با اجازه شوهر گلم جنده شدم (۱)

    سلام به دوستان عزیزم من تا حالا داستان ننوشتم.ولی امیدوارم که از این نگارش خوشتون بیاد لطفآ فحش ندهید چون که من یک انسان مقدس نیستم و مثل همه آدمها احتیاج دارم اسم من رویا هستش البته الکی. ۳۷سال دارم قدم نسبتن بلند دارم هیکلم به قدم میاد و خیلی خوب هستش البته به قول دیگران. سایز سینهام ۸۵به خدا راست میگم اونهای که دیدن می‌دونند رنگ پوستم سبزه هستش چشمهای عسلی و درشتی دارم. لب‌های غنجه‌ی دارم که تا حالا هر کسی که بوسیدتش حال کرده همیشه هم وقتی که میخواهم بروم بیرون آرایش می‌کنم مخصوصن چشمهام و لبهام وقتی هم که آرایش می‌کنم. هم بهم خیره میشن.با اون لباسهای که میپوشم تنگ و کوتا.توی خانه هم آزاد هستم با دامن کوتا و تاپ یا که شرتک و تاپ بعضی از وقتها هم هیچی نمیپوشم..ولی وقتی که مهمان داریم با ساپرت و تیشرت بلند هستم البت اقوام نزدیک چون که حرفی توش نباشه. ولی برای دوستان شوهرم یا که دوستهای خودم با شوهرهاشون با دامن کوتا و تاپ.....چکار کنم شوهرم گلم ازم خواست البت خودم هم دوست دارم چشمهای هیزشون روی بدنم باشه چون که شبها می‌شه یه فانتزی برای سکس من و شوهرم خلاص. زندگی مشترک من با شوهرم به طوره سنتی آغاز شد. مامانهامون با هم دوست بودند حالا چی شد با که نشد بگذاریم. نام شوهرم آرش هستش اینم الکی ۴۲شالش کارگر یه شرکت خصوصی در یکی از شهرهای ایران نمیگم کدام شهر که آخه برام دردسر میشه بریم سر اصل داستان اوایل زندگیمون چتد سال خانه پدر شوهرم زندگی میکردیم که من خیلی اذیت شدم همش با آرش بعث داشتم به خاطر مادرش و مادرم آخه خیلی توی زندگیم دخالت می‌کردند مادر شوهرم دوست داشت منم مثل دخترش باشم ساکت و ظلم پزیر.. ولی نمیشد که بشه. آخه من خیلی شیطان بودم .اینها همش به کنار...آخه درد من یه چیزه دیگه بود و هستش و اونم سکس.. آرش هیچ وقت نمی‌توانس منو رازی کنه تا که می‌کرد توش چندتا تکان که میداد آبش میامد و تمام(دوستان شما درمانی ندارید برای این درد ممنون میشم اگر رهنمای کنید) . خلاص چند سال با تمام سختی‌ها جنگیدم .همیشه فکر می‌کردم چون که خانه پدر شوهرم خیلی شلوغ هستش آرش خیلی تلاش نمیکنه که من ارگاسم بشم.آخه ما داخل یه اطاق کوچک زندگی میکردم ...گذشت و گذشت تا که چند سال بعد تونستیم یه خانه کوچولو بخریم..با خودم گفتم از حالا دیگه همه چی خوب شد مخصوصن سکسهامون خیلی دلم یه سکس توپ می‌خواست. (مثل دوره مجردیم که از کون میدادم خخخخ). شب دوم یا که سوم بود.یه آرایش خوشگل کردم یه تاپ سفید گل دار و دامن نازک و کوتا پوشیدم تا اینکه آرش از سر کار اومد.توی آشپزخانه بودم داشتم یه چیزی را می‌شوستم نمی‌دونم چی بود یادم نمیاد که از پشت منو گرفت و چسبید بهم. کمی باهم حال کردم لبهامون رفت روی لبهای هم دستشو کرد زیر دامنم و با صدای گرفته گفت آخ جووووون شورت هم که نپوشیدی خندیدم.کمی با کسم بازی کرد و بعد کشوندم داخل اتاق؟ خوابیدم روی زمین آرش دراز کشید روی بدنم کیرش که 10تا12سانت میشود کرد داخل کسم چندتا تکان که داد نعرش رفت آسمان و آبش اومد...مدتی همه کار کردم از دکتر گرفت تا داروهای گیاهی. ولی باز هم تا که می‌کرد آبش میامد دیگه ناامید شدم.همیشه دلم یه سکس عالی می‌خواست.یک سال گذاشت در این مدت ما با هم فیلم سکس تماشا می‌کردم.و آرش بعد از اینکه آبش میامد با مالیدن کسم منو ارضا می‌کرد. کیر هنرپیشهای سکس که میدیدم بی اختیار نزدک تلوزیون میشدم و بوسشون میکردم.آرش وقتی این حرکت منو میدید میگفت آخ جووووون دوست داری به جای این هنرپیش خانم بودی؟ من با شهوت می‌گفتم آره آره.... خلاص توی فانتزی‌هامون وقتی که داشت کسمو میمالید از من چیزهای می‌پرسید مثل دوست داشتی الان فلانی می‌کردت. یا که قبلا به کسی دادی منم همیش هواسم جم بود و‌ با شهوت جواب می‌دادم. نه نه نه.ندارم ندارم بمال بمال فقط کسمو بمال آرش هم خیلی حال می‌کرد از اینکه زنش دوست پسر نداره یا که نداشته خخخخخ...یادم ماه رمضان بود من میخواستم بروم خانه مامانمینا افطاری دعوت بودم آرش هم قرار بود از سرکارش بیاد اونجا.ساعت 10 صبح یه آرایش خوشگل کردم مانتو تنگ و کوتا با یه ساپورت مشکی و نازک پوشیدم تاکسی تلفنی گرفتم.توی راه متوجه شدم راننده از توی آئینه میخ شده بهم.لبخندی زدم بهش و آهسته پاهامو از هم باز کردم ساپورتم اونقدر نازک بود که رنگ شرتمو می‌شد به راحتی تشخص داد.راننده سرعتشو کم کرد و برگشت به عقب نگاه کرد.با خنده بهش گفتم چیه به چی نگاه میکنی حواست به رانندگیت باشه؟ راننده هم که یه آقای پرروی 36یاکه37ساله بود آب دهانش قورت داد و با خنده گفت به شما نگاه می‌کنم،آخه نمیشه از خانمی خوشگل مثل شما چشم پوشی کرد. من خندیدم و اسمشو پرسیدم پسر جواب داد نوکرت آرمین. و بعد او اسم منو پرسبد. خلاص تا که رسیدم آقا کلی از من طرف کرد یه جای هم ایستاد آبمیوه گرفت و بهم گفت افتخار بدید بیاید جلو.من اول قبول نمی‌کردم میخندیدم و می‌گفتم نه یکی می‌بینه زشت هستش ولی بعد چون که خیلی التماس کرد رفتم جلو توی یک خیابان خیلی خلوت ایستاد آبمیوهامونو نوشیدم آرمین دستمو گرفت من خندیدم سرش بهم نزدیک کرد که لبهامو ببوسه من صورتمو برگردوندم و با ناز گفت نه. آرمین دستشو گذاشت روی ران پاهام و آهسته شروع کرد به مالیدن. کسم آب انداخت بود. آرمین داشت با موزی‌گری دستشو می‌برد به طرف کسم. که من دستشو گرفتم توی دستهام و گفتم نمی‌خواهی حرکت کنی؟آرمین که حالش خراب شده بود و شهوت داشت ازش میبارید با صدای لرزان گفت رویا خانم دارم می‌میرم اجازه هست من یه کاری کنم؟ من با اخم گفتم چه کاری؟ آرمین زیپ و کمربندشو باز کرد و کیرشو کشید بیرون و شروع کرد به جلق زدن من خندیدم و صورتمو برگردوندم آرمین به زور دستمو می‌کشید و میمالیدن به کیره کلفت و درازش وای چه کیری حداقل دو برابر کیر آرش بود داغ بود و رگهای بزرگی داشت. چند لحظه بعد آبش اومد ریختش داخل دستمال.. کمی بعد لبخندی زد و با بی‌میلی حرکت کرد تا ساعت 12توی خیابانها دور دور زدیم و با هم صحبت کردم دست آخر هم شمارشو بهم داد و جلوه خانه مامانمینا پیادم کرد.وای نمیدونم چرا کیر آرمین تا آخر مهمانی جلوه چشمهام بود.یک بارم هم رفتم دستشوی اونقدر کسم مالیدم تا که ارگاسم شدم... خلاص بعد از مهمانی وقتی برگشتیم خانه.رفتم داخل اتاق؟ لخت شدم یه فیلم سکسی برداشتم و گذاشتم آرش نشسته بود روی کاناپ رفتم توی بغلش. آرش خندید و لخت شد کمی با هم بازی کردم کیرش شق شد. اسپره زدم بهش چند لحظه صبر کردم و بعد نشستم روش.(وقتی اسپره میزدیم دیرتر آبش می‌آمد) آهسته شروع کرد به کس خودم تلنبه زدن چند لحظه بعد من خوابیدم و آرش اومد روی من کیرش کرد داخل کسم آهسته تلنبه می‌زد تا که دیرتر آبش بیاد. کیر آرمین همش جلو چشمهام بود.چند دقیق بعد بدون اینکه من ارگاسم بشم آبش اومد.من شروع کردم به یاد کیر آرمین کس خودمو مالیدن. آرش چند دقیقی صبر کرد حالش که اومد سر جاش شروع کرد به مالیدن کسم و سینهام و حرف زدن((وای عزیزم دوست داری جای این خانم بودی؟ من هم با شهوت آره... آرش: وای دوست داری این آقا کیرشو بکونه داخل کست ؟من که مثل مار به خودم می‌پیچیدم می‌گفتم آره آره بکونه بکونه توی کسم....تا اینکه آرش گفت:وای عشقم رویا جونم، دوست داشتی الان کی می‌کردت؟ من که به اوج رسیده بودم و کیر آرمین جلو چشمهام بود با شهوت گفتم دوست پسرم آرمین آرمین آرمین )) آرش دست نگه داشت و بهم خیره شد من که فهمیدم اشتبا کردم خودمو زدم به اون راه و گفت بمال عزیزم بمال کسمو بمال...آرش که هیجان زده شد تندتر کسمو مالید و سینه‌هامو با قدرت مکیدن چند لحظه بعد من ارگاسم شدم.پشتمو به آرش کردم و ساکت شدم آرش از پشت چسبید بهم کیرش گذاشت وسط چاک کونم و سینهامو گرفت و در گوشم گفت آرمین کی عزیزم ؟ من که ترسیده بودم جواب ندادم. آرش دوباره سوال کرد.برگشتم لبهاشو بوسیدم و گفتم هیچکس.آرش خندید و گفت به خدا کاری ندارم فقط دوست دارم بدونم من خندیدم و گفتم هیچکس از دهانم در رفت. آرش خندید و گفت آره جون خودت بگو به خدا کاری ندارم.خبلی التماس می‌کرد و من می‌خندیدم.تا این که آرش قسم به جان مامانش خورد که ناراحت نشه. منم با ترس جریان صبح بهش گفتم البته با سانسور..آرش که با تعجب به من نگاه می‌کرد شروع کرد به مالیدن کیر خودش و با شهوت گفت بهش زنگ بزن.من ترسیدم و گفتم برای چی؟ آرش گفت باهش قرار بزار و فردا باهاش برو بیرون من گفتم نه عزیزم دردسر میشه اصلان این کارها درست نیست خلاص از آرش اسرار از من انکار تا ساعت 2داشتم با هم بعث میکردم تا اینکه آرش پیروز شد.ولی ازش قول گرفتم که ناراحت نشه بعد اذیتم کنه آرش هم به جان مامانش قسم خورد که اگر هم ناراحت شد به روی من نیاره..ولی هر کاری کرد اون شب زنگ نزدم گفتم مردم خواب هستن.قرار شد صبح زنگ بزنم..فردای اون شب یادم پنچ شنبه بود چون که آرش پنچشنبه‌ها و جمعه‌ها تعطیل بود و سر کار نمیرفت صبح آرش لبهامو بوسید و گفت بیداری من گفتم آره آرش دستشو گذاشت روی کسم و گفت نمیخوای زنگ بزنی من که از شب قبل استرس داشتم گفتم آرش بعد پشیمان میش‌ها..آرش گفت نمیشم و اگر هم شدم با تو کاری ندارم..من هم بلند شدم و با اسرار آرش رفتم و شماره را آوردم و زنگ زدم گوشی گذاشتم روی بلندگو دو یا سه‌تا زنگ خورد آرمین که معلوم بود تازه از خواب بیدار شده گفت بفرماید من خودمو معرفی کردم آرمین که معلوم بود خوشحال شده ساکت شد و بعد از چند ثانیه گفت ببخشید آقا یه لحظه گوشی دستتون باشه تا که شماره را از ماشین بیارم من تعجب کردم آرش که داشت با سینهام بازی می‌کرد انگشتشو گذاشت روی بینی خودش و گفت هیسسس چند لحظه بعد آرمین با خوشحال گفت الو من جواب دادم سلام و احوالپرسی کردم و از دیروز حرف زدیم ازش سوال کرد چی شد که اول جواب ندادی خندید و گفت خانمم بقل دستم خوابیده بود کمی دیگه با هم حرف زدیم بعد گفت میای بیرون؟ من خندیدم و گفتم نه التماس می‌کرد.. دست آخر هم گفت اگر که میخوای که بیای میخواهم خانمم بفرستم خانه مامانش. من نگاه به آرش کردم؟ آرش که سینه‌هام توی دستش بود. با سر اشاره کرد که بگو بله...منم خندیدم و گفتم باشه میام ولی زودی برمیگردم خانه. آرمین خیلی خوشحال شد بود خندید و گفت باش حالا تو بیا یه کارش میکنم و بعد گفت یک ساعت دیگه بهت زنگ می‌زنم خدا حافظی کرد....با لبخنده نگاه به آرش کردم؟ آرش لبهامو بوسید و گفت خوش بگذره عزیزم بلند شو برو آماده شو..خندیدم و گفتم از دست تو و رفتم حمام کس مو نداشت ولی باز هم یه تیغ انداختم خوب خودمو شستم اومدم بیرون آرش با حسرت نگام می‌کرد. بهش گفتم نیاد داخل اتاق؟ یه آرایش خوشگل خلیجی کردم(اخه من وقتی مجرد بودم دوری آرایشگری رو دیده بودم) یه ست شرت و سوتین سفید طوری داشتم پوشیدم با یه تاپ بندی کشی که میچسبید به بدنم یه ساپورت راه راه سفید مشکی که تنگ و کوتا بود(چون که زنجیر طلا به پاهام می‌بستیدم ساپورت‌های کوتا می‌خریدم) و یه مانتو آبی آسمانی که چند روز قبل خریده بودم پوشیدم شالمو انداختم روی سرم سندلمو برداشتم و رفتم توی هال آرش که داشت تلوزیون نگاه می‌کرد برگشت به طرف من. خندیدم و گفتم سلااام..آرش بلند شد و گفت سلام عزیزم و آمد طرفم بغلم کرد میخواست بوسم کن که نگذاشتم بهش گفتم آرایشم خراب می‌شه.. آرش هم قبول کرد و رفت بسته کاندومو آورد و گفت این ببر با خودت اگر خواستید سکس کنید حتمأ بهش بگو کاندوم بزنه. من گفتم نه من همچین کاری نمیکنم غلط میکنه که بخوات کاری کنه..آرش گفت حالا ببر ضرری نداره و گذاشتش داخل کیفم رب ساعتی گذاشت زنگ زد و گفت بیا سر کوچه ایستادم..... این داستان ادامه داره اگر خوب لایک خورد و فش هم ندادید بقیش مینویسم دوستتون دارم رویا جون.


    نوشته: رویا جون

  • 92

  • 62




  • نظرات:
    •   T-34
    • 2 هفته
      • 0

    • عجب


    •   PTitan
    • 2 هفته
      • 0

    • جون خودم بکنمت


    •   Mr.masoOd
    • 2 هفته
      • 11

    • کیر سگ تو مغز جفتتون دارید بی غیرتی ترویج میدن
      به اندازه یک عدد دانه جو غیرت داشتید این کارا نمیکردید


    •   Kos_Namak
    • 2 هفته
      • 5

    • دیس اول
      گه خوردی کس.کش .مادر.جند.ه جقی. کونی
      کیر. سگ . کس . ننه .ت


    •   Ado_Den_Haag
    • 2 هفته
      • 5

    • شوهر گلم اشنباهه،باید می گفتی شوهر کسخلم.


    •   Sepidarsal
    • 2 هفته
      • 0

    • ریملت از مژهات میچکه پوستت سیا میشه


    •   parto_banoo
    • 2 هفته
      • 7

    • دیس سوم از پهنا تو کون اون معلم ادبیاتی ک ب تو نمره داد با این نگارش خیاریت


    •   Cleverman1358
    • 2 هفته
      • 7

    • تابلو معلومه پسری ، اونم چه پسری ؟ بیسواد !!!
      دیس با افتخار


    •   وب.گرد
    • 2 هفته
      • 14

    • چرا فکر میکنی ما به انسانهای مقدس فحش نمیدیم؟
      بهتره یه گناهکار راستگو باشی تا یه انسان مقدس دروغگو!
      اگه خواستی بازم بنویسی سعی کن جزو دسته اول باشی.
      غلط املایی هم کمتر داشته باشی.


    •   پسر-شیرازی-حشری
    • 2 هفته
      • 0

    • به به عالی گاییدن زن شوهردار جااااان ادامه اشو بنویس


    •   Mhm13621m
    • 2 هفته
      • 1

    • خب لاشی بجای جنده شدن میرفتی سواد یاد میگرفتی اینجا به دردت میخورد در ضمن من مدیر شرکت شوهرتم اگر یک بار دیگه جینده بازی در بیاری شوهرتو میندازم بیرون


    •   ashkaanm
    • 2 هفته
      • 1

    • بسلامتی مبارک تون باشه ..!
      یه نفر دیگه به جمع .. اضافه شد

      مملکت امت اسلامی پیشتازه ..!


    •   amiralixyz
    • 2 هفته
      • 6

    • بابا یکم سنگین باشید ناز کنید انقدر زود جنده بازی در نیارید به جان خودم کیر هست نترسید تموم نمیشه....خیلی لاتی نوشتی(یه تیغ انداختم به کصم) (rolling) (biggrin) (dash) (rolling)


    •   Scott12
    • 2 هفته
      • 1

    • نعرش رفت هوا. پشمام دیو بوده خبر نداشتیم.


    •   saeed0059
    • 2 هفته
      • 0

    • یاد مهدی جان و نازی جوووووونم افتادم اوووووووف چقدر حشری بودن این زوج


    •   Clay0098
    • 2 هفته
      • 0

    • رویا خانم زحمت کشیدید و ادامش رو حتما بنویس ولی با دقت تر و صمیمی تر
      امیدوارم ایرادات خاطراتون هم رفع بشه
      لایک ۳ تا بقیشم آپ کنید و بخونیم


    •   pf88h
    • 2 هفته
      • 0

    • رویا جون ، سلام کیر من 21سانته و به اندازه مچ دست کلفته اتفاقا دیر ارضا میشم ،وقتی برا دوست دخترم تلمبه میزدم میگفت تنگ نفس میشم ولی تندتر بزن بزار بمیرم دارم لذت میبرم. لطفا پیام بده همدیگر رو ببینیم.
      پویا هستم


    •   تخم هایش
    • 2 هفته
      • 0

    • با اراده منم میتونی کیونده بشی


    •   sepehr9898
    • 2 هفته
      • 0

    • آرش نمیتونه بکنه بیا کیر ۲۰ سانتی کلفت دارم نیم ساعت جرت میدم..


    •   royaei
    • 2 هفته
      • 3

    • خوب نبود ؛
      خیانت به هر طریقی رو قبول ندارم ؛
      داستانت پر از اشتباهات تایپی و املایی بود ؛
      یه ویرایش کوچولو میکردی زیاد زحمت نداشت ها ؛
      ممنون میشم بقیه اش رو ننویسی ؛
      موفق باشی


    •   nima_rahnama
    • 2 هفته
      • 5

    • شیره خوردی نه؟ اسپری زدی؟
      اصن نخواستم ده تومنتو
      (rolling) (rolling) (rolling)
      اهل دلاش میدونن چی میگم، عجب کلیپ تاریخی بود


    •   وب.گرد
    • 2 هفته
      • 3

    • نیما رهنما
      دمت گرم.(:
      میگفت زیر دلم درد گرفت (rolling)


    •   Kos.nadideh
    • 2 هفته
      • 0

    • منم ۲۰ سانتی دارم بخدا پس چرا کسی نمیاد بهم بده


    •   lezatbebarim
    • 2 هفته
      • 0

    • اولین بار هست اینو میگم بکسی لطف دیگه شما خاطرات تجسمی و اینجا تعریف نکنید خواهش میکنم شما را بجان هر کسی دوستدارید ننویسید آخه ما چه گناهی مرتکب شدیم که اینطور دچار مجازات قرارمیگیریم .‌


    •   حاج.دولدار
    • 2 هفته
      • 0

    • ادامه دارد؟
      کامل باهم بزار
      یادمون میره قسمت بعدیش که قبلش چی شده


    •   بچه-ای-خوب
    • 2 هفته
      • 2

    • با افتخار دیس هشتم رو بهت دادم به خاطر اینکه معلومه یک پسر 12 / 13 ساله هستی که از خوندن داستان های کُسشعر سایت مغزت گوزیده و برداشت های خودت رو در قالب یک فانتزی ذهنی که دوست داری در آینده با زنت داشته باشی رو به خورد ما دادی!
      آینده درخشانی رو برای تو و زن آیندت میبینم!
      موفق باشی در کُسکشی زن آیندت.


    •   nima_rahnama
    • 2 هفته
      • 3

    • وب_گرد
      داداش خدایی با خوندن این داستان یاد اون کلیپ نیفتادی؟؟
      آره دمت گرم میگفت زیر دلم درد گرفت
      الوووو شماااا؟؟؟ (rolling) (rolling)


    •   بچه-ای-خوب
    • 2 هفته
      • 1

    • درضمن الان هنوز دیر نشده برای سوادت، سعی کن تا دیر نشده روی سوادت کار کنی تا بهتر بتونی ژتون زنت رو بفروشی.


    •   وب.گرد
    • 2 هفته
      • 3

    • نیما رهنما.
      دقیقا منم همینطور.
      تازه واسه درمونش میخواستم ارجاعش بدم به حمید سیگاری .نه که عطارهم هست؟ (rolling) (biggrin)


    •   بیکسوکارحشری
    • 2 هفته
      • 2

    • چقدر اشتباه نوشتاری و گفتاری داری تو. ایندفعه دستت رو از رو کیرت بردار موقع تایپ تا درست بنوزسی


    •   mohrb
    • 2 هفته
      • 1

    • کیر تو نگارشت.


    •   Hooman.esf.59
    • 2 هفته
      • 0

    • اگه شوهرت معتاد نیست خصوصی بمن پیام بده تا درمانش را بگم اگه معتاد است حتی تفننی از مواد مخدر استفاده میکنه فکر نمی‌کنم بشه درمانش کرد.
      درضمن منم لایک کردم بشرطیکه خواستی بقیه ش را بنویسی با شوهرت بشینید ویرایشش کنید.


    •   ارشاوین1234
    • 2 هفته
      • 2

    • سلام رویا جون ادامشو بنویس اصلا توجه نکن ب این اوسکولایی ک گوه خوری میکنن اینا همونایی هستن ک مث خر جق میزنن و زورشون میاد تا حالا کس از نزدیک ندیدن جنبه جق هم ندارن ادامشو بیا پی وی ب خودم بگوخخخخ


    •   misMehrdad
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • کیییرمو سیخ کردی اووف وقتی میره توی کصت نگاه کردنش حال میده


    •   aylarRT
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • بابا جدا از اینکه بی غیرتیرو ترویج میکنه یه کلمه رو مخم بود آقا ماشین داری میرونی هی خلاص میکنی


    •   alikoooooocholo
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • دوستان زحمت همه چیز رو کشیدن دیگه نیازی نمی‌بینم چیزی بگم با افتخار دیس!!!!!


    •   dr.omidkiani
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • منم دوست داشتم یکی از دوستام زنمو بکنه ولی حیف که وقتی به دوستم گفتم ترسید پا پیش بذاره.


    •   Dr.sooba
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • داستان های چند سال پیش رو می خوندی ،(ساپورت پوشیدن)نشانه دادن بود،
      اشاره به ساپورت تنگ ،باعث شد داستانت بره تو ردیف داستان های چند سال قبل،
      اینکه سوال کردی زود انزالی شوهرت راه حل داره،بله راه حل داره،راه حل قوی و موثر،که فقط روانی هستش،تقویت تمرکز آرش.......البته کارگری و کار سنگین شوهرت هم بی تاثیر نیست در زود انزالی ایشان.
      اما میشود با تمرکز افکار مرد و همکاری زن،یک مرد زود انزال را به تایم سی دقیقه بالا رساند و بالعکس
      اما در کل شوهرت بیغیرت هستش و زندگی خانوادگی شما را تا این لحظه باید فنا کرده باشد....
      در ضمن
      کاش از توصیف زیبایی و اندام و.... می گذشتی یا یه شرح چند کلمه ای از خودت و زیبایی و اندامت می نوشتی کافی بود
      لازم نیست قوه تجسم جقی ها رو هدف قرار بدی


    •   Vashkin
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • خفه شووو لاشی با اون شوهرت دیوثت
      جنده‌گی کردن و دادن دیگه نازو گوز نداره که
      حالا شرط میزاری لایک خور بود ادامه میدم
      ریدم ب دهنت ادامه نده


    •   Mohamadzb
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • به من بده خودم استادسکسم


    •   Psycho369
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • استعداد خاصی در کسشر گفتن دادی / خلاااص


    •   doshanbe
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • من قسمت دوم و که خوندم فحش میدم قول مردونه.


    •   Caboos1
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • مگه باید مقدس باشی تا پاک بمونی؟به همین دلیل فوش میدم و کون این حرفا که فوش ندین نمیزارم
      یه پلاکارد مینوشتی من جنده ام مینداختی گردنت اینقد برای آماده شدن وقت نمیذاشتی عنتر
      شک کردم که مردی تا رسیدم به شرتک و اسپره
      کسکش میمردی این دوتا کلمه رو اول بگی نخونم


    •   R.B.behruz
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • ارتش بعث عراق با تمام قوا مورد عنایت قرارت بدن الهی، دیگه ننویس همین کافی بود.


    •   ali1971afshar
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • شوهرت مرزهای کسخلی رو جا به جا کرد
      نخونده فهمیدم


    •   2244
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • حالا ننه كص ده برفرض مثال ميگفتي كدوم شهري خيلي تابلو ميشد؟؟قطعا ميفهميديم كي هستي نه اين كه تو تنهارجنده شهرتونيد و شوهرتم تنها كوني شهر ببخشيد بگذريم


    •   Hardcoreman
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • تا اونجایی خوندم که گفتی کیرشو از زیپ شلوارش آورد بیرون ‎:D‎‏ مگه میشه بدون شرت شلوار زیپ دار پوشید؟ اگه کیر به زیپش گیربکنهههههههههههه ‎;(‎فیلم پورن زیاد میبینی پسرک مجلوق بی سواد‎


    •   AmirALI_553
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • نباید فک کنیم که نویسنده باید بدون غلط املایی بنویسه ما همه تو املای مدرسه مگه بی غلط مینوشتیم البته که نه.بنظرم داستانش قسمت زیادیش واقعی بود چون منطبق بر حکایت خودم هست .البته ترویج کاکولد وبیغیرتی کار اخلاقی نیست.هر کی گرفتارش هست بهتره مال خودش باشه این گرایش در کل بعنوان یه سرگذشت وتعریف محاوره ای خوب بود لایک


    •   Hunter7508
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • لباس تنگ میپوشی و حال میکنی که نگاه مردا روت باشه?میدونی زندگی چندتا خانواده رو نابود میکنی?میدونی چندتا مرد رو از زنش زده میکنی با این کار حرومزاده عوضی?!گشت ارشاد باس جای کیر،تیربرق بکنه تو کون امثال تو...از طرز نوشتنت هم معلومه هرزه ای"هرکی لبمو بوس کرده راضی بوده"اب کیر کینگ جونگ اون، روی لبات جنده...


    •   mariii_a
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • نه نگارشتو دوست داشتم نه داستانتو
      پر از غلط املايي هم بود


    •   m...h...a...
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • کیری فیس اولا که گوه خوردی وقتی شوهر داری میری دنبال مرد دیگه...دوما کیرم دهنت ملجوق..این همه غلط توی داستان واقعا داستان رو کیری کرده...دیسلایک..


    •   Zhazha
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • بعث حزب صدام بود، اون بحثِ


    •   yaser7474
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • عالی


    •   Sexybreasts
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • ah ah haLm aZ daStano negarsh tokhmi takhayoLit bhm khord (sick)
      daR inKe pSri hicH shaKi niSt (sick)
      saVadm ndaRi???
      u jj bodiii kaSi toro jj nkRd (cool) (sick)
      dg nnVisSs jaQie plasHt oBie chaQaL (rolling)


    •   Sexybreasts
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • fQt jj 2zarie geda goshne loW level suport miposHe (rolling) (sick)
      bicharye badbkht (erection) (cool)
      disSsSsSsSsSs


    •   Sa@
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • چرا یکی از اینا گیر من نمیفته که شوهرش بهش بگه برو کاندوم هم ببر


      هرکی گیر ما میفته هی میگه امروز نمیشه شوهرم خونس
      فردا بیام باید زود برگردم شک نکنه و ......


    •   دکتر.ژیواگو
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • کیر تو ادبیاتت، فقط اون کلمه خلاص!!!! تازه آخرای داستان فهمیدم منظورش خلاصه س!!! کیر تو مغزت


    •   omidmiri34
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • خیلی ضایع بود یه پسر اینو نوشته،چون یه زن هیچوقت به پا بند نمیگه زنجیرطلا کسمشنگ


    •   shahvani_1988
    • 1 هفته،6 روز
      • 0

    • خواننده های عزیز
      قطعاً که نویسنده پسر بود
      مطمئاً که سوادش در حد بود
      یقیناً که یه جقی این داستانو نوشته
      اما یادمون نره ، با این که ماه رمضون بود از آبمیوه برای مخ زنی توی متن داستان استفاده کرد .
      خداییش الان اطمینان پیدا کردم که اگر تا الان عرضه ی مخ زنی نداشتم ، واسه این بوده که به هیچ کدوم از دوست دخترام آبمیوه و شربت نداده بودم


    •   shahvani_1988
    • 1 هفته،6 روز
      • 2

    • خواننده های عزیز
      قطعاً که نویسنده پسر بود
      مطمئناً که سوادش در حد صفر بود
      یقیناً که یه جقی این داستانو نوشته
      اما یادمون نره ، با این که ماه رمضون بود از آبمیوه برای مخ زنی توی متن داستان استفاده کرد .
      خداییش الان اطمینان پیدا کردم که اگر تا الان عرضه ی مخ زنی نداشتم ، واسه این بوده که به هیچ کدوم از دوست دخترام آبمیوه و شربت نداده بودم


    •   Javane.jahel
    • 1 هفته،6 روز
      • 1

    • تا لبهای غنچه‌ایت خوندم عنم گرفت


    •   bigboy12345
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • همینکه داستانت این همه نظر را به خودش جلب کرده, نشون میده که تاثیر گذار بوده. ادامشو بنویس.


    •   arash.abi
    • 1 هفته،5 روز
      • 0

    • حالا مثلا اسم شهرو نگفتی فکر کردی ما پیدات نمیکنیم
      تو اینه میخ کرده بود مختص شهرهای اذربایجانه
      ارومیه، تبریز یا..
      فقط خندیدم از داستانت


    •   _Azi_
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • جان عزیزت ننویس. ریدم تو نگارشت ننویس


    •   fuckermofti
    • 1 هفته،3 روز
      • 0

    • کیر مش اصغر بغاله سر کوچه ها تو کیون تو و شوهرت


    •   SattarMP
    • 1 هفته،1 روز
      • 0

    • خوب اگه جنده ای به منم بده کم سنم


    •   Mehran 1390
    • 6 روز،21 ساعت
      • 0

    • چقدر متن روان و یکدستی نوشتی ، آفرین لطفا ادامه بده


    •   Kilergirl
    • 6 روز،11 ساعت
      • 0

    • دروغ بودنش که بماند کیر خر تو کونت اخه جی مارو اوسول فرض کردی


    •   Roya_ye_Behnam
    • 5 روز،13 ساعت
      • 0

    • خیلی خیلی خیلی عالی بود منتظر ادامش هستم


    •   Sarikiz
    • 5 روز،6 ساعت
      • 0

    • من دو خط بیشتر نتونستم بخونم... شما تونستید بخونید خوش ب حالتون... ولی چطور تونستید لایک کنید ؟؟ :| اینهمه لایک ؟؟ :|


    •   H.nazari2
    • 4 روز،14 ساعت
      • 1

    • از تیکه کلام خلاص گفتنت معلومه عربی و احتمالا اهوازی یا خوزستانی خلاص (biggrin) (biggrin)


    •   meme85858585
    • 4 روز،7 ساعت
      • 0

    • کص ننت با این نگارشت که کیری تر از این نمیتونست باشه:-/


    •   ali-kir-kloft
    • 4 روز،5 ساعت
      • 0

    • راست دروغش باخودته اگه واقعیه که شوهرت مقصره نه تو بگو قرص بخوره هر چند اگه به اون پسره بدی دیگه کیر کوچیک شوهرت ارضات نمیکنه و این کارت دو تا خانواده رو به هم میزنه اگه طرف مجرد بود حالا بازم قابل تحمل بود چون شوهرت خودش رضایت داشت


    •   ali-kir-kloft
    • 4 روز،5 ساعت
      • 0

    • راست دروغش باخودته اگه واقعیه که شوهرت مقصره نه تو بگو قرص بخوره هر چند اگه به اون پسره بدی دیگه کیر کوچیک شوهرت ارضات نمیکنه و این کارت دو تا خانواده رو به هم میزنه اگه طرف مجرد بود حالا بازم قابل تحمل بود چون شوهرت خودش رضایت داشت


    •   Shahrokh123456
    • 4 روز،4 ساعت
      • 0

    • aliii bud lotfan edame bedid


    •   Siamoheb
    • 4 روز،1 ساعت
      • 1

    • عالی بود لطفا ادامه بده عزیزم


    •   BeuWulf
    • 3 روز
      • 0

    • دیس 60 :|


      دیر شد ولی قاب گوشیم از پهنا تو کصه مادرت. هرچند آنتن نمیدی روش اگه آنتن میدادی همچین فانتزی ای رو برای خودت تجسم نمیکردی اکور پکوریه من . سری بعدی خواستی بنویسی ایمیل بزن یه سایت خوب بدم بهت دیگه نیای بنویسی کون تلق تولوق


    •   Sdweker
    • 2 روز،7 ساعت
      • 0

    • باورم نمیشه داستان برتره
      باورم نمیشششششه
      بگید که شوخیه :((((


    •   لاکغلطگیر
    • 2 روز،5 ساعت
      • 0

    • به پات می بستیدی؟به زبون کجاس این فعل؟
      ماه رمضون و آبمیوه؟
      دیگه ننویس.ننویس.ننویس
      تو تک تک غلطای املایی ت ریدم.تو دهن خودتم ریدم.
      چرا شوهرت کاندوم بهت داد،این افتخار رو‌ نصیب خودش نکرد،خودش با دستای خودش بکشه رو کیر طرف؟


      برو عمو،برو


    •   Omj87
    • 2 روز،2 ساعت
      • 0

    • خخخخ


    •   kirsakian
    • 1 روز،12 ساعت
      • 0

    • خیلی خوشگل بالهجه جنوبیا کوس دادنتو تعریف کردی رویا جون...
      کاش من الان به جای آرمین داشتم کوستو جر میدادم رویا جون...


    •   samisamii
    • 1 روز،12 ساعت
      • 0

    • خاک تو سر خودت با اون شوهر دلت کنن
      ملجوق های بی شعور و بی فرهنگ کنن


    •   djfarid.66
    • 1 روز،7 ساعت
      • 0

    • جوووووننننن


    •   tara_khz
    • 1 روز،7 ساعت
      • 0

    • عالیه،حتما ادامه بده.منتظریم


    •   Keyva@1
    • 18 ساعت،16 دقیقه
      • 0

    • پیشه منم میایی


    •   miago
    • 10 ساعت،52 دقیقه
      • 0

    • من فقط يه نكته رو بگم كه مطمينم حداقل خيلي زنها مي دونند


      عدد ٨٥ كه معلوم نيست كي تو ايران بعنوان ممه بزرگ معرفيش كرد و ملت كص ميخ هم فالوش كردند، عدد دور كل سينه است.
      بنا براين يه زن چاق با تو پستون اندازه نخود مي تونه سينه حتي ٩٥ ، يا بيشتر داشته باشه


      تو همه دنيا ، اندازه خود ممه ، يا به اصطلاح اينگليسي كاپ ، با حرف الفابت A,B,C,D, E معرفي ميشه ، و معمولا دي يا دابل دي DD پستون بزرگيه


      بنا براين بزرگي ممه ، هيچ ربطي به عدد ٨٥ يا بيشتر و كمتر نداره ، و اين اصطلاح چند سال مد شده ، فقط ماله ملت هالو ايرانه


    •   miago
    • 10 ساعت،52 دقیقه
      • 0

    • من فقط يه نكته رو بگم كه مطمينم حداقل خيلي زنها مي دونند


      عدد ٨٥ كه معلوم نيست كي تو ايران بعنوان ممه بزرگ معرفيش كرد و ملت كص ميخ هم فالوش كردند، عدد دور كل سينه است.
      بنا براين يه زن چاق با تو پستون اندازه نخود مي تونه سينه حتي ٩٥ ، يا بيشتر داشته باشه


      تو همه دنيا ، اندازه خود ممه ، يا به اصطلاح اينگليسي كاپ ، با حرف الفابت A,B,C,D, E معرفي ميشه ، و معمولا دي يا دابل دي DD پستون بزرگيه


      بنا براين بزرگي ممه ، هيچ ربطي به عدد ٨٥ يا بيشتر و كمتر نداره ، و اين اصطلاح چند سال مد شده ، فقط ماله ملت هالو ايرانه


    •   Armita_x
    • 5 ساعت،51 دقیقه
      • 0

    • ???مزخررررررف


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو