داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

برده ی تشنه ی کیر

1399/04/12

مدت ها بود با وحید دوست بودم و اون رو با همسرش خوشبخت میدیدم ، حدود چهار سال از مهاجرتم میگذشت و از روزهای اول که باهم بودیم یادمه که با خانومش توی یه شهر بودیم و هر دو به لندن اومدیم ، هر دو یا بهتر بگم هر سه از زندگی در ایران و سختی هایی که هر روز بیشتر و بیشتر می‌شد فرار کرده بودیم .
بگذریم ، همیشه فکر میکردم سپیده همسر وحید بهترین همسر دنیاست و وحید هم بهترین شوهر دنیا که برای هم آفریده شدند ، خب واقعا توی عمرم مهربونترین کسی رو که دیده بودم وحید بود و شاید همین مهربونی بیش از حدش زندگی من رو عوض کرد .
خب هراز گاهی که پیششون میرفتم نگاه های سپیده رو جور دیگه میدیدم و اینکه تلاش داشت برای من دوستی پیدا کنه اما من هنوز بیاد عشق از دست رفته و ازدواج کرده ام در ایران بودم که بخاطر شرایط مالی بدم از دستش داده بودم ، هرچند هفت سال از اون تاریخ میگذشت اما خب من فرد دختر باز و بکن ول کنی نبودم که هر روز با یک نفر باشم ،ترجیح این بود که تا مدتی با خیال عشقم زندگی کنم تا اینکه هر کس سرشو پایین بندازه و وارد زندگیم بشه ، انگلیس هم که کشور مجردها و وضعیتم رو بدتر از پیش میکرد .
چیزی که بعد ها از سپیده شنیدم تعریف و باورش از من یه آدم جذاب و شاید خشن بود اما در واقع من یه فرد معمولی با چهره معمولی و قد و هیکل متوسط بودم و البته نسبت به وحید خشن حساب میشدم چون اون واقعا از مهربونی و سادگی بینظیر بوده و هست .
خب پیامهای سپیده توی اینستا هر روز بیشتر و بیشتر میشد و نظر من رو در مورد هر چیزی میپرسید تا اینکه یه روز ازم خواست بی پرده باهام صحبت کنه و از یه مشکل توی زندگیش بگه و اینکه من میتونستم کمکش کنم . پس از کلی مقدمه چیدن که اونها رو بخاطر اینکه نمیخواد داستان طولانیم طولانی تر بشه فهمیدم که ایشون دوست داره همسرش خشن باشه و البته نه خشن معمولی بلکه ارباب و برده!
بله سپیده عاشق این بود که برده باشه و برعکس وحید مهربونترین آدم دنیا !
خب نمیدونم واقعا توی ایران چه خبره ؟
اسلام و آخوند از هر نظر ایران رو نابود کرد، روزهای اول به پیامبری فحش میدادم که به خانم بازی و بچه بازی شهره شده و با صحبت های بیشتر به این نتیجه رسیدم که شاید بتونم کمکی بکنم .
اما در واقع با مشاوره با چند تا دوست مشاور خودم به این نتیجه رسیدم کسی که از این موضوع لذت میبره ، تن به درمان نمیده و دوست نداره که حتی بهش فکر کنه .
خب از طرفی اگه این کار رو انجام نمیدادم هم ممکن بود زندگی اونها به طلاق برسه .
هیچوقت فکر خیانت و صدمه به زندگی دوستم رو نمیکردم و دیگه به جای فکر به عشق از دست داده به موضوع جدید فکر میکردم .
خیلی خب اگه واقعا میخوای طعم برده بودن رو بچشی بهت می‌چشونم.
روزهای بعد با تماس های تصویری میگذشت و من هم هرچی بیشتر اون رو خرد میکردم بیشتر بهم وابسته میشد ، خدایا آخه مگه میشه؟
هر روز بهم التماس میکرد که منو ببینه و منم فکر کردم اگه این کارها و رفتارها رو در واقعیت انجام بدم میتونم این حسش رو سرکوب و از بین ببرم و آخرش اون بدن بلوری ، سینه های هشتاد و پنج و کون قلمبه و کس توپولی کار خودش رو کرد و بالاخره روزی که وحید یه مسافرت سه روزه رفت سپیده پیشم اومد .
من خودم عاشق بدنهای لاغر و سینه های هفتاد و پنجم اما سینه های سربالای سپیده واقعا دیوونه کننده بود اونم سینه هایی به بزرگی اون و اینجوری رو به بالا بودنش هوش از سرم میپروند.
روزی که اومد خونه من وقتی دیدمش و اومد بغلم کنه بهش گفتم دراز بکش و چهار دست و پا دنبالم بیا ،قرارمونم همین بود که از لحظه دیدنم اطاعت کنه، جای ناراحت شدنش شوق رو توی چشاش دیدم ، خب واقعا میخواستم بدنش رو ببینم اما چشم ارباب گفتنش باعث شد حس واقعی یه ارباب رو بگیرم،
روی تختم دراز کشیدم و بهش گفتم باید مثل سگ انگشت های پامو لیس بزنی و اجازه نداری بیشتر پیشرفت کنی.
نوک انگشتم رو توی دهنش گذاشت و یکی یکی میمکیدشون ، وای خدا لذت رو توی چشاش میدیدم ،باید حسابی تمیزشون کنی ،
چشم ارباب
بلند شو لباسهای کثیفت رو در بیار
چشم ارباب همشون روامروز اتو کردم
هرچی گفتم فقط بگو چشم ،لخت شو و یه کف گیر برام بیار ، میخوام کس و کونت رو قرمز کنم ، وای واقعا خودم از گفتن این حرفها خجالت میکشیدم اما دو تا کف گیر برام آورد ،
همه لباسهات رو در بیار و بیا انگشت هامو لیس بزن
حق نداری بیای توی تخت ،اگه خوشم اومد میتونی یه مرحله بیشتر پیش بری،
چشم ارباب و همه لباسهاشو یکی یکی بیرون می‌آورد .وقتی کرست رو بیرون آورد هوش از سرم پرید ، وای وحید کوفتت بشه و کیرم که همون لحظه سیخ شد .
صدای سگ در بیار و حق داری تا رونمو زبون بزنی
شلوارمو بیار بیرون،
آروم شلوارمو میکشید و با شوق به شورتم نگاه میکرد ، به سالاری که از همون اول با دیدن سینه هاش داشت بیقراری میکرد و مثل گرز شده بود ، واقعا دلم میخواست بلند شم و کس و کونش رو باهم یکی کنم اما هنوزم به دوستم فکر میکردم و بین چراها و اما و اگرها درگیر بودم ،اما اگه من این کار رو نمیکردم خیلی راحت کس دیگه میکرد و شاید کارشون به طلاق هم میکشید ، حداقل این تنها بهونه من برای راضی کردن خودم بود
کی بهت اجازه داد دست به شورتم برنی؟
میخوام ببینمش
ساکت شو
باید اجازه بگیری
تو رو خدا
باید التماس کنی
التماس میکنم
کامل بگو
چه جوری ؟
باید خودت یاد بگیری ، من که آموزشگاه ندارم.
ارباب پژمان خواهش میکنم برار کیرت رو بخورم.
حالا شد ، بلند شو بیا میخوام سوارت شم و منو ببری حموم
میریم توی وان،اول موهاشو باید بزنی .
آخ جون
هیسسسسس
واقعا تحمل وزن من رو نداشت اما کمتر بهش فشار میاوردم و منو تا حموم برد تیشرتم رو درآوردم و آب گرم رو باز کردم و به دیواره های سرد وان کمی آب زدم و داخل وان نشستم و دریچه اونو نبستم میتونی بیای داخل وان، ژیلت و خمیر رو بیار
من چشامو میبندم و برام اصلاحش کن ، بهترین حس دنیا بود وقتی اینقدر با حوصله و تمیز پشمهاش رو میزد هرچند زیاد بلند نبود اما دوست داشتم اونقدر تمیز باشه که یک میلیمترم شده بیشتر فرو بره یهو به ذهنم رسید بیشتر ادیتش کنم و خردش کنم گفتم تخمم رو آروم لیس بزن، با کمرش کمی جا خالی داد که آب جای کمرش موهای سالار رو بشوره و بعد زبونش رو کشید رو تخم هام و همون لحظه شاشیدم توی صورتش ولی در کمال ناباوری جای ناراحتی همشو خورد ،درسته حال بهم زن بود اما حس خوبی بود ،
تن خوشگلش رو میدیدم ، شکمی که خیلی هم ورزشکاری نبود اما خوشگل بود ،بهم دست نزن بزار دوش بگیرم و خودت رو تمیز کن و بیا توی تخت اما قبلش صندلی میخوام ،چهار دست و پا بشین و نشست و خیلی خونسرد روی کمرش نشستم و کمی آب روی تنم ریختم و بهش گفتم زود بیا
چشم ارباب
حوله ای بهش دادم و حوله دیگه رو دورم پیچیدم و رفتم توی تختم، خیلی زود اومد
موهای خیسش دوست داشتم ، پاهامو باز کردم و گفتم از زانو ها تا زیر تخم هامو میتونی بخوری و زبونش که واقعا دیوونه کننده میکشید روی تنم کیرمو سیخ تر از همیشه کرده بود، وای خدا ،
سوراخ کونمو لیس میزنی فهمیدی؟
آره ارباب ،عاشقتم
این دختر واقعا دیوونست، وای خدا فکرشم نمیکرم ، اما زبونش رو به زور داخل میکرد و از لبه هاش لب میگرفت ، باور کنید حس قشنگی بود ،
موهاشو کشیدم و سرشو روی سالار فشار دادم، وای نه فکر میکردم فقط توی فیلم هاست ، تموم کیرم رو تا حلقش فرو کرد سرشو فشار دادم و نگهداشتم و گفتم زبونت رو بکش زیر تخم هام. وای خدا این بهترین حس دنیا بود .با کف گیر پهن تر چوبی روی باسنش میزدم و ناله هایی که بخاطر پر بودن دهنش در نمیومد رو حس میکردم.بیشتر از بیست تا زدم روی اون کون سفید و بلوریش
بغلش کردم و گردنش رو گرفتم و پاهاشو لب تخت بردم که نتونه جلوتر بره
موهاشو میکشیدم و سالار رو از پشت گذاشتم روی چاک کونش وبدون فرو کردن با کف دستم محکم روی کسش میزدم
جیغ های بنفشی که خونه رو پر کرده بود ،
دیگه نمیتونستمسرشو خم کردم روی تخت و کیر کلفتم رو فشار دادم اما داخل نمیرفت ، تف زدم و باز سعی کردم اما نرفت
خیسش کن
چشم ارباب سر کیرم رو تا میتونست خورد و خیسش کرد و به سوراخش هم کمی تف زد و دوباره با فشار سرشو فرو کردم داخل اما بیشتر از اینها میخواستم
سینه هاشو با دست چپم میگرفتم و ماساژ میدادم و انداختمش روی تخت و تا ته کردم توش
کف دست راستم رو روی کسش گذاشتم و با تموم حسم تلاش میکردم جای حساسش رو پیدا کنم و بمالم و بیشتر تحریکش کنم.
بهم گفته بود که برون ریزی داره اما خب من تا با جشم خودم نبینم باور نمیکنم ، چیزهایی میدونستم اما خب فکر میکردم درصد خیلی پایینی از زنهاست که آبشون میپاشه بیرون.
بلندش کردم و نشوندمش سرش و تکیه دادم به تخت و در حالی که تا تهش میرفت توش کمرشو ماساژ میدادم و گاهی سر سینه هاشم میمکیدم.
گازهای ریز روی سینه هاش میگرفتم و دیگه نمیتونستم خودمو کنترل کنم اما قبل از اومدن با تموم وجودم فشارش میدادم روی کیرم و همشو میچپوندم توش جوری که جیغهاش و التماسش دیوونه کننده میشد و کشوندم بیرون و گذاشتم روی لبهاش و تا آخر کردمش توی دهنش ، حس خوبی داره وقتی تا خایه ها جا کنی و آبت رو مستقیم اون تو بریزی و این شروع فصل جدیدی از زندگیم شد که نمیدونم آیندش به کجا برسه.
امروز باهم کلی وسایل و شلاق و دستبند و … از اینترنت خریدیم و میخوام هرجور شده آبشو بپاشم بیرون چون بار اول نتونستم هرچندگفت دوبار ارضا شدم…

نوشته: پژمان


👍 11
👎 20
38597 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

895049
2020-07-02 20:38:14 +0430 +0430

والا اونایی که خارج از کشور هستن فکر نمیکنم این همه کسشعر بنویسن. وقت بکنن

2 ❤️

895050
2020-07-02 20:38:36 +0430 +0430

تا از خارج و مهاجرت زر زدی نخوندم.آخه کدوم مهاجری میاد اینجا کستان چهارتا جقی مث خودتو بخونه کونی…

2 ❤️

895064
2020-07-02 20:53:52 +0430 +0430

یه خارجی هیچوقت دست به کیر نمیتد اینجا جق بزنه و کستان بنویسه.کیرم تو کوس آبجیت خاااارجی.مهاااجرت کرده.

3 ❤️

895073
2020-07-02 21:01:07 +0430 +0430

والا اینجا تو امریکا ازین غلطا نمیکنن که تو و زن رفیقت کردید ،
سگ ها به هم خیانت نمیکنن تو چجوری به رفیق جون جونیت خیانت کردی

1 ❤️

895108
2020-07-02 21:31:48 +0430 +0430

خیلییییییی داستان خوبی بود ولی دیگه ننویس :|

1 ❤️

895141
2020-07-02 23:41:01 +0430 +0430

توهم را مراتبی است که اوج آن را شاهد بودیم

1 ❤️

895154
2020-07-03 02:36:15 +0430 +0430

نظر خودت چیه؟

0 ❤️

895172
2020-07-03 04:44:26 +0430 +0430

من خودم اربابم و برده زیاد به پستم خورده و عجیبه این چندسال اهیر دختر های برده عاشق سکس خشن خیلی زیاد شدن، من تو بجنوردم اینقدر زیادن شهرهای بزرگ ببین چه خبره

0 ❤️

895191
2020-07-03 06:14:10 +0430 +0430

مریض روحی و روانی به پزشک مراجعه کن. هرچند اینقدر پوک شده مغزت بعید میدونم تاثیری داشته باشه

1 ❤️

895195
2020-07-03 06:22:47 +0430 +0430

برده بودن تو ذات بعضی زن ها و مرداست، ارباب و میسترس بودن هم همینطور. چیز اکتسابی نیس

0 ❤️

895235
2020-07-03 10:03:35 +0430 +0430
NA

بعد فحش میدی میگن چرا فحش میدی کسکش تو با اون زن جنده به رفیقت خیانت کردین دیگه چرا ادا تنگا و ادم خوب ها در میاری

0 ❤️

895290
2020-07-03 18:49:11 +0430 +0430

کس کشی دیگه

0 ❤️

895294
2020-07-03 19:05:57 +0430 +0430

کثافت عوضی …تووکه ادم پست وبیشرف وبی ناموسی هستی وبا این داستان کثیفت این ادعا های منو ثابت کردی دیگه چیکار به دین وپیامبرش داری ها خدا لعنتت کنه به خدا حیفه که زنده هستی واز این همه نعمات خداوند استفاده می کنی کرونا واسه امثال تووو اومده …اگه اینو درک کنی بیشرف نامرد…

1 ❤️

895297
2020-07-03 19:31:52 +0430 +0430

کاملا مشخص بود دروغ بود

0 ❤️

895551
2020-07-04 12:24:31 +0430 +0430

مگه میشه؟؟ مگه داریم؟؟ (dash)

0 ❤️

895595
2020-07-04 15:26:59 +0430 +0430

خرچنگ

0 ❤️






Top Bottom