بانوی حاج آقا

    چرا حس میکنم
    زندگی قبلیم
    یه دختر چادر سره چشم ابرو مشکی بودم
    وقتایی که لاک قرمز میزدم
    میرفتم حجره
    وسط اونهمه فرش و چرتکه
    دستای سفیده تپلمو نشونت میدادم
    با کت شلوار و تسبیحت
    ذوقمو نشونت میدادم
    اصلا تنهایی چی بود اون موقع حاجی؟
    وقتی که یه در بود که شب به شب میکوبیدیش
    صبح بازش میکردی
    اختلاف سنیمون زیادی تو چش بود
    همش نگرونی طی میشد تو چشات با هربار بیرون رفتنم نکنه دل جوونی بلرزه
    ارتعاشش ما رو هم بگیره
    حاجی ندونسته نفهمیده بودی
    جلدت شده بودم
    تو همون ۱۴ سالگی


    مثه آقام
    آقا صدات میکردم
    پدر میشدی
    زیر پروبالمو میگرفتی
    حاجی دیدی بچگیامو گذاشتی بچگی کنم بعد رسم زنیتو واست جا اوردم
    حاجی اما دلت همیشه گیر بود
    از در میومدی باید میبودم دیگه نه؟
    بالشت زیره سرت بودم
    حاجی دلم که میگرفت بیشتر بلدم میشدی
    شیطنت که خرج میکردی مادرت میشدم حاجی
    حاجی میفهمیدی دلم واسه تخس بودنات مادرونه میرفت؟!
    قرمه بار میذاشتم دوس داشتی با ماست ترش و ترشی که محبتم رو توش واست تراوش کرده بودم حاجی موهامو که شب ب شب با روغن بادوم شونه میکردی تو پیچش هر گیسی که میزدی
    نگارگریت رو به تماشا مینشستم
    حاجی منه بچه رو خوب صیقل دادیا
    نگی نفهمید
    حاجی
    صبح شده،دم نوش بذارم نوش کنیم
    یا چای بیارم بنان گوش کنیم
    باز الهه ی نازت شوم
    غم جان گداز را بزدایم
    حاجی
    خودمونیم اصلا فهمیدی چقد خاطرتو‌ میخوام
    حاجی با دلت سازگار شدم
    حاجی سره نمازات فقط دلم میخواست یه گوشه بشینم نگات کنم
    انقد که یادم میرفت قامت ببندم پشتت آقام
    حاجی شبونه برق چشات کار دستم داد
    موهای چسبیده به پیشونیت
    حاجی دل نگرونیتو سره زا دیدما
    با همه دردام دل دادم واسه دل دل زدنات
    سره البرز بود دیگه
    داد میزدی میگفتی این توله درشته
    به منه سگ پدر رفته
    حاجی لب گزیدم نه از درد
    چرا خودتو فحش کش میکنی دردت به جونم
    دلت واسه زنت میگیره
    یا بچه سالی که عاشقته
    حاجی ما که سواد درست حسابی نداشتیم
    اما شما خوب بلد بودی
    اخ قربونی فکرت که
    مثه ساعت بود
    حاجی عاشق وقتایی بودم که باید سرمو بلند میکردم میدیدمت
    رو گلوت بوسه بکارم
    میگفتی زن چه کاریه میکنی
    حالا جاش میسوزه تا برگردم که
    حاجی دلم رفت براتا
    وقتایی که میگفتی این توله رو واسه خاطره خودم که نه
    واس خاطره شوماس کاریش ندارما
    زنمو ازم گرفته
    تو سرما که میلرزیدم اول بازوهام یخ میزند
    حاجی شرمم باد
    زمستونا همش بازوهام کبود بود
    میخواستی گرمم کنی خب
    حاجی یادته میگفتی هنوز که چله نشده
    این لرز لرزونکت واسه بی تاب کردنمه
    نه اینگاری بازوهات همیشه سردشونه
    لابد چون سفیدی برفن تو زمستون ترک هویت میکنن
    حاجی ما که میدونیم
    واسه بازار یه حاجی بودی
    واسه ما یه حاجی دیگه
    حاجی یادته شبایی که رعد میزد
    با ترس به موهای سینت تو بغلت زل میزدم
    نرم نرمک دلم میرفت بازیشون بگیرم
    میگفتی زن
    باز که بازیت گرفت گل بانو جانم
    گل بانوت بودیم حاجی
    دیگه دلمون خوش خوشانش می‌شد
    تخت میگرفتیم میخوابیدیم
    البته اگه میذاشتی..
    حاجی تو شبونه هامون دلم واسه خستگیاتو به نفس نفس افتادنت که میرفت
    ملکه ت میشدم
    دست میکشیدم رو خستگیات
    لذتو میدادم تو جونت
    حاجی هر بار که تموم میشد
    با وابستگی که بغلم میکردی
    بیشتر خیالم وحشی می‌شد میفتاد تو جونم که
    حقا که جای زن پیش شوهرشه
    حاجی این روزا بعضی حرفامون خوب جا نیفتاده
    حاجی اون روزا پتو رو که اول رو من سوق میدادی بعد رو جفتمون میگرفتیش ما تنهایی رو اونجا فهمیدیم
    حاجی تنهاییت خیلی قشنگ بود
    حاجی هر شب تا با لبات بازوهامونو گرم نمیکردی که خورشید شرمش میشد صبح بطابه که
    حاجی وقتایی که شاهنومه میخوندی واسه منه بی سواد مریدت شدم
    حاجی بلندیه موهای سیاهه مواجمون که میومد رو پوست شیربرنجمون میتابید یادته
    میگفتی به موت قسم
    حاجی از هند که واسمون پارچه رنگ رنگی اوردی
    یادته عریون واست تو پارچه ها میرقصیدم
    چشات خمار میشد میگفتی الله اکبر از این زن
    رو ملحفه ابریشمی تنمونو میذاشتی
    میگفتی پوستت برگ گلِ گل بانو
    میترسیم تاب نیاره
    حاجی شبا موهامون که زیرمون گیر می‌کرد زیرلب میگفتیم فردا میچینمتون
    شما میگفتی زن کفر نگو
    چیکارشون داری دلبرا رو
    موهامو از سرمو گردنم جمع میکردی بو میکردی
    میگفتی اینا نباشن ایوبت نیس
    زیرلب میگفتم خدانکنه
    حاجی شبا دستات یه جاهایی رو فتح می‌کرد
    هر شب پرشور و شرم تر کنارت جوونه میزدم
    دستاتو گرد میکردی میگفتی اینا جا اناریه زنمونه ها
    حاجی سر مینداختیم پایین جری تر میشدی انگاری
    بی پرواییم میکردیم واستون ولی
    حاجی چرا فکر میکنم زمستونا بیشتر به دلتون میچسبید
    تا از دره خونه بیاین
    دستامو بگیرین بگین
    باز که اینا یخ زدن
    زنمونو اذیت کرده سرما؟
    بی جا کرده
    به گور ننش خندیده
    لب میگزم میگم حاجی فحش نده جون عزیزت
    قهقه تون میره هوا میگین
    چرا جونتو قسم میدی بچه
    حاجی جلد دیدی؟ندیدی؟
    منم دیگه حاجی
    حاجی یادمونه برعکس ما گرمایی بودی
    گر میگرفتی
    گرممون میکردی حاجی حسودی که میکردیمم
    میخندیدی میگفتی اخه جلد کردی مارو بچه
    کجا نیگا کنیم نباشی هان؟
    حاجی دلمون میرفت واستا
    حاجی ما با شوما فمیدیم مرد چیه
    همسر چیه
    حاجی نمیدونم میدونی یا نه
    ولی ما میگیم
    بلکم به نظرت بیاد
    ما منتظر بودیم شما فقط بخوای
    فرقی نداشت وقتی بود که میومدم حجرت همه رو دک میکردی
    یا وقتی تازه فارغ میشدم از درد ماهانه م میگفتم حاجی ماساج نمیخواین
    میگفتی ما که میدونیم دردت چیه زن
    معلومه میخوامت
    تن بی مو‌ و سفیدم کناره تن پرموت جون میگرفت
    فکر کنم سرگرمی هم بودیم


    نوشته: سکسی بدون سکس

  • 20

  • 20




  • نظرات:
    •   E.rhashari
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • زیاد بود نخوندم


    •   وب.گرد
    • 1 ماه،1 هفته
      • 14

    • سرسام گرفتم بس که حاجی حاجی کردی. درهم برهم بود.


    •   Mr_gh99
    • 1 ماه،1 هفته
      • 7

    • واقعا واسم سواله چطوری این کسشعر رو تا ته خوندم


    •   سارینااا
    • 1 ماه،1 هفته
      • 5

    • کوس خار حاجی


    •   shahx-1
    • 1 ماه،1 هفته
      • 9

    • عاشقانه به سبک فرمون و قیصر بود یاد کتاب قلتشن دیوان افتادم.....


    •   خوشگلخانم
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • الان حاجی مرده شوتصدسالشه مادرجان شماهم آلزایمرگرفته کست یادش رفته تولت وزنش زیادبوده


    •   دانیال۲۲
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • اعصابمو خرد کردی (dash)


    •   arka110
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • on 2 nafari ke like kardan biyan tozih bedan hadafeshon chi bode ma ham bedonim!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


    •   Jeefri
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • فقط يك خط اولشو خوندم از همونم پشيمونم مي فهمي پشيمونم كس ننت جقي بي خانواده بي ناموش بي شرف


    •   Samir8898
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • قشنگ بود


    •   amin.dada013
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ای بببم جان
      حاجی کی بودی تو


    •   amoojoon17270
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • ای کیرم دهنت.انگار تو سنگر پشت بی سیم بودی


    •   HYPERMAN98
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • لایک، خیلی وقت گذاشتی و خوب نوشتی


    •   Newah007
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • نوشته به سبک داستانهای عزیز نسین و هدایت و چوبک بود...,
      اینکه نویسنده کاملا با مطالعه و داستان خونه, شکی نیست ...


      ولی منو یاد زنهای دوره قجری انداخت که با یه من سیبیل و صد کیلو وزن, یکی یه دونه و عزیز دوردونه دربار ناصری بودن (biggrin)


      در کل سبک و نوع نگارشت رو دوست داشتم...


      Lor Boy


    •   Cukur
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • فقط یجاشو فهمیدم اونم همونجا ک نوشته بودی (حاجی يادته با روغن بادام موهامو شانه میکردی) معلومه بعد باهمون روغن بادام کونت میزاشت فقط شرم حیا اجازه نداد بنویسیش (rolling)


    •   darya54
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • قشنگ بود.شاید خیلی از بچه ها نپسندیدن بخاطر سبکش اما جالب بود.گذری زدین به سبک قدیم و عاشقیهای اون دوره.
      سپاس
      قلمتون مانا


    •   .az.t.b
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • خیلی با حس حال نوشتی دمت گرم


    •   rm20
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • حاجی ریدی


    •   Caboos1
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • رسواییه 3 بود؟
      آخونده دهنش گاییده شد تو به شریفی نیا ندی آخرش دادی؟


    •   Caboos1
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • مگه شاه ایکس نوشته بود اینو میس رینبو؟
      نویسنده که ملکه ایکس بود


    •   Caboos1
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • میس رینبو مگه شاه ایکس اینو نوشته بود؟
      نویسنده که ملکه ایکس بود


    •   Pandora95
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • قلم خوبي داره نويسندش كيه؟


    •   XxAmir
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • قشنگ بود آدم میبرد به قدیما، یاد فیلم سوته دلان افتادم دیالوگ خانم فخری خروش وآقای جمشید مشایخی ، درحقیقت واقعیت رو درقدیم بیان کرده بودواقعا همینطور بوده زن و شوهرها بیشتر بهم می‌رسیدند وتفریح شأن لذت واقعی از همدیگه بود نه مثل الان ، لذت بردم موفق باشید


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو