برای یه بار هم شده تجربه کن

    اصرار اصرار اصرار


    باعث شد که قبول کنم، یه حس عجیب که جلوی چشمم رو گرفته بود، یه صدای تو وجودم می‌گفت برای یه بار هم که شده تجربه کن .
    بعد از تموم شدن آخرین امتحان سال آخرم مسیرم رو از سر گرفتم، هر قدم سنگین تر از قدم قبلی، ترس از روبرو شدن، روبرو شدن با واقعیتی که ازش ترس داشتم، ترس از آبرویی که به یکباره بره ولی در کل مسیر چیزی که منو جلو می‌برد همین حس تجربه کردن بود . بین یه دو دلی بودم ولی دیگه دیر شده بود چون جلوی در بودم و دل تو دلم نبود، قبل اینکه دستم به در بخوره در باز شد و دستم تو همون حالت که برای در زدن بالا اومده بود مونده بود، تپش قلبم بالا رفته بود منی که تو عمرم کاری به کار کسی نداشتم، سرم تو لاک خودم بود و خیر سرم شاگرد زرنگ هنرستان بودم حالا میخواستم حس بودن با یه نفر رو تجربه کنم.
    با سلام کردنش متوجه ش شدم و با لکنت گفتم سلام، پامو که تو حیاط گذاشتم به انگار به دنیای بچیم سفر کرده بودم یه خونه مثل همین خونه دربستی ها.
    گفت:«همیشه اینطوری هستی ؟»
    گفتم:«به خاطر خجالتی بودنمه »
    رفت و با لیوان آب برگشت گفت بهتره که با این شروع کنی بهت کمک می‌کنه آروم بشی، دقیقاً چیزی بود که میخواستم یه لیوان آب.
    هنوز لیوان آب رو کامل نخورده بودم که لیوان رو از دستم گرفت و تو چشمام نگاه کرد و یکدفعه لبش رو لبم گذاشت، سریع عقب کشیدم خودمو چون انتظار چنین چیزی رو نداشتم، ایندفعه من بودم که داشتم تو چشماش نگاه میکردم با دستاش صورتمو گرفت و برای دومین بار لباش رو لبام حس کردم، حس خوشایندی بود اینبار من هم داشتم همراهیش میکردم، منو نشوند رو مبل و شروع کرد شروع کرد به در آوردن لباسام، اول پیرهن و بعد تاپ و بعد شلوار. و بعد نوبت خودش بود و تیشرت و شلوارکش رو که در آورد با ولع تر از دفعه قبل لبام رو میخورد و این دفعه زبونش هم اضافه شده بود که دور زبونم می‌چرخید. دستم رو بدنش بود و بغلش بودم داشتم دستم داشت رو کمرش حرکت میکرد یه شیطنت خاصی داشتم و دستم هر لحظه بیشتر به پایین حرکت میکرد برجستگی های کونش از روی شورت این حس شیطنت رو به اوج رسونده بود، حالا دستم توی شورت و لای کونش بود لباش رو از بیام جدا کرد و یه نگاه کرد و گفت دوستش داری ؟ و منم با سر به تکون دادم به نشونه اره.
    سرشو برد پایین تر و شروع کرد به مکیدن نوک سینه هام مثل نوزادی که تشنه ی شیر خوردنه، انگار رو زمین نبودم و اون هی می‌رفت پایین تر و من دیوونه تر از قبل میشدم، شورتم رو که کشید پایین و دید گفت تو که گفتی معمولیه پس چرا انقدر کلفته ؟ من هم گفتم برای من که معمولیه اگه نمیخوایش مشکلی نیست، که گفت فقط غافلگیر شدم وگرنه عاشقشم. و بعد خورده شدن کیرم توسط مردی که ده سال ازم بزرگتر بود شروع شده بود، سعی میکرد کل کیرم رو توی دهنش جا کنه و اوق میزد و در می‌آورد من هم دیدم که اینطوری دوست داره با دست سرشو گرفتم و فشار میدادم تا موقعی که به اوق اوق زدن می‌افتاد بعد چند دقیقه اوق زدن سرشو آوردم بالا و لباش و بوسیدم و در گوشش گفتم مال خودته، اونم ذوق زده شده گفت پس دراز بکش، دراز کشیدم و اومد رو بدنم و شروع کرد به خوردن دوباره کیرم و در عین حال داشت کونش که جلو چشمم بود رو تکون میداد، با اینکه بدن کم مویی داشت ولی روی کونش اثری از مو نبود و همین هم باعث میشد که دیوونه وار تر از قبل باشم دستام رو کونش بود داشتم ماساژ شون میدادم و هرازگاهی هم دستی به سوراخش می‌کشیدم نتونستم تحمل کنم شروع کردم به لیسیدن کونش، تنها صدایی که تو خونه پیچیده بود صدای اوق زدن بابک بود و سیلی های من به کون بابک خیلی ولع داشتم برای این کار و اون هم ولع برای خوردن کیرم.
    نوبت به کار اصلی رسیده بود ااز رو بدنم بلند شد و رو به من رو شکمم زانو زد و داشت کیر منو رو سوراخش تنظیم میکرد، آروم آروم داشتم حس میکردم کیرم داره می‌ره تو کونی که خودم با زبون آماده‌ش کردم، حس وصف نشدنی داشتم بیشتر از همه صدای بابک بود آدمو به اوج میرسوند که آه آه میکرد.
    باورم نمیشد که اولین بار باشه مفعول شده باشه چون خیلی حرفه‌ای بود تو این کار شاید هم تجربه سکس های زیادی بود که داشت. به هر صورت من که داشتم لذت می‌بردم.
    میخواستم خودی نشون بدم بهش که اونم حال کنه دستاشو کشیدم جلو صورتش رو آوردم نزدیک و شروع کردم به خوردن لباش تصور هم برام قشنگ بود چه برسه به اینکه دارم الان انجام میدم داشتم هم بابک و میکردم هم ازش لب میگرفتم، بلندش کردم و به شکم خوابوندمش خیلی آروم دراز کشیدم روش کیرم و داشتم وسط کونش بالا پایین میکردم، آروم فشار دادم تو و افتادم رو بدنش دستامو از زیر بغلش رد کردم و سفت بغلش کردم در همون حین که داشتم میکردمش گردنشو میبوسیدم، سرشو چرخوند و من دوباره لباش رو خوردم، کاری که از انجام دادنش اصلا خسته نمی‌شدم، پوزیشنی که دوست داشت این بود که به پشت دراز بکشه و من پاهاش رو بدم بالا و اینطوری بکنم منم بدم نمیومد که اون پوزیشنو امتحان کنم، به همین خاطر همون طوری شد که اون میخواست و من تو اون پوزیشن هم دست از لباش برنداشتم و باز هم لباش بعد از چند دقیقه که دیگه وقت اومدن آبم بود لبم رو از لبش جدا کردم و بردم سمت گوشش و گفتم داره میاد و اونم گفت خالی کن توش، منم قبول کردم و داشتم حسش میکردم که آبم با فشار زیاد داره خالی میشه، آروم کشیدم بیرون و دستمال کاغذی از روی میز برداشتم کیر رو تمیز کردن و کون اون هم تمیز کردم، رفت تا کونش رو تو دستشویی بشوره من هم آماده شدم که برم خونه، ازش یه خداحافظی کردم و یه بوس از لبش کردم و رفتم‌.


    نوشته: Milad_dar

  • 15

  • 13




  • نظرات:
    •   407TT
    • 1 هفته،4 روز
      • 6

    • شما کون می دین به گاه می رن بعد میاین اینجا داستانشو می نویسید عصاب ما به گاه بره!!!


      خیلی عوضی هستین لعنتیا!!!


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 هفته،4 روز
      • 11

    • کونشو لیس میزدی و بعد لب میگرفتی؟ (sick)


    •   Real_slim_shady-
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • نظری ندارم :(


    •   The.BitchKing
    • 1 هفته،4 روز
      • 10

    • هرکار کنین، همچنان کون ارثی بهترین داستان کون کونک بازی ای بود که میتونست تو این سایت منتشر بشه. کون خودتون رو هم پاره کنین نمیتونین مشابهش رو بیارین.


    •   sinax1988
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • لعنتی کجا ازش لب گرفتی تو دستشویی


    •   حضرت_عشق
    • 1 هفته،4 روز
      • 5

    • عالی بود، سعی کن داستانهای طولانی بنویسی خیلی قشنگ مینویسی، به حرف های این حرومزاده هایی هم که میان کسشعر میگن توجه نکن، چشمشون کور نخونن، اینا کون همشون با کیر نوازش داده شده، خاطرت جمع


    •   سناتور_جان_مککین
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • چقدم که خجالتی هستی شما (dash)
      کون داده طرف،با افتخار تعریف میکنه :( انگار قرآن حفظ کرده (biggrin)


    •   Saeedسعید۲
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • من به دنبال مفعول میگردم


    •   حشر.چسبیده.به.سقف
    • 1 هفته،4 روز
      • 5

    • خب اولااسم مفعول که امیر بود رو یادت رفت بگی (r
      olling) دوما کونشو لیس زدی لب گرفتی اونم کیر تو ساک زد لب گرفت یهو برینین تو دهن هم خجالت نکشین سوما یجوری با لعاب تعریف کر ی انگار کون کایلی جنر گذاشتی چهارما با اینکه گی دوس ندارم ولی بد نبود نگارشت غلط دیکتی ای هم کم بود و اخرش کیرم دهنت ) اصلا تهش فوش ندی حال نمیده (


    •   soan_bendiii
    • 1 هفته،4 روز
      • 4

    • ناموسا ناموسا ناموسا


      دیگه کصتان ننویس ، قول بده تو عمرت دست به کیبورد هیچ وسیله ای نزنی.


    •   +A
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • ده سال بزرگتر بود بهت کون داد! معمولا برعکس بایدباشه, این با افتابه تو کونش آب پر میکرد,بهتر بود تا اجازه بده ی بچه مدرسه ای آبشو بریزه توش.


    •   پروو
    • 1 هفته،4 روز
      • 1

    • میخواستی یکی و ده سال بزرگتر بکنی انقدر استرس داشتی؟ آخه ملجوق کوونی، چرا انقد خالی میبندی؟ کییر بزرگ آقا دیوان سالار با نوکرهاش تا دسته تو کووونت.


    •   Milad_dar
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • سلام دوستان این داستان فقط خاطره‌ی اولین رابطه من بود ،نه دروغ بود نه بزرگنمایی و هرچیز دیگه


      چندتا نکته
      ۱) من برای اولین بار بود که داشتم با یه نفر رابطه جنسی برقرار میکردم و اگه شما میگین که لب گرفتن ما بعد از خودن کیر من توسط اون و لیسیدن کون اون توسط من کار اشتباهی بود،بله اشتباه بود ولی اون لحظه من به هیچی فکر نمی‌کردم .
      ۲) من رو چند بار خوندم بعد فرستادم مشکل نوشتاری نداشت، نمی‌دونم چرا اینجا چندتا مشکل تایپی پیدا کرده
      ۳) یه نفر گفته بودن: تو دستشویی لب گرفتیم ؟ که باید بگم نه
      ۴) یکی هم گفته بود که اسمش امیر بود. من مشخصاً گفتم اسمش بابک بود، مگه اینکه اون آدم خودش باشه و خودشو به من بابک معرفی کرده باشه
      ۵) یه تفکر اشتباه هم که هست اینه که هرکسی که بزرگتره باید کوچیکتر رو بکنه
      ۶) ممنون از کسانی که نظر دادن چه خوب و چه بد


      ممنون از همه


    •   Nanaei
    • 1 هفته،4 روز
      • 2

    • چقدر شما کونی جماعت کثیف و چندش هستید آخه......


    •   لاکغلطگیر
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • یه جوری استرس داشتی که انگار می خواستی بدی ولی چون فیلمت هندی بود،کردی
      البته بابک خودتی و تو از دهن بُکُنت روایت کردی داستان رو
      یه سوال و تامام:تاپ می پوشی؟


    •   19masoud13
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • یه سوال مطمعنی که میداده تو نبودی و داستان رو عوض نکردی؟؟؟


    •   hunterxxxx
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • ولی یک چیز جالب در باره اسم امیر پارتنر و صمیمی ترین دوست من هم اسمش امیر حسینه


    •   Petros_81
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • اولش خیلی خوب شروع کردی ولی بعد یهو همون حسی که بقیه داستانای سایت به ادم دست میده بهم دست داد
      اینکه این دیگه چه کسشریه


    •   Petros_81
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • محتوای داستان البته کسشر بود وگرنه نگارش خوب بود


    •   samsepg
    • 1 هفته،3 روز
      • 3

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.
      ریختن آب توی سوراخ، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


    •   منیر۶۵
    • 1 هفته،3 روز
      • 2

    • اه من نمیدونم چطور دوتا ریش تو هم انقدر لب گرفتید زخم نشدید.


    •   iraniact
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • اخه کونی چرا وقت مارو میگیری؟کیرم تو کونت خاک برسر ننویس این چرت و پرتا چیه اخه کون گلابی


    •   Saeidbokon1
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • کیرم تو کون نویسنده
      داستان با دست های جقی تایپ شده تازه حس میکنم یه خیارم تو کونش بوده چون بد حشری بوده


    •   narange
    • 1 هفته،3 روز
      • 1

    • خوب بود، بیشتر بنویس :)


    •   Yejoordige
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • خوب نوشته بودی. نسبت به خیلی از داستان های گی رتبه بهتری داشت به نظرم. ولی اگر بیشتر از نحوه آشنایی و اینکه اصلا چی شد کارتون به اینجا کشید میگفتی بهتر بود. در واقع اینجا ما فقط یک فاعل و مفعول دیدیم و هیچ شخصیت پردازی برای افراد نکرده بودی. چه داستان و چه خاطره به هرحال اگر کمی برای افراد توی داستان شخصیت پردازی میکردی و زمینه شکل گیری رابطه تون رو هم توضیح میدادی بهتر و باورپذیرتر می شد. به هرحال اگر تجربه اولته، خوب بود. ممنون


    •   motmaen320
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • گمونم خودت بابکی..خخخ


    •   زندگی+فانتزی
    • 1 هفته،2 روز
      • 1

    • تو میگی کردی
      ما هم میگیم کردی


      ولی برای یکبارم شده ننوشتن رو امتحان کن


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو