برای خانم زیبا بردگی کردم

    سلام اولین باره دارم خاطره زندگیمو مینویسم همه حرفا بر اساس واقعیته...
    از خودم بگم الان ۲۵ سالمه حس شدید برده بودن دارم و عاشق اینم که زیر پاهای خانوما باشم.
    چند سال پیش وقتی که برنامه بیتالک بود خیلی دنبال ارباب میگشتم که بردش بشم اما یا مسخرم میکردن یا کلا جواب نمیدادن که بلاخره بعد از کلی گشتن ی خانوم که حدود ۱۱ سال ازم بزرگتر بود متاهل بود و ی دختر ۱۰ ساله هم داشت به پیامم که نوشته بودم (میشه بردتون بشم واستون نوکری و پالیسی بکنم؟)جواب داد ازم توضیح خواست که این چه حرفیه خلاصه بگم کلا در مورد این رابطه واسش توضیح دادم و کلی عکس و فیلم ارباب و برده بهش نشون دادم با کلی منت و خواهش ازش خواستم ک بذاره یبار نوکرش باشم اولش تو شوک بود هیچی نمیگفت که بعد از چند ساعت پیام داد میخام امتحان کنم این رابطرو ولی میترسم اعتماد ندارم به حرفات. من دل تو دلم آب شده بود که بلاخره ی خانوم پیدا کردم ک سگش باشم و زیر پاهاش باشم هرجور که تونستم راضیش کردم که بیاد خونمون.خلاصه بعد حرف زدن قرار شد فرداش بیاد خونمون ازش خواستم که لاک مشکی یا قرمز بزنه چون وقتی این لاک میبینم ناخوداگاه دوست دارم زیر اون پا باشم.
    خلاصه فردا شد اومد ی خانوم بسیار زیبا با هیکل خوب اومد با ی مانتو زرد شال مشکی و کفشای پاشنه بلند مشکی ک دوست داشتم جلو در بیفتم به پاهاش، میخاست کفشاشو دربیاره گفتم که اگ بخاین با کفش میتونین بیاین داخل چیزی نمیگفت هم میترسید هم تو شوک بود اومد داخل برای اینکه ترسش از بین بره گفتم که خونرو نگاه کنه ک مطمئن بشه فقط خودمون دوتا هستیم با کفشی که پاش بود کل خونرو نگاه کرد خیالش راحت شد بعد که تو اتاق بود صدام کرد رفتم پیشش گفت من چیزی بلد نیستم خودت هرکار میخای بکن که بعدش گفت خب میتونی شروع کنی منم بعد شنیدن این حرف ک منتظرش بودم سریع افتادم به پاهاش زد تو سرم گفت من کجا بشینم که راحت باشم سوارش کردم رو پشتم بردمش رو مبل نشست اجازه گرفتمو افتادم به پاهاش کفشایی که پاش بود لیس میزدم که بهم گفت کف کفشم که کثیفه رو تمیز میکنی دیگ؟ منم بله ارباب گفتم رفتم سراغ کف کفشش که خیلی خاکی و کثیف بود وقتی کفشاشو که کامل تمیز کردم بهم گفت که کفشاشو دربیارم وقتی که کفشاشو درآوردم دیدم پاهای بسیار زیبا و با لاک قرمز دیگ نتونستم کنترل کنم خودمو فقط داشتم لیس میزدم و میخوردم که اولش چندشش شده بود ولی بعدش خوشش اومد خلاصه بعد کلی پالیسی بهم گفت شنیدم برده ها توالت اربابشونم میشن درسته؟ منم گفتم ارباب هر دستوری بده انجام میدم که بهم گفت شاش دارم.خیلی خوشحال بودم که برای اولین بار ی خانوم میخاد بشاشه دهنم سوارش کردم رفتیم دستشویی من دراز کشیدم و خانوم گفت چشماتو ببند منم بستمو دهنمو باز کردم چند ثانیه نشد دهنم از گرمای شاش اربابم داشت بالاترین لذت میبرد شاش داغ و کمی تلخ بهم حس و حال خوبی داده بود شاشش که تموم شد ی تف انداخت دهنمو بلد شد رفت بیرون منم رفتم بیرون دیدم رو تختم دراز کشیده گفت بیا اینجا رفتم گفت اینقدر کسمو بلیس که آبم بیاد میخام ارضاع بشم تو دهنم منم بدون معطلی شروع کردم به لیس زدن کس اربابم که ی خالکوبی ستاره هم روی کسش بود بعد کلی لیس زدن بلاخره خانوم تو دهنم ارضاع شد من باز افتادم به پاهاش و شروع کردم لیس زدن و خوردن پاهاش ک بعد چند دقیقه با لگد پرتم کرد اونور گفت دیرم شده دیگ باید برم من کمی ناراحت شدم ک کاش این پاها باز تو دهنم میموند خلاصه خانوم رفت منم به یاد صحنه ای که زیر پاهاشون بودم ۳ بار جق زدمو ارضا شدم.
    ۲ بار دیگ هم خانوم اومد پیشمو واسش نوکری کردم که بار سوم قرار بود بیاد من ازش خواستم که ینفر دیگ هم بیاره نوکر دوتاشون بشم که با کلی فحش دادن به من دیگ کلا از زندگیم رفت بیرون منم هنوز مثل سگ پشیمونم که چرا اون حرف زدم و از دستش دادم. الانم هر روز به عشق این صبح از خواب بیدار میشم که ی خانوم دیگ پیدا کنم و بردش بشم...
    این خاطره کاملا واقعی بود معذرت که یکم طولانی شد اگرم بد بود شرمنده.اگه بخاین داستان نوکری کردن واس دوست دخترمو هم مینویسم لطفا نظر بدین ممنون.


    نوشته: اولین ارباب

  • 7

  • 16




  • نظرات:
    •   j.j.buffon
    • 3 هفته،6 روز
      • 7

    • سامان جاکش سر جدت این پونصد تومن ما رو بده ناموسن . جواب ما رو که نمیدی . میدونم میای اینجا داستان میخونی.


    •   artin4116
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • خخخخخ سامان جان پولشو بده


    •   lovely_grl
    • 3 هفته،6 روز
      • 7

    • جدی خیلی جالبه که هنوز درک این مسئله سخته برام درسته ک تمایلات هرکسی به خودش مربوطه ولی خب اصلا نمیتونم درک کنم که ی انسان چرا عزت نفسشو انقد باید خراب کنه


    •   ماینر
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • نه داداش همین یکی کافیه! نمیخاد بقیشو ببنویسی!


    •   shahx-1
    • 3 هفته،6 روز
      • 8

    • ارباب میخوای برو خدمت!! احساس نوکر بودنتو جوری از سرت می اندازن که پادشاه انگلستانم تو کوچه بهت سلام کرد خودتو بگیری محل سگم بهش نزاری!! (biggrin)


    •   وب.گرد
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • ای جااان!
      بالاخره یکیو پیدا کردم که هر چقدر دلم خواست فحشش بدم. (devil)
      دل تو دلت اب شد؟؟!
      ننویس فقط!


    •   mistress.f
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • از همونجا که گفتی سوارش کردی دیگه نخوندم. اونم بخاطر اینکه اولش گفتی واقعیته ولی کاملا مشخصه دروغه. بالاخره قرار نیست یه داستان ارباب برده ی واقعی پیدا بشه؟؟


    •   mardelor
    • 3 هفته،6 روز
      • 5

    • این چه گرایش مزخرفیه حداقل آخرش طرف رو بکنی باز یه حرفی


    •   zzzzz525
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • با دهن شاشی کص لیسی کردی ؟ (sick)


    •   mistress.f
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • راستی بهرحال به این داستان لایک میدم اونم فقط بخاطر تشویق داستان نویسی تو موضوع ارباب برده.
      ضمنا اونایی که از این موضوع خوششون نمیاد یا نمیتونن درکش کنن از اسم داستان مشخصه در چه موردی هست. واقعا هدفتون از اومدن و نظر دادن زیر داستان ها چیه؟
      مثلا میخواید بگید خیلی باکلاس هستید و خیلی انسان هستید و اوج تمدن و فرهنگید؟
      ولی بیشتر شبیه اونایی میشید که عقده ی کلاس گذاشتن دارن و دچار کمبود عزت نفس هستن و با بد و بیراه گفتن زیر این داستان ها میخوان یجوری خودشونو مطرح کنن. یا اینکه فقط دچار عقده های روحی روانی هستن و دلشون میخواد فحش بدن تا عقده هاشون خالی بشه. واقعا برای این حد از سطح پایین فرهنگ و عقب موندگی متاسفم که حتی نمیتونید به علایق و نظر دیگران احترام بذارید.
      فکر کن مثلا من یا یه برده بیاد زیر یه داستان عاشقانه بنویسه واقعا برام قابل درک نیست همچین رابطه ای یا اینکه فحش بده بگه کونی آخه مگه عشق و لب گرفتن جور در میاد کم جق بزن بدبخت. دستت به پای طرف نرسیده داری لب میگیری ازش؟ چند تخته ات کمه!!
      من که تا حالا ندیدم ارباب یا برده ای تا اندازه ای ک شما هستید بی فرهنگ باشه که همچین چیزایی بگه. حالا من خیلی مودبانه گفتم :|
      میبینید چقدر مسخره است؟ فحش ها و کلاس گذاشتن ها و چرت و پرت های شما هم همینقدر به نظر اهالی بی دی اس ام مسخره و دیوانه واره. برید خودتونو درمان کنید :|
      حالا شاید یکمی درک کردید
      من با خوب و بد بودن این داستان کار ندارم. فقط اینو میدونم خیلی از داستان های بی دی اس ام که سطح پایین هستن علت اصلیش اینه که نویسنده هاشون. بقول شما همون جقی ها. بخاطر محدودیت های شدیدی که تو جامعه هست نتونستن تو عمرشون به یه ارضای واقعی جسمی و روانی برسن و بله! ناچار ذهنشون داره احساسشونو بصورت مبالغه ای درمیاره و اونام برای فرار ازش مجبور به نوشتن شدن. در واقع فقط قربانی بی فرهنگی شماها هستن. ولی هنوزم انگار کافی نیست و باید بیشتر از اینها توهین ببینن!!!
      فکر کنید نتونید تو کل عمرتون با هیچ پارتنری حرف بزنید و هیچ سکسی نداشته باشید و خودارضایی هم نتونید بکنید. چه حالی پیدا میکنید؟؟ من برده هایی رو میشناسم که با وجود سن بالا هنوز بدون ارباب حتی قادر به جق زدن هم نیستن و زندگی براشون فقط یه محدودیت غول آسا و بزرگه.
      اهالی بی دی اس ام بخصوص برده ها آدم هایی بشدت بافرهنگ آروم متین محترم هستند که هیچ گونه بی احترامی به کسی نمیکنن اما شماها که به این آدم های بی آزار فحش های رکیک و خرد کننده میدید بهشون میگید حیوان و به خودتون میگید انسان متمدن و بافرهنگ!!! خوبه ادامه بدید! حتما با اینکارها میتونید بهشون کمک کنید!!
      آقا اصلا ماها همه مریض و حیوان. شماها که انسانید پس چرا خیلی خیلی پست تر از ارباب و برده ها رفتار میکنید؟؟
      چندین نسل طول کشید تا عاشق شدن در نظر مردم گناه نباشه. چندین نسل دیگه میخواد طول بکشه تا علاقه داشتن به موردی که شما بهش علاقه ندارید گناه تلقی نشه؟؟
      متاسفانه ایرانی جماعت هیچ وقت قصد پیشرفت نداره درحالی که کشورهای دیگه مردم تو روابطشون این نوع رابطه رو جزو لذت بخش ترین روابط میدونن و حتی اگه ارباب و برده ی واقعی نباشن دوست دارن گاه و بیگاه با پارتنرشون تجربه اش کنن. در نظرشون اصلا عجیب نیست و تو خیلی از اتاق ها حتی میشه دستبند و لوازم ساده اش و پیدا کرد و حتی!! ارباب و برده وارد جمع عادی هم میشن. ولی شماها هنوز دنبال یه داستان بی دی اس ام هستید که بیاید و عقده هاتونو خالی کنید و کلاس بزارید. بدبخت ها :|


    •   fazi20
    • 3 هفته،6 روز
      • 5

    • این ریتم داستانا اصن تو کتم نمیرع :/ به هر حال هر کی ی جوری حال میکنه ولی خب من ک تو کتم نمیرع موفق باشی


    •   سعید تبریزی
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • نظری ندارم


    •   King_hesam
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • نميشه اين مدل لذت واين مدل تمايلات روسرزنش کرد...
      آخه هرکسي يه نوع تمايل داره...بياين به تمايلات سکسي بقيه احترام بذاريم وهمديگرونکوبيم...وآخرهرداستان نظري بديم که بقيه بتونن استفاده کنن...


    •   no-roots
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • دیس دو رو با افتخار ب این داستان میدم نه فقط ب خاطر کیفیت افتضاح پایین داستان بلکه ب خاطر موضوع فوق تخمی این داستان ک ارباب برده است .... خانومی ک خودتو میسترس میدونی چرت و پرتایی رو بلغور کردی و کسشرای مغزیت تراوش کرد زیر این داستان و یه لحظه همه رو مثه برده هات دیدی و فک کردی آره خبریه ......!!!!


      آخه ناموسن تو خجالت نمیکشی؟؟؟تو چطوری روت میشه از این سبک دفاع کنی ؟؟ شاشیدن تو دهن یکی دیگ کار خوب و درستیه؟؟؟؟؟؟؟ریدن تو دهن کس دیگ کار درستیه؟؟؟؟ فحش ناموس دادن بهش حقیر کردن یه فرد کار درستیه؟؟؟؟ خوردن چرک پای کس دیگ یا عرق کس دیگ ای درسته؟؟؟؟


      تو مگ خودت کم ب برده هات فحش دادی دهن سرویس؟؟؟؟ تو فحش میدی میشه لذت بردن برده و متمدن بودن و خیلی بافرهنگ بودن و خفن بودن ما بگیم خوشمون نمیاد و دیس بدیم میشیم بی تمدن و عقب افتاده؟؟؟؟ تو برینی تو دهنش اشکال نداره ما بگیم نمیتونیم درک کنیم عقب مونده ایم؟؟؟؟ تو آخه عقل و منطق داری ناموسن ک این کسشرا رو اومدی نوشتی؟؟؟ حداقل یکم فکر کن لامصب!!!!


      متاسفانه تخصیر یه مشت کسخله ک با رو دادن ب یه سری آدم باعث شدن اون آدما فکر کنن علی آبادم شهره!!!


      هرگهی میخوای بخوری بخور ب ما هیچ ربطی نعاره ولی گههههه میخوری ک میایی زیر یه داستان عمومی نظر میذاری ک بقیه رو خفه کنی...... تو هیچ وقت در حدی نیستی ب کسی بگی نظر نده یا نظر بده!!!!!


      حالا امیدوارم گیر یه پسر درس حسابی بیفتی قشنگگگگگگ تا یه سال گشاد گشاد راه بری ک بادت بخوابه و دیگ گوز گوز نفرمایییییییی


      کسایی ک برده ان یا میسترسن یا بیغیرتن یا رو خونوادشون (ننه خواهر برادر پدر) چشم دارن همه از دم بیمار روانین و باید تحت شدید ترین معالجه ها قرار بگیرن هرچند خشونت در سکس یه چیز جداست ک خیلی خوبه ولی شاش خوری و چشم داشت ب ناموس رو حتی خیوونا هم انجام نمیدن.... آدم باید از حیوونم پست تر باشه برا انجامش پیشنهاد میکنم در سرع وقت روانشناس بری عسیسم شاید اون بادت رو هم خوابود کمتر گوز گوز نمودی ^__^


      ب قول یکی از دوستان زااااااااااااااااارت


    •   no-roots
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • در ضمن ب نویسنده هم فحش نمیدم چون میدونم برده است و اگه فحش بدم خوشش میاد برا همین ب عنوان تنبیه بهت فحش نمیدم این کسشرا رو دیگ نذاری ^____^


      ینی ناموسن الان این میسترسه فک میکنه خداعه؟؟؟؟خخخخخخخخ این یارو هم فک میکنه سگه؟؟؟؟؟؟؟


      پشمام مخم گوزید خیلی تخمیه این رابطهه خیلی خیلی ^___^


    •   Rez.wolf
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • برده ی خانوما میشم


    •   no-roots
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • اینم هدیه ی امشب من ب همه ی دوستانی ک درگیر این رابطه هستند امیدوارم هرچه زودتر بهبود بیابید ^__^


      لیست بیمارستان های روانی استان تهران
      بیمارستان‌هاو مراکز توانبخشی روانی استان تهران
      مرکز آموزشی­ درمانی روانپزشکی ایران (تهران)


      بیمارستان (روانپزشکی) روزبه (تهران)


      مرکز آموزشی ­درمانی روانپزشکی رازی (تهران)


      بخش روانپزشکی بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) (تهران)


      بخش روانپزشکی کودک و نوجوان بیمارستان روانپزشکی روزبه (تهران)


      بخش روانپزشکی کودک و نوجوان مرکز آموزشی درمانی حضرت علی اصغر (ع) (تهران)


      بخش روان­‌تنی بیمارستان امام خمینی (ره) (تهران)


      بخش روانپزشکی بیمارستان امام حسین (ع) (تهران)


      بخش روانپزشکی مرکز پزشکی، آموزشی و درمانی آیت‌اله طالقانی (تهران)


      بخش سایکوسوماتیک مرکز پزشکی، آموزشی و درمانی آیت‌اله طالقانی (تهران)


      بخش اعصاب و روان بیمارستان شهید دکتر لواسانی (تهران)


      بیمارستان روانپزشکی صدر (جانبازان) (تهران)


      بیمارستان روانپزشکی نیایش (جانبازان) (تهران)


      بیمارستان میمنت (تهران)


      بخش اعصاب و روان بیمارستان پیامبران (تهران)


      بخش روان بیمارستان عرفان (تهران)


      بیمارستان مهرگان (تهران)


      بیمارستان (روانپزشکی) رضاعی (تهران)


      بیمارستان روانپزشکی ایرانیان (تهران)


      بیمارستان روانپزشکی آزادی (تهران)


      بیمارستان روانپزشکی میلاد شهریار (جانبازان) (شهریار)


      مراکز شبانه، روزانه و خدمات در منزل اعصاب و روان (استان تهران)


      مرکز اندیشه سلامت روان (تهران)


      سرای احسان (مرکز نگهداری و توانمندسازی بیماران روانی مزمن) (کهریزک، روستای قلعه نوچمن)


      مرکز توانبخشی طلوع (تهران)


      مرکز مشاوره و توانبخشی سینا (تهران)


      کلینیک توانبخشی اخوان (تهران)


      مرکز جامع توانبخشی ایران (تهران)


      مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد (تهران)


      بیمارستان توانبخشی رفیده (تهران)


      مرکز آموزشی، پژوهشی و توانبخشی اسما (تهران)


      مرکز آموزش و توانبخشی کودکان اتیستیک به‌آرا (تهران)


      مرکز آموزشی، پژوهشی و توانبخشی اسما (تهران)


      مرکز توانبخشی و نگهداری سالمندان توحید (تهران)


      بیمارستان روانپزشکی نیایش (جانبازان) (تهران)


      مرکز توان‌بخشی ماهان (تهران)


      مرکز توانبخشی و نگهداری سالمندان فرزانگان (تهران)


      مرکز ساماندهی درمان و توانبخشی اختلالات اتیستیک


      مرکز جامع توانبخشی هدایت (شهریار)


      مؤسسه توان‌بخشی مهرآفرینان بوعلی (شهریار)


      بیمارستان روانپزشکی میلاد شهریار (جانبازان) (شهریار)


      مرکز توانبخشی مهر (هشتگرد)


      مرکز توان‌بخشی مژده (بومهن)


    •   amir0000024
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • سامان پول مردمو بده


    •   ناصر39
    • 3 هفته،6 روز
      • 5

    • من بارها و بارها تاکید کرده ام که تمام گرایشات جنسی به شرط آسیب به سایرین قابل احترام هست . اما یک لحظه به متن داستان دقت کنید ! تمیز کردن یک کفش آلوده! بغل کردن خانوم و ماجرای ادرار ! لیسیدن واژن خانوم با اون وضعیت چندش آوری که چند دقیقه قبل تو دستشویی اتفاق افتاده! کدوم اربابی اجازه می دهد که یک آدمی که بوی ادرار می دهد بیاید و شروع به خوردن واژن کند ! به نظرم این داستان هم چندش آور هست و هم بی احترامی می کند به طرفداران این گرایش خاص!


    •   ehsan9705
    • 3 هفته،6 روز
      • 3

    • زنه اولش نمی دونسته چی کار کنه بعدش همه کاری باهات کرد؟
      دوستان لیست بیمارستان برات گذاشتن حتما تشریف خرتو ببر اونجا باشد که درمان شوی


    •   E.rhashari
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • سامان جان داداش پول j.j.buffonرو بیار بده دمت گرم این بنده خدا هر روز میاد اینجا کامنت میزاره


    •   m...h...a...
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • با اینکه اصلا اینجور گرایش جنسی و اینجور داستانها رو نمی پسندم ولی خب به گرایش شما احترام میزارم.موفق باشی


    •   mistress.f
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • من معمولا اهمیتی به خزعبلات دیگران نمیدم. اما گاهی دوست دارم برای آرامش روان برده های عزیز مطالبی رو زیر داستان ها بنویسم اونم فقط بخاطر برده های محترمی که بین حیوانات واقعی دارن زندگی میکنن و بشدت زخم خورده و آسیب دیده هستن. نه به این خاطر که فکر کنم در مخیله ی عقب مانده ها و بی فرهنگ ها یا حتی در طرز صحبتشون پیشرفتی حاصل میشه و به درک و فهمی می رسن. مثلا دیشب که این متن رو مینوشتم کاملا می دونستم یک عده از این ها میان و چرت و پرت هایی رو خواهند گفت. آقایی که اومدی فحش دادی مطمئن باش با این کارت فقط حرف های من رو اثبات کردی و من از این بابت اصلا ناراحت نیستم. هر کسی اگر یه سر به پروفایل شما بزنه متوجه مشکل روانی شما و دشمنی دیوانه وار شما با خانم ها میشه که اومدی یه داستان زیبایی رو که در دفاع از حقوق زنان نوشته شده برای تمسخر دنیای فمنیست براش تاپیک زدی ک حتی دیگران هم تو این تمسخر باهات همراه نشدن. حالا تو بقیه ی تاپیک هات چه خبره دیگه اهمیتی نداره. واژه ی فمنیست منو تشویق کرد اون تاپیکتو بخونم
      شما بهتره بجای اینکارها بشینی و لیست بیمارستان های روانی که نوشتی رو یکبار برای خودت با دقت و صدای بلند بخونی :|
      احتمالا بازم میای فحش میدی که ازت دور از انتظار نیست. راحت باش. اینجا جنگله و عوعوی یه توله سگ وحشی در جنگل غیر طبیعی نیست


    •   kokarostam
    • 3 هفته،5 روز
      • 4

    • ارباب و برده


      کله کیری، اولش که میگی برده میشی و ماجرای برده شدن خودت را نوشتی. حالا توضیح بده چرا آخر این داستان تخمیت خودت را ارباب معرفی کردی و امضا زدی که اولین ارباب هستی؟ خب بچه مزخرف وقتی هنوز نمیدونی چه گـُهی هستی پس گـُه میخوری که میایی اینجا گـُه زیادی میخوری. شاشیدم توی این طرز لذت بردن کثیف و تهوع‌آور خودت و اون همپالکی آشغال‌تر از خودت که زیر داستانت از تو دفاع کرده. شما مریض هستید و این کاری که میکنید نه قابل احترامه و نه قابل تحمل.


      ها کـُ‌کا


    •   وب.گرد
    • 3 هفته،5 روز
      • 4

    • نمیذارن دهنم بسته بمونه که!
      این درست که نظر و گرایش هر کی محترمه واسه خودش.
      ولی ایا امثال تو اینقدر به خودتون و گرایشتون ایمان دارین که همه جا و تو جامعه هم اینو اعلام کنین؟
      ولی من اگه بر فرض فحشی هم به تو و امثال تو بدم همه جا هم اینو میگم.
      اگرم فحشتون نمیدم دلیلش این نیست که لایق فحش نیستین.
      دلیلشو من میدونم شمام میدونین همه هم میدونن.


    •   royaei
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • آقا سامان شما هم لطف کن پول این j.j.buffon رو پس بده ؛
      تا میام چند تا کامنت بخونم همش کامنت های بی ربط به داستان نوشتن اینجا پولشو بده دیگه بزار نظرش رو در مورد داستان بگه ؛
      بنده خدا همش فکرش درگیره پولشه ؛
      میگم یه نظر کوتاه بدید به داستان رد شید ؛
      اگه میخوایید بحث کنید زنگ بزنید به هم بحث کنید ؛
      آخه تقصیره ما چیه ؟
      هر کی یه نظری داره قرار نیست همه با هم تفاهم داشته باشن ؛
      اگه تفاهم داشته باشن اونوقت هی میرن خواستگاری و ازدواج و .....؛
      نویسنده محترم ببین چه وضعی درست کردی ؛
      یجوری داستانت رو یواشکی بنویس که به کسی بر نخوره ؛
      این چه جور داستان نوشتنه که همه بهشون بر خورده ؟
      یواشکی بنویس فهمیدی ؟ یواشکی ؛
      موفق باشی


    •   arash20177
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • کس خل منم بردم
      کلی ارباب تاحالا بردگیشون رو کردم ولی هیچ کدوم اینطور نیست یه دفه بیاد خونه . بیرون قرار میذاره اول میبینتت
      اونم زن متاهل
      جقی دروغگو


    •   Mahdi7980
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • خوب بود جای کار داره


    •   no-roots
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • عرضم ب درزت ک توله سگ باباته:/


      کاملا معلومه کی فحاشه و فحش میده:////


      چقدر شماها کونده پروعین ناموسن باووووو عن خوری و گه خوری میکنید ب هم میگید توله سگ بهم فحش ناموس میدید چرک میخورید و پالیسی میکنید بعد ب بقیه انگ بی فرهنگی میزنید خیلی باحالی ^__^


      کسخلیت ک حد نعاره لامصب در ضمن گه خوری تاپیکای من ب شما نیومده ولی اگ خیلی میخوای بسوزی باید ب درزت بگم ک هیچ مشکلی با جنس مونث نعارم بلکه مشکل من فقط افراد کسخلی مثه تو هستن ک یونجه اشون زیادی کرده ^__^


      آخ گیر یکی بیفتی مثه سگ بکندت گشاد گشاد راه بری شاید درمان شدی :)))))))))))


      لظق کن داری گه میخوری و پا میلیسی و شاش میخوری حداقل نیا اینجا بنویس آدم محترمی هسی و ادعای فرهنگت میشه شاشخور!!!!!!


      برو سرتو بگم نو کون خودت و از تیمارستان ها فرار کن ^__^


    •   ar30ar30
    • 3 هفته،5 روز
      • 4

    • (خزعبلات ذهن مخدوشمه،دوس نداشتید نخونید دوستان) سالها پیش در دهات دوغوزآباد سفلی دخترکی بود با سبیلهای پرپشت و دماغی شدیدا در آفساید!!! علاوه بر آن بد عنق و کج خلق نیز بود که اینها همه از او دخترکی عقده ای و وحشی ساخته بود که هیچ پسری تحویلش نمی گرفت...وی سالهای نوجوانی و جوانی را در حسرت اندک توجهی از سوی پسرکان ده سوخت و سوخت و سوخت تا اینکه روزی پسرک زباله گرد ده ناگاه نگاهی بر او فکند و تا آمد بخود بیاید خویشتن خویش را در پشت درب خانه دخترک سبیل کلفت محل دید و کیر چرک آلودش را تا دسته در حلق دخترک...پسرک می ترسید نه از دخترک که شهوت ترسش را ریخته بود او می ترسید از پدر سبیل کلفت تر دختر! ناگه صدایی امد و پسرک از ترس بخود شاشید!!!شاشید و شاشید و شاشید و حلق دخترک بشاشش مزین شد!!! پسرک زباله گرد گریخت اما دخترک با خود عهد کرد بالاخره روزی بتلافی در دهان پسری بشاشد!!!اکنون مدتهاست وی در انواع سایتها بدنبال برده ای حقیقی ست...در زیر پستهای بردگان مجازی موس موس می کند و منتظر اندک توجه ای از بردگان مذکور میباشد تا بلکه میسترسشان شود غافل از اینکه خودش در حال بردگیست!!!...بر همه میتازد و عقده های دوران جوانی و نوجوانی راخالی می کند،مزه ی شاش زیر زبانش به او می گوید که اینها همه بی فرهنگند وگرنه نمیشاشیدند بر دهانت که!!!دخترک قصه ما دیر زمانیست که در حسرت یک برده و تلافی شاش خورده شده ترشیده شده است...ترشیده ای که خود را میسترس می داند!!!


      پ.ن : پسرک هیچ وقت نفهمید که صدا از کون دخترک برخاست و دخترک هرگز باور نخواهد کرد که پسرک کاج بود!!!


    •   mistress.f
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • چقدر صدای عوعو زیاد شد. انگار چندتا توله سگ وحشی بدجوری دارن میسوزن. چقدرم سوختنشون مفرح و خنده داره خخخخ
      ظاهرا توجه ندارین میسترس بدون سادیسم نمیشه. شماها بسوزین من تماشا میکنمو لذت میبرم که تونستم تا این حد آزارتون بدم و عصبانیتون کنم. هم میسوزید هم بشدت دارید به خودتون می پیچید که چی به من بگید. ادامه بدید و هر چه بیشتر درستی حرفهای منو ثابت کنید. احمق های عقب افتاده.
      علت اینکه جواب تک به تک حرفهاتونو نمیدم اینه که واقعا هیچ کدومش برام مهم نیستن. شماها هم در حدی نیستید که لیاقتشو داشته باشید که من! بخوام مخاطب قرارتون بدم.
      این پیامم فقط به این خاطر مینویسم که بدونید پیام واقعی حرفهاتون برای من چیه. شاید کمی از حماقتتون رفع شد و کمتر مثل دلقک های خنده دار برام نمایش گذاشتین. هرچند اگر هم قراره ادامه بدین من هیییچ مشکلی باهاش ندارم. بدم نمیاد تا چند روز همراه با دوستانم به این دلقک ها بخندم خخخخ


    •   no-roots
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • عرضم ب درز ده وجبیت ک من باید ب اشتباه خودم اقرار کنم همینجا .......


      من تو حرفام گفتم ریدن ب کسی کار بدیه ول الان میفهمم قهوه ای کردن یه دختر خودشاخ پندارررررر چ حالی میده ^__^


      ورورات مصداق بارزه با دست پست زدن و با پا پیش کشیدنه :)))) از یه طرف میگه ارزشی نداره برام از یه طرف تند تند میاد جواب میده خخخخخخخخخخخخخخ


      میگم بیمارید ک ^_^ ولی اشکالی نداره کسخولی جرم نیستتتتت بیماریستتتتتتت


      همین تویی ک این همه باد داری و حس میکنی گه خاصی هستی و ب خودت میگی میسترس از ده کیلومتری یه کیر ببینی از ترسش سکته میکنی خخخخخخخخ


      تو و امثال تو ک خوردن شاش و گوه رو خوب میدونید الان بهتون بگم گوه نخورید ینی ناراحت میشید؟؟خخخخخخ


      بگم گوه بخور خوشحال میشید؟؟خخخخخ


      یا مثلا یگم ریدم دهنت یا بگم شاشیدم هیکلت خوشحال میشید دیگ؟؟؟خخخخخ


      شایدم از تحریک جنسی بمیرید با این حرفام ک چ عالی میشه :)))))))))))))


      الان من نمیدونم دقیقن کدوم حرفام مناراحت میشید آخر بگم ریدم دهنت فش دادم یا کار خوبی کردم یکی منو راهنمایی کنه^__^


    •   no-roots
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • عرضم ب درز ده وجبیت ک من باید ب اشتباه خودم اقرار کنم همینجا .......


      من تو حرفام گفتم ریدن ب کسی کار بدیه ول الان میفهمم قهوه ای کردن یه دختر خودشاخ پندارررررر چ حالی میده ^__^


      ورورات مصداق بارزه با دست پست زدن و با پا پیش کشیدنه :)))) از یه طرف میگه ارزشی نداره برام از یه طرف تند تند میاد جواب میده خخخخخخخخخخخخخخ


      میگم بیمارید ک ^_^ ولی اشکالی نداره کسخولی جرم نیستتتتت بیماریستتتتتتت


      همین تویی ک این همه باد داری و حس میکنی گه خاصی هستی و ب خودت میگی میسترس از ده کیلومتری یه کیر ببینی از ترسش سکته میکنی خخخخخخخخ


      تو و امثال تو ک خوردن شاش و گوه رو خوب میدونید الان بهتون بگم گوه نخورید ینی ناراحت میشید؟؟خخخخخخ


      بگم گوه بخور خوشحال میشید؟؟خخخخخ


      یا مثلا یگم ریدم دهنت یا بگم شاشیدم هیکلت خوشحال میشید دیگ؟؟؟خخخخخ


      شایدم از تحریک جنسی بمیرید با این حرفام ک چ عالی میشه :)))))))))))))


      الان من نمیدونم دقیقن کدوم حرفام مناراحت میشید آخر بگم ریدم دهنت فش دادم یا کار خوبی کردم یکی منو راهنمایی کنه^__^


    •   no-roots
    • 3 هفته،5 روز
      • 1

    • خخخخخخخخ خداوکیلی این داستانی ک نوشتی از کل داستاناییی با این تگ ارباب برده بهتر بود تازه حقیقی هم بود ^__^


      استعداد داری داداش ادامه بده خخخخخ


    •   Nadly64
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • حالا من با گرایشت کاری ندارم ولی کسخل جان تو اونقدر عقل نداری که بخاطر بهداشت و زنده موندت هم که شده باوجود این تمایلات اتیشنت از بعضی کارات اجتناب کنی.ته کفش پاشه بلند که معلوم نیس چه ویروسا و انگلها بهش چسبیده؛شاشیدن یکی تو دهنت که اصولا" اگه شاش خوب باشه بدن دفعش نمیکنه؛لیس زدن واژن که احتمال داره زگیل تناسلی بگیری حداقل میشستیش بعدـ
      حرف من بااون دسته ادمها که اینجورین اینه که:اگه بخاطر گرفتن بیماری از اربابهاتون روانه بیمارستان بشین یا بیماری جدی بگیرین آیا ارباباتون تره براتون خورد میکنن یانه؟


    •   Forever.Love
    • 3 هفته،4 روز
      • 2

    • میسترس اف اینجا رو داشته باش.
      ما که تا حالا تو قسمت داستان کوچکترین صدایی نشنیدیم ولی اگه تو صدای عوعو میشنوی پشت سرتو نیگا کن تا ببینی این سگای محلتونن که تیز کردن واسه کونت.
      هر چند مطمعنم تا برگردی و ببینیشون و ببیننت از ترس فرار رو بر قرار ترجیح میدن.
      راست گفتی که سادیسم داری ولی بیشتر مازوخیسم داری و از اونجایی که از کس و کون و ممه وقیافه بهره ای نبردی و تو دنیای واقعی کسی تفم تو کونت نمیندازه اومدی اینجا کامنت گذاشتی که با کیر خرایی که حوالت میکنن جق بزنی.
      همین الانم که داری اینا رو میخونی دستت رو کس کپک زده خشکیدته عنتر خانوم.


    •   sepehr.rad
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • به نظر دروغ بود چون کسی که نمیشناسه این رابطرو دفعه اول نمیگه به بردش که توالتم شو
      من خودم کلی اصرار کردم به یکی که یه بار اینکارو امتحان کنه
      ولی چون در مورد بردگی بود و من خودم یه بردم امتیاز میدم
      و کسایی که این حسو درک نمیکنن پس لطفا نخونن اصلا و نظر هم ندن


    •   mrsmith
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • کلا برده بدنیا اومدی. :)


    •   sina_slave46
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • به همه ددستانی که نظر دادن بگم که خدایی اینایی که گفتم همه واقعی بود اون دوست عزیزم که گفت اون خانوم بلد نبود ولی همه کار باهات کرد اینطور نبود من خودم تک تک ازش خواستم که چیکارا بکنه و من انجام بدم اگ خوب خونده باشی نوشتم که خانوم گفت من بلد نیستم خودت شروع کن کاری و ک میخای بکن با خودتونه باور کنین یا ن ولی خداوکیلی این واقعیت زندگیم بود


    •   soniyas
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • من برده دارم اما اونم هیچ لیمیت ی حتی نداره ولی من بنظرم هیچوقت تا این حد نخوام رفتار کنم باهاش،منظورم چیزای خیلی کثیفه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو