بردگی واسه خانوم دکتر

1397/04/03

سلام اسمم رضا ۲۲سالمه همونطور که تو داستان قبلی گفتم ب بردگی علاقه دارم،چن وقت پیش ازین مضوع احساس خوبی نداشتم واسه همین تصمیم گرفتم از یه روانشناس مشاوره بگیرم، یه خانوم دکتری بود که خیلی تعریفشو میکردن یه وقت گرفتم و دو روز بعدش رفتم وقتی که وارد اتاقش شدم با دیدنش باز اون حسم اومد سراغم
خانوم دکتر کمالی ۳۷ساله خیلی پر ابهت و واقعا خوشگل بو و یه مانتوی بلند که تا ساق پاش اومده بودو بغلاش چاک داشت تنش بود روی مبل روبروی میز کارش نشسته بود. سلام کرد ازم خواست که بشینم رفتم روبروش نشستمو بعد از سلام کردن ازم خواست که مشکلمو بگم منم شرو کردم به گفتن، خانوم دکتر من یه مشکل جنسی دارم اونم اینه که علاقه زیادی به بردگی جنسی دارم عا نمیتونم جلوی این حسم ایستادگی کنم عایا راهی واسه ترک این کار هست،همیطور که میخکوب با تعجب نگاه میکرد بعد از مکثی کوتاه گفت خوب من تو این موضوع بیشتر به مریضام دارو تجویز میکنم که تو بعضیا باعث بوجود اومدن عوارضی میشه واسه تو هم باید همینکارو کنم یا اینکه اگه بخوای براهت ادامه بدی،واست که ضرری نداره اگه اینکه تو جامعه و برخورد دیگران مشکلی نداشته باشی، منکه همینطور که محوش شده بودم تو ذهنم خیال پردازی میکردم دیدم ک بلند شد دس ب سینه وایسادو گفت الان رو من ک این حسو نداری،یکم با خجالتو التماس نگاش کردمو سرمو انداختم پایین،یه خنده ای کردو گفت پس نمیخوای ادم شی رفت پشت میزش نشستو رفت سراغ گوشیش بعد از پنج دیقه که همینطور سرم پایین بود زیرچشی نگاش میردمو منتظر بودم ی چیزی بگه که گفت پاشو وایسا وایسادم عا نگاش کردم چهره بی تفاوتی که غرور توش موج میزد به خودش گرفته بود،با لحن تندو دستوری گفت زانو بزن منم که دیگه میدونستم چی میخواد بشه سری زانو زدم گفت چاردستوپا با نزدیک با سرعت مبلو دور زدم رفتم کنار میزش جلو صندلیش، یه کفش پاشنه بلند مشکی پاش بود که برق میزد پاشو زد زیر چونم سرمو اورد بالا گفت تا اینجا که اومدی دیگه راه برگشتی نیس منم همینطور فقد اجزانه نگاش میکردم عا داشتم لذت میبردم از لحظه،پاشو از زیر فکم کشید انداخت رو اون یکی پاش گفت یالا از کفشام شرو کن منم شرو کردم بوسیدن کفشاش بعد بوسیدن تمام نقاط کفشش گفت که درش بیارم کفششو ک در اوردم مهو پاهای خوش فرمش شدم که لاک سیاه زده بود به ناخونای خوشگلش،پاشو گذاشت رو صورتم جوری که بینیم زیر انگشتاش بودو لبم چسپیده بود به کف پاش،گفت بو بکش حسش کن منم با تمام وجود نفس میکشیدم عا لبامو بیشتر میچسپوندم ب کف پاش بعد از چن دیقه بوییدن پاهاش شرو کردم ب بوسیدن تک تک انگشتاشو مکیدمو شرو کردم ب لیسیدن کف پاش بعد چن لحه گفت دراز بکش سری دارز کش شدم زیر پاهاش گفت دهنتو وا کن واز کردم پاشو گذاشت رو صورتمو اب دهنشو ریخت رو انگشتاشو کرد تو دهنم گفت بخوووور برده من همشو بخور همینطور که داشتم انگشتاشو میمکیدم پاشو فشار داد عا کل انگشتاشو جا داد تو دهنم عا هی بالا پایین میکرد. بعد دوسه بار تکرار کارش دستور داد که بلند شم کفشاشو پاش کنم اینکارو که کردم شمارمو گرفت گفت منتظر تماسم باش تو این دوسه روز بهت خبر میدم باید بیای جلو شوهرم واسم بردگی کنی مشکلی ک نداری منکه دو دل بودم چی جواب بدم بگم اره یا نه سرمو ب نشونه ندونستن تکون دادم گفت خوبه برو منتظر تماسم باش رفتم سه چهار روز گذشتو من منتظر زنگش بودم روز پنجم بعدظهر بود که زنگ زد ادرس گرفت ک بیاد،اماده شدم رفتم سر خیابون که دیدم گوشیم زنگ خورد گفت کجایی پس گفتم سر خیابونم شما کجایی گفت بیا بالاتر دم مبلمان فروشی رفتم دیدم تو ماشین نشسته یه بی ام و مشکی داشت سوار شدم سلام کردم گفتم من امادم بریم گفت خوبه حرکت کردیم تو راه کلا ساکت بودم حرفی بینمون ردو بدل نشد تا رسیدیم یه خونه ویلایی شیک تو بالا شهر داشتن وارد خونه که شدیم راهنماییم کرد اوتاق خواب گفت لباساتو در میاری پای تخت میشینی تا بیام چشم گفتمو رفتم کاری که خواست کردم بعد نیم ساعتی وارد اتاق شد یه ست لباس زیر مشکی پوشیده بود با این جوراب شلواریایی ک طوریه طرح دار دارن کون بزرگ خوش فرمی داشت سینهاشم ک مهشر بود کلا اندام فوق الاده ای داشت بی نظیر بود،اومد نشست لبه تخت دستی کشید رو سرمو گفت از علان دیگه حرفی نمیزنی و فقد منتظره دستور میمونی و همه دستوراتو با اشتیاق انجام میدی چشم گفتمو صدای در اومد که بسته شد شوهرش از باشگاه اومده بود تو پذیرایی بود که صداش اومد گفت عزیزم من اومدم میرم یه دوش بگیرم سرور ماهم جواب داد باشه عزیزم منتظرتم،بهم گفت شروکن تا عشقم میاد کفشامو تمیز کن منم شرو کردم ب لیسین کفشاش وقتی شوهرش اومد داخل اتاق خواب منو دید گفت به به میبینم ی توله زیر پات داری سرورم گفت اهم اوردم ببینم داشتنش چه حالی میده شوهرش نزدیک شدبانو وایساد همدیگرو بغل کردنو شرو کردن به لب گرفتن
منم کنار پای بانو دراز کشیده بودمو همچنان داشتم پای خانومو ک تو کفشاش بود میبوسیدم عا نگاشون میکردم که دارن بالا سرم عشق مکنن شوهر خوش هیکل ورزش کاری داشت،بانو حوله ای که دور کمر شوهرش بودو واز کرد عا کیر کلفت شوهرشو مشت کردو گفت جون میخوام بخورمش مرده یه نگاهی بم انداختو نیشخندی زدو گفت بیا بالاتر منم بوسه امو رسوندم ب پشت زانو سرورم گفت بیا بالاتر رفتم بالاتر رسیدم به کون بزرگ ماهیچه ای خانوم که شورتش لای دوتا قمبله کونش بود
پشت سرهم میبوسدم با دستاش دوطرف باسن بانورو گرفت لاشو واز کردشورتو کنار زد گفت شرو کن بخور یالا منم شرو کردم بوسیدن سوراخ باسن بانو زبونمو میکشدم روش لبامو دور سوراخش غنچه کردمو اب دهنمو میریختمو میمکیدمو زبونمو فشار میدادم تو،پاهاشو از هم واکرد سرمو بردم لای پاش شرو کردن ب خوردن کسش با تمام ولع میخوردم عا کیر شوهرش تو دستش بود قشنگ جلو صورتم بود میمالید کیرشو رو پیشونیم میفت جوون بخور که میخوام اینو بکنم توش بدم بخوریش منم با ولع بیشتر مخوردم عا زبونمو میکردم توش بعد پنج دیقه که تو این پزیشن بودیم بانو نشست سرپا منم ک زیرش دراز کشیدم بین دوتا سوراخشو میمکیدم کیر شوهرشو در اورد عا شرو کرد بخوردن کیر شوهرش کلفت دراز بود تا ته میکرد تو دهنش عق میزد اب دهنشو میریخت تو دهنم بعد خوردنش بلند شد از روم گفت برو رو تخت دراز بکش رفتم سری تاق واز خوابیدم با نو اومد روم کسش قشنگ جلو چشام بود شوهرش اومد رو تخت عا کیرشو گذاشت رو کسش کیرشو که با دست بالا پایین میکرد از پایین میخورد تو صورتم از بالا هم میخورد ب کس بانو بعد کیرشو یواش فرستاد داخل عا شرو کرد ب عقبو جلو کردن من از فاصله چند سانتی داشتم میدیدم ک کیر بزرگش وارد بانو میشد بانو اه میکشیدو میگفت وای بکن همشو بکن تو, زد به پام گفت چرا بیکاری توله منم زبونمو رسوندم ب کس خانوم کیرو کسو باهم میلیسیدم بعد از چن بار تکرار کیرشو در اورد کیرش خیس خیس بود ک گذاشت دهنمو گفت بخور منم شرو کردم ب ساک زدن بعد اینکه کیرشو چن باری تو دهنم جلو عقب کرد بلند شد بانورو به پهلو خوابوند لبه تخت بم گفت بیا زیر پا بشین رفتم کف اتاق کنار تخت نشستم عا شرو کردم به لیسیدن سوراخ کون بانو،خوب که خیس شد اروم اروم کیرشو کرد داخلش بانو دستور داد انگشتای پاشو بلیسم صورتمو چسپوندم ب کف پاش شرو کردم ب بوسیدن کل انگشتای پاشو میکردم تو دهنمو میمکیدمشون قشنگ داشتم میدیدم که چجوری اون کیر بزرگشو تو کون بانو عقبو جلو میکنه تو همین حال بود که گفت بیا نزدیک سرمو چسپوندم ب پشت رون بانو جوری که دهنم با کیری که واردش میشد چن سانت فاصله داشت،کیرشو در اورد یواش عا کرد تو دهنم بعد دوسه بار عقبو جلو کردن باز کرد تو کون بانوو دوباره در اورد کرد تو دهنم چنباری این کارو ادامه داد بعدش خوابید رو تخت عا بانو رفت روش کیرشو کرد تو کسشو شرو کرد لب گرفتن از شوهرش منم از پشت سوراخ کونشو زبون میزدم هردو به اوج رسیده بودن که شوهرش ارضا شد ابشو خالی کرد توش بانو دستور داد ک روزمین دراز بکشم وقتی دراز کشیدم اومد سرپا نشست رو صورتم گفت دهنتو واز کن میخوام خالی کنم تو دهنت باید همشو بخوری عا ی قطرشم هدر ندی،کسشو تنظیم کرد رو دهنمو ب خودش فشار اورد قطره قطره منی که تو کسش بود میچکید تو دهنم وقتی که تموم شد نشست روم گفت زبونتو بکن تو قشنگ تمیز کن،زبونمو تا جایی که میتونستم میفرستادم توش میچرخوندم.
بعد از این ما جرا هر وقت بم ناز داشت زنگ میزد میومد دنبالم
امید وارم ک خوشتون اومده باشه
اونایی که خوششون نیومد اصلا مهم نیستن اما اونایی که خوششون اومد زیر داستان بگن تا اگه شد بیشتر اینجور داستانارو ارائه بدیم.

نوشته: rEzA


👍 11
👎 20
38359 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

696953
2018-06-24 21:02:29 +0430 +0430
NA

چن تا چيزو نفهميدم مثلا عا يعني چي؟!؟!يا خانم دكتر روانشناس ميسترس بود!!!شوهرشم اومد خونه و قبول كرد سه تايي بريزين رو هم!!!عجب… يا زمونه داره ب گه كشيده ميشه يا مخ تو از شدت جق تحليل رفته

3 ❤️

696956
2018-06-24 21:10:29 +0430 +0430

چرت بود همش

1 ❤️

696990
2018-06-24 22:25:00 +0430 +0430
NA

بخش اعصاب خرد کنش این عا ی لعنتی بود یعنی چی واقعا؟!؟!؟!؟

1 ❤️

696992
2018-06-24 22:26:58 +0430 +0430

كير إز تو كوّن اون دراورد كرد تو دهنت ؟ إز همه جا دنيا كس و كون كردم اما با اين داستان تازه فهميدم چقدر تميز و ناز كردم .

1 ❤️

696994
2018-06-24 22:39:08 +0430 +0430

خخخخ اصفهانیه نویسندش داستانم با لهجش نوشته
عا کیرم دهنت عا خاک بر سر خالی بندت

1 ❤️

697023
2018-06-25 01:58:34 +0430 +0430

وااای من کم کم دارم تصمیم میگیرم دیگه داستان نخونم تو سایت
هر داستاتی که آپلود میشه مرزای کسشعر و خالی بندی و خزعبلات رو به سبک خودش جابجا میکنه ناموسا

حالا کاری به راست و دروغش ندارم یکی که میفهمه اون " عا " ینی چی بیاد توضیح بده شاید یچی از داستان حالیم شد:/

1 ❤️

697024
2018-06-25 01:59:41 +0430 +0430

سفت مختو گاییدم ، یعنی ایرج میرزا عا اگه تخیل تورو داشت عا الان یه منظومه سکسی سروده بود عا عا عا…
پلشت هرچی رو توو حرف زدن میگی که نباید بنویسی :-))

1 ❤️

697041
2018-06-25 04:09:28 +0430 +0430

گویا دادامون بچه اصفهان تشریف دارن.
این “عا” هم به معنی “و” (واو عطف) هست.

2 ❤️

697053
2018-06-25 06:45:06 +0430 +0430

تا عا خوندم. لهجه چی میگه تو متن آخه

0 ❤️

697054
2018-06-25 06:47:23 +0430 +0430

عا؟

0 ❤️

697055
2018-06-25 06:55:07 +0430 +0430

ببین عزیزم من خودم شدید ترین حس بردگی رو دارم ولی اینی که تو نوشتی کسشعری بیش نبود. منگل

1 ❤️

697093
2018-06-25 11:45:23 +0430 +0430

واقعی یا غیر واقعیشو نمیدونم ولی زیبا بود و قشنگ

1 ❤️

697094
2018-06-25 11:49:06 +0430 +0430

ادرس این خانم دکتر رو برام بفرست کارش دارم. قربونت

0 ❤️

697118
2018-06-25 14:17:46 +0430 +0430
NA

كسخل اوني كه بي ام و داره متخصص قلبي چيزيه نه روانپزشك ???

0 ❤️

697126
2018-06-25 15:28:31 +0430 +0430

عا جقي قهاري هستي عا (clap)

0 ❤️

697140
2018-06-25 17:47:12 +0430 +0430

احتمالا نرفتی عا دامپزشک عا کیر اسب و خر عا بکنه تو کونت؟؟؟؟

0 ❤️

697178
2018-06-25 21:20:09 +0430 +0430

رفتم خونتون عا دیدم مامانت تنهاست عا منم گرفتم کردمش عا بعد خواهرت اومد عا اونم گاییدم عا

0 ❤️

697214
2018-06-25 22:38:41 +0430 +0430

خوبه منم یه برده میخوام عایا میای بردم شی چنان شخمت بزنم که گل قالیو بچینی

0 ❤️

697229
2018-06-25 23:37:00 +0430 +0430

دیوس نگفت بیا خونه همون مطب کس و کونتو هوا کرد مریض بعدی نگفت این رفته جراحی یا ویزیت شه؟ منشی چی؟ حتما میدونست داره کونتو میذاره خودش رفت به باقی مریضام گفت کونیا مطب تعطیله خانم دکتر داره یه کونی و میکنه (dash)

1 ❤️

697242
2018-06-26 05:04:05 +0430 +0430

حیف کیر خر با 5 تا پا بره تو کون ننت
عوضی گوزو اینم تراوشات ذهن مدفوع خری(کیری نه) جناب عالی بود
در کل اتوبوس های بی ار تی خط 4 تو کونت

0 ❤️

697260
2018-06-26 06:32:57 +0430 +0430
NA

آکثر داستانا تخیلی و چرت شدن

0 ❤️

697278
2018-06-26 09:17:16 +0430 +0430

عا این ک تاق واز خوابیدی یعنی چجور خوابیدی؟
عا ریدی تو ادبیات
عا حروف ربط
عا و

0 ❤️

697306
2018-06-26 12:09:00 +0430 +0430

میدونم که داستان واقعی نبود ولی من خوشم اومد البته اهل برده شدن هم نیستم ولی باداستان حال کردم

0 ❤️

706165
2018-07-28 20:06:58 +0430 +0430

عای کیرم دهنت با این کسشرت (dash) (dash)

0 ❤️

721812
2018-10-04 09:00:15 +0330 +0330

حتما بازم بنویس

0 ❤️

744155
2019-01-27 22:20:39 +0330 +0330

جالب بود مثل تجربه من موقع سکس خانمم با دوست پسرش

0 ❤️





Top Bottom