برادر زنم و زنم و زن داداشش (۱)

    با سلام به همه
    دوستان این داستان واقعی هستش و اصلا نقل افسانه گفتن نیست و اگردر اینجا بیان میکنم دلیل بر ترویج یا تقبیح این مدل روابط نیست.اگرهر کسی میخواد آخر فحش و بد و بی راه بگه به خودش گفته.من اسمها رو تغیر دادم.و امید دارم این نقل واقعیت باعث آگاهی و دانستن بیشتر همه زوجها و متاهلین بشه.
    و اما ماجرا مربوط به چند ماه قبل تابستان 98 من کامی 38 سالمه و زنم مرجان 36 ساله و 3 سال ازدواج کردیم .من با زنم گرچه در اوایل از نظر روابط سکسی کمی مشکل داشتیم یعنی شهوت و میل سکسی من خیلی زیاده و زنم برعکس نه ولی با صبر در هنگام سکس یواش یواش راههای حشری کردنش و یاد گرفتم و روی همون نقاط حساسش و حالتهایی که خیلی دوست داشت تمرکز و وقت بیشتری گذاشتم تا تونستم زنمو تو راه بیارم و سکس کامل و لذت دوطرفه رو نه 100درصد ولی از درصد پایین اوایل زندگی به حدود70تا 75 درصد برسونم.اما دو سه مورد مشکل داشتیم که خیلی برای من حل کردنش سخت به نظر میرسید.یکی اینکه زنم مرجان اصلا راجع به خواسته هاش در سکس حرف نمیزد و با اصرار و پرسیدن مکرر من یه مقداری میگفت...دوما چون ما در سن تقریبا بالا ازدواج کرده بودیم تغییر برای هرکدوممون مشکل بود وشخصیت هامون شکل گرفته بودن و مخصوصا زنم که 33 ساله بود و دختر و منم 35 ساله ولی حسابی سکس داشتم و تا یکسال قبلش هم تعدد دوست دختر و زن در خونه مجردیم از سالهای قبل تر وجود داشت .ولی وقتی تصمیم ازدواج گرفتم دیگه با هیچ جنس مونث نبودم جز خانومم و چون بهمدیگر علاقه هم داشته و داریم سکسمون خیلی برای من با همه کم و کاستی هاش عالی بود و زنمم که تجربه آنچنانی نداشت کم کم به من اعتماد پیدا کرد که اگر کاری و حرکتی رو در سکس انجام میدم و اصرار دارم اونجوری که میخوام انجام شه هم به خودش(زنم)حال ولذت میده و هم به من و چندماه بعد از زدن پرده اش کم کم مسیح سکسش بهتر شد و مثلا روزهای اول از خوردن کوسش توسط من جلوگیری میکرد و کیر منم نمی خورد و با وجود اینکه قبل از عقد ما دوست بودیم و نیمچه سکسی داشتیم ولی بعد از عقد و 6 ماه وقفه تا که عروسی و رفتن خونه مشترک فاصله زمانی داشتیم در یک مسافرت شمال که خواسته زنم بود پرد ه اش را زدم و در واقع از لاپایی کردن و سکسنصف ونیمه به سمت سکس کامل گام مهمی برداشتیم و نکته مهم اینکه از سکس آنال هم زنم اصلا خوشش نمیامد و منم خیلی دوست دارم.ولی با شروع از جلو کردنش فکر میکردم.تا خیلی بیشتر لذت سکسی ببریم ولی زنم با وجود حالی که یه دختر بعد از چندسال دختر بودن با کوس دادن باید ببره و بازن شدنش حال کنه نمیکرد.و من تا نمیخواستم سکس کنیم و سمتش نمیرفتم خودش هرگز حتی علامت و یا نشانه مبنی بر تمایل سکس کردن نشون نمیداد.واما من با عشق و علاقه و به صورتی که دوست داشت آرام ونوازش و بوسیدن و بعد لباس هاشو درمیاوردم و با خوردن پستوناش و کوسش به مدت 15 تا 25 دقیقه زنم رو آماده شروع سکس میکردم و معمولا اول با انواع مدل هایی که می دونسم مسیح دوست داره اون به ارگاسم میرسوندم و خودم همزمان یا بعضا بعد از ارضا شدن زنم ارضا میشدم.


    ولی اصل ماجرا
    زنم دارای 3 برادر و یک خواهر می باشد که دو برادرش کوچکتر از زنم هستن و خواهر و برادرش بزرگ تر از همسر من هستن. و همگی متاهلن ولی برادر کوچکتر زنم یعنی محمود که تقریبا با چند ماه اختلاف، زودتر از ما ازدواج کردو زن گرفت خیلی با زنم صمیمیی و جور بودن.اما من متوجه یک نوع رابطه عجیب بین این دوتا نبودم تا یه روز همین تابستان 98 در باغ پدرزنم همه برادر و خواهرها و عده ای از فامیل های زنم دورهم برای تعطیلات جمع شده بودیم.من بعد ازظهر پس از صرف ناهار رفتم به انباری باغ که در قسمت انتهایی باغ درست شده و قبلا خانه خشتی قدیمی برای سکونت بوده ولی اکنون با ساخت بنای جدید که بزرگ و دوطبقه مجهز10 سالی است ساخته شده است اون بنای قدیمی به انباری تبدیل شده است. مساحت باغ زیاد است و درخت و بوته ودرختچه های گوناگون سرتاسر باغ کاشت اند و با روییدن آنها دربهار و تابستان و با توجه به شیب کلی باغ امکان دید از بنای باغ به همه گوشه وکنار باغ میسر نیست.مخصوصا انباری که اصلا تا به سمت انتهای باغ نروی و نزدیک 10 متری اش نرسی در پشت درختان وشاخ برگ درخت انگور مو پنهان است. من برای کشدن یک نخ سیگار دور از همه گان رفتم سمت انباری و سیگارم تموم شد رفتنم داخل ببینم چی گذاشتن اینجا یه عالمه خرت و پرت کشاورزی و اثاث کهنه و خلاصه حسابی درهم و برهم بود انتها ان کلبه یا خانه قدیمی به یک پستو کوچک منتهی میشد که اونجا با پرده ای ضخیم از قسمت داخل خانه مجزا میشد و اونجا لوازم مهم تر و تمیزی تری رو گذاشته بودن.من در حال لذت بردن از خنکی داخل اون خانه خشت گلی بودم .که روی یه صندوق قدیمی نشستم و تو افکار خودم چند لحظه ای غرق بودم که صدای ضعیف من و متوجه خودش کرد.صدا از داخل خونه بود منتها کم و ضعیف بود من به سمت داخل خانه و اثاث های وسط رفتم که ببینم صدای چیه که صدا این بار بلندتر و واضح تر به گوشم رسید.ونحوه صدا حالت حرف زدن دونفر به صورت نه بلند بلکه یواشکی پچ پچ میکردن انگار و گاهی هم چند لحظه صدایی نمیامد. راستش ترسیدم گفتم ازما بهترون نباشن. و از لابه لای لوازم داخل انباری در سمت مخالف یک آشپزخانه که به انداره 2متر در 3متر حدودا بود و درقدیمی هم داشت جزه همان بنا یا خانه قدیمی بود و صدا از داخل اونجا میامد و با حرکت بسیار بی صدا و با گوش تیزکرده به سمت آشپزخانه در حرکت بودم که متوجه شدم درب وردی انباری که درب حیاط بود بسته شده وازداخل چفت پشت درب هم انداخته شده معمولا این در باز بود چون اگر بسته میشد از بیرون باکلیدباید باز می شد به داخل عین درب ورودی خانه چون در اصل اونجا خونه بوده ودرهمین افکار بودم که صدای داخل اتاقک درچوبی دار دوباره به گوشم خورد که مثل ناله یا آه یک زن بود وبه سرعت به پشت در آشپزخونه که کامل هم بسته نمی شد خزیدم و سرک کشدیم داخل چون نور کم بود اول چیزی به وضوح معلوم نبود ولی چشمم که عادت کرد به نور کم دیدم دونفر در گوشه اونجا به حالتی که انگار یکی داره از پشت شخص دوم رو که جلوش دولا شده و روی سکوی با دوتا دستش کنترل خودشو حفظ کرده میکنه و دقت که کردم دیدم بله یه مردی ایستاده و شلوارش و شورتش کامل دراومد تا پایین پاش افتاده و زن و خانومی که در حالت دولا داره ازپشت مرده میکنتش هم پاهاش لخته و کون مرده دیده میشد و پشت به من بود و لی زنه قسمتی از پاهاش و قسمت کمی از بغلش وقتی مرده تکون میخورد دیده میشد و خوب دونفر اونجا رو دنج خلوت برای سکس گیرآورده بودن و در وردی رو هم از داخل بسته بودن و کسی تو نمیتونست بیاد اما فکرنمیکردن یکی ته اون پستو خاکی و نمور بره بشینه و اصلا باشع...و من سعی کردم بهتر بتونم اونا رو ببینم و کنکجاوی و حس فضولی من و خفه کرده بود که این کردن مستند رو ببینم کامل اونم زنده و این ور و نگاه کردم دیدم تا متوجه شدم آشپزخونه یه پنجره به داخل خونه داره که قدیمها از اونجا ظرف ودیس میوه وچایی از آشپزحونه به داخل خونه ردوبدل میکردن خلاصه خزشوار مثل مار بی صدا رفتم زیر ائن پنجره کوچک و از گوشه نگاه کردم دیدم به صورت از نیمرخ بود و کاملا دیدم اون مرد محمود برادر زنم هست و اول فکرکردم خوب داره زنش هما رو میکنه ولی دقت که کردم دیدم مرجان زنم من و یعنی خواهرشو داره میکنه از شدت تعجب و شوک دیدن این صحنه اروم نشستم روی زمین وگیج و مبهوت شدم تا صدای هردوتشون هم میشندیم و تنها اول خواستم برم و بزنمشون تا بمیرم یا کشته شم ولی موبایلمودر آوردم از جیبیم و شروع کردم فیلم گرفتن محمود چون دربسته بود فکراومدن کسی رو اصلا نمیکرد و اونجا کاملا تنها و راحت بودن و مرجان درحالیکه دامن و شورتش پایین پاش بود تی شرتشم داد بود داداش محمودش بالا و پستوناشو میمالید و یکهو محمود گفت آبجی برگرد بزار یه جور دیگه بکنبم و مرجان ازحال دولا و قنبل به حالت ایستاده دراومد و کاملا پستوناش از زیر تی شرت دراومد و از کمر به پاینم که دامن وشورتش دم مچ پاش بود و محمود خودش، روی اون سکو نشست و مرجان هم از جلو با نشستن روی کیر داداشش کیرش کرد تو کوسش و محمود پستوناش و میخورد و میکردش و مرجان اه و اوه میکرد و به محمود میگفت زودباش دیگه دیر شد شک میکنن ...و غر میزد ولی محمود داداش جونش میکردش و بی توجه میگفت خیلی کوست حال میده اصلا با کونت خیلی فرق داره واقعا کوس خوبه برای کردن وگرنه دختر پرده دار سکسش هرچی خوبم باشه مثل سکس زن که کوسش بکنی نمیشه الان من تو از کوس 5 بار میشه کردم ولی اونهمه که دختر بئد از کون حال کردیم درسته خیلی خوب بود فقط من و تو بودیم و سکرت همیشه ام تو می خواستی از کوس بتونی سکس کنی نه از کون حالا که به خواسته ات رسیدی من هم یه وقتها شهوتی تو میشم یه کوسم به من بدی چیزی نمیشه آبجی جونم
    تو که عشق دادااشی من همیشه مدیون اونهمه خوبیاتم هروقت میشد که موقعیت امن بود من می گفتم ابجی جونم بذار یه حالی بکنم نه به زبون میگفتی ولی در عمل شلوارو شورتتو در میاوردم اگر نخواستی نمیتونستم حال کنم باهات ولی خوب میدونم بخاطر من خیلی کوتاه اومدی و اصلا به جز من که داداشت م به یه نفر یه لاپاییی هم ندادی در صورتی به من کونتم که دختر ها اصلا محال به دوست پسرشون که عاشقشن ازکون بدن تو من و اصلا تا اخر عمرم مدیون خودت کردی.اگر تو نبودی هیچ حالی نمیکردم و تازه ابجی فاطمه دو سه ماه بهش التماس میکردم لاپایی فقط بهم داده اونم خیلی به زور هر چند وقت که مجبور می شد ولی تو همیشه که من خواستم فقط اگر امن نبود ندادی ولی اگر شرایط مساعد بود و تنها بودیم هیچوقت نشد نذاری مثلا ارضا نشم حالا لاپایی ازکون از مالیدن و خوردن من تشنه نذاشتی من هم تا اخر عمرم غلامتم هر چی بگی من نه نمیگم..مرجان گفت الان میگم تموم کنه دیگه دیرشده
    الان کامی دنبالم میگرده
    محمود من دیگه شوهر دارم اون موقع دختر بودم تو خونه خودمون بودیم الان من شوهردارم نمیتونم به تو حال بدم تازه تو که زن داری مگه اون نمیده بهت زنمت که میکنی همش پس دیگه چی میخوای؟
    محمود کفت کاش تو زنم بودی من شهوتم به زنم مثل اندازه ارزنه ولی شهوتم به تو مثل اندازه گردو است من لاپایی تو رو یکبار به 50بار کردن هما ازکون و کوس همجوره ترجیح میدم.من الان یکباره تو روووو ازکوس بکنم تا یک ماه با تصور همین یکبارکوس کردن تو هما رو میکنم کاش شوهرت میذاشت من ماهی یکبار توروبکنم در عوض اون زن منو هر روز میکرد.مسیح گفت کامی اهل ضربدری بی غیرتی بازی نیست.من میدونم اون اگربفهمه وای میکشتم من خودم و زودتر میکشم گیر اون نیوفتم.
    محمود گفت نه بابا مگه چیه الان همه برادر و خواهر حال میکنن سکس خانوادگی حل شده ما چندتا شو درایم تو فامیل پسر عمو هامون همین فقط اکبر بزرگه نمی کنه مهین و مهوش و مهرنوش سه تا خواهرابه اصغرو امیر میدن و... تازه کامی اگر لخت هما رو ببینه همه چی رو بی خیال میشه مگه زن من کم کوسیه..بابا همه هول هما ان یکم فک کن هما رو لخت بذاریم جلو شوهرت ببینیم چیکار میکنه؟

    انتهای قسمت اول
    ادامه دارد...


    نوشته: کامی .

  • 36

  • 37




  • نظرات:
    •   .Goodnight.
    • 1 ماه،1 هفته
      • 28

    • بی غیرتی=دیس
      هرکی موافقه داستان بی غیرتی ممنوع بشه لایک کنه


    •   407TT
    • 1 ماه،1 هفته
      • 6

    • برادر زنتو زنت زنداشش همگی دیلدو به دست بهت حمله ور شدن!!


      خار جقو گاییدی خدانشناس از دختر با پدره و بی پرده و زن شوهر دارو بی شوهر و... همشون فانتزینه!!!


      چه سوژه جق وسیعی!!


      پ.ن: نت امشب بس بسیار تخمیه!!


    •   jerard96
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • کتاب حاشیه ملا عبدالله بر تذهیب المنطق تفتازانی انقده مقدمه نداشت ک تو نوشتی


      نمیدونم به جای اسم مستعار اسم اصلیتونو بنویسین ملت میفهمن ک تو کی هستی
      باور کنین انقده ادمای مهمی نیستین ک اسم مستعار واس خودتون انتخاب میکنین


    •   جهنمدره۴۵
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • نامرد هوسباز
      برج میلاد تو چونت


    •   serpico173
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • کامی جون بی خیال شو بقیه شو


    •   vatovato2
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • واقعا هیچ داستانی نداشت که بشه باور کرد
      وسط سکس هول هولکی یارو داره داستان تعریف میکنه اونم با جزییات
      دوستان ار خجالتت در میان


    •   احسان-دودولی
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • عالی بود ، منتظر ادامه داستانم


    •   Behzadjafari
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • کامی این کسشعر و ادامه نده لطفا


    •   sj0087
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • کوس شعر طولانی گفتی.


      کامی فکر کنم‌از بچا خوشگلا باشی همه تو بچگی انگشتت میکردن


    •   Mahdimar8
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • سلطان جق ایران


    •   bokon_18cm
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • خیلی بد نوشتی مشکل نگارشی داشتی افتضاح بود ادم ازش هیچی متوجه نمیشه


    •   mbibak1996
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • آخر نفهمیدم مرجان داد هما داد مسیح داد همین داد مهوش داد
      داداش ول مشخص کن کی داره میده بعد ادامه بده
      والا اسیر شدیم این موقع شب


    •   اگان
    • 1 ماه،1 هفته
      • 4

    • این خواهرو برادر سکس میکردن یا داستان حسین کرد واسه هم تعریف میکردن؟


    •   Nikan.aa
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • نخوندم نظری هم نمیدم اما بیاید و بی غیرتی رو رواج ندید حتی به دروغ و توی تخیلتون!


    •   Sara85khanomi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 2

    • حیفه وقتی که گذاشتم این کوس و شر رو خوندم کونی خان لطف کن ادامش رو بکن تو کونتو ننویس


    •   Bad.booy7
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • گوه خوردی با اول و آخرت که اسمارو تغییر دادی حالا نه که خیلی مهمی گوزو مردم بخوان پیگیر انگولک بازیای توی بیشرف باشن به کیرمون که میخوای برا بقیه عبرت آموزی شه ولی اینو بدون اگه تو واقعیت میدونستم می هستی و میدمت از کون دارت میزدم بخاطر وقتی که بابت این مهملات ازمون گرفتی و به اسم واقعیت به خوردمون دادی بیشررررف دیس از عرض و طول تو مقعدت


    •   19masoud13
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • چرا داداشش باید دقیقا همون موقعی که تو اونجایی تمام گذشته رو برای اون زن جندت توضیح بده؟
      میتونستن حرفای دیگه بزن اینو خمین اول دانستان لو ندی خیلی هم داستان بهتر میشد ولی ریدی توش


    •   agcvhk
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم دهن همه جقیایی که خوندنو فحش دادن کونیایی بی خاصیت دوس ندارین نخونین این گه خوریا چیه


    •   Sykiii
    • 1 ماه،1 هفته
      • 3

    • یکی ازهمسایه هامون ک سن وسالی ازش گذشته میگفت قبل انقلاب رانندهای ماشین سنگین وقتی میرفتن سرویس و بعضی وقتا تا یماه برنمیگشتن ومثل الانم تلفن وموبایل نبود،زن وبچه شو ب همسایه هامیسپرد ومثل خواهرخودمون ازش مراقبت میکردیم.میگفت الان طرف نمیتونه زن خودشو دوساعت بسپاره ب داداش خودش ک تابرگرده زنش حامله شده..
      معنای ناموس چقدباالان فرق داشت اونوقتا..
      داستانت چ واقعی باشه و چ زاییده ذهن مریضت ب چندپدرداشتنت شک نکن خوک لجن


    •   Mehryam
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • هیچی نمیتونم بگم فقط بزرگان اهل فن جوابشو بدن :(


    •   Alireza@jjj
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم پس کلت. اینقدر وارد جزئیات خونه شدی ک الان میدونم قابلمه کجای آشپزخونست. ولی چطوری میخزیدی ب ماهم نشون بده. آخر نفهمیدیم تو خزنده ای یا انسان.(dash)


    •   hamishe_sikh
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • چه جالب
      طرف موقع سکس داره به تمام کارهای کرده و نکرده اعتراف میکنه
      جالبتر اینه که این توضیحات کامل رو موقعی که داره ازش فیلمبرداری میشه میگه


      فحش بدم یا ندم؟


    •   badbunny76
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • فارسی بنویس بفهمیم چی گوز گوز میکنی..کجایی حرف میزنی سوراخی


    •   .H.N24
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • خیلی عالی بود هر کس دوست نداره داستان های ضرب بیغیرتی نخونه مجبور که نیست شب منتظر دادمه داستانت هستیم از سایتم خواهش دارم بیشتر اینجور داستانا بزاره ممنون


    •   کاربر.قدیمی.هستم
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • بیناموس گاییده شدن زنت رو اومدی با آب و تاب تعریف میکنی.کیر هرچی کوسکشه تو کونت


    •   Arash_nezhadi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • چقد فلسفی کس گفتی


    •   mahhddii
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • از ما هم دعوت کن فامیلات بکنیم تو داستانش بنویس حال کن


    •   منیر۶۵
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • جالبه تو سکس خاطره میگفته قدردانی میکرده از دادن اونیکی خواهرش میگفته....پس کی کس کرده؟؟ بقول یه بچه ها کس گفتی ای کس گفتی


    •   Bi.sexy.joint
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • یهو توی یک دقیقه محمود که داشت مسیح رو میکرد، کل داستان و رازهای گذشته رو گفت. فیلم ستایش ۳ هم اینجوری نبود
      اخه جقی مگه مجبوری کس بگی، حداقل بهتر بنویس که بشه بجای یه داستان فانتزی خوندش


    •   salitahna
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • الان اونا ک همیشه سکس دارن دقیقا همین امروزش جنده بودن خودشو کل طایفش تعریف ک تو فیلم بگیری هههههههع


    •   Hnst97
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • تا اونجا که تو تاریکیی که چشم به زور میدید ولی تو بدون فلش فیلم گرفتی خوندم
      فضاسازیت بدک نبود ولی خوب دیس اونم چون گفتی واقعیه :)


    •   Bekonejonoobi
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • کونی جقی وسط کوس کردن و کوس دادن کی شاهنامه تعریف میکنه آخه این حرفا مال بعد یا قبل از کوس کردنه نه وقتی روی کاری


    •   GLADIETOR
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • سکس خانوادگی حل شده ؟ بابا عجب حروم زاده هایی هستین تو هیچ جای دنیا این گوه خوریا عادی نیست اونوقت اینجا ؟ من کاری با دین ندارم کسی که اینکار و با ناموس خودش بکنه شرف نداره


    •   oldmanbad
    • 1 ماه،1 هفته
      • 1

    • از درد و دل خواهر برادر اخر داستان کاملا معلومه تخیلی هست و فقط برای زمینه چینی و وارد شدن نویسنده به قسمت دوم داستانه . خیلی هم ناشیانه .ولی اشکال نداره بنویس بقیش را . هرچند کامل میشه حدس زد


    •   Saede0089
    • 1 ماه
      • 0

    • ماساژور


    •   ساکروخجان
    • 1 ماه
      • 0

    • کیر مسیح چیه دوما اول گفتی 38 سالمه بعد 35 جقی


    •   Antistar1
    • 1 ماه
      • 0

    • اکنون خیلی مسائل در ذهنم روییده است که نمیگم ولی بیغیرت دوست دارم سگس با خواهر و مادر نه که خودش بکنه


    •   Bambolbi
    • 1 ماه
      • 0

    • کیرم اکنون در دهانت بسی حال کردم مادرت را به نکاء خویش درآوردم


    •   .113329Rastakhiz
    • 4 هفته،1 روز
      • 0

    • کس کش
      طرف وسط سکس داره جز به جز اعتراف میکنه
      شرط میبندم تا حالا کنار یه دختر ننشستی که نمیدونی وقتی یه پسر کنار یه دختره به جز کردن به چیز دیگه فکر نمیکنه
      حالا وسط کردن این دوتا دارن تخمه میشکنن و داستان تعریف میکنن


    •   nimax96
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • جقي كسمغز


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو