بردگی برای نامادری و خوهرش

    داستان بردگی برای نامادری رو تقریبا دوسال پیش نوشتم که با استقبال خوبی رو به رو شد اما از اونجایی که نامادریم وقتی فهمید داستان رو نوشتم چون خودم بهش گفتم خیلی تنبیهم کرد و دستور داد دیگه چیزی ننویسم اما هفته ی پیش بود که نظرش عوض شد و دستور داد بنویسم داستان هامون رو امروز براتون بعد از اولین روزی که من برده نامادریم مریم شدم به تعطیلات خوردیم تو اون تعطیلات پدرم خونه بود و نمیتونستم براش بردگی کنم منو کشید تو اتاق و گفت پویا توله سگ تجربه بردگیت خیلی خوب بود از این به بعد هر وقت بابات رفت دستشویی یا حمام میای و پالیسی میکنی برام گفتم چشم بعد حرفش نش
    ستیم پای فیلم یه فیلمی رو دیدیم مریم هم تازه از باشگاه اومده بود به محض اینکه بابام رفت دستشویی شصت پاشو آورد سمت دهنم و باز کردم و شصت پاش رفت تو دهنم آروم میک میزدم و مریم تو چشمام نگاه میکرد تا صدای آب اومد و دوتایی عادی شدیم شنبه رسید مریم طبق معمول از سرکار و باشگاه اومد خونه تا در باز شد زانو زده جلوش بودم با مغنعه و کفش پاشنه بلند و جوراب سیاه اومد داخل و سبزی دستش بود یه نگاه به خونه کرد و گفت خوبه توله سگ خونه تمیزه سبزی هارو داد بهم گفت بذار تو ظرفشویی بیا زیر پام رفتم سمتش زانو زدم رفت سمت کاناپه میدونستم باید جای پاهاشو ببوسم تا نشست روی مبل گفت کفشامو ببوس حیوون گفتم ارباب بذار درو ببندم کسی نبینه گفت خفه شو ببوس فقط کفشاشو میبوسیدم گفت با دهنت درشون بیار با دهنم کفش های سرورمو درآوردم گفت صورتتو بذار زیر پام گذاشتم کف پاهاشو با جوراب سیاه گذاشت رو صورتم گفت چطوره بوی پاهام گفتم عالیه سرورم عالی پوی پاهاش صورتمو پر کرده بود گفت میترسی کسی رد بشه ببینه که تو زیر پاهای منی؟گفتم بله سرورم گفت ترس نداره همه باید بدونن جای صورتت زیر جورابای عرقی منه مگه نه؟گفتم بله سرورم پاشنه پاشو رو لبم فشار داد و گفت باید افتخار کنی که زیر پاهای منی گفتم بله ارباب گفت جورابمو دربیار توله سگ با دندونم جورابشو در آوردم کف پاهای داغ و عرق کردشو گذاشت رو صورتم کف پاش دوتا خال زیبا داشت گفت خالمو بلیس زبونمو گذاشتم رو کف پاش و مشغول لیسیدن شدم گفت با ولع تمام عین بستنی بلیس تند تند کف پاشو میلیسدم بهم گفت حلقتو باز کن پاشو کرد تو حلقم دهنم تا ته باز بود و پاش تو حلقم بود با خنده گفت فک کن پسر طبقه بالایی آرش دوستت رد بشه و ببینه پاهای من تو حلقته راجبت چه فکری میکنه خندید بلند گفتم فک میکنه دیوونم پاشو تو حلقم فشار داد و گفت نه خره اونم میدونه که ارزش تو اینه که پام تو حلقت باشه پاشو درآورد و گفت گمشو درو ببند درو بستم و اومدم زیر پاش با پاهاش جورابشو گذاشت تو دهنم و میک میزدم بلند شد و گفت الاغم شو دولا شدم سوارم شد و گفت الاغ برو تو اتاق رفتم تو اتاق و گفت خوبه الاغ من دراز میکشم گمشو سبزی هارو پاک کن و قرمه سبزی با سبزی تازه بذار رفتم و مشغول شدم دوساعتی گذشت و سرورم اومد و گفت خوبه توله ازت راضیم یکم نازم کرد و رفت فرداش بعد از ظهر اومد خونه رفتم که پاهاشو بلیسم گفت وایسا حیوون لازم نیست برو بشین باهات حرف دارم رفت داخل اتاق لباساشو عوض کرد و اومد پیشم گفت ببین توله میخوام از امروز برده ی جنسی منم باشی اما اگه بخوای بی جنبه بازی دربیاری کونت پارس گفتم غلط بکنم ارباب من فقط یه وسیلم برای لذت شما گفت همینو میخواستم بشنوم نشست رو کاناپه پاهاشو باز کرد شرت سفیدشو دیدم گفت بیا جلو ببینم کسمو بو کن شروع کردم به بو کردن گفت بلیس از روی شرت شروع کردم به لیسیدن زبون میزدم خیس شده بود مریم نگام میکرد گفت بمبک میک میزدم گفت بلیس بخور منم اطاعت میکردم شرتش در آورد و نشست رو صورتم زبونمو لای کسش میچرخوندم و لذت میبرد کمی که خوردم رو صورتم میمالید کسشو و میگفت بلیس جوووون منم لیس میزدم تف کرد رو صورتم و کسشو رو تفش میچرخوند گفت بخووور میخوردم و گفت بمیک لیس میزدم کسشو رو صورتم فشار میداد کمی که مالید گفت توله سگ کونمو بو کن بینیمو بردم رو کونش بو میداد بو میکردم گفت بوش چطوره گفتم کمی بو میده گفت خب بلیس تمیزش کن بوش بره زبونمو کشیدم به کونش خوب نشسته بود کمی عن خشک شده بود رو کونش لیس زدم و تمیزش کردم گف بلیس کونمو و کسشو میمالید کمی که لیس زدم و مالید ارضا شد و از روم بلند شد کف پاشو رو صورتم فشار داد و گفت جووون خوب سگی شدی بلند شو گمشو تو دستشویی جق بزن بیا رفتم و اطاعت کردم وقتی اومدم گفت آفرین صورتتم شستی گفتم بله بانو اون روز گذشت و فردای اون روز تعطیل بود اما بابام باید برای کار میرفت جایی صبحش اومد سراغم گفت آماده باش امروز حسابی باهات کار دارم گفتم چشم ظهر شد اومد سمتم قبل نهار بود دستامو بست پاهامم بست
    چشم بندی آورد و چشمامو هم بست چند دقیقه رفت تو اتاق و بعد اومد جلو چشم بندو باز کرد باورم نمیشد یه کیر مصنوعی کلفت به خودش بسته بود گرفت جلو دهنم و گفت بخوررررر نگاش کردم خوابوند زیر گوشم و گفت بخووور گفتم چشم کردم تو دهنم و میخوردم تو دهنم میکرد موهامو گرفت و کرد تو حلقم گفت جووون ساک بزن برام بیشتر میخوردم نوک سینمو گرفت منو چهار دستو پا کرد تف کرد رو کونم گفتم نه نه نمیتونم بدم گفت خفه شو فقط قمبل کن که درد نکشی گفتم نمیتونم با گریه رفت سمت اتاق و سیم آورد چنان رو کونم زد که از درد میلرزیدمو گریم در اومد ده تا زد رو کونم با کینه من زار میزدم گفت تخم سگ
    فقط قمبل کن گفتم میترسم خیلی تنگم چشمتون روز بد نبینه با تمام زورش با سیم زد از پشت رو تخمم زوزه کشیدم از درد تسلیم شدم و قمبل کردم گفت ببین توله سگ میخواستم قبل کردن انگشتت کنم ولی برای اینکه آدم بشی مستقیم میکنمت کمرمو داد پایین گذاشت رو سوراخ تنگم تنظیم کرد کمی براندازی کرد و گفت چیزی نمونده تا زن من بشی و یوهو کرد توم تا نصفه به زور رفت توم تا نصفه پاره شدن کونمو حس میکردم دردی رو تجربه کردم که خدا نصیب گرگ بیابون نکنه کف پاشو گذاشت رو سرم و تن تن تلمبه میزد تا ته کونم خون خالی بود تند تند تلمبه میزد و میگفت کون بده جنده کون بده کونی زن من باید بشی ممه هاشو درآورد ممه های خودشو میخورد کف پاش رو به لبام میمالید و تو کونم تلمبه میزد بعد ده دقیقه پاهام داد بالا تو چشمام نگاه کرد و تخمامو مالید گذاشت رو کونم دیلدو رو و کرد توم منو میکرد و بلند میخندید و میگفت داری به زن بابات کون میدی نفله؟میگفتم بله میگفت جووون مفعول من باید بشی غذات عرق کف پا و کون منه صاحب و بکنت منم و برده ی منی کونی و تلمبه هاشو محکم کرد بعد یک ربع کمر زدن از روم بلند شد کونمو نگاه کرد انگشتشو کرد توم و گفت چه قدر این خونت تحریک کنندس جووووون و منم حس پارگی داشتم گفت به جایی میرسونمت که تمام وسایل آرایشم تو کونت جا بشه بلند شو بهم سجده کن سجده کردم به طرفش کف پاشو آورد سمت صورتم گفت حقارتتو نشون بده لبامو چسبوندم کف پاش و عین سگ میبوسیدم و لیس میزدم و میگفت پاهای کسی که پارت کرده رو بلیس حقیر لیس میزدم اومد پشتم و کونم یوهو سوخت شاشید رو کون پارم و آه کشید با همون کس شاشی منو خوابوند و نشست رو صورتمو گفت بلیس چوچولش تو دهنم بود چکه های شاشش تو دهنم ریخت و کسشو لیس میزدم و شدید آه میکشید وحشتناک سیلی میزد بهم و نوک سینمو میکشید با چند دقیقه که کس خوردم رو صورتم آروم گرفت از روم بلند شد و گفت گمشو تو حموم و خودش چون کونم پاره بود تمیز کرد کف خونرو رفتم تو حموم و مشغول پاک کردن کونم شدم


    اومدم بیرون و گفت بیا بشین کارت دارم رفتم پیشش و گفت ببین سگ توله من به محبوبه(خوهرش) و مامانم (نیره) هم گفتم که تو سگ منی و از این به بعد سگ سه تامونی ولی از کارهای جنسیمون چیزی بهشون نمیگی تو فقط یه زیرپایی هستی واسه ما گفتم بله سرورم برام جالب بود آخه خواهرش مهندس و مامانش هم معلم بود و همیشه محترم بودن حالا باید سگشون میشدم و حقارتم رو جار میزدم جلوشون...


    نوشته: پویا

  • 18

  • 18




  • نظرات:
    •   Mohsensexi640
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • به بههههه داستان جدید


    •   j.j.buffon
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • اصلا فازتون رو درک نمیکنم . آخه کصاخیل (جمع کوصخل ها ) تحقیر شدن و برده شدن چه لذتی داره .


    •   Mohsensexi640
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • به بههههه داستان جدید . دستور میدم دفعه بعد بگو نامادریت بنویسه تا کیونش رو بزاریم


    •   Majid3334
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • حالمو بهم زدى


    •   پریشانحال
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • حالم بهم خورد کسمشنگ


    •   mannamanam1
    • 5 ماه،3 هفته
      • 1

    • آقا تا یه حدی روانی بشید که معقول باشه (dash)


    •   Binamariai
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • دستور میدم دیگه ننویس توله سگ


    •   terena
    • 5 ماه،3 هفته
      • 2

    • جاکش پارکتو عوض کن ، جنسش اشغاله


    •   soheil_koni_22
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • khobe


    •   kossskooon
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • یعنی من همه عادت های جنسی رو یه جوری باهاش کنار اومدم ولی این بردگی رو هر چی تلاش کردم درک نکردم لذت کجاس خواهشا منو اگاه کنید دارم روانی میشم یهو عنان از کف میدم نویسنده این داستانو یه جوری میگام که سوراخاش به تونل های جاده فیروزکوه بگن زکی


    •   Ahwaz.1994
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • (dash)


    •   Masoudr64
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • کس مشنگ این چیه دیگه چقدرم با افتخار نوشتی انگار کوه الپ فتح کردی خخخخخخخخخخخااااااااااااااااااکککککککککککککککک


    •   Goodboy009
    • 5 ماه،3 هفته
      • 2

    • آقا همچیش رو بگیم واقعی من درک نمیکنم چطوری وقتی میخواس تلنبه بزنه و تو قمبل کرده بودی پاشو گذاش رو صورتت
      هر طور حساب میکنم میخوره زمین ??????????????????


    •   ناصر39
    • 5 ماه،3 هفته
      • 1

    • شما بیماری - باید بری پیش روانپزشک


    •   Gankr koy
    • 5 ماه،3 هفته
      • 1

    • ناصر جان درسته بیماره ولی خطرناکم هست باید در بیمارستان روانی ها تا بهبودی کامل قرنطینه بشه.


    •   21alimadad@gmail.com
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • کیر خر تو علاقتون


    •   Cnamd
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • خوب بود ایول..دوستانیم که دوس ندارن و فحش میدن..اخه بیشعورا میبینین که تاپیکو..کونتون میخاره میاین میخونین؟


    •   Sh82
    • 5 ماه،3 هفته
      • 0

    • عالیییییییی بعدیشم بزلر


    •   bache.sefid
    • 5 ماه،2 هفته
      • 0

    • چه عجب. با داستان جدید برگشتی. ولی واقعا خیلی بدبختی. آبروی هرچی مرد و مردانگی بود رو بردی.


    •   msbhello@
    • 5 ماه،1 هفته
      • 0

    • کیرم تو کله جقیته میدونی چرا تو با مغزت جق میزنی


    •   رامین_اسلیو_اوبی
    • 4 روز،19 ساعت
      • 0

    • رامین30.ازتهران*برده ومفعولم حضوری برای آقا/خانم/زوج/گروهی. لطفابا تماس تصویری و مکان باشید. اس.ک.ا.ی.پ و و.ا.ت.س.ا.پ و ا.ی.م.و دارم


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو