باسن خواهرم

    باسلام سالیان ساله که داستان میخونم و همیشه دوست داشتم منم بنویسم داستان سکسی زندگیم رو من مهدی هستم و 37 سالمه دو تا خواهر دارم از خودم بزرگتر که اولی لیلی و دومی گیتی که اختلاف سنیمون 5 سال 5 سال هستش خواهر دومم یعنی گیتی سن 20 سالگی ازدواج کرد و خواهر بزرگم لیلی همین 3 سال پیش من و خواهر بزرگم خب تو خونه پدر و مادرم بودیم لیلی سرکار میرفت و من هم همینطور.
    ماجرا از 13 سالگی من اتفاق افتاد من خیلی حشری بودم و شیطون با دخترهای فامیل زیاد ورمیرفتم یک روز خواهر بزرگم لیلی داخل حمام لباس میشست و گیتی رد صدا زد که بیا لباس هارو ببر پهن کن گیتی نیومد و دعواشون شد حالا این تو حموم و حموم داخل اتاق گیتی بیرون اتاق منم داخل اتاق بودم جرو بحث کردن بعد خواهرم من و صدا زد رفتم در حمام باز بود یه لحضه چشمم بهش افتاد وای اون زمان من ص13 ساله اونم 23ساله قد لیلی از گیتی کوتاه تر بود ولی چشمتون روز بد نبینه رنگ پوست سبزه سینه های 75 رونهای تپل و گوشتی با یه باسن گنده که همه رو میخ خودش میکرد ما خانوادتن رون های درشتی داریم باسن لیلی خیلی گنده و گوشتی و برجسته طاقچه بود دقیقا مثل دورگه های سیاه از اون روز من دیگه حسم بهش عوض شد دوست داشتم با بدنش حال کنم و خودم و بهش بمالم گیتی ازدواج کرد و رفت من شبها پیش لیلی میخوابیدم و یه شب که از خواب بیدار شدم صورتش سمت من بود اینم بگم بداخلاق یود پیراهن تنش بود و دکمه پیراهنشو باز کردم و اروم انگشتم و به سینش میزدم که با یه چم گفتن برگشت و پشتش و بمن کرد چند باری این اتفاق تکرار شد تا اینکه رفتیم خونه جدید و من 18 سالم بود توخونه جدید از پنجره توالت میشد حموم رو دید وقتی میرفت حموم منم میرفتم دستشویی میکشیدم بالا و نگاه میکردم اولین بار که دیدمش لخت داشت میرفت زیر شیر اب بشینه که اب از رو کسش رد شه حال کنه یکهو سرش و بلند کرد و من و دید شروع کرد فحش دادن و ّداد و بیداد اقا من و میگی ریدم به خودم زدم بیرون تا اینکه رفتم سربازی اولین مرخصی که اومدم تو اتاقم خواب بودم چون شب دیر رسیدم صبح اومده بود بالای سرم نشسته بود و چشم باز کردم دیدم داره قربون صدقم میره یه گردنبند گردنش بود چون خم شده بود سلام کردم با انگشتام اویز گردنبندشو گرفتم گفتم مبارکه تازه گرفتی؟همین لحضه گردنشو گرفتم مالوندم دیدم گفت بی جنبه نشو با خنده پاشد سریع رفت بعد چند دقیقه رفتم‌ دستشویی دستشویی ما یه پاگرد بود سمت راست روشویی بغل توالت سمت چپ حمام داشتم میرفتم که برم داخل خودم و مالوندم به باسن گندش وای نمیدونید لای کونش باز شد انقدر برجسته و گوشتی بود قشنگ واشدن لاش و با پام حس کرد باز با یه لحن شیطنت امیزی گفت ای پسر شیطون خلاصه مهربونتر شده بود منم گذاشتم رو حساب اینکه سربازم و چند وقت ندیده چیزی نگفت و روزگار میگذشت و اینم بگم دوست دختر و زن زیاد داشتم کلا پیش فعال بودم ولی همیشه دخترهای که به پستم میخوردن لاغر بودن‌ و منم‌بدم میومد چون اولین دختر لخت خواهرم و دیده بودم اونم اندام گوشتی و پری داشت و کمر باریک خلاصه یه بار خواهر وسطی اومده بود‌ خونه ما لیِلی رو شکم خوابیده بود و شلوارش و گیتی داشت میدوخت یه چادر رنگی نازک شیشه ای روش بود من رفتم که برم داخل اتاق برا اوردن‌ یادم‌نیست چی اون کون خوشگل و گوشتی و قلمبه سبزه زیر اون‌چادر نازک صحنه ایئ دیدم که هنوز بعد از 18 سال فراموشم نشده رفتم تا وسیله رو بردارم جفتشون نگاهم میکردن مشایعت که مبادا چشمم بره رو کونش لحضه برگشتن یه نگاه به صورت لیلی کردم دیدم با یه خنده شیطنت واری نگام کرد که همچین ببین کونت پاره شه هم توش بود چند باری هم‌اونجا از تو‌ پارکینگ حموم و دید زدم و دیگه شده بود حصرت برام جرات نزدیک شدن و نداشتم یه بار هم‌شب از خواب بیدار شدم بد راست کرده بودم براش که لخت شدم بایه شرت رفتم تو اتاقش لامصب انقدر خوابش سبک بود که سریع بیدار میشد و وقتی بیدار شد حراصون گفت کثافت بیشرف اینجا چیکار داری نمیدونید چجوری در رفتم دیگه از سوراخ در و بالای پنجره هر لحظه دنبال دید زدن بودم‌ تا اینکه پدر و مادر و من رفتیم سفر من 3 4 روز بودم‌ و برگشتم یه روز ظهر داشت پای گاز غذا درست میکرد یه شلوار تنگ پوشیده بود که دیگه نمیگم من چه رون و کونی‌جلوم‌بود 2روز قبلش هم برای اولین بار با یکی از رفقا شیشه کشیده بودم‌ اقا تازه اومده بود‌مثل حیوون‌ حشری که بودم‌ یبینید چه حالی داشتم از پشت بغلش کردم دادو بیداد کرد منم از ترس ولش کردم و زدم بیرون ولی اینم بگم اذیتم میکرد مثلا تو اتاقش بودم‌خم میشد چیزی برداره همچین قوس کمر‌میداد باسنش‌ سه چهار برابر میزد بیرون همیشه هم شلوارهای خیلی تنگ میپوشید جوری که هنوز به اون‌ زیبایی باسن ندیدم روانیم میکرد خیلی بد خم میشد تا اینکه یه روز گوشیش و گرفتم خیلی ممانعت میکرد دختر خالمم بو‌د گفت خب بده بهش اقا تو گوشی پر فیلم سوپر بود ولی لامصب رو میداد خیلی کم ولی میخواستم نزدیکش بشم‌سگ میشد ...من معتاد شیشه شدم و همش هم علاش همین بود چون شهوت منو چندین برایر میکرد و قدرت تخیل و تصور من رو بالا میبرد و منم خود ارضایی میکردم کارم شده بود شیشه کشیدن تا سال 88 که اوضام خراب شد یه روز به سیم اخر زدم و رفتم‌تو اتاقش نشستم رو تخت اصلا ازاین کارها‌نمیکردم گفتم‌ابجی میذاری یه بار از رو محبت بغلت کنم ؟دیدم چهرش ریخت بهم گفتم به خدا محبت پیش خودم میگفتم بغلش کنم‌جفت دستام و میندازم رو دوتا لمبه‌کونش‌و یه دست تو چاک عمیق کونش‌میکشم که گفت نه نشست رو صندلی جلو میز توالتش من داشتم از اتاقش میرفتم بیرون‌ یه نیم نگاه برگشتم دیدم از اینه دراورش داره نگام میکنه با‌یه حالتی که فکر نکرده جوابم و داده پشیمونی هم بود تو نگاهش اومدم‌ ببرون بعد از چند دقیقه رفتم سراغش پشت در بود‌گوشیش تو شارژ و داشت باهاش ور میرفت نزدیکش شدم بینیشو تازه عمل‌کرده بود‌گفتم میذاری بهش دست بزنم بدون اینکه نگاهم کنه گفت بزن اون نیم رخ بود من روبه روش باورتون نمیشه انقدر باسنش خوش فرم بود که نمیتونم بگم من چه برجستگی میدیدم از نیم رخ دست چپم و بردم سمت بینیش همزمان‌دست راستم به سمت باسنش وای دستم رسید به باسنش دستم رفت تو یه گوشت خالی سفت و داشتم منفجر میشدم دیدم گفت عهه رفت جلو منم تا خرخره کشیده بودم گفتم ترو خدا مرگ من اخه مردم جوری التماسش میکردم که واقعا دلش سوخت در اتاق باز مادرم اشپزخونه بابام تلوزیون می دید تو‌ پذیرایی با صدای اروم‌ التماس کردم و برگردون دمش شلوارک پاش بود منم شلوارک درحین برگشتن کشیدم پایین شلوارکش و تا زیر لمبر باسنش منم‌ رو فاز شیشه وحشتناک سریع نمیدونم‌ چجوری تف زدم‌ سر کیرم و خمش کردم‌ شرت مشکی پاش بود توری شرتم سریع دادم پایین کیرم و گذاشتم لای باسنش وای گذاشتن همانا‌ فشار دادم‌انقدر چاک کونش عمیق بود که ابم پاشید لاش باورتون نمیشه کیرم رفته بود لای چاک کونی که 14 15 سال بود توکفش مرده بودم تو یه شرایط خاص پدر و مادر تو خونه نفس نفس زنان تپش قلب یه چیزی حدود یک و نیم دقیقه من لرزیدم و فقط منی ازم اومد بیرون منی که اینهمه دوست دختر و سکس کرده بودم‌ تا به اون روز اینجوری ارضا نشده بودم شهیدم کرد بعد اون رفتم کمپ و یه بارم اواسط کمپ اومدم مرخصی زدم الان من ازدواج کردم اونم ازدواج کرده و دیگه مثل سابق هیکلش اب بیار نیست و منم احساسی بهش ندارم فقط هنوز به اون هیکل و اون روزها فکر‌میکنم‌
    دوستان‌ببینید سکس برای اقایون با خانم ها فرق میکنه احساس مردان کف دستشونه ولی زنها داخل مشت و سکس با محارم‌ لذت بخشه من جالبه برام میان میخونن بعد فحش میدن خب اگر کار بدی هستش و شما مخالفی چرا میایی میخونی ببینید هیچ وقت قضاوت نکنید اصلا گیریم دروغ نوشته اون‌ دوست ما شاید داره با نوشتن اون ماجرا خودشو تخلیه میکنه ما همه بیماری جنسی رو داریم و تابو که همین نوع سکس با فامیل هستش خودش یک نوع گرایش سکسیه بعضیها به تجاوز علاقه دارن و حتی فیلم هاشو میبینن بعضی لز بعضی گی .حالا چرا میگن یه مادر که پسر بچه داره بعد از یه سنی رعایت پوشش رو داشته باشه واسه اینه که مثل من نشه چون اقایون از چشم تحریک میشن زمانی که نوجوان هستن و تو اوجُ کنجکاوی و شهوت کافیه ببینن و تو ذهنشون نقش ببنده ....
    لطفا قضاوت نکنیم چون تو اون جایگاه نیستیم .
    نوشته: Meh

  • 15

  • 41




  • نظرات:
    •   boyboy36
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • دم پدرت گرم با این فاصله سنی گذاشتن بین بچه هاش (biggrin)


    •   Meisam65
    • 1 ماه،1 هفته
      • 8

    • من موندم تو چطور تو یه نگاه هم سینه دیدی هم رون هم کون.احیانا خواهر جندت سه بعدیه؟میشه تو بعد چهارمش اندازه هجده سانت تفحص کنم؟


    •   instammm
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • داستانت ناقص بود ولی حرفا فوق العاده خوب بود و من با تو موافقم (cool)


    •   Avvaaa
    • 1 ماه،1 هفته
      • 11

    • باز یه کون بچه فاز نصیحت برداشت (dash) (dash) (dash)
      دیس به تگ و تف به ذات کثیفت....انگل ِدوپا


    •   جاوید۱۲۳۴
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • سکس با محارم آخر لذته


    •   Mj6633
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • فکر کنم هنوز رو فاز شیشه هستی


    •   parto_banoo
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • داداش من فقط پاراگراف آخرو خوندم
      من مخالفم و نمیخونم و دیس میدم و با کمال میل فحش کشت میکنم
      الکیم خودتو توجیه نکن ک آی دوران بلوغ بود واین کسشرا
      باید زیر ساطور بره کیری ک برای مادر و خواهر راست شه
      دیس چهارم تو کون اون دارو خونه ای ک اونشب نحس کاشته شدنت بسته بود


    •   Lucky.man
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • این که طرف میگه روفاز شیشه بودم فلان کار را کردم یه جور توجیه برای کثافت کاریه.


      ولی برادر مواظب خواهره. اگه از برادرش احساس امنیت نکنه، به کی پناه ببره؟!


    •   omidmoghadam
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • ینی کیرم تو خودتو داستان نوشتنت دیوصه کیری اره تو ب خاهرت گفتی تورو خدا اونم گفت بیا بکن وای خدا چ کسخلایی ادم شدن


    •   Saman._.ss
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • (rolling) (rolling)
      یعنی به معنای واقیعه کلمه کیرم توی کو..سه ننت
      کیرم تو کونه..پدرت با این ریتم کاشتنه بچش
      کسکش عملی میای کوسشر مینویسی بعد تازه گوهم میتوری تو دیگه از بزرگ کوستان نویسانی
      کیرم پسه کلت


    •   Hamid.qomi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • عجب چیزه سیریشی بودی تو کسکش???


    •   Psw
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • قضاوت نمیکنم نخوانده و بدون اعتقاد به دین خاصی میگم این کار یکی از اشتباهات بشره
      در یونان باستان فرمان روایی با خواهر خود هم بستر بود و به قحطی دچار شد
      اما فرود با زیر نظر گرفتن اقوام و انسان های اولیه ای که بوی از بشریت نبرده بودن فهمید افرادی از یک توتم (ریشه) هستند هیچ گاه ارتباط جنسی بر قرار نمی‌کنند
      چرا ؟
      چون به وضوح میتوانید ببینید بچه های این افراد ناقص خواهند بود
      پس اگر روا بود مشکلی برای جنین به وجود نمی آمد
      خوهشا زندگی خود را نابود نکنید از انسان های اولیه کم تر هستید؟


    •   ehsan9705
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • عنتر عوضی شیشه‌ای گه.
      توجیهات گوزاب منقلی به درد عمه جندت می‌خوره.
      کاش بابات تو نوبت تو خواب می‌موند تخم توی مادر سگ رو نمی‌کاشت.
      کیر تو کص اول و آخرت.


    •   sexybala
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی غ


    •   jackiJOHNY
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خوب بود... اینا ک. بهت فحش میدن مریضن+ناتوان جسمی و جنسین


    •   sam1980sam
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • خوب بود . امیدوارم دیگه شیشه مصرف نکرده باشی.


    •   Mobin18836
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • اینهمه خوندیم که اخرش با یه دستمالی تمومش کنی
      خاک تو سرت خروس


    •   پروفسور بالتازار
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • داستان تو رو باید بزنن رو سر در کمپ ترک اعتیاد تا کس مغزهایی که شیشه میکشن آخر و عاقبت کارشون رو بفهمن، اما حضرتعالی لایق فحش خوردنی به این دلیل که وقتی تو دست و بالت دوست دختر و زن هست دیگه محارم واسه چی؟ تو که ادعات میشه دسترسی به زن داری خب یه کون گنده واسه خودت پیدا میکردی مگه کمه؟محارم واسه اونایی قابل فهم میشه (نه قابل قبول) که از بس جق زدن دیگه مغزشون هم از کیرشون در اومده


    •   TheBitchKing
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • تابو = دیس
      نخونده


    •   مردآتشین73
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خواهراتو جفتی گاییدم


    •   A....k
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ببین من اونجاییش ابم اومد که نوشته بودی دو تا خواهر دعواشون شد حموم تو اتاق گیتی تو حموم لیلی تو کون من من تو کون گیتی


      حاجی ناموسا چی نوشتی


    •   kiakish
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • منکه نفهمیدم چی شد
      ده دفعه مچ تو گرفت باز تو بکار خودت ادامه دادی ازبس تخمی نوشتی متوجه نشدم چی به چیه


    •   آبجیبازم
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • سلام داستان تو خوندم و یاد کارهای خودم افتادم ولی تو خیلی پروتر بودی که چند بار بهش گفتی ولی من سه سال فقط براش جق زدم ولی الان چپ و راست میکنمش و حالشو میبرم بازم بنویس از کارات دمت گرم


    •   Sepehr_2000
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • یه حسی بهم میگه همه این داستانای محارم تحت تاثیر شیشه بوده (rolling)
      شیشه نکشین که بگا میرین


    •   HYPERMAN98
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • در اینکه آدم کثیفی هستی شکی نیست، ولی لایک میکنم چون داستانت واقعی بود


    •   Nasr7070
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • آخرشو عالی اومدی دمت گرم


    •   Nazi.mirzayi3244
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • شوهر من اعتیاد به شیشه داشت و اخرش اور دوز کرد .کاری به داستانت ندارم ولی اگه هنوز اعتیاد داری سعی کن ترک کنی زندگیتو نابود نکن


    •   احمد ذوقی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • داستان مزخرف با یک تم چندش .
      کاری که حیوونا هم نمیکنن.


    •   tednaw_19ri
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • مورچه خوار :(


    •   abolfazlsherafat
    • 1 ماه
      • 0

    • بی هستم بی بیاد خصوصی


    •   Psartla
    • 6 روز،12 ساعت
      • 0

    • جناب سقراط ببخشیدمیشه بیشتر توضیح بدیید استاد آخه دوزاریه ماکجه یعنی چی پسرا باکف دستشون عاشق میشن دخترا بامچشون لطفن فیلسوفانه همه رو نبینید زیر دیپلم بنویس پسرا با کف دستشون جلق میزنن عاشق و بعید مید ونم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو