بازجویی مامان و پسرش

1400/04/26

من جندتا از داستانهای محارم سایت رو با کامنت ها خوندم باید بگم تعجب میکنم از این همه خوش بینی کاربران سایت نسبت به این موضوع…من روانشناس جنایی نیرو انتظامی بودم. پرونده هایی از محارم از تجاوز و قتل و فریب خواهران و مادران ساده لوح تا فریب و سواستفاده جنسی از پسران کم سن توسط مادران و خواهران بزرگتر تو همین کشور خودمون هست که اگر خبرهاش رسانه ای بشه معلوم نیست چه فاجعه ای رخ بده و چه تابوشکنی های گسترده ای صورت بگیره…
من تصمیم گرفتم یکی از پرونده هایی که خودم مسئول رسیدگی و بازجویی روانی اون بودم رو اینجا بازنویسی کنم تا متوجه بشید کم نیستند اتفاقات باورنکردنی که این چندوقت خبرهاش شنیده میشه از قتل فرزند توسط والدینش تو ایران تا خوردن مادر توسط پسرش تو اسپانیا!
من به هیچ وجه از لفظ مجرم استفاده نکرده و نمیکنم؛ موارد بازجویی پسر 25 ساله لاغر اندام و بلند قد رنگ پوست سبزه دچار عقده ادیپ، جنون جوانی، دو قطبی قطعی، بیقرار و عصبی اما به ظاهر مظلوم و سر به زیر و بسیار باهو‌ش هست مادرش 42 ساله قد متوسط درشت اندام سفید پوست دارای شخصیتی مهرطلب دلسوز، احساسی شدید و اعتقادات به شدت خرافی و خرافه پرست. باید عرض کنم بسیار خودم تحت تاثیر این پرونده قرار گرفتم
مادر و پسر ساکن طبقه پنجم آپارتمان مسکن مهر در حوالی شهر هستند. پس از دستگیری پسر توسط پلیس فتا بعد از لایوهای متعدد و انتشار تصاویر لخت اندام یک زن میانسال و رابطه جنسی با یک پسر جوان، شناسایی میشن و پس از اعتراف هر دو مادر و پسر مشخص میشه لایو ها و تصاویر منتشره از خودشون بوده که پسر مادرش رو بعنوان شوگرمامی معرفی و از این راه از فالورهاش کاسبی میکرده.
با اعترافات خود پسر نشان داده شد مراجعاتی که تو دوران اول جوانی به مشاور داشته گویا پسر دچار عقده ادیپ بوده و تمایلات جنسی شدیدی از همان دوران بلوغ به مادر خودش داشته با اینکه مشاور راهکارهایی بخصوص دوستیابی و ازدواج به اون داده ولی پسر نتونسته میل با مادر بودن رو قطع کنه و همین موضوع اتفاق تلخی رو رقم میزنه
عشق جنسی پسر به مادر موجبات تنفر پسر از پدرش در اوایل بلوغ میشه و این نفرت و رقابت عاشقانه میان پدر و پسر تا جایی پیش میره که پسر تو بیست سالگی تصمیم به حذف پدر از زندگی خودش و مادرش میگیره و با هوش بالای خود‌ش و ایجاد قطعی در سیستم ترمز خودرو تدارک صحنه تصادفی رو میبینه و پدرش رو در جاده خارج شهر به ته دره میفرسته و مادرش رو در اوج نیاز به همسر بیوه میکنه تا نقشه های خودش برای رسیدن به خواستش که سکس با مادرش هست رو عملی کنه. حالت های عصبی و البته ترس در گفتار پسر مشهود بود خب مشخص بود که بسیار از برملا شدن این ماجرا افسوس میخوره و از لایوها پشیمون بود چون میگفت هدفش پول دراوردن نبوده و خودش رو بعنوان شوهر مادرش میدونسته و برعکس مادر هم پسر رو بعنوان همخواب و همسری قبول میکنه ولی با فریب هوشمندانه و سواستفاده از اعتقادات و خرافه پرستی پسر که در ادامه اگر صبر داشته باشید متوجه این شگفتی میشید که چطور به این درجه رسیده. پسر واقعا از عشق و محبت به مادرش میگفت همچنین مادر از عشق و مهر و تمایل کامل حین سکس با پسرش. و این برای من جای شگفتی بود البته این میل زیاد در طول زمان شکل گرفته و بیشتر و بیشتر شده و البته مادر اعتراف میکنه حس مادری به پسرش کماکان پابرجاست ولی پسرش رو بعنوان شریک جنسی با رغبت زیاد قبول داره و به گفته هر دو مادر و پسر ارضا کامل رو تجربه کردن و همچنین از نظر مادر رابطه با پسرش بسیار لذتبخش تر از شوهر متوفی بوده !
پسر نقشه ای میکشه بسیار هوشمندانه و دقیق. بعد از یکسال به همراه مادرش مهاجرت میکنند تا هیچ اقوامی رو در اون شهر نداشته باشه تا بلاخره با استفاده از نقطه ضعف مادرش یعنی اعتقادات خرافی یک ماه نمیشه که رمالی رو به مادرش معرفی میکنه تا مادرش که شدیدا به چشم زخم و اجنه و ارواح اعتقاد داره بفهمه بختش چطور باز میشه و زندگیشون طلسم شده یا نه چون مادر تو این یکسال از طلسم شدن و سیاه بختیشون شکایت میکرده و پسر هم منتظر فرصتی بوده تا بتونه به هدفش برسه.
پسر تو یه کارگاه مشغول به کار میشه و خبرهای تصادف و ماجراهای دیدن جن تعریف میکرده و فیلم های خرافی برای مادرش میزاشته. تا مادر واقعا فکر کنه جن ها زندگیشون رو نفرین کردند.
پسر با سر پایین و تن صدای ارام بدون اینکه به من نگاه کنه میگفت رفته پیش رمال و چهار میلیون تومان پول داده به رمال و ازش خواسته تا وقتی مادرش بعد از چند بار اونجا میره رمال بهش بگه…
بختش بسته شده و جن ها زندگیشون رو نفرین کردند و روح شوهرت هم در عذابه و احتمالا پسرت هم به همون بلایی که شوهرت سرش اومده گرفتار بشه و…
مادر با حالت گریه و ترس از مجازات پسرش میگه وقتی چند بار رفتم پیش رمال اتفاقات دقیق زندگیش رو رمال مو به مو گفته و از پیامیر بیشتر بهش ایمان اورده غافل از اینکه اطلاعات رو پسر خودش به رمال حریص داده و مادر بیچاره تعجب میکنه که رمال میتوته با اجنه و ارواح بخصوص روح شوهرش ارتباط برقرار کنه و از گذشته هر چی بوده بگه. پسر تو همین چند جلسه حضور مادرش پیش رمال چندین اتفاق ترسناک و دلهره اور مثل تصادف ساختگی و بیماری های از خوددراری انجام میده که به گفته رمال نشانه هایی از جن های کافر است.
مادر از ترس از دست دادن پسر هر کاری رمال میگفته انجام میداده تا جلسه ای که پسر خودش توی خونه رمال قایم شده بوده و اونجا رمال به مادر ساده لوح میگه تنها راهی که جن ها و کائنات برای برطرف شدن طلسم و جلوگیری از معلولیت یا مردن پسرش گذاشتن همبستر شدن با پسرشه و اونجا مادر دچار شوک میشه
مادر میگه اونجا شروع به گریه کردن میکنه و به رمال التماس میکنه کاری کنه و از جن ها بخواد دست از زندگیشون بردارند.
رمال میگه چاره ای نیست و این مشکل خودتونه اونها شمارو محرم هم میکنند فقط باید پودری داخل خوراک فرزندت بریزی و از ادرار پسرت بخوری تا هر دوتون میل به هم پیدا کنید و محرم بشید !!!
مادر بیچاره از ترس از دست دادن پسر قبول میکنه و با اینکه خودش میگه میدونسته گناه کبیره است و همونجا چند بار زار زده و گفته خدایا توبه اخه چطور ممکنه با پسرم بخوابم ولی فکر کرده خواست خداست و اینطور بخت خودش و پسرش بسته نمیشه
پسر بعد از رفتن مادرش با رمال تسویه میکنه و میگه دیگه مادرش رو راه نده و رمالم قبول میکنه.
چند روز بعد مادر به اعتراف خودش میگه پودری که رمال داده بود رو تو غذای پسرش میریزه و صبح پسرش از خواب بیدار میشه ازش میخواد تا ادرارشو بگیره و به ازمایشگاه ببره چون شبکه بهداشت ازش خواسته
مادر بیچاره هم ناراحت بوده که رمال گفته جن ها تهدید کردن که باید بخت تو و پسرت با هم باز بشه وگرنه بدترین اتفاقات براتون میوفته و از طرفی هم نمیدونسته چطور با پسرش سکس کنه چون هیچ میلی طبیعتا به فرزند خودش نداشته
پسر هم اعتراف میکنه مادر بعد ریختن پودر تو غذاش منتظر بوده تا با شخصیتی از پسر که باید شبیه شوهرا باشه روبرو بشه و مادر اعتراف میکنه با خوردن ادرار پسر همچنین آمادگی این رو داشته که حسش به پسرش عاشقانه و جنسی باشه بخصوص که یکسالی بوده بی شوهری رو تجربه کرده بوده حرارت شهوت و تلقین خوردن ادرار پسرش باید جواب بده و میل به خوابیدن تو بغل پسرش رو پیدا کنه البته مادر میگه بسیار تصور اینکه لخت تو آغوش پسرش بخوابه سخت بوده ولی برعکس پسر رویا و آرزوش بوده تا با مادرش سکس داشته باشه و بهترین شرایط روحی رو داشته البته استرس زیادی هم داشته چون هم قرار بوده با مادرش سکس داشته باشه هم میترسیده ممکن نشه و تموم نقشه هاش برملا بشه

پسر میگفت شرایط خوب پیش میرفت و همه چیز همون میشد که میخواسته بخصوص بعد از خوردن اون پودر رفتارهاش رو تغییر میده و با شرت تو خونه راه میرفته و از مادرش تعریف میکرده و به مادرش میگفته کاش من با زنی ازدواج کنم که مثل تو باشه
مادر هم اعتراف میکنه پسرش حرفهای عاشقانه بهش میزده و باورش شده بوده که پودر اثر کرده و پسر دیگه حس فرزند بودن نداره کادو براش میگرفته لباسای زیر و از اندامش تعریف میکرده و حتی با شوخی به نقاط حساس مادرش دست میزده و مادر هم بعد از مدتی احساس شهوت زیاد کار دستش میده و سعی میکنه تو خونه کاملا بی حجاب باشه
پسر اعتراف میکرد هر لحظه احساس اینکه قراره با مادرش بخوابه براش لذت بخش بوده…
پسر در ادامه اعترافاتش ماجرای شبی رو میگه که بلاخره به هدفش میرسه و نقشه هاش موثر واقع شده.
پسر از کارگاه میاد خونه یه دوش میگیره و البته از صبح تو فکرش بوده که همون شب با مادرش رابطه برقرار کنه.
هنگام آشپزی پسر تو آشپزخونه دنبال تحریک کردن مادرش بوده و به گفته خودش موفق میشه اونو با لمس و حرفهای برانگیزنده تحریک کنه. بعد از خوردن شام پسر میره به اتاق خواب و از مادرش میخواد دوش بگیزه و به رخت خواب برن. مادرم به حرف پسرش گوش میکنه و به حمام میره بعد از اون به اتاق میاد و پسرش رو میبنه که خودش رو لخت کرده توی رخت خواب و منتظره مادرشه که بیاد کنارش.
مادر میگه با دیدن پسرش بدون لباس اول یکم استرس میگیره ولی بلاخره باهاش میخوابه و شب سختس رو تجربه میکنه چون اصلا میلش نبوده ولی فکر میکرده پسرش روح پدرش رو گرفته یعنی قراره با شوهرش بخدابه ولی با بدن پسرش! ( امان از خرافات…)

با این حال مادر میگه شب اول پسر بهش تجاوز کرده و شب سختی رو داشته و بسیار فشار زیادی رو تحمل کرده چون پسر مواد مصرف کرده بوده و اول با حالت عاشقانه و بعد به شکل خطرناک و شخصیت پرخاسگرانه باهاش رابطه میگیره و این اتفاق رو تا صبح ادامه میده تا مادر بیچاره از حال میره و بدنش کم میاره.
پسر ولی رابطه شب اول رو فقط طولانی بودنش رو قبول میکنه ولی از ازار و اذیت مادرش حرفی نمیزنه و اصرار داره مادرش باهاش عاشقانه بوده هر چند رفتارهای ملاطفت آمیز مادر حین فشارهای زیاد و حتی رابطه مقعدی ادامه داشته و واکنشی جز تحمل و درد کشیدن نداشته.
مادر میگه فردای همون روز هم نتونسته از اتاق خواب خارج بشه و پسر باز هم باهاش سکس داشته ولی برخلاف شب قبل قصد داشته عذرخواهی کنه و گویا با اینکه مادر ترسیده بوده ولی حس خوبی رو در ارتباط دوم تجربه میکنه.
رابطه بینشون تا چند شب پشت سر هم انجام میشه و مادر میگه با اینکه پسرش جوان بوده و خودش بدنش کم میاورده باز هم فشار زیادی رو تحمل میکرده و رابطه های بی ملاحظه و پرخطر پسرش رو تحمل میکرده تا هفته دوم سعی میکنه خودش رو تقویت کنه و پذیرش رابطه از سمت مادر خیلی بیشتر میشخ تا جایی که حتی پسر قهر میکرده و مادر برای دلجویی از پسر میخواسته برای رفع کدورت باهاش سکس داشته باشه و یجورایی این پسر بوده که ناز میکرده
یک ماه نمیشه که مادر باردار میشه و متوجه این موضوع نمیشن تا برای سقط اقدام میکنند ولی موفق نبودند و مادر دوران بارداری رو همراه با رابطه های مکرر پسرش تموم میکنه و نتیجه ارتباط رو کنار خیابان رها میکنند که بعدا بهزیستی متوجه میشه بچه ای که تو اون خیابون پیدا شده از ابن مادر و پسر بوده.
چند ماه بعد از این اتفاق مادر تمام و کمال پیرو پسر شده و به گفته خودش دیگه کمتر به اینکه پسرش شریک زندگیشه فکر میکنه ولی پسر کماکان مادرش رو مامان صدا میکنه.
در ابتدا پسر با مخالفت مادر با تماس تصویری داخل گروه ها مواجه میشه ولی بعد از مدتی با اصرار ریاد پسر این اتفاق میوفته و پس از فعالیت دو ماهه در مجازی شناسایی میشن و دستگیر مییشن.
پسر از دلسوزی و مهربانی مادرش سواستفاده میکرده و تمام و کمال استفاده های جنسی ازش میکرده. همین فانتزی هایی که تو این داستانها میخونید رو همش رو اجرا میکرده و مادر هم تایید میکنه. اونقدر غرق در سکس که حت حین آشپزی هم پسر به سراغ مادرش میرفته و مادر هم با کمال میل بدن خودش رو تقدیم پسرش میکرده.
توضیح بیشتری لارم نیسن من هدفم از این بازنویسی تو این سایت پربازدید فقط و فقط اگاهی بود انسان موجود عجیبیه من هم در شگفتم. شرمنده اگه وقتتون رو گرفتم و شهوت شما برانگیخته نشد. هشتک واقعیت محض پایان

نوشته: Dr.sa


👍 89
👎 17
156501 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

820548
2021-07-17 00:56:17 +0430 +0430

والا تو این سایت هم که میبینید همه ی داستانای ضربدری و مامان و خاهر و این چیزا لایک بالا میخوره

4 ❤️

820549
2021-07-17 00:59:48 +0430 +0430

این تمهیدات و کارهایی که این برا سکس با مادرش داشترو رو درس میذاشت الان چقدر آدم موفقی میشد😐


820556
2021-07-17 01:14:50 +0430 +0430

تحریم داستان محارم


820567
2021-07-17 01:47:05 +0430 +0430

منم تو تخیلاتم خودمو جراح زیبایی میبینم، میام بگم؟ 🤦‍♂️

5 ❤️

820574
2021-07-17 02:09:48 +0430 +0430

ببین دوست عزیز اگه واقعا دغدغه ی تاثیر این مطالب رو نسل جوون رو داشتی این لامصب رو تاپیک میکردی نه داستان! اما فرض میکنیم عضو سایت نیستی یا اصلا بلد نبودی تاپیک بزنی!
خب لامصب تو الان خودت در قالب یه بازجویی و اعتراف نامه یه داستان نوشتی! و این خودش قطعا موثره!
دوستان عزیزی که به سکس با محارم فکر میکنید؛ لطفا بین خودتون و حیوانات حداقل ترین تفاوت رو قائل باشید؛ دنیا رو از زاویه کیرتون نبینید
بابا به پیر به پیغمبر تا همین چند سال پیش مردم سر ناموس آدم میکشتن
من نمیگم افراطی باشید ولی یه سری چیزا رو رعایت کنید
مادر زندگی اش رو فدای فرزندش میکنه بعد شما…

تحریم محارم


820585
2021-07-17 02:23:42 +0430 +0430

خدایا یه کاری کن ما از نظره ذهنی سالم از این دنیا بریم،یه چیزایی آدم بعضی وقت ها جونه تو می‌خونه و می شنوه که چغندره هویج بستنی در کونه آدم سبز می‌شه،آخه کیر تو کس پدرت این همه زن و دختر،به مادرت چی کار داشتی که این همه کونه وارونه بدی،مادره رو بگو جونه تو چه هوشنگ کس مشنگی بوده،آخه پودره چی شاید یارو رمال بی ناموس داره سیانور بهت میده بدی به بچت،آخه انقدرم آدم خرفت می‌شه،عه عه سیکیم هیکله ننگت رو گاییدم،فقط میتونم در آخره واسه اینکه ما هم یه روز کسخل نشیم دعا کنم که،(خدایا خداوندا ما را بفرما،آمین یارب العالمین).بخوانید منقل رو بردار بیار فاتحمه القرقوت.

6 ❤️

820604
2021-07-17 04:58:04 +0430 +0430

دمت گرم‌عجب ماجرای خفنی تعریف کردی. بازهم اگر از این پرونده ها داری بنویس


820615
2021-07-17 07:29:47 +0430 +0430

بازم بنویس

1 ❤️

820620
2021-07-17 07:59:58 +0430 +0430

دست شما درد نکند آقای دکتر، همانطور که خودتان گفتید امان از خرافات در هر شکلش. امان از محدودیت های اجتماعی که همه ما را خبدیل به موجوداتی عقده ای کرده است. امان از دین. حاصل بیش از ۴۰ سال تربیت دینی ایجاد بند زنای با محارم در زندان های ما بوده است. علی برکت الله.

6 ❤️

820626
2021-07-17 09:17:05 +0430 +0430

حتی حیوانات هم واسه بقای نسلشون با مادر و خواهر خودشون سکس نمیکنن

3 ❤️

820630
2021-07-17 09:43:25 +0430 +0430

نمیدونم کی هستی ولی هرکی هستی واقعیت جامعه را بیان کردی دمتگرم امیدوارم در مورد پرونده های سکس های گروهی و ضربدری واقعیت رو بیان کنی و حکم اینکار و هم بنویسی

2 ❤️

820634
2021-07-17 10:10:48 +0430 +0430

ببخشید نمیخوام ایراد بگیرم ولی من خودم از ناجا منفک شدم
ولی تا جایی که اطلاع دارم روانشانسی جنایی زیر نظر پزشک قانونی و یا پزشک معتمد انجام میشه و چیزی تحت این عنوان نداریم تو پلیس آگاهی
اما جسارتا میتونی بگی رسته خدمتی شما چیه
بهداری، انتظامی، ستاد، آگاهی؟


820652
2021-07-17 13:32:59 +0430 +0430

بازم بنویس 👍

0 ❤️

820653
2021-07-17 13:41:16 +0430 +0430

آفرین. توضیحات خوبی بود.

0 ❤️

820657
2021-07-17 13:52:33 +0430 +0430

پر از چالش سکسی در پیج زیر
https://www.instagram.com/p/CRa8GvOHfV8/?utm_medium=copy_link

0 ❤️

820661
2021-07-17 14:09:01 +0430 +0430

تا اونجایی خوندم که نوشته بود ترمز های ماشین باباشو دستکاری کرده بود،لعنت به همه اونایی که از خصاصت کاندوم استفاده نمی کنن


820663
2021-07-17 14:14:55 +0430 +0430

قربون دست جناب سرهنگ این پرونده نکات ریزناییشوهم مینوشتی

0 ❤️

820678
2021-07-17 15:32:34 +0430 +0430

در این داستان نکات مهمی هست برای دوستان ، نکته اول : طبق داستان و نویسنده دوستان معمور در این سایت حظور دارن پس مواظب باشید.
نکته دوم : طبق داستان پلیس فقط از لایو تو شبکه های اجتماعی گیر اورده و دستگیر کرده از اونجایی که پلیس فتای ایران تحریمه حقوق بشره هیچ کدوم از شرکت های سارنده شبکه های اجتماعی جواب پلیس ایرانو‌ نمی دن ، پس یعنی ، تو شبکه های اجتماعی پیام دادن به طرف حالا با وعده پول یا هر دروغ دیگه ای طرف رو گول زدن ، طرف خودشو لو داده یا رفته سر قرار که مثلا فلان دختر که کلیپشو دیده خوشش اومده بکنه ، دیده پلیسه.
نکته بعدی به نظر من کسی پیام داد بهتون هر ادعایی کرد هر چقدرم طولانی مدت عضو سایته چند ساله چت می کنید ، هر چی ، از طرف وب بخواید لایو ببینیدش همونی که می گه هست یا نه ، و حتما مثلا ادعا می کنه دختره میخاد به شما کوس بده ، خوب بدون چهره تو وب نشون بده بدنشو بعد.

1 ❤️

820701
2021-07-17 19:03:48 +0430 +0430

اين قدر دل و جرات دارم و این مورد ارثی به من رسیده که کارهای کردم خدا رو گواه میگیرم کسانی که دم از این مورد میزدنند تا حد سکته جلو رفتن(این مورد رو گفتم که فکر نکنید آدم بی دل و ترسو هستم)
اما به مرتضی علی قسم
تا همون مورد که گفته شد، پسر تصمیم به حذف پدر کرد و رقیب … وای کل تنم لرزید
یعنی گوشی از دستم داشت می افتاد واقعا میگم چشمام سیاهی رفت
لنتییییییی تا چه حد تا بکجا شهوت ، حشر ، حیوانی هم اینقدر نیست
کنترل کن نمیتونی خودتو به دکتر معرفی کن
والا هیچکس نمیفهمه رفتی دکتر اون دکتر به پیغمبر قسم از نزدیکتر افراد زندگیت مورد اعتماد تر هست …
عزیز دستت درد نکنه خسته نباشی ، کامنتها نخوندم هنوز چون داستان رو گفتم تا کجا خوندم برمیگردم می خونم، نمیدونم نظر بقیه چیه اما با انتشار این موارد موافقم برای آگاه سازی اگر اینکارو در یک تایپک انجام بدی خیلی خیلی بیشتر مورد استفاده هست تا بعنوان یک داستان.

1 ❤️

820702
2021-07-17 19:06:48 +0430 +0430

مسعود
چه جالب پسر
دقت کردی چیشد؟ 😀

0 ❤️

820704
2021-07-17 19:27:33 +0430 +0430

آقای دکتر یک لطف کنید و اون اسم یا امضاء آخر داستان رو تصحیح کنید و اون دات، نقطه مابین دکتر و سا رو پاک یا جوری تایپ کنید که وقتی کلیک شد روی اون به سایت … وارد شدم یک سایت با زبان عربی . ممنون

1 ❤️

820709
2021-07-17 20:13:15 +0430 +0430

واقعا آفرین اگر در مورد سکس های گروهی و فانتزی های بیغیرتی هم بنویسید ممنون میشم اگر چنین پرونده هایی داشتید

0 ❤️

820724
2021-07-17 22:19:00 +0430 +0430

و اینجاس که میگم اگه ما اشرف مخلوقات خدا هستیم
وای به حال دنیا
کیر تو این خلقت کیر تو این روزگار
داداش بازم ادامه بده

0 ❤️

820734
2021-07-17 23:26:08 +0430 +0430

👌👌👌👌

0 ❤️

820744
2021-07-18 00:26:58 +0430 +0430

پس نتیجه می گیریم که خیلی از همین داستانهای محارم در این سایت ممکنه واقعی باشن یعنی عجب خر تو خریه

0 ❤️

820795
2021-07-18 01:27:09 +0430 +0430

امان از این موجود دو پا!
جالب بود

1 ❤️

820800
2021-07-18 01:36:58 +0430 +0430

چطور شده مامورا هم میان داستان سکسی میخونن ببین جمهوری اسلامی دیگه چیشده😂😂😂

0 ❤️

820817
2021-07-18 03:20:03 +0430 +0430

کسکش جقی این چه مزخرفیه نوشتی خار کسه یه مشت اوسگولم باور کردن اخه کون نشور ناجا روانشناس جناییش که بیاد بازجویی کنه کجا بود الدنگ اون جاکشی که یه نظریه روانی روی پرونده میده پزشک قانونی هست که اصلا زیر نظر ناجا نیست ضمنا چوب تو کونت نکردن که بزور هر چیزی بخونی نوشته مثبت هیجده و امیدوار بوده توی گاو تو هیجده سالگی تفاوت داستان و فانتزی رو با واقعیت کیری زندگی خودت بفهمی من از همینجا ازت عذرخواهی میکنم که نفهمیدن تو تا چهل سالگی هم گاوی جناب سرتنگ 😅😅

2 ❤️

820891
2021-07-18 11:19:35 +0430 +0430

تنها بخش داستانت که آموزنده بود این بود که هر چیزی رو تو شبکه های اجتماعی نزارید چون حتی اونجا هم آزادی ندارید
واگرنه به نظر من داستانت اتفاقا کاملا هر کسی رو که تو این فکرها هست(سکس با محارم) تشویق می‌کرد
چون نشون دادی که حتی اگر در ابتدای کار کاملا طرف مقابل ناراضی هم باشه به مرور زمان اوکی میشه باهاتون

1 ❤️

820932
2021-07-18 16:12:43 +0430 +0430

کمتر زر بزن بابا

2 ❤️

820976
2021-07-18 22:55:41 +0430 +0430

چطور روانشناس جنایی نیروی انتظامی بشیم؟

0 ❤️

820983
2021-07-18 23:30:35 +0430 +0430

اقای بازپرس تو شهوانی … کسخل

1 ❤️

820991
2021-07-19 00:13:31 +0430 +0430

حالم بد شد چه داستان کیری

1 ❤️

821102
2021-07-19 12:30:12 +0430 +0430

اوضاع خیلی خرابه خیلیییییییی

0 ❤️

821172
2021-07-19 23:01:48 +0430 +0430

چرا شعر میگی بابا

0 ❤️

821238
2021-07-20 02:30:12 +0430 +0430

تو سبک خودت، جذاب نوشتی…
مخصوصا که موضوعت هم جذاب بود.
خوشحال میشیم بازم ازت بخونیم. 🌹🍀

0 ❤️

821251
2021-07-20 03:30:18 +0430 +0430

قلمت خوب بود و داستانت برگ ریزون

0 ❤️

821278
2021-07-20 08:56:01 +0430 +0430

یعنی شما افسر نیروی انتظامی اینی که نوشتی فانتزی خودت نبودش واقعن مردمو چی فرض میکنین شما نیروی انتظامی چیا واقعن چرت و پرت

0 ❤️

821330
2021-07-20 15:20:27 +0430 +0430

به نظر من بیان جزئیات بصورت واقعی توی این سایت نه تنها بازدارنده نیست بلکه ایده میده واسه اون افرادی که شهوتشون زده بالا ومثل همین سناریو سعی میکنن پدرشون رو حذف کنن و این خیلی خطرناکه

0 ❤️

821467
2021-07-21 04:12:27 +0430 +0430

اینجور داستانها تو کت من نمیره نظر داشتن خواهر و برادر به هم
پدر به دخترش
و پسر به مادرش!

0 ❤️

821509
2021-07-21 09:46:31 +0430 +0430

بالاخره یه داستان آموزنده دیدیم توی این سایت
دمت گرم بابت انتشار این داستان امید وارم آگاهی در مورد این مساله بالا بره

0 ❤️

821537
2021-07-21 13:23:29 +0430 +0430

مرسی بیشتر بنویس

0 ❤️

822056
2021-07-23 23:32:31 +0430 +0430

حالم بد شد

0 ❤️

822775
2021-07-27 12:30:18 +0430 +0430

تحریم محارم همین و بس

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها