برده ی دو خواهر شدم

    سلام به همگی
    داستانی که میخوام تعریف کنم مال ۳سال پیشه...موقعی که من دانشجو بودم تو تهران اون موقع۲۵ سالم بود
    مدتی بود برده ی دوخواهر بودم
    یکیشون ۲۷سالش بود و اسمش مارال بود...اون یکی هم ۳۰ساله بودو اسمش مهرنوش
    مدت سه روز بود تو خونشون بودم
    پدر و مادرشون رفته بودن خارج برای سرزدن به فامیلهاشون
    خانوما هم موندن تو خونه مجللشون❤
    بعد یه مدت طولانی گشتن تو اینستا و تل داستم بال درمی آوردم که ارباب واقعی پیدا کردم...اونم نه یکی ...دوتا
    همیشه ارباب مهرنوش دوست داشتن روی صورتم بشینن
    ارباب مارال ببشتر مدفوع و ادرار میریختن دهنم و اینجوری بهم افتخار میدادن
    خلاصه من شده بودم دستمال توالت و سنگ توالت و صندلی و کصلیس و کیر مصنوعیشون
    خیلی این۳روزهخوردم کردن
    تا اینکه یه روز که دوتا خواهر روی تخت دمر افتاده بودن و تو نت میجرخیدن و من زیر تخت دوزانو نشسته بودم منتظر دستور
    یه دفعه یه نیم نگاه انداختم به تخت
    تا اومدم رومو برگردونم با مهرنوش خانوم چشم تو چشم شدم
    بهم گفت:کی بهت اجازه داد سرتو بالا بیاری؟
    منم عذرخواهی کردم وگفتم بخشید خانوم گه خوردم
    اونم در حالیکه داشت قهقهه میزد و میدونست ترسیدم گفت
    گه کیو خوردی مادرجنده؟
    گفتم مدفوع مقدس شما و ارباب مارال
    گفت: اونو که غذات میکنم
    ۵روز پشت هم تو توالت زندانی میشی و نقش سنگ توالتو بازی میکنی
    منم که جز چشم گفتن چاره ای نداشتم...
    رفتم تو توالت مخصوص مهمانشون
    اونام در رو قفل کردن
    هروقت که کاری داشتن میومدن سراغم
    میریدن دهنم
    یا میریدن تو توالت فرنگی
    منم باید کس و کون مقدسشونو پاک میکردم و جلو چشمشون مدفوعشونو بدون دخالت دستم از سنگ توالت میخوردم
    اونا هم ازم فیلم میگرفتن
    تا اینکه روز سوم حالم بدشد
    تب کردم
    عرق کردم
    لرز داشتم
    یه روز که ارباب مارال اومد سربزنه بهم دبد حالم بده
    سوار ماشینم کردو برد دم در بیمارستان پرتم کرد
    نفهمیدم چی شد که یه وقت چشامو باز کردم دیدم رو تخت بیمارستانم
    یه پرستار بالاسرم بود
    گفت آقا صدامو میشنوین
    بدنتون سمی شده بود
    از قرار قرص خوردین
    معدتونو شست وشو دادیم و یه سرم تقویتی وصل کردیم بهتون
    منم نمیتونستم به پرستاد بگم گه خوردم که...
    مجبور شدم سرمو به نشانه تایید تکون بدم
    بعد دو روز مرخص شدم
    جالبه که تمام وسایلم هم تو جیب سیوشرتم بود
    مبلغ بیمارستانو پرداخت کردم و گوشیمو باز کردم
    دیدم نوشته بود:دیگه طرف خونمون نیا فعلا توله سگ پدرمادرمون اومدن
    از طرف مهرنوش خانوم بود
    منم فقط نوشتم چشم
    فقط خواهش میکنم بلاکم نکنین
    تا اینکه بعد دو ماه که فارغ التحصیل شدم و آماده برگشتن به شهرم بودم
    دیدم مارال خانوم میام داد که
    گم شو خونمون پدرمادرم رفتن شمال دوهفته هستن اونجا
    منم با شوق و ذوق آماده شدم که برم دوباره شاش بخورم?✋


    نوشته: فرهاد

  • 7

  • 72




  • نظرات:
    •   soheil_koni_22
    • 6 ماه
      • 13

    • kiraam dahanet


    •   .Nazanin.
    • 6 ماه
      • 18

    • یعنی ریدم تو نوشته ات.


    •   varna008
    • 6 ماه
      • 9

    • خدایی الان راحت میتونی کارت قرمز بگیری با این درجه از کسخولیت


      ایران سرای کسخولان


    •   Ado_Den_Haag
    • 6 ماه
      • 9

    • عنو شاش خوردی نوش جونت دوست داشتی بیا شهوانی ماشهوانیون هم مردو زن با هم تو دهنت میرینیمو میشاشیم.


    •   Irish..GuNNer
    • 6 ماه
      • 17

    • گفتی لطفا منو بلاک نکنین؟ واقعا نمیدونم چی بگم یا من چیزی از ارباب برده نمیدونم یا تو خیلی احمقی یا من خیلی کصمغزم که ارباب برده میخونم . در هر صورت ریدم توش


    •   Boy0513
    • 6 ماه
      • 6

    • اَه اَه عنم گرفت ..


    •   Dani.70
    • 6 ماه
      • 6

    • شاش خور


    •   Blue_Angel
    • 6 ماه
      • 9

    • برای بار یک هزارم(شاید بالاخره یکی فهمید)این کسشعرا فانتزی نیست بیماریه


    •   saeid.bahramtabar
    • 6 ماه
      • 4

    • صفر لایک ? یعنی خودشم دیسلایک داده


    •   SsSexyMan
    • 6 ماه
      • 1

    • کیرم دهنت با این فانتیزیت


    •   Owji_mowji
    • 6 ماه
      • 2

    • کیر مقدسم دهنت حالمو بهم زدی


    •   Hamed9470
    • 6 ماه
      • 5

    • به نظرم نباید از بیمارستان مرخصت میکردن تو یه مریض مغزی هسی
      کسخل...


    •   Cnamd
    • 6 ماه
      • 1

    • حالم به هم خورد اه


    •   LMNOP7
    • 6 ماه
      • 3

    • ای کاش اون شب داروخونه باز بود که متولد نمیشدی : |


    •   th_omas007
    • 6 ماه
      • 5

    • وقتی پدرا ندونن کانددم چیه حروم زاده هایی مثل تو متولد میشه به جا تو یه سگ بود بهتر بود


    •   Smoker70
    • 6 ماه
      • 3

    • انقدر کوصشعر بود خودشم داستانشو لایک نکرده


    •   Shayan_bardekoni
    • 6 ماه
      • 2

    • این چی بود الان؟خیلی کسشعر بود


    •   Donya1997
    • 6 ماه
      • 4

    • کمتر گوه بخور?


    •   ALIREZA9909
    • 6 ماه
      • 2

    • واقعا چرا


    •   zanbory
    • 6 ماه
      • 2

    • انگل اجتماعی


    •   omidhomayi
    • 6 ماه
      • 2

    • کیرم تو مغزت کس کش چی میکشی لامصب شیشه هم همچین فازی نداره کیر ترامپ تو دهنت


    •   ایکاروس
    • 6 ماه
      • 10

    • !!!
      سه تا نامه باید بنویسم حالا !
      وزارت علوم
      سازمان آب و فاضلاب
      مدیریت بحران
      کم بکش همیشه بکش !


    •   Havigshoor
    • 6 ماه
      • 6

    • عاقبت خاک گل کوزه گران خواهی شد.وصیت کن کوزه گر از خاک تو سنگ خلایی سازد و هر دم ، مردمان ،ریدمان ،بر تو ریزند. تا بدین سان محقق شود همه رویای تو


    •   ehsan9705
    • 6 ماه
      • 9

    • دیروز چند تا داستان خوب خوندیم.
      امروز حالمون بد شد.
      یا طرف دستش تو کونشه داره داستان می‌نویسه.
      یا داره شاش یکی دیگه رو قرقره می‌کنه داستان می‌نویسه.


    •   .zy.zy.
    • 6 ماه
      • 4

    • اصن نویسنده این داستان آدم نیس ک جواب بدم بش.فقط اومدم بگم آخ جون ی عمو کاندومی دیگه.


    •   parto_banoo
    • 6 ماه
      • 8

    • الان من هرچی فحش بدم باهاش جق میزنی چی بگم سبک شم ؟!


    •   SSAa699
    • 6 ماه
      • 1

    • شاش خوردن و عن خوردن ذوق و شوق داره اخه ؟؟؟ (dash)
      تو انسانی برا خودت ارزش قایل شو


      ایوا ی برای شما چی باید گفت اخه (dash)


    •   just.ahmadilar2@gmail.com
    • 6 ماه
      • 1

    • خیلی کوتاه بود حداقل چندتا روزو بهم بچسبون


    •   lovegh
    • 6 ماه
      • 2

    • سواد نداری ننویس


    •   Hasan12050
    • 6 ماه
      • 3

    • کاش به پرستار میگفتی گوه خوردم


    •   hamid30gari
    • 6 ماه
      • 7

    • آخه چی میتونم بگم؟
      شما هیچی واسه از دست دادن ندارید.
      موفق و پیروز باشی و روز به روز گه های بهتری بخوری.
      امیدوارم اربابت غذاهای مقوی بخوره حداقل کمبود ویتامین نگیری.
      سعی کن بعد گه خوری شیر سرد نخوری برای کبدت مشکل ساز میشه قبل خوردن یک ربع تا بیست دقیقه بذار بجوشه
      عرضی ندارم.
      اووووووق


    •   .Nazanin.
    • 6 ماه
      • 6

    • یه جوک بود:
      یه مگسی مریض میشه، مامانش میگه امروز استراحت کن؛ برات اسهال پختم. (biggrin)


    •   puriya21
    • 6 ماه
      • 2

    • خاک تو سرت


    •   Annahita
    • 6 ماه
      • 5

    • خواهش میکنم اینقدر تر نزنین تو بی دی اس ام. وایییی خدا. الآن کل برداشت جماعت از ارباب و برده فقط عن و شاش خوردنه بابا ارباب و برده اینجوری نیست. بخدا نیست


    •   ali80xx
    • 6 ماه
      • 1

    • ینی کل کشورها و پیشرفتاشون تو زمینه تکنولوژی ی طرف این فانتزیه تخمی تخیلی هم ی طرف
      خدا وکیلی هنر دست ایرانیان است و بس


    •   Irish..GuNNer
    • 6 ماه
      • 5

    • من یه لایک بهت مدیونم . امشب داستانتو به دوستم نشون دادم . وقتی خوند حالش بد شد نتونست شامشو بخوره ، بقیه باهم زدیم شامشو . خدا خیرت بده که گشنه هارو سیر میکنی


    •   Ginglz
    • 6 ماه
      • 0

    • من این آب شهری رو میخورم مریض میشم
      تو شاش میخوری زنده ای


    •   mrsmith
    • 6 ماه
      • 0

    • چه زندگی حقیرانه ای


    •   mohamad1448
    • 6 ماه
      • 1

    • ۸ ساله تو سایتم تا حالا نظر ندادم اما اینبار بخاطر اینکه خیلی زحمت کشیدی با این داستانت منم زحمت خواهر و مادرتو میکشم و میگامشون
      کیرم دهنت بیناموس با این کسشرت


    •   ramin_sage_jende_tehran
    • 6 ماه
      • 0

    • عالی بود


    •   parynazgol
    • 6 ماه
      • 0

    • فقط گه خور کم داشتیم که اونم پیذا شد باید بری توی کتاب گینس گه خوری خودتو ثبتش کنی


    •   mamad_alone
    • 6 ماه
      • 0

    • اگه داستانت فیکه که . . .
      اگه واقعی هست
      توصیه میکنم باهاشون سکس داشته باشی این کار برای تو و آنان بهتر است اگر بدانی .


    •   behnam-zelzele
    • 6 ماه
      • 0

    • اوسگولی
      مردم رد کردن
      اخه فازت چیه
      خودت یه بار بخونش خاک بر سرت


    •   Real.Sina
    • 6 ماه
      • 0

    • ****>
      خیلی داستان بی مزه و بی حوصله ای بود من از داستانی بد نمیگم ولی این داستان اصن خوب نبود


      بعد چجوری دکتریه نمیفهمه تو معده ات چیه>


    •   Arash_nezhadi
    • 6 ماه
      • 0

    • ای که عن و شاشه دختران را میخوری


      پس کیره مارو چرا با ناز میخوری


    •   سالار۲۰۰۲۸۵۶۹
    • 6 ماه
      • 0

    • لنتی داستان طنز بود یا بی دی اس ام


      و البته برا بار ۱۰۰۰۰۰۰ فوت فتیش فانتزیه مازوخیسم و سادیسم بیماریا روانیه کصخلا بفهمین
      توام کصشراتو جمع کن برو گوهتو بخور


    •   Hamid9709
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • اس ام اس هلوشو بدم ، لیموشو بدم ، از این طولانی تر بعد انگار خود عن امده ریده تو مغز گوزیدت رکورد دیسلایکم شهادت سخنم میکنه (clap)


    •   Hamid9709
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • نصفه خوندم عنم گرفت بعد ریدم تو غصه ات کوس مادرت کی سه روزه میره خارج بر میگرده خودت جر بدی سه روزه از تهران بری شمال سوک سوک کنی برگردی میگزره بعدم ریدم دهن دختری ک مدفوع کنه رو سر مرد


    •   موری.جون
    • 4 ماه،3 هفته
      • 0

    • بگم ریدم تو داستان و نوشتنت حتما فکرمیکنی تشویق شدی و باید داستانتو دنباله دارکنی ... تا کلا بچه های شهوانی باهم بشاشیم دهنت واسه تو حکم اسکار داره


    •   عاشقزنداداش
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • کسشر خاصی بود خوشم اومد لایک کردم ایول (rose)


    •   pedram..koni
    • 3 ماه،2 هفته
      • 0

    • خانوما تو نیشابور برده میخواستن من درخدمتم همه کار میکنم


    •   aminwwe
    • 2 ماه
      • 0

    • خانوم های ارباب از اهواز هرکس برده فول حضوری میخاد لطفا افتخار بده پیام بده لطفا فقط خانوما -09306557327 ارش25


    •   Mohammadjavadsolttani
    • 1 ماه
      • 0

    • ایول


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو