بردگی برای دختر صاحب کارم و دوستش

    من الان دانشجو هستم این خاطره مال زمانیه که هجده سالم بود اون موقع تو فروشگاه آقای حسینی کار میکردم و فروشنده بودم اما کلی بهم کار میدادن همیشه کارای مختلف و یه جورایی پادو بودم.
    اون روز ساناز دختر آقای حسینی که خیلی مغرور و بد اخلاق بود با سارینا دوستش از باشگاه اومدن مغازه
    ساناز بینی عملی چشم مشکی با پوست برنزه و هیکل متناسب داشت و همیشه لباس های برند میپوشید اون روز تا رسید اومد تو اتاق پشت مغازه که من اونجا نهار میخوردم من پشت میز باباش بودم و اون اومد تو و با دوستش روبروم نشستن خواستم بلند شم بیاد بشینه که گفت بشین من پیش سارینا میشینم که من نشستم سارینا به ساناز گفت نگاش کن چجوری داره میچره ساناز هم گفت بذار بخوره بیچاره مثل خر کار میکنه من به سارینا نگاه کردم به حالتی که انگار ازش خوشم نمیاد ساناز گفت اسکل اونجوری نگاه نکنا گفتم مگه به تو نگاه کردم گفت به من که گه میخوری نگاه کنی به دوستمم نگاه نکن گفتم مگه نمیبینی
    بهم میگه داری میچری مگه من با این شوخی دارم که ساناز گفت امید خیلی پررو شدیا گفتم پررو بودم که ساناز عصبانی شد گفت اسکل من باز به تو رو دادم اومد سمتم و گوشمو گرفت کشید و منو انداخت رو زمین گوشمو پیچوند دوباره و گفت چه زری زدی؟گفتم هیچی گفت میخوای بگم با کتک بندازنت بیرون؟منم گفتم نه دیگه ساناز لطفا ببخشید زد تو سرم و گفت تو خیلی روت زیاد شده بعد سارینا رفت سر گوشیم و رفت گالری گوشیم و دید که از کیرم و کونم عکس گرفتم آخه با یکی از پسرا چت گی میکردم و بهش عکس میدادم به ساناز نگاه کرد و گفت واااای ساناز اینجارو ببین این پسره کونیه ساناز هم گوشیو گرفت و نگا
    ه کرد و اومد زد تو سرم مثل سگ خجالت میکشیدم رفت تو پیامام اومدم بگیرم گوشیو که ساناز نذاشت و سارینا همه ی چتامو دید که من خیلی شاکی بودم و ساناز زد تو سرم و گفت دیگه قیافه نگیر خب این همه دوست دارن کون بدن تو هم بده چه ایرادی داره سارینا بالاسرم نشسته بود کتونی های سفیدش رو گرفت سمت صورتم و گفت کفشامو در بیار پاهامو بمال گفتم که چی بشه که ساناز زد تو سرم و گفت بگو چشم زر نزن بند های کتونی سارینا رو باز کردم پاهاش با جوراب سفید تو دستم بود بوی جورابش میومد گفت بمال پامو خستس شروع کردم به مالیدن پاهاش ساناز هم نشست پیشش و گفت کفشای منم در بیار کالج های سیاه ساناز رو در آوردم و پاهای برنزه و کشیدش با لاک قرمز و تتوی گل بغل پاش به چشم میخورد که پاهاش خسته بود بوی عرق ملایمی میداد جای کفش روی پاش مونده بود گف بمال پای ساناز رو میمالیدم بعد ساناز اون پاش رو انداخت رو گردنم و منو کشید جلو و گفت بیاجلوتر بعد کف پاش رو گذاشت رو سرم و گفت خوب بمال اسکل پلشت گفتم نکن ساناز خانم لطفا با پا کوبید تو سرم گفت زر نزن بمال دهنتو سرویس میکنما و عصبانی شد میدونستم اگه خیلی عصبانی بشه آبرو واسم نمیذاره برای همین سعی کردم چیزی نگم سارینا گفت پاهامون عرق کرده ها ساناز که ساناز گفت پای من که عرق نمیکنه سارینا بهش گفت حرف نزنا
    مگه میشه گفت باور کن اصلا عرق نمیکنه پاهام وجودم بوی گل میده بعد خندید که سارینا گفت حرف نزن بابا که ساناز کف پاشو گذاشت رو بینیم و گف بو کن ببین بو میده یکم عقب کشیدم سرمو که ساناز داد زد احمق میخوای عکساتو نشون همه بدم؟خیلی ترسیدم که صداش برسه به همه و گفتم توروخدا آروم ساناز گفت کاری که بهت میگمو بکن فقط الاغ دماغمو آوردم جلو و چسبوند کف پاهاش رو به دماغم گفت خوب بو بکش بعد با سارینا زدن زیر خنده سارینا گفت به چه روزی انداختیم این پلشت پررو رو که ساناز گفت این اسکل حقشه لیاقتش بو کردنه پای من و توعه بعد سارینا پاهاش توی جوراب های سفید رو آورد سمتم گف
    ت بو کن اسکل دماغمو بردم کف پاش و بو کشیدم بعد سارینا گفت حالا پای کدوممون بو میده که گفتم راستش پای هر دوتون عرق کرده و بو میده یکم که جفتشون خندیدن و گفتن پس بو کن گفتم ساناز چرا اینجوریم میکنی ساناز گفت من که میدونم تو برده ای پس زر نزن و از حقارتت لذت ببر گلابی کف پاشو گذاشت رو فیسم و فشار داد صورتم درد گرفت جورابشون رو در آوردن و انداختن روصورتم ساناز کف پاهاشو گذاشت رو فیسم لبام چسبید به کف پاش گفت یالا اسکل زبونتو بکش کف پام شروع کردم به لیس زدن کف پاش میک میزدم کف پاهاش رو سارینا پاهاشو گذاشت رو چشمام ساناز اومد جلو و تف انداخت کف پاش بعد کف پاش رو آورد جلو و گفت تفمو از کف پام بخور که لیس زدم سارینا گفت داری آدم میشی حیوون؟ گفتم بله سارینا خانم که سارینا گفت آهااان تو کجایی الان گفت زیر پاتون خانوم سارینا پاشو کرد تو دهنم و گفت ساک بزن بدبخت پاهاشو قشنگ میخوردم ساناز گفت پاشو بریم خونه اینجا دیگه حال نمیده کفشاشون رو پاشون کردن بلند شدیم ساناز همه چیو به سهراب سپرد و سوار سراتوی ساناز شدیم اونا نشستن جلو و من عقب و رفتیم به طرف آپارتمان ساناز تو خیابان شادمان ساناز اومد و لختم کرد سارینا با شصت پاش نوک کیرمو فشار داد و ناخن بلند شصت پاشو کرد تو کیرم که خیلی درد داشت و گفت چه کونیه این اسکل سان
    از یه بلت آورد و دستمو به پشت و پاهامو بست پاهامو باز کرد و کیر و تخمامم با چسب نواری بست سارینا گفت چیکار میکنی که ساناز گفت ببین موقع کندنش چه قدر بخندیم بعد خندیدن جفتشون سارینا گفت موقع کردن کونش بهتره کیرش تو دست و پا نباشه راست میگی کیرو خایمو چسبوند به هم به پشت خوابوند منو دستامو بست و رفتن دخترا تو اتاق جفتشون با دوتا کیر مصنوعی وصل به خودشون اومدن مال سارینا وحشتناک کلفت بود گفتم ساناز آروم لطفا چرا اینا انقدر کلفتن سارینا گفت بخواب نترس عادت میکنی ساناز اومد به کونم کرم زد یکم با سوراخم ور رفت دوتا انگشتشو کرد توم که سوختم چون ناخنش تیز بود
    و سر دیلدو رو گذاشت رو کونم و نرم نرم کرد توم نوک ممه هامو گرفت و گفت بهت لطف میکنم آروم میکنمت وگرنه باید تا ته یوهو میکردم توت که سارینا گفت پارش کن جنده رو ساناز آروم آروم کیرو هول داد تو کونم و درد شدیدی وجودمو فرا گرفت آروم ناله میکردم تا که کیرو تا ته کرد توم کمرمو داد پایین و کیر بیشتر و مسلط تر جرم میداد شروع کرد تلمبه زن موهاشو باز کرد موهای منو گرفت و تند تند من رو میکرد مکث میکرد و محکم میکوبید توم و صدا میومد سارینا دیلدو رو کرد تو دهنم و گفت ساک بزن جنده نوک پستونامو محکم فشار میداد ساناز دیلدو رو از کونم کشید بیرون کونمو باز کرد با دستش و گفت جوووون چه داغ و قرمز و گشاد شدی سارینا بکنش کیر مصنوییه سارینا خیلی کلفت بود خوابید و گفت بشین روش نشستم روش و بادست رو سوراخم تنظیم کرد اما لامصب دوبرابر سوراخ من بود ساناز گفت بشین گفتم نمیشه دوتایی داد زن خفه شو بشین روش زور زدم و با سختی نصفش رفت توم سارینا گفت بالا پایین شو کونی رو کیرش بالا پایین میرفتم وحشتناک درد میگرفت تند تند تو کونم میکردم تا دخترا خوششون بیاد هرچی تند تر بالا پایین میشدم بیشتر تشویقم میکردن چن دقیقه تو اون شرایط دادم ساناز پاهامو داد بالا و کرد توم راحت تر توم میرفت سارینا بالا سرم نشست رو مبل و کف پاهاش رو روی صورتم گذاش
    ت و گفت ببوس و بلیس و تشکر کن کونی سانازم کونمو میکرد کف پاهای سارینا شور بود میخوردم و تشکر میکردم ممنون ارباب سارینا چرک پاتو میخورم ممنون ارباب ساناز کون میدم بهت زیرت میخوابم سارینا شصت پاشو تو دهنم میذاشت پاشنه پاشو لیس میزدم و تو دهنم آب دهنشو مینداخت ساناز دیلدو رو باز کرد با چسبای دور کیرمو کند اومدم از درد داد بزنم سارینا پاشو رو دهنم فشار داد و گفت خفه شو کونی پوستم سرخ شده بود و موهای کیرم کنده شده بود ساناز بهم گفت بمال کیرتو شروع کردم جق زدن ساناز دستکش دستش کرد و دستشو تا پنج انگشت کرد تو کونم و سعی میکرد تا مچ بره توم چشمامو بستن تا کسشون رو نبینم و کسشون رو میمالیدن صورتم و زبونم رو کف پاهای سارینا بود دست ساناز تو کونم دستم رو کیرم و همگی خودمون رو میمالیدیم ساناز گفت جنده ی کونی جرت دادم و ارضا کرد خودشو ساناز پاشو کرد تو حلقم و میگفت ساک بزن ساک بزن جنده و ارضا شد چند ثانیه بعد آب من ریخت رو شکمم و بیهوش شدیم ساناز آبو باز کرد و رفتیم حموم خودمون رو شستیم و سه تایی رفتیم خوابیدیم منو تو بغلشون گرفتن ساناز گفت خوب حال دادی توله سارینا هم بغلم کرد و گفت توله ی خوب خودمونی بعد چن ساعت بلند شدیم و رفتیم سینما و کافی از اون روز به بعد با ساناز صمیمی تر شدم و حتی بهم پولم قرض میداد گاهیم ازم نمیگرفت چن سال اونجا بردشون بودم تا ساناز ازدواج کرد و دیگه کمتر همدیگر رو میدیدیم اما سارینا منو میبرد و ترتیبمو میداد حتی آخریا غزل دوستش که دختر تحصیل کرده ای بود هم اومده بود و سه تایی حال میکردیم اون دوران لذت بخش ترین دوران زندگیم بود و امیدوارم بتونم دوباره بوی پای سارینا ساناز و غزل رو حس کنم.


    نوشته: جواد

  • 7

  • 17




  • نظرات:
    •   Adolf_hittler
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • این دیگه خیلی کسشر بود.


    •   Neshane21
    • 6 ماه،3 هفته
      • 2

    • فروشگاه اقای حسینی
      واای ترکیدم


    •   saman.sayyar
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • پاشو کرد تو کیرت ؟؟؟؟؟


    •   barde_misham
    • 6 ماه،3 هفته
      • 1

    • دختر سید بوده تو هم زود وا دادی


    •   Sepidarsal
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • چرکای پاهاش تو دهنت جواد خاک تو سرت


    •   khodam2079
    • 6 ماه،3 هفته
      • 3

    • پسری که گوشیش رمز نداشته باشه کسخله


    •   shiraz-m-m
    • 6 ماه،3 هفته
      • 1

    • بیشترشبیح به فانتزی بود تا داستان


    •   Alfaalfa
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • كوني كونيه فرقي نداره چه پسر بكنه چه دختر


    •   Alio75
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • خو جقی این کسشعرا چطور همش تو کله تخمیت جا شده
      یه دفه بیا بگو من کونیم و دنبال یکیم مث سگ بکنتم این کششعرا چیه میگی دیگه


    •   M.mis.m
    • 6 ماه،3 هفته
      • 1

    • جدیدا کونی بودن افتخاره گیر من نمیاد چرا


    •   Nikis
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • باحال بود


    •   javadkoonkon
    • 6 ماه،3 هفته
      • 0

    • ریدم تو وجودت برده کونی حالم بهم خورد (dash)


    •   mehrankaraj
    • 4 ماه،1 هفته
      • 0

    • منم عاشق اینم کف پای یه دخترو بلیسم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو