بدون ذره ای لذت

    سلام اول از همه این رو بگم که من یک سال میشه که با سایت شهوانی آشنا شدم،و خیلی از داستان هارو که میخونم واقعا اعصابم خورد میشه،مثلا سکس با محارم.من اصلا همجنسبازی رو تایید نمیکنم اما عقیده ام این است که بهتر از سکس با محارم یا چیزهای دیگه هست.
    من اولین و تنها داستانم رو براتون تعریف میکنم،و کاملا داستانم واقعیه بخونید خواهید فهمید.
    من اسمم کاوه هست داستان مربوط میشه به سال پیش که کلاس دهم بودم.تو کلاس ما یه پسری بود خیلی کونش گنده بود قیافش خوب نبود اما کونش خیلی خوب بود.همه روش نظر داشتن،اما واقعیتش من باش کاری نداشتم،به خاطر همین با من خوب بود.
    اون یه روز به یکی از بچه ها تو حیاط بلند گفت:شایان میای با من لز کنی،حتی نگفت گی، واقعا پشمام ریخته بود از همچین حرفی که زد.فهمیدم دوست داره بده.ما مسیر برگشتمون تقریبا یکیه و اکثرا بعد مدرسه با هم برمیگشتیم خونه.
    من همیشه بهش جوون عجب کونی داری یا عجب چیزی هستی میگفتم(بالاخره پسرها زیاد این حرفارو به هم میگن) اما منظورم در حد عمل که نبود.چون نه مکان اینکارارو داشتم نه مال این حرفا بودم.اما اون حرف های منو جدی میگرفت،اولش فکر کردم ناراحت میشه و به همین علت دیگه بهش این حرفارو نزدم.
    یه روز تو مدرسه بهم گفت بیا منو بکن فکر کردم داره شوخی میکنه و خندیدم اما واقعا جدی میگفت،وقتی فهمدیم داره جدی میگه زیاد تحویلش نمی گرفتم،یه چندروزی همین جوری سپری شد.دوباره همین حرفو زد،با خودم گفتم وقتی خودش میخواد دیگه من چیکار کنم،(البته شاید بعضیا بگن یه دفعه اومد به تو گفت بیا منو بکن،راستش خودمم باور نمیکردم اما بعدا فهمیدم این کارس و با چند نفر دیگه هم........).
    وقتی دوباره به من این حرفو زد گفتم باشه فقط کجا ترتیبتو بدم،اون گفت راست میگی،گفتم مگه خودت نمیخوای؟جوابمو نداد.ولی گفت بیا تو پارکینگ خونمون کارو انجام بدیم.بعد مدرسه سریع رفتیم.وقتی سوار اتوبوس شدیم و منم همون ایستگاه نزدیک خونشون پیاده شدم. یه 5دقیقه راه رفتیم و رسیدیم به خونشون.آپارتمانشون دوتا پارکینگ داشت،ما پارکینگ پایین رفتیم وقتی دیدم دوربین مدار بسته داره خایه کردم و خواستم برگردم.آخه من که شانس ندارم یهو همون روز دزدی میشد بعد میرفتن دوربینارو میدیدنو بگا میرفتیم.همه اینا تو فکرم بود که گفت: دوربینا خرابه،فکر کردم داره دروغ میگه اما کلی قسم خورد فهمیدم راست میگه.رفتیم ته پارکینگ و گفت شلوارتو در بیار،من اولش خجالت کشیدم اما دیگه درآوردم.ولی اصلا اون انگار عادی بود براش!اومد کیرمو گرفتو شروع کرد به خوردن ،من بهش گفتم تو شلوارتو در نمیاری گفت چرا در میارم؛وقتی درآورد تعجب کردم خیلی کیرش کوچیک بود،نصف کیر من هم نمیشد.نه اینکه کیر من بزرگ باشه،کیر اون خیلی کوچیک بود.
    من خیلی استرس داشتم گفتم الان یکی میاد بگا میریم اما خداروشکر کسی نیومد.اون یه 5 دقیقه داشت برام میخورد. که گفت منو بکن،شلوارشو تا نزدیک پاش کشید پایین.نمیتونست کامل در بیاره چون میترسیدیم کسی یهو بیاد.وقتی رفتم نزدیک کونش یه بو گهی اومد که اصلا آبم خشک شد.از خودم بدم اومد،سرکیرمو بردم نزدیک سوراخ کونش اما تو نمیرفت. تازه فهمیدم با اونایی که گی میکرده فقط در حد خوردن بوده چون خیلی تنگ بود.اومدم یکم فشار بدم که کیرم یکم بره تو که داد زد گفت نکن خیلی درد داره و پاشد.
    تو پارکینگشون شلنگ آب بود سر کیرمو که بو گرفته بودو شستم،راستش خوشحال بودم که کیرم نرفت تو چون بالاخره خیلی بو میگرفت و کثیف میشد.پاشدیم و اون اومد دوباره بخوره یه چند دقیقه ای دوباره کیرمو خوردو بعد بهم گفت تو هم برام میخوری؟گفتم نه.میخواستم ناراحت نشه یه کم کیرشو با دستم براش بالا پایین کردم که گفت داره آبم میاد،آبشو ریخت رو زمین بعد با شلنگ آب اونارو شست.اون خیلی زود آبش اومد.اما اون هرچی برام میخورد آبم نمیومد کل این داستان کلا یه ربع طول کشید من که دیدم داره طول میکشه گفتم من دیگه میرم.
    من برگشتم و توراه کلی به خودم فحش دادم که چرا اومدم،هم گناه کردم هم اصلا بهم حال نداد.فرداش تو مدرسه به روش نیاوردم ، حتی دو هفته بعد از ماجرا که باهم دعوامون شد هم به کسی نگفتم چون دوست نداشتم که آبروی کسی بره و همه ازش سوءاستفاده بکنن.
    ببخشید اگه زیاد بود،خواستم کامل تعریف کنم.ببخشید اگه اصلا سکسی نبود چون برای خودمم اصلا سکسی نبود دیگه چه برسه به شماهایی که دارید میخونید.
    نوشته: سردار

  • 17

  • 28




  • نظرات:
    •   .سامان.
    • 3 هفته،4 روز
      • 17

    • خیلی ببخشید ببخشید کردی، فحش نمیدم ولی دیسلایک.


      ادمین، خودت خسته نمیشی؟! (dash)


    •   Ginglz
    • 3 هفته،4 روز
      • 10

    • تو مدرسه جرات بروز حسمو نداشتم ولی الان که تنها زندگی میکنم.چرا..خخخ


    •   amirkhan6262
    • 3 هفته،4 روز
      • 12

    • ادمین چیکار کنیم از داستان گی بکشی بیرون
      کون ما رو خون انداختی
      من نمیدونم این همه کونی که تو داستانهای اینجاست چرا تو مملکت نیست
      هر کی از ننه اش قهر میکنه میاد اینجا داستان گی مینویسه
      من که دیگه از فردا شب نمیام بخونم‌
      هر چی داستان باز میکنی گی هست


    •   Ado_Den_Haag
    • 3 هفته،4 روز
      • 14

    • نه به کونکونک بازی، دیس لایک.


    •   TheBitchKing
    • 3 هفته،4 روز
      • 14

    • کاش بجا اون سردار خاردار، تو رو میزدن چارقاچ میکردن با موشک. که نیای اینجا کسشر بگی.


      خودت یدور بخونش، کار به باور کردنی بودنش ندارم. بخون ببین ربط بین جمله هاش رو پیدا میکنی؟


    •   Irish..GuNNer
    • 3 هفته،4 روز
      • 15

    • با من لز کنی؟! (hypnotized) (hypnotized) (hypnotized)
      دیگه نمیکشم. به والله طاقت ندارم دیگه.
      با تو دوست شده چون بقیه بهش نظر داشتن بعد میخواسته به تو بده؟ کصخلی چیزی بوده؟ یا تو تخیلاتت خیلی قویه؟
      در هر صورت پشمام +دیس


    •   شاه ایکس
    • 3 هفته،4 روز
      • 20

    • یارو با داعش میجنگه اسمشو میزارن سردار!! این انچوچک تو پارکینگ واسه ملت جق میزنه اینم میشه سردار!! ترامپ اگه اینو بخونه میره سر قبر سلیمانی زار زار گریه میکنه حلالیت میخواد!!! (biggrin)


    •   amir21mash
    • 3 هفته،4 روز
      • 9

    • چه عجب یه کونی دیدیم کونش بزرگ بود بی مو بود ولی خب خوشکل نبود زشت بود مرسی ک‌تنوع ایجاد کردی#تحولی عظیم


    •   outcast-1060
    • 3 هفته،4 روز
      • 8

    • سردار جان. با خودت از این به بعد ادکلن ببر. قبلش چند بار بزن به ماتحت یارو، با هر تکون فضا عطر آگین میشه. در ضمن احساس گناه کردی؟ سردار تو میری جهنم. این خط این نشون. ببین کی بهت گفتم. میری جهنم اونجا دیگه توجه نمیکنند که بو میگیره یا نه.


    •   amiiir_h
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • شاه ایکس دمت گرم کلی خندیدم بااین نظرت خیلی خوب بود و دیگ حرفی واسه زدن باقی نمیمونه جز ی چیز..سردار شهید نشد ک توبیای اینجا اسمتو بذاری سردار..تو بیشتر ب سررید میخوری تاسردار..برو بچه جون پی درس و مشق شبت گوزو


    •   saeedno15
    • 3 هفته،4 روز
      • 7

    • من دیگه توان خوندن این حجم از کسشرو ندارم. (dash)
      همجنسبازیو تائید نمیکنی ولی واسه کون بچه مردم سیخ میکنی؟


    •   Gozaran
    • 3 هفته،4 روز
      • 5

    • دیگه ازین کارای بد بد نکنیا
      قول بده
      باشه


    •   افسارگسیخته
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • شاه ایکس سلام ..... این هم اسمش سردار ، اون هم اسمش سردار .... حالا این کجاو ، اون کجا .....!!!!
      وقتی حظرط آغای کوسکش راه میره برای گرفتن تکبیر از ساندیس خورها بهشون درجه ی سردار ی میده ... آخرش بچه مدرسه ای گی هم سردار میشه .....!!!!


    •   f.f.life
    • 3 هفته،4 روز
      • 10

    • من فقط کیرم تو دهن اون یه نفری که لایک داده
      ۱:این که میگی من همجنسبازی رو تایید نمیکنم ولی بهتر از محارمه مثل اینه که بگی من خوردن کیر جانی سینز رو تایید نمیکنم ولی بهتر از حاج طوسیه
      ۲:خودت بگو که کل ماجرا برعکس بوده و خودت می خواستی بدی و الان دعواتون شده و اومدی اینجا کسشر تف دادی
      ۳: ادمین نکنه کسی کونت گذاشته که همش گی میزاری بابا خسته شدیم منم تازگیا به پسرا محلمون نظر پیدا کردم ببین میتونی یه کاری کنی کون ملت بزارم اه


    •   Daniani
    • 3 هفته،4 روز
      • 6

    • تنها چیزی که از این سری داستانها میفهمم اینه ,
      اونی که داستانارو اپ میکنه خودش گیه و اهل کونکونک بازی
      خودش کونی نیس از کونکونک خوشش اومده
      خودش کونی نیس از کونکونکم خوشش نمیاد میخاد ما کونکونک باز بشیم
      نتیجه اخرش باورش برام سخته همه کونی شدن (cry)


    •   arash.abi
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • دقیقا این گی بازیا ماله دوران مدرسه اس، البته ماله دوره ما،، نه الان که دخترای دوره راهنمایی هم میدن، و بعضی پرده هم ندارن..


    •   ایکاروس
    • 3 هفته،4 روز
      • 8

    • اوووف . چه اعصابی دارین شما دوستان ...
      تا اطلاع ثانوی میرم به جزیره ی خصوصیم ، همون که وسط دریاچه ی نمک قم هست ، از اونجا با دوربین می خوام مناظر زیبای اطراف رو نگاه کنم !!!
      فعلا به من نامه ننویسین چون جواب نمی دم ...


    •   Alouche
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • میکروب


    •   Caboos1
    • 3 هفته،4 روز
      • 4

    • خداروشکر سوراخ دماغ و گوش ای کونیا تنگه والا برای جبران کسریه سوراخاشون اونارم در اختیار بقیه میذاشتن


    •   Winston991
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • من نمیفهمم مگه اسمش داستان سکسی نیست پس چرا همه میان خاطرات زندگیشونو مینویسن بعد میگن ببخشید سکسی نبود
      خب تو که میدونی سکسی نیست چرا اصلا تعریفش میکنی؟
      ماشالله همه هم از دم یا کونی یا کون کن. اسم خودشونم گذاشتن گی


    •   Tomas39
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • (biggrin) (biggrin) (biggrin)

      میگه گناه کردم اعصابم خورد شد (biggrin) (biggrin)

      واااای (biggrin) (biggrin)


    •   Hadi_Hadi_
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • فاعلم از‌کرج‌مفعول خوش فیس بیاد
      ۰۹۳۵۶۱۹۶۶۹۸
      اینم شمارمه بزنگ


    •   hamid30gari
    • 3 هفته،4 روز
      • 5

    • سردار لایک به صداقتت، واقعا قشنگ لحظه به لحظه داستانت رو لمس کردم و خندیدم دمت گرم.


    •   Chem30
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • هدفت چی بود کونی،بازم همین ک ی فحش خوردی بنظرم مفید بودی


    •   پروفسور بالتازار
    • 3 هفته،4 روز
      • 3

    • چرا ناراحت شدی سردار؟ داستان واقعی بود اینش قبول ولی حال بهم زن بود چون وقتی داستان اروتیک می‌خونی ناخودآگاه خودت رو جای شخصیت اصلی می‌ذاری و اگه یه ماجرای حال بهم زن باشه خوب ریده میشه به حالت و باید رو یکی خالی کرد که میشه نویسنده ننه مرده!


    •   Delltoro001
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • یه زمانی همه بکن بودن، فیتنس کار میکردن، کیرشون ۲۰ سانت بود، شبی یه کس میکردن، الان همه گی شدن، ناموسا چرا (dash)


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو