بردگی برای دختر وزیر (۱)

    سلام
    من آرشم ۲۲ ساله از تهران.بچه خوشتیپی هستم و مشکلی هم ندارم.نه اهل دختربازی ام نه چیزی.سرم تو لاک خودمه.
    من نه برده ام نه حس اسلیو بودن دارم الانم که به این ماجرا فکر میکنم حالم بهم میخوره.
    من پدرم نمایشگاه ماشین داره و وضع مالیمون هم خیلی خوبه.یه شب که لواسون بودم و داشتم میرفتم سمت ویلامون یهو یه دختری با پورشه زد به ماشین من،ماشین منم یه لندکروز مشکی هست.خیلی ماشینمون آسیب ندید.
    من پیاده شدم دیدم یه دختر خانم زیبا حدود سن ۱۹ تا ۲۰ راننده هست.منم خیلی محترمانه گفتم چیزی نشد خانوم، مهم نیست،شما بفرمایید.
    بعد یهو دیدم به من گفت تو سگ کی هستی به من میگی بفرمایید یا نفرمایید،چشم کورتو باز کن.
    منم که دیدم اینطوری میگه و مشخص بود که مقصر اون هست گفتم زنگ میزنم به پلیس.گفت برو به هر خری میخوای زنگ بزن آشغال.
    منم زنگ زدم به پلیس و مامور راهنمایی و رانندگی اومد و اون رو مقصر گرفت.بعد چند ثانیه دختره زنگ زد به یه جایی و ماموره برگ کروکی رو پاره کرد و دوباره گفت شما مقصرین و بخاطر این تصادف گواهینامه شما هم باطل میشه و ماشینتون هم میره پارکینگ.
    من که هاج و واج مونده بودم گفتم آخه چطور ممکنه، شما که... یهو گفت خیلی حرف بزنی خودتم بازداشت میکنیم.
    ماشینم رو بردن و گواهینامه ام رو هم مامور گرفت.
    من که له شده بود شخصیتم دیدم دختره داره بهم میخنده و میگه توله سگ تو فکر کردی کی هستی.این مملکت همش تو دست منه.اگه عین آدم میرفتی اینجوری سنگ روی یخ نمیشدی.
    من که دیگه مغزم هنگ کرده بود رفتم جلو و با سنگ زدم شیشه ماشینشو شکوندم و یه آب دهان هم تو صورتش انداختم.گفتم نهایتش پولشو پرت میکنم تو صورتش.
    دیدم با دستمال صورتشو پاک کرد و گفت بعدا همدیگه رو میبینیم و منم کلی فوحش بهش دادم و رفت.
    رفتم توی ویلا و ناهارمو خوردم و خوابیدم و داشتم به ماجرای امروز فکر میکردم.
    رفتم سر تلویزیون داشتم بفرمایید شام من و تو رو میدیدم که یهو دیدم تو خونه گاز اشک آور انداختن.
    ده تا دوازده نفر مرد مسلح مشکی پوش ریختن تو خونه و منو تا جون داشتم زدن و از شدت آسیب بی هوش شدم.
    به هوش که اومدم نمیدونم چقدر زمان گذشته بود،دیدم توی یه زیر زمین خیلی شیکم که چند تا سگ بزرگ بسته شده بودن و داشتن پارس میکردن.
    بلند که شدم دیدم اون مرد های مسلح پشت یه جدا کننده شیشه ای از سالن ایستادن.
    یهو یه چیزی دیدم که شاخ در آوردم.دیدم همون دختری که امروز باهاش تصادف کردم داخل شد.
    و با زدن یک دکمه پرده هایی جلوی شیشه ها اومد.
    من مغزم واقعا جواب نمیداد که این دختر کیه.
    گفت خب آشغال دیدی که باز همدیگه رو دیدیم.خواستم بلند بشم دیدم هم دستم بسته هست و هم پام.
    بهم گفت تلاش نکن، اگه دست و پات هم باز باشه اینجا جونت توی دست های منه‌.
    دیدم راست میگه،گفتم تو کی هستی.گفت من فرزانه... دختر وزیر... هستم.
    اینو که گفت دنیا رو سرم خراب شد،گفتم حتما اعدامم میکنن.
    گفت فکر نمیکردی من اینقدر قدرت داشته باشم.باید امشب بهت درسی بدم که تا عمر داری فراموش نکنی.
    من داشتم عین بید میلرزیدم از ترس.دیدم یه سیخی زو گذاشته توی شومینه زیر زمین.گفت این سیخ رو میخوام بکنم توی چشم راستت تا از این به بعد همیشه به یاد من باشی.
    اینو که گفت من درجا خودمو خیس کردم واقعا از ترس ادرارم سرازیر شد و اون زد زیر خنده و گفت آخی این سگو ببین خیس کرد خودشو.
    شروع کردم التماس کردن که غلط کردم،گوه خوردم،من نوکریتون رو میکنم.به خودم فوحش میدادم وقتی فکر میکردم تا چند لحظه دیگه اون سیخ توی چشمم میره.
    اومد پاشو گذاشت رو سرم،به پاش افتادم شروع کردم بوسیدن پاش که من نمیدونستم شما کی هستید.التماس میکردم و اون توجه نمیکرد.
    رفت سمت شومینه و منم خیزان خیزان میرفتم.سیخ رو که برداشت و سمت من گرفت دیگه از گریه زار میزدم.گفتم من تا آخر عمر نوکریتون رو میکنم منو کور نکنین.
    همینجوری التماس میکردم.تا یهو سیخ رو گذاشت سر جاش
    گفت سگ بدی نیستی،شاید امروز حواست نبوده.گفتم بله خانوم، حواسم نبوده.
    گفت خانوم نه آشغال من سرورتم.گفتم بله سرورم.
    گفت فعلا ته کفشمو بلیس تا ببینم برات چه برنامه ای دارم.
    شروع کردم ته کفششون رو لیسیدن که یهو با کفش کوبوندن محکم تو بینی ام که همه جامو یهو خون گرفت.
    انگار هیچ رحمی تو وجود این دختر نبود.من همینجور به خودم میپیچیدم و اون میخندید.
    گفت تا آخر عمرت منو یادت نمیره.گفتم سرورم گوه خوردم.گفت اونم بهت میدم بخری،به موقع اش.
    دیدم شروع کرد توف کردن تو صورت من.
    دیدم داره شلوارشو در میاره.گفت مثل اینکه خیلی گوه خوردن رو دوست داری.گفتم بله سرورم.دیگه تو اون شرایط هر کاری میکردم.
    گفت ارزش داره گوه من تو دهن تو نجس بره.گفتم باعث افتخاره منه سرورم.
    گفت برو تو اون اتاقک و سرتو بزار زیر اون توالت فرنگی سیار.
    رفتم و همینکارو کردم.
    اومد داخل و نشست و اول شروع کرد به ادرار کردن.گفت همشو باید بخوری.یهو دیدم چیزهای سفتی تو دهنم هست فهمیدم مدفوع کرده و گفت قشنگ بخور که از این به بعد این غذاته.
    اونقدر حالم بد بود که میگفتم کاش میمردم.
    بعد با آب خودشو شست و گفت همه آبا رو هم میخوری.
    بعد بلند شدن رفتن و روی یه مبل نشستن.گفتن تو اتاقک دوش هست خون های روی صورتت رو تمیز کن بیا.
    من هم خودمو تمیز کردم و رفتم و وقتی رفتم دیدم یه دیلدو ۳۰ سانتی به خودشون بستن.گفت تا حالا کون دادی بچه.گفتم نه سرورم.گفت پس امروز پاره میشی.گفت پاهاتو باز میکنم.جفتک بندازی پاهاتو قطع میکنم.من که مثل موم تو دستاش بودم گفتم چشم.
    گفت به صورت داگی روی مبل باش سریع.
    هر چی میگفت گوش میدادم.که گفت خشک میکنم که برات خاطره بشه.وقتی سرشو کرد داخل فقط داد میزدم و گریه میکردم فکر کنم اونقدر داد زدم داشتم خون گریه میکردم.
    اونم میگفت داد بزن و کون بده اینجا هیچکس صداتو نمیشنوه.و بی رحمانه هر ۳۰ سانت رو تو باسنم جا کرد
    بعد دیدم که داره راحت تر تو باسنم عقب و جلو میکنه و خیلی نرم میره جلو و عقب فکر کردم خیس کرده.
    بعد گفت خونت به دادت رسید دیدم دستش پره خونه.باسنم رو جوری پاره کرده بود که غرق خون بود.
    ادامه دارد...


    نوشته: بدشانس

  • 11

  • 39




  • نظرات:
    •   shahx-1
    • 3 هفته،3 روز
      • 22

    • نتیجه ای که از این داستان میگیریم: تصادف نکنید کونتون میزارن!!! (biggrin)


    •   baany
    • 3 هفته،3 روز
      • 5

    • این داستان فیلم سوپرررررررررررر


    •   hamid30gari
    • 3 هفته،3 روز
      • 7

    • بدشانس عزیز فتیش هم نمیخونم و نظر نمیدم.
      مثل اینکه دوستان ساعت ها عقب کشیده شده گیج شدن و نیستن امشب همه ی کامنت هام اول شد.
      فکر کنم امشب کاسب نیستم دوتاش که تا اینجا گی بوده ابنم که فیتیشه و من هیچکدوم رو نمیخونم.


    •   مهتاب عشق
    • 3 هفته،3 روز
      • 6

    • مشتی رو همه فیلم هندی ها رو سعید کردی
      خدا نکشتت کلی خندیدم
      مخصوصا قسمت انداختن گاز اشک آور تو خونتون (hypnotized)


    •   مهتاب عشق
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • اصلاحیه سفید


    •   lovely_grl
    • 3 هفته،3 روز
      • 12

    • قبل نوشتن قشنگ نشستی پا جان ویک از اون الهام‌گرفتی دختر کزیر بود دیوث طوری گفتی با اشک آور بهم‌حمله کردن هرکی ندونه فکر میکنه کار یاکوزاهاس


    •   excavator
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • نتیجه اخلاقی این بود که بعد از خوردن ناهار در ویلا از دیدن بفرمایید شام اجتناب کنید که خسرالدنیا و الاخره میشید


    •   Arashmajidi
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • ادامه نده کوسکش


    •   parto_banoo
    • 3 هفته،3 روز
      • 7

    • ینی بعد خوندن این فقط دوساعت ب دیوار روبروم خیره بودم :/
      اخوی ناموسا وات ده فاز ؟ فازتو با رسم شکل توضیح بده عمو ببینه (dash)


    •   loooooooooooool
    • 3 هفته،3 روز
      • 0

    • حتما ادامشو بزار خواهش میکنم


    •   Cukur
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • ارزش گوه خوردنم نداری نظر نمیدم


    •   مهتاب عشق
    • 3 هفته،3 روز
      • 3

    • شام سبک تر بخور و بخواب که خواب های آشفته نبینی
      کاشکی تا خواب بودی لندکروزر رو هم از پارکینگ می گرفتی
      هزینه پارکینگ زیاد نشه .


    •   Siin-miim
    • 3 هفته،3 روز
      • 4

    • کیرتتت دهن جی کی رولینننگ تو استعداد خالصی لامصبببببببب!!!!


      لابد تو تاخیر چن دقیقه ای پلیس برا تصادفت ک با پراید بابات ب ماشین پارک زدی این داستان ب ذهنت رسیده


    •   Clay0098
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • چی بگم والا :(


    •   زندگی+فانتزی
    • 3 هفته،3 روز
      • 4


    • الان اگه نظر منفی بدیم ما رو با گونی نمی‌برن؟
      بالاخره با کم کسی سکس نکرده ک ..دختر وزیره



    •   mansour_tehran
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • تا نصفه بیشتر نخوندم...یعنی عاشق تخیلاتت شدم...به خدا قسم که میتونی یه فیلمنامه نویس قهار باشی،ولی داری توی این مملکت به فنا میری...
      ببین داداشی، همین داستانو که نوشتی بردار ببر سفارتخونه های مختلف، هرجا دوس داشته باشی بهت اقامت میدن،...دقت کن،پناهندگی نه ها...اقااامت...خخخ
      مرسی که هستی (angel)


    •   royajooon
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • کدوم وزیر؟ من یه وزیر میشناسم زنگنه چون هی استاد رائفی پور میگه زنگنه زنگنه نکنه اونو میگی
      اگه اون بوده خیلی پولداره خیلی


    •   King_winer
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • حاجی مگه با ۲۰۰ کیلو tnt پریدی تویه fbi تهش یه جنده زده بهت بعد ۱۰ ۱۲ تا سیاه پوش گاز اشک اور دقیقا با کدوم نوع صابون جق میزنی مغزت دیگه به گا رفته بعد یه درخواست تو میخوای گوه خوری کنی وقت مارو چرا میگایی


    •   Hardcoreman
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • کیر جیسون استاتهام _جانی دپ_بلوندی_راک_جکی چان_بروسلی_سیلوستر استالونه_حشمت فردوس _پوتیفار_یوسف نبی _دیلدو کمری زلیخا و مهم تر از همه کیر مختار سقفی کسکش ،همه تو کوننننننتتتتتت کس کش


    •   Homaeyun5
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • این ساختکیه دومن مالکت قانون داره نهایتن دختره این جوری بکه هر ماشینی که میخرم ی تبر زیر صندلبمه میزنم دختره را لت و پار می کنم. که نکه سک.کی بودی بعد اونم این زمانه زمانه احترام.نیست. اگر احترام.نگذاشتن باید کون طرف را پاره کنی


    •   sexybala
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • کوس گفتی ای کوس گفتی مثل یک کسخول گفتی


    •   Koshti.pars
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • تو کف چه چیزهایی هستن ملت خاک بر سرت
      حداقل خالی نبند
      با تشکر


    •   m...h...a...
    • 3 هفته،3 روز
      • 2

    • این خالی بندیا رو واسه بجه محلاتون تعریف کن نه بروبچ شهوانی..در ضمن برو توی قسمت داستان های سکسی به ترتیب انتشار ببین که داستانت یکی از بالاترین بازیدید ها رو داشته..آخه بردگی واسه دختر وزیر اونم تو شهوانی خیلی باید چیز داغی باشه...اصلا این هفته رو باید توی شهوانی به مناسبت کونی شدنت جشن گرفت چاقال...


    •   abasgolabipoor
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • میگم جمشید هاشم پور رو اون وسط ندیدی

      مثلا داره با ار پی جی لندکروزتو میترکونه


      گه نخور کونی الان اتوبوس میره جا میمونی


    •   آقای_عزیز
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • فانتزی اسلیو داری چرا دختروزیر بدنام میکنی


    •   ehsan2731
    • 3 هفته،3 روز
      • 1

    • تخیل و توهم رو با هم خوب زدی... جنست رو از کجا رفتی گرفتی بگو ما هم بگیریم شاید دستم به نوشتن یه داستان رفت...
      جون مادرت دیگه ادامه اش رو ننویس
      من فحش ندادم بهت اما دوستان میان برات کم نمیذارناااا
      از من گفتن حالا خود دانی.....


    •   MasterHunter
    • 3 هفته،2 روز
      • 2

    • کس شعر


    •   Amiriabbasim
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • احمق کونی
      فیلم کسشعر زیاد میبینی توله


    •   Ares.1
    • 3 هفته،2 روز
      • 6

    • الان ظریف میاد میگه ؛ ((ما اصلا توی ایران دختر وزیر نداریم )) :-) :-) :-)


    •   hamed13828772
    • 3 هفته،2 روز
      • 3

    • آقا با رژیم مشکل دارید به تخمم
      ولی دیگه کس هم حدی داره
      خوبه منم بیام داستان فوت فتیش با مریم رجوی و مسیح علینژاد و شاهنشاه اریامهر تعریف کنم
      یا مثلا داستان گی من با دونالد ترامپ
      نکنید دیگه کسکشا


    •   lezatbebarim
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • کاش حداقل شعور داشتیر که وقت افراد وهدر کردی معذرت میخواستی بنابراین ذیس لایک


    •   a99900
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • عالی ادامه بده اینایی که منفی دارن هیچی نمیفهمن عالی بود دمت گرم ادامه بده


    •   Mr.BiSexual
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • شما عزیزم به جای جغ زدن برو فیلم نامه نویس شو


      در ضمن مامور پلیس وقتی میاد کروکی میکشه، در صورتی که یکی طریفین قبول نداشته باشه مامور درست مقصر رو مشخص کرده باشه، خیلی راحت کار به دادگاه کشیده میشه و توسط فرد دیگه ای مورد بررسی قرار میگیره.


    •   Cleverman1358
    • 3 هفته،2 روز
      • 1

    • تا گاز اشک آور خوندم .
      بعدشم آمریکای بدبخت میخواد به ما حمله کنه ؟ یکی نیست بگه بابا با این جوونا حمله میخواد چیکار ؟ واقعا یک بار خودت کستانتو بخون ببین چی نوشتی ؟
      دیس26 ، فقط موندم چرا کم دیس خورده


    •   بچه-ای-خوب
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • برخلاف دوستان من به این کسدان باور قلبی دارم!
      چرا دوستان ناراحت میشن؟
      مگه توی همین واقعیت و توی همین مملکت این آقا زاده ها محسوس و نامحسوس ما رو به بردگی نگرفتن؟!
      کمی دقت کنید این داستان میخواهد همین موضوع رو به ما گوشسد کنه! پس جای ناراحتی نداره عزیزان.


    •   Taabad
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • ساقیه به جای سیگاری بهت ماری جواناداده کسخول


    •   Sam1297
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • دادا ادامش رو هم بنویس خدا نگم چیکارت کنه نصفه شبی شادمون کردی فقط یه تگ طنز هم بغلش بذار لامصب حس کردم یه مین دارم داستان هندی میخونم بجای ارباب برده


    •   rafaellg490
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • ینی پشمام هالیوود تا حالا اینجور فیلمیو نساخته


    •   BDSM_amir
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • جقی دیوث من مدر بزرگ املم جمعه بوده ما همچین قدرتی نداشتیم این چرندیات از کونت در اوردی


    •   Mhm13621m
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • چی میزنن این ملت


    •   mahdi0044
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • کص نگو مومن القاعده و داعشم اینجوری شکنجه نمیکنن مردمو


    •   Adolf_hittler
    • 3 هفته،2 روز
      • 0

    • داستانش الکیه بعد از ظهرا بفرمایید شام نمیده اصن!


    •   nasrin1980
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • از کدام سایت دانلود کردی این فیلمو؟


    •   Kinkyboy99
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • کاری ندارم ولی یه بار همینجوری یه خارکسده که پدرش سپاهی بود از پشت زد به ماشینم من مقصر شدم. از همین تریبون اعلام میکنم کیرم تو عدالتت خمینی


    •   B1200
    • 3 هفته،1 روز
      • 1

    • آخه جیغول جان بخام فحش بدن دباره بلاک میشم
      فقط میگم اونجا ننه دروغ گو
      زااارت


    •   lxrdzz
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • آرش ایدفه میگم کیرم تو کونت ولی دفعه دیگه جوری نشه ببینی داری واسه شجریان ساک میزنی وگرنه میام با شمشیر میکشمت (erection)


    •   Mahyar543
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • یچیز میگم خودتم تعجب میکنی؛ با داستانت خیلی حال کردم


    •   اشی۸۵مشی
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • بابا من اولووومم

      سیکتیر کن بینیم بابااا.


      باز هم جق باز هم جق حادثه ایی کون خراش آفرید


    •   bache007
    • 3 هفته،1 روز
      • 0

    • دایی بیخیال این قسمت فیلم سوپر هندی


    •   mr.weed00
    • 3 هفته
      • 0

    • خیلی کسوشر بود هنوز به اونجا نرسیدیم ک تجاوز دختر وزیر به مش قلام حسینو باور کنیم الان نهایتا سکس علی با مامان جانو باور میکنیم


    •   Nikan.a
    • 3 هفته
      • 0

    • تا اولاش بیشتر نخوندم چون شب بود تصادف کردی بعد ناهار میخوردی جقی؟ بعد وقتی توی روز روشن دزدیدنت تازه صبش تصادف کرده بودی و اورده بودنت واسه ی کردن!!! کم فیلمای پورون همزمان با اکشن ببین نتیجش میشه یه مشت کوسشعر تخیلی دیسلایک تو مغز جقیت


    •   saman.3
    • 3 هفته
      • 0

    • واقعا گوه خوردی کسشعر نوشتی عزیزم


    •   Ice_flower
    • 3 هفته
      • 0

    • واقعا مزخرف بود.
      قسمت های بعد رو هم ننویس.
      اخه این دیگه چه نوع علاقه ایه!!!
      دیس


    •   پسر-خیلی-خوب
    • 3 هفته
      • 0

    • غیرممکنه راست بودنش توهم نوشته


    •   keyvan_72
    • 3 هفته
      • 0

    • اولین داستانیه که نصفه کاره ولش کردم از بس کسشعر بود


    •   mrsmith
    • 3 هفته
      • 0

    • خاک تو سرت مسائل رو قاطی نکن حالمون بد شد


    •   Yaya08
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • ادامش بنویس دیگه


    •   Alirad21
    • 2 هفته،6 روز
      • 0

    • اره منم جق نمیزنم عمو جانیم


    •   Blackhorse
    • 3 روز،12 ساعت
      • 0

    • فیلم زیاد نبین


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو