این حق من نبود...

    -هی... امممم... میخوای فردا باهم بریم بیرونی چیزی؟
    کمربندش رو سفت میکنه و با پوزخند میگه: حتما!
    مردد نگاش میکنم، اون نمیاد... میدونم که قرار نیست بیاد
    مثل همیشه بعد از اینکه کارمون تموم میشه، چونه ام رو توی دستش میگیره صاف توی چشم هام نگاه میکنه و میگه: این باید بین خودمون بمونه باشه؟ راز کوچولوی من و تو
    حرف هاش برام تکراری و نامفهومه ولی صداش مثل یه موسیقی تک نت توی سرم می پیچه... قدش از من بلندتره، برای بوسیدنش مجبورم روی نوک پاهام بلند شم... ولی اجازه نمیده به لب هاش برسم
    درو پشت سرش میبنده و دوباره منم که تنها و خسته تر از همیشه جا می مونم
    کتش روی صندلی آویزونه... حتما یادش رفته اینجاست
    بوی عطرش رو میده
    بدن برهنه ام رو باهاش می پوشونم، انگار کتش از خودش مهربون تره... حداقل از اون که با احساس تر بغلم میکنه... حداقل رفتارش عوض نمیشه...
    عاجزانه با صدایی که از بغض میلرزه لب میزنم: خدایا... کمکم کن... نمیخوام دیگه عاشقش باشم




    -نمی تونی اینکارو با من بکنی
    -منظورت چیه!؟ بین من و تو هیچوقت چیزی نبوده... نکنه چاربار باهم خوابیدیم توهم زدی خاطرخواتم!؟ ببین پسر جون، من که تا چندوقت دیگه ازدواج میکنم سر و سامون می گیرم هیچی ولی توام وقتشه از این توهمات بیای بیرون... ما جفتمون نیاز داشتیم که باهم باشیم میفهمی که؟ نیااااز داشتیم... بعدشم اون موقع ها بچه بودیم الان که دیگه بالغ تر شدیم وقتشه توام بری برای خودت یه دوست دختری چیزی پیدا کنی... دیگه به چیزی بالاتر از ارضای جنسی نیاز داری


    اشک حلقه زده توی چشم هام، دیدم رو تار کرده... باور نمیکنم کلماتی که شنیدم از دهن اون خارج شده باشه: من برات همینم؟ کسی نیاز جنسیت رو ارضا میکنه؟
    دستش روی شونه ام میشینه: بودی! دیگه همینم نیستی
    -تو هیچوقت عاشقم نبودی... بودی؟
    -احمق نباش. دوتا پسر هیچوقت نمی تونن عاشق هم باشن


    نوشته: ?Who cares

  • 32

  • 8




  • نظرات:
    •   loverider
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • کوتاه ساده اما بامفهوم .عالی بود خواستی پیام بده بحرفیم و درد دل کنیم


    •   Amir_78
    • 6 ماه،3 هفته
      • 3

    • خیلی کوتاه بود
      ولی قشنگ و قابل لمس و یادآور یسری خاطرات...


      لایک 6 تقدیمت


    •   sinema
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • یادمه یه تجربه این شکلی داشتم ولی توی اون رابطه اصلا سکس وجود نداشت و فقط ما عاشق هم بودیم 3 سال طول کشید که با دانشگاه و خدمت تموم شد


    •   shiraz-m-m
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • لایک 14 بامعنی و بامفهوم


    •   hasti_nox
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • کوتاه بود عزیز جان..ولی بخاطر قشنگیش بیخیال کوتاه بودنش میشیم..بنویس بازم.


    •   kokarostam
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • تخمی، کیری
      الان این نمایشنامه بود؟ رمان بود؟ تراوشات جقی بود؟ چی بود؟ شاشیدم کف دستت.


      تمام عمر دادی کون مفتی
      اگر بازم بدی از پا میوفتی
      نباشد حق تو کیر و کس و کون
      بدان تنهایی و دس پا چلفتی


      ها کوکا


    •   Hadi200090
    • 6 ماه،2 هفته
      • 5

    • حتما فرق همجنسباز و با همجنسگرا تشخیص بدید که مثل دوستومن دچار شکستگی احساسات نشین و به تناقض همه اون تفکرات دوطرفه نرسین.... من خودم چندبار که سکس میخواستم بکنم فهمیدم طرفم همجنسبازه و واقعا براش حکم یه وسیله رو دارم نه بیشتر و بعد از رفع نیاز جنسیش نگاهم هم نخواد کرد پس ولش کردم پس خواهشا شما هم ولش کنین و داستان های دو نفره بایه همجنسباز نسازین که بعدش بفهمین اون داستاناتون همشون با تنهایی تو خلاصه میشه... امیدوارم همه رنگین کمونیا آدم مناسبشون و پیدا کنن?


    •   Armanzp71
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • این کسشرا چیه جقی جان؟؟؟؟انقدر زدی که مخت رد داده.


    •   Alfaalfa
    • 6 ماه،2 هفته
      • 0

    • ديسلايك 5 ام رو دادم


    •   Mr.Binam
    • 6 ماه،2 هفته
      • 2

    • قشنگ غم انگیز


      خاطره یه جدایی دیگه متاسفانه


    •   Saleh0729
    • 6 ماه،1 هفته
      • 0

    • اه اول برچسب گی رو نخواندم
      حالم بهم میخوره از گی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو