn
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • کس شعر نوشتی استاد


    •   9820321
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • داستانت یه طوریه که انگار بچه دبیرستانی داره انشا میخونه.


      آره به کمال لذت هم نرسیدم بلکه برعکس میترسم با داستانت دو روزی عقیم شم در کل کیرم دهنت


      الینا النا ارشیا آریا من همش منتظر بودم کلاوس هم از در بیاد کونت بزاره که به خیر گذشت!! مرتیکه تو فارسی هنوز بلد نیستی حرف بزنی بعد مدرس زبانی؟؟ مترجمی هم میکنی؟؟ اون شاسمیخ دیشبی هپی رث دینگ احتمالا استاد تو بوده!!


    •   kokarostam
    • 1 ماه،3 هفته
      • 10

    • ادیب‌السلطنه


      پس از خواندن این قسمت از داستان شما، در حال حاضر انگشت حیرت بر جای دوست قرار داده‌ایم و در بحر تفکر فرو افتاده‌ایم و بیصبرانه و مشتاقانه منتظر قسمت بعدی هستیم، ما را از لذت بی‌انتهای خواندن دنباله‌ی آن، محروم نفرما که ما شدیدا شاشمان می‌آید.


      ها کـُ‌کا


    •   Siavvvashhhhhhh
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • اسم دیمن هم به داستان اضافه کن ، حیفه همه باشن اصل کاری نباشه


    •   +A
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • در پاسخ کاربر avvaaa, این جمله <ایهام > داره :
      ۱- مادر زن قشنگ کون .
      ۲- مادر زن قشنگ بکن .


      خنده زیرکانه میکرد واسه تو ?! اره خیلی زیرک بوده که فهمیده راست میکنی ! اون که از ته کوچه هم معلومه .


      دیگه هم " تایم کوس" نذار با کوس توپی ها ی کلاست تا شبها بتونی بخوابی هی به زنت نگی پاشو بیلیارد [1] بازی کنیم .


      [1] بازیه کوس توپی و کیر چوبی .


    •   Prince_mammad
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • تو فرق کافه و کافی رو نمیدونی گوساله، مترجم عنه؟!


    •   Pirefarzane
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • آبنبات جان .خیلی خوب اومدی.بخدا حق ما رو خوردن.یه مشت گاو و خر امثال نویسنده کسمغز دارن به ما حکومت میکنن.ممنون از دقت نظر خودت.عزت زیاد


    •   Phenom313
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • واقعا هم این حجم از حماقت باورکردنی نیست!!!
      ارشیا فرزندم دقیقا چه گوه خاصی بودی که اون الینا و کلاوس از تو بیرون نمی کشیدند!از علايم اولیه اسکیزوفرونی bizarre behavior هستش که فرد علاقه خاصی به گوه خوری بی وقفه و نان استاپ پیدا میکنه،حتما به یه روانپزشک مراجعه کن!


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،3 هفته
      • 5

    • آقای مدرس زبان عزیز، شما لطف کن به انگلیسی بنویس ما خودمون ترجمه میکنیم بیشتر از این نرین به فارسی


    •   مردزخمی
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • ریدم دهن توی بی ناموس، جقی بی همه چیز تو هنوز فارسی بلد نیستی اونوقت گوه زیادی میخوری


    •   Hooman.esf.59
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • توکه انقدر دستور زبان فارسی و املات افتضاحه چه اصراریه که کتابی بنویسی، عامیانه بنویس
      اصلا چه اصراری داری که بنویسی
      منکه شش هفت تا خط بیشتر نتونستم بخونم انقدر لحنت مزخرف بود
      من شبها سکسی و شهوت است
      زن من سرد میباشد است
      عووووق
      این چه طرز نوشتنه، درضمن شاگرد تنبل نداریم، معلم بد داریم
      زن سرد نداریم، مرد بی تجربه و خام داریم
      همون خانم سرد و بیمار از نظر خودت و دوروز بده دست من
      تا حیرت زده ت کنم.
      مطمئنم خیلی آدم زاقارت و داغونی هستی. بااین طرز نوشتن یه آدم پشت کوهی که تازه اومده شهر و فکر میکنه باکلاس بودن و شهری بودن، یعنی کتابی حرف زدن.


    •   لاکغلطگیر
    • 1 ماه،3 هفته
      • 4

    • اسمت آریاس ولی نویسنده ارشیا
      زنت السا بود شد النا


      نوشتارت را بر دریچه تنگ ادب همی فرو فشاریدم و عصاره واژگان را از بن عمقشان بیرون کشیدم همی و آنچه مرا حاصل شد مشتی بن مایه های سخیفی بود که در قاموس واژگان همی نگنجیدندی و سر به بیابان فنا نهادندی
      گویا تو را زبانی دگر بر زبان چرخیدی که جز با فرهنگ های واژگانی عصرسنگی به درکشان نائل نشدی


      بروعمو،برو


    •   SinaSamani
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • فقط می تونم بگم : ریدم تو داستانت


    •   Shahab___sang
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • نفهمیدم خانوم النا بودیاالسا.فیلم السا توشبکه جم روزیادنگاه کردی رفتی توکفش.خواهش دیگه کس ننویس چون بچه های شهوانی بدجورجرت میدن


    •   Ali_545
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • آیا شما زیادی کس نمیگویید آیا؟


    •   Blackmaster15
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • چند تا خط اخر مث شعر شده انگار داره تو دفترخاطراتش مینویسه!
      یعنی تن و بدن مرحوم فردوسی بعد ۳۰ سال زحمت کشیدن تو گور لرزوندی! کرونا بلرزونت الهی
      راستی؛ خواهر زت را رها کن کافه دوبل تلخ ات یخ نمود


    •   دل_خسته
    • 1 ماه،3 هفته
      • 2

    • السا ، النا ، الینا و اریا
      آقا ارشیا (عرشیا) میدانم که چقدر رنج کشیده ای اینگونه این مطالب را تایپ کرده ای ، البته خیلی زیاد بودند لغتهایی که آنها را اشتباه تایپ کرده ای ، از روی هر کلمه اشتباه ، دو خط کامل با مداد بنویس ، در پایان سال تحصیلی نمره درس املا ، کم نگیری .
      .
      خوب حالا بگو ببینم عمو کلاس چندمی ؟ کلاس زبان هم میری؟؟ عمو ، خیلی مواظب باش اونجا که درباره خیانت و سکس و ... صحبت میشه ، کلاس تنظیم خانواده تو دانشگاهه ، اگه سر کلاس زبان این حرفا رو میزنن میخوان کونت بزارن ، حتما به بابایی بگو حواسش بهت باشه
      .


    •   lovely_grl
    • 1 ماه،3 هفته
      • 3

    • ی چندتا فحش دست اول دارم ب انگلیسی ترجمش کن واسم ک بعد نثارت کنمشون


      ۱ شاسمیخ
      ۲کسمبخ
      ۳ شاسگول
      ۴چتمخ
      ۵اوشگول
      ۶کسخل
      ۷eror


    •   Mj6633
    • 1 ماه،3 هفته
      • 1

    • سلام استاد استاد میشه شما وقتتون و بزارید سر کلاس داستان و تعریف کنید و از ما بکشید بیرون استاد استاد آیا شما دانشجویی دارید که بیشتر از استاد شما رو بخواد آیا در قسمت بعد استاد بگا می‌رود


    •   مردتنها90
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • دیس تقدیم تو باد بااین طرز نوشتنت (dash)


    •   HYPERMAN98
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • ارشیا جان، کاش اول زبان فارسی و آیین نگارش رو یاد میگرفتی، بعد یه زبان دیگه


      بیچاره شاگردات <img class=" />


    •   Sexapproach
    • 1 ماه،3 هفته
      • 0

    • همین که گفتی ازدواج کردم، دیگه نخوندم. دیس!


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو