داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

بردگی برای معلم خصوصی

1399/03/17

سلام،من بنیامین هستم،برده فول حرفه ای از شیراز.
این داستان مربوط به وقتیه که من کلاس نهم بودم و ۱۴ سالم بود.

مامانم اصرار داشت که برم پیش دوستش که معلم ریاضیه،آخه چند روز بعد امتحان داشتم.منم قبول کردم و گفتم باشه.با تاکسی رفتم خونه معلم خصوصی.زنگ زدم و درو زد و رفتم بالا.البته بار اولم نبود که پیشش کلاس میرفتم،ولی از وقتی فهمیده بودم فتیش پا دارم،دیگه نرفتم پیشش تا اونروز.
من ناخواگاه وقتی یه نفرو میبینم یه نگاه هم به پاهاش میندازم و همین کارو با معلم خصوصی وقتی در رو باز کرد کردم.بعد کفشامو در آوردمو رفتم داخل.
اصلا نه روی ناخنهای پاش نه روی ناخنهای دستش لاک نزده بود.ناخنهاش طبیعی و بلند بودن.منم رفته بودم توی کف پاهاش.خیلی پاهای خوشگل و نازی داشت.
خلاصه یکم احوال پرسی کردیمو بعد نشستیم پشت یه میز.یه میز ۶ نفره داشتن که من نشستم سر میز و اونم روی اولین صندلی سمت چپم نشست.
داشت که واسم درسهارو توضیح میداد من فقط داشتم به این فکر میکردم که چقدر خوب میشد که برده ش میشدم.
همش میترسیدم که ناراحت بشه و بخ مامانم بگه و آبرو ریزی بشه و اینا…
وقتایی که بلند میشد که بره توی آشپزخونه که غذاشو هم بزنه،تنها چیزیو که نگاه میکردم پاهاش بود.چند بار این کارو کردم که فکر دیگه مطمئن شدم که فهمیده که همش به پاهاش زل میزنم
یهو گفت:پاهام مشکلی داره؟
منم حول شدم و گفتم:نه خیلی عالیه پاهاتون.
داشتم از خجالت آب میشدم که دیدم یه لبخند زد و اومد نشست و درسو ادامه داد.
من که دیگه خیلی حشری بودم،یه فکر احمقانه به سرم زد.
از عمد خودکارمو انداختم زیر میز و فرض کردم که میرم بیارمش،خودکارو همون اول برداشتم و پاهای خوشگل معلم خصوصی رو جلوی صورتم دیدم.
شروع کردم به بو کردن.حدود ۲۰ ثاتیه بو کردم و همزمان داشتم صدای خودکارمو در می آوردم که ینی مثلا دارم میارمش.
بعد دیدم این بهترین بهونس و صورتمو به بهونه ی اینکه خودکارمو خواستم بیارم زدم به پاهاش.
اونم پاهاشو کشید عقب.منم سریع رفتم بالا و گفتم پیداش کردم.گفت خب پایین چطور بود؟
من یهو دست و پام شل شد.
نمیدونستم چی بگم.حسابی حول شدم
گفتم یعنی چی پایین چطور بود؟
گفت خودت میدونی چی میگم و قیافشو ناراضی نشون داد.
منم با خودم گفتم بدبخت شدم رفت.
اونم یه چن ثانیه بهم زل زد و قیافشو حسابی عصبانی کرده بود و گفت الان که به مامانت گفتم میفهمی.
جهتی که روی صندلی نشسته بود رو عکض کرد و چرخید که بلند شه و بره تلفنو برداره که من دوزانو افتادم جلوش گفتم نه.تروخدا به کسی نگین.لطفا.التماس میکنم.
دیدم یه لبخند زد…بعد دیدم دیگه از لبخند گذشته.داره میخنده و قهقهه میزنه.
منم چیزی نگفتم که خودش گفت شوخی کردم.باید قیافه خودتو میدیدی…
من حسابی خیالم راحت شد و خوشحال بودم که نمیخواد به کسی بگه.
بعدش گفت فکر کردی من نمیفهمم که همش به پاهام خیره شدی؟
منم چیزی نگفتم.هنوز توی همون حالت بودم.دوزانو افتاده بودم جلوی پاهای معلم خصوصی.که یهو خودش گفت:میخوای بلند شی یا کار ناتمومتو انجام بدی؟
من اول نفهمیدم کار ناتموم یعنی چی ولی بعد از چند ثانیه فهمیدم که باید چیکار کنم.
بهش گفتم:مطمئنین؟بدتون نمیاد؟
گفت بچه جون مگه تو اولین برده می؟
اینو که گفت خیلی خوشحال شدم.
اومدم خم بشم که صورتمو ببرم سمت پاهاش که خودشم یکم پاهاشو آورد بالاتر و نزدیک تر به صورتم.
اول شروع کردم به بو کردن.دماغمو چشبونده بودم روی پاش و نفس عمیق میکشیدم.بعد شروع کردم روی پاشو بوس کردم.دستمو گذاشتم زیر پاش که خستش نشه.حسابی روی پا و انگشتا و ناخوناشو بوس کردم که گفت بسه.
من اول ناراحت شدم و ترسیدم که شاید خوشش نیومده یا شاید دیگه نمیخواد
آخه پاشو از توی دستم کشید.
بعد بلند شد و رفت توی اتاق و در رو بست.
من حسابی استرس داشتم که نکنه بره به مامانم زنگ بزنه.
بعد از حدود ۱۵ دقیقه برگشت.
دیدم شلوارشو با یه شورت مشکی چرمی عوض کرده و یه چهارپایه چوبی توی دستشه.
اومد و چهار پایه رو گذاشت جلوی مبل تک نفره.بعد نشست روی مبل و پاهاشو گذاشت روی چهارپایه.
منم از خودم بیخود شده بودم.
یه ژستی گرفته بود که دقیقا شده بود مثل عکسهایی که توی اینترنت میدیدم.
هنگ کرده بودم که گفت:نمیخوای بیای؟
منم چهار دست و پا سریع رفتم جلوی چهارپایه،جوری که پاهاش جلوی صورتم بود.
گفت خب شروع کن.بو بکش…
من هم شروع کردم عمیق بو کشیدن جوری که صدای نفس کشیدنمو از فاصله ۵ متری هم میشد فهمید.
پاهاشون یه بوی عجیب میداد
نه اینکه بوی بدی بده ها.
یه بوی خوب عجیب بود که نمیشه توصیفش کرد.
داشتم حسابی بو میکردم.حدود ۵ دقیقه بو کردم.دیگه بوشو حس نمیکردم ولی اصلا دلم نمیخواست بوش از دماغم بره.
۵ دقیقه که گذشت،یهو شصت پاشو سریع کرد توی دهنم.منم انتظارشو نداشتم و یکم جا خوردم.
شروع کردم به مکیدن شصت پاش.
ناخونش یکم بلند بود و چون خیلی انگشتشو تکون میداد،داشت لثه مو زخم میکرد ولی اصلا واسم مهم نبود.
بعد شصتشو از دهنم کشید بیرون که ناخنش کشیده شد به لثم و خیلی درد گرفت ولی چیزی نگفتم.
بعد دوباره دوتا پاهاشو گذاشت روی چهارپایه چوبی و منم شروع کردم به لیس زدن کف پاهاش.
مثل یه سگ میلیسدم کف پاهاشو.
اونم همینجوری فحش میداد و تحقیرم میکرد.
یه لیس محکم از پایین تا بالای پای چپش زدم که گفت بسه،حالا انگشتام.
شروع کردم واسه انگشت شصت پای راستش ساک زدن.جوری سرمو بالا و پایین میکردم که انگار داشتم کیر میخوردم.و همش هم نگاهش میکردم ولی اون چشماش بسته بود و داشت آروم آه آه میگفت.بعدش زبونمو کردم لای انگشت شصتش و هی زبونمو جلو عقب میکردم.حس کردم که یکم چرک لای انگشتاشه ولی مهم نبود واسم.
کلا حدود نیم ساعت داشتم پاهاشو میخوردم که کلا پاهاشو از روی چهارپایه برداشت و رفت توی حموم.
بعد از حدود ۵ دقیقه برگشت و بهم گفت تو فقط فتیش پا داری؟گفتم نه من برده فول هستم و همه فتیشی دارم.
لبخند زد و گفت خوبه.
دوباره برگشت توی حموم.توی حموم رو نمیتونستم ببینم ولی دیدم همه لباساشو از در حموم انداخت بیرون.اول فکر کردم رفته که دوش بگیره ولی صدام زد.چهار دست و پارفتم دم در حموم و گفتم بله ارباب،در رو باز کرد و دیدم لخت لخت وایساده دم در و میگه بیا توی حموم.
در حموم رو کامل باز کرد و رفت روی یه چهارپایه پلاستیکی کوتاه نشست و پاهاشو باز کرد و کوصش قشنگ و واضح معلوم بود.
منم چهار دست و پا رفتم داخل و تا جلوی پاهاش رفتم.حموم بزرگی داشتن.
گفت تو شاش هم دوست داری؟
گفتم بله خیلی دوست دارم ارباب.
گفت خوبه.یکم چوچولشو مالید،بعد دستاشو آورد سمت صورتم و کلمو گرفت و برد نزدیک کوصش.اولش شاشش آروم بود ولی یهو با فشار شاشید روم.
داشت میشاشید توی دهنم و منم قورت میدادم.خیلی حال میداد تا اینکه شاشش تموم شد.
بعدش گفت شاشم هدر رفت.همش ریخت روی زمین.کف حموم رو باید بلیسی و همه شاشم رو جمع کنی
منم گفتم چشم.اولش فکر کردم که خیلی جیز بدیه ولی یکم که کف حمومو لیس زدم فهمیدم خیلی خوبه و کیف میده.
اون داشت چوچولشو میمالید و خود ارضایی میکرد.چشماشو هم بسته بود و آه آه میکرد
من کار لیسیدنم که تموم شد گفتم ارباب میشه توی دهن من ارضا بشین؟
بدون اینکه کارشو متوقف کنه گفت باشه صورتتو بیار جلو.
یکم گذشت و دیدم خیلی داره طول میکشه
کمر و گردنم خشک شد آخه توی حالت بدی بودم.
گفتم میخواین من بلیسم کوصتونو؟یکم که چکچکلشو مالید،دست از کارش برداشت و گفت باشه.دستاشو گذاشت پشت سرم و سرمو هل داد و صورتمو چسبوند به کوصش.
منم یکم لیس زدم و زبونمو بالا پایین کردم و خلاصه کوصشو لیسیدم
از صدای اه آهش میتونستم بفهمم که داره کم کم ارضا میشه.
حسابی لیسیدم کوصشو و دیدم دستشو آورده و داره چوچولشو تند تند میماله و فهمیدم که داره ارضا میشه.
بعد یه مایه چسبناک از کوصش بیرون اومد و رفت توی دهنم که ترش مزه بود.
مزه بدی نداشت ولی مزه خوبی هم نداشت.
خلاصه حسابی خوشحال بودم که به آرزوم رسیدم.اونم گفت برو توی دستشویی صورت و دهنتو بشور.
من رفتم و خودشم یه دوش گرفت و اومد بیرون.
یکی از بیاد موندنی ترین بردگیهای عمرم این بود.
بعد از اونروز،چند بار دیگه رفتم واسه کلاس خصوصی و پاهاشو لیسیدم ولی دیگه هیچوقت مثل اون دفعه نزاشت کوصشو بخورم،نمیدونم چرا.

امیدوارم از این داستان لذت برده باشین.

نوشته: برده بنیامین


👍 2
👎 27
57048 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

886485
2020-06-06 19:50:06 +0430 +0430
NA

شرط میبندم با همین داستان فیکی که نوشتی سه شب پشته هم جق زدی تا خوابت ببره ابن مُلجَق


886488
2020-06-06 19:52:24 +0430 +0430

امشب زدین تو کار شیراز خدنشناسا!!!

اوه راسی نویسنده کص نوشته حواسم نبود!

خو عن چوچه یه لحظه ای به او مغز پوکیدت فشار میوردی که شاید اینجو یکی رفته باشه پیش معلم خصوصی یهو بیاد کیرت کنه بعد فانتزیتو در می کردی-__-


886489
2020-06-06 19:53:11 +0430 +0430

مرگ بر ایران مرگ بر ایران. درود بر اسراییل درود بر آمریکا

1 ❤️

886494
2020-06-06 19:56:18 +0430 +0430

تف به ذاتتون
هم تویی که بَرده ای و هم اونی که با تحقیر بقیه لذت می بره
تا لیس زدن کف پاش خوندم و بالا اوردم به شخصیتت و ذاتت و هویتت
ریدم تو‌ تمام سوراخای جفت تون

3 ❤️

886499
2020-06-06 19:58:35 +0430 +0430

کصخل تا آخرش حواسم پرت این بود که 14 سالت بود و نهم بودی
چطور میتونی انقدر کص بگی؟

5 ❤️

886503
2020-06-06 20:05:40 +0430 +0430

یه خانوم برای اباب بودن میخوام اربابم باشه

0 ❤️

886520
2020-06-06 20:13:53 +0430 +0430

همین کارارو می‌کنی اینا شاخ میشن و قضیه برعکس میشه⁦:,-)⁩

0 ❤️

886561
2020-06-06 20:36:30 +0430 +0430

خدا بیامرزدت ننه جان. بسوزه پدر دیابت که امانت نداد. روزای آخر عمرت رو یادمه؛ میدیدم قطار مورچه هایی که گوشت پاهات رو به نیش گرفته بودن و میبردن …

5 ❤️

886575
2020-06-06 20:58:43 +0430 +0430

باز هم طبق معمول یه بچه رفته اکس ویدیوز سوپر تماشا کرده اومده اینجا بصورت داستان در اورده … شربتو یادت رفت …😁

3 ❤️

886583
2020-06-06 21:15:44 +0430 +0430

افتضاح بوود

0 ❤️

886586
2020-06-06 21:23:06 +0430 +0430

جمله بندی رو (rolling) : بچه جون تو مگه اولین برده می ؟ (dash)

1 ❤️

886610
2020-06-06 22:56:02 +0430 +0430

شاش رو خوردی و با افتخار تعریف میکنی . عجب کپک هایی پیدا میشن.
حالم بهم خورد.

2 ❤️

886621
2020-06-07 00:07:49 +0430 +0430

گی و برده چ شود حالا اگه واقعا کونت میخاره خوب بده بخارونیم عزیزم

0 ❤️

886628
2020-06-07 00:16:43 +0430 +0430

یعنی هیچ جوره تو کت هیچ کس نمیره که این نوشته یه خاطره واقعی باشه. واقعا چرا فکر تصور می کنید که حتما باید فانتزیهاتون رو به اسم خاطره به خورد خواننده ها بدید اونهم با این سبک نویسندگی و اشتباهات فاحش املایی و انشایی؟؟

3 ❤️

886676
2020-06-07 04:31:33 +0430 +0430

صدای خودکار در آوردی که مثلا داری خودکار رو برمیداری؟ صدای خودکار؟ منم تو گونی بودم، داشتم صدای آرد در میاوردم :))

2 ❤️

886717
2020-06-07 07:52:26 +0430 +0430

معلمای اینارو
یه معلم خصوصی ریاضی داشتم دوران راهنمایی حرف ک میزد چرک و کرم بود ک لا دندوناش میلولید نفسشم ک گاز اشک آور بود :|

1 ❤️

886720
2020-06-07 08:15:49 +0430 +0430

من ریدم تو فانتزیت‌. کیرم تو این مملکت که فانتزی نوجووناش اینه

1 ❤️

886728
2020-06-07 09:07:32 +0430 +0430

چجوری میتونید اینقدر خالی ببندید ؟

0 ❤️

886741
2020-06-07 09:42:29 +0430 +0430

دوستان دیگه بهت ریدن من دیگه چیزی نمیگم
فقط سعی کن کم بزنی مخت پوکیده دیگه داری از بین میری به ما رحم نمیکنی به خودت رحم کن

1 ❤️

886746
2020-06-07 09:51:52 +0430 +0430

مثل این که معلمی شغل بدی نیست،هم پول میگیری هم ترتیب شاگردتو میدی هم پدر مادرش دعات میکنن،دیگه چی میخواید؟

1 ❤️

886756
2020-06-07 10:36:40 +0430 +0430

برده فول آپشن همراه با شیشه های برقی و مه شکن و رادیو کاست و آهنگ های جواد یساری
متاسفانه اگه بهت فحش بدم میری با فحشام جق میزنی

0 ❤️

886770
2020-06-07 12:09:09 +0430 +0430
NA

خوب بود داداش این نوع گرایش تو شهوانی خیلی کم بهش بها داده میشه هر چی باشه بهتر از داستاناییه ک طرف دوستش تو مدرسش تو کونش میذاره یا طرف مادر و خواهرشو تو داستان مورد عنایت قرار میده …لطفا بنویس و از فضاهای دیگه و آدمهای دیگه بهره ببر …این گرایش خیلی بهتر از گی و محارمه …به کارت ادامه بده

0 ❤️

886843
2020-06-07 19:36:17 +0430 +0430
NA

زن بنیامین نتانیاهو هم خدمتکارش رو مجبور میکرده برده جنسی اش بشه.
واقعا تئوری جامعه انسانی در دست صنعت پورن به واقعیت پیوسته

0 ❤️

887058
2020-06-08 06:38:33 +0430 +0430

کیرم دهنت با ۱۴ سال سن میدونستی فوت فتیش چیه

0 ❤️

887153
2020-06-08 14:28:53 +0430 +0430

من از برده های کم سن خوشم میاد ادامه بده
داستان از این مدلی داری برام بفرست

0 ❤️

891272
2020-06-20 04:01:08 +0430 +0430

من داستان برده کم سن دوست دارم
بیا پی وی

0 ❤️

894043
2020-06-29 04:11:19 +0430 +0430
NA

سلام جقی

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom