بعد حداقل یک سال ، بهترین سکس عمرم

    سلام ، اسم من فریبا ۳۵ سالمه
    بیشتر از یک و نیم سال میشه شوهرم بخاطر ورشکستگی و بدهی رو به مواد مخدر آورده و من بخاطر آبروی خودمو خانوادم یه سالی میشه دست بچمو گرفتم و تو خونه پدریم زندگی میکنم
    مهدی پدرشو دوست داره و تقریبا هر هفته میره خونه و یکی دو روز پیشش میمونه ولی من دیگه از زندگی قبلیم سیرم
    از اون موقع به بعد دیگه هیچ سکسی نداشتم حتی همکارام با فرض اینکه شوهر دارم نزدیکم نمیشن ، اینطوری شد که برا برطرف‌کردن نیاز جنسیم سایت های سکسی و اینجور چیزا رو میگردم بعضی وقتا
    دو هفته قبل چهارشنبه دختر خالم از شهرستان خبر دادن که میان خونه ما ، از یه طرفم مادرشوهر اونیکی دختر خالم وضعش خوب نبود و همه منتظر مرگش بودن
    بعد از ظهر وقتی مهمونا اومده بودن و دور هم نشسته بودیم خبر مرگ مادر شوهر دختر خالم رسید و گفتن فردا قراره تو وادی رحمت ساعت ۱۰ اینا تشییع بشه
    پسر دختر خالم محمد به گفته خودش ۷ ساله بدنسازی کار میکنه و قدش حدود ۱۸۵ و وزنشم۹۰ کیلو هست البته اینا رو پرسیدم ازش حدسی نیست ، خیلی خوشتیپ و شیک پوش ، دور بازو هاش نظر همه رو به خودش جلب میکنه که منم یکی
    فردای اونروز پنچ شنبه صبح بابا و مامام به همراه دختر خاله و شوهرش رفتن وادی رحمت منم موندم واسه آماده کردن ناهار و صبحانه برا پسر خودم و دو تا پسر دخترخاله
    بعد صبحانه پسر کوچیک دخترخاله و مهدی رفتن گیم نت با هم بازی‌کنن منو محمد با هم تو خونه تنها بودیم
    نمیدونم چرا یه حس عجیبی داشتم هی بهش نگاه میکردم اندامش خیلی به نظرم جذاب میومد ، البته اون عین خیالشم نبود کتاب دستش نشسته بود واسه امتحان پایانترم تابستان درس میخوند ، رفتم پیشش نشستم از باشگاه و دانشگاه اینا پرسیدم سر صحبت رو باهاش باز کردم یواش یواش رسیدم به موضوع ازدواج ، اولش میخندید و درستو حسابی جواب نمیداد ، بهش گفتم زیاد مجرد نمون اذیت میشی خندید و گفت نگران نباش یکم ساکت شدم ،ازم پرسید خودت چرا ازدواج نمیکنی سختت نیست اینجوری موندن ؟ جوابی نداشتم بهش بدم فقط گفتم سخته ولی باید باهاش کنار بیام
    ازش پرسیدم دوس دختر اینا داری که اینجوری میگی نگران نباش ؟ بازم داشت میخندید و گفت میخوام چیکار ؟ میخواستم هر جور شده حس خودمو بهش بگم ، بهش گفتم خودت میدونی چقدر جذابی میتونی هر کیو بخوای بدست بیاری ،
    منظورمو از لحن گفتنم فهمیده بود و داشت با زیر چشم بهم نگاه میکرد
    رفتم براش یه چایی آوردم و موقع برگشتن دستمو گرفت ، قلبم داشت تند تند میزد منو کشید سمت خودش و نفهمیدم چی شد یهو دیدم منو نشونده روی پاهای خودش ، بهم میگفت تو خیلی سکسی هستی و اینجور حرفا
    لباشو چسبوند به لبام منم باهاش همراهی کردم ، داشت ممه هامو میمالید
    گفتم بریم روی تخت ،قبل اینکه بخوابم رو تخت پیرهنمو درآوردم سوتینمم محمد دراورد ، ممه هامو داشت میخورد این حسو خیلی وقت بود فراموش کرده بودم عالی بود ،روم دراز کشیده بود با دهنش میخورد و با دستش اونیکی رو میمالید‌ ، یکم که خورد یواش یواش دستشو برد داخل شورتم با هاش کسمو میمالید ، کسم کامل خیس شده بود دلم میخواست هر چی زود تر کیرشو ببینم ، از روم بلند شد تیشرت و شلوار و شورتشو درآورد ، کیرش واقعا خوش فرم و زیبا بود آماده میشدم بیاد بخابه روم یهو دیدم از بازوم گرفت و بلندم کرد کیرشو گرفت طرف دهنم گفت ساک بزن ، اصلا توقع نداشتم ازم بخواد براش بخورم با دستم گرفتمش و یواش یواش سرشو لیس میزدم یکم که خوردم موهای سرمو گرفت و داشت تلمبه میزد کیرش تا انتهای دهنم میرفت و برمیگشت و فکر اینکه یه پسر ۲۳ساله داره باهام چیکار میکنه خیلی برام خنده دار بود
    بعد اینکه از دهنم خسته شد منو خوابوند و کیرشو گذاشت لای کسم با فشار و جلو عقب کردن داشت کسمو میکرد وای چه حالی میداد هی میگفتم یواش ولی دوست داشتم تند تند بزنه
    بعدش کیرشو کشید و به پشت خوابوندم و کمرمو بلند کرد ، تو حالت چهار دستو پا بودم و بازم داشت قشنگ به کسم تلمبه میزد و از یه طرفم با دستش میمالید و منم آه و ناله میکردم بعد یه مدت دیدم با انگشتش با سوراخ کونم بازی میکنه و ازم پرسید تا حالا از پشت دادی؟
    سوال مسخره ای بود چون قبلا با شوهرم سکس از پشت حداقل سالی سه چهار بار داشتم گفتم اره ولی الان نمیشه
    همینو که گفتم انگشتشو کرد داخل کونم یکم درد داشت

    بعدش کیرشو گذاشت سوراخ کونم و داشت فشار میداد ، بهش گفتم نمیخوام کون بدم نمیچسبه بهم ، قبول نکرد گفت زیاد نمیکنم نترس،
    کیرشو تا دسته کرده بود داخل کونم و تلمبه میزد داشتم از درد میمردم وقتی دید درد میکنه کیرشو کشید و گفت گفتم که زیاد نمیکنم
    آبم داره میاد
    کیرشو گذاشت لای ممه هام و جلو عقب میکرد منم با کسم ور میرفتم که ارضا بشم ، هی میگفت آبمو بریزم دهنت منم قبول نمیکردم چون قبلا طعمشو چشیده بودم خوشم نمیومد یهو دیدم آبش اومد و پاشید رو سینمو یکمشم پاشیده بود رو صورتم ،‌چسبندگی خاصی داشت ، کیرشو گذاشته بود رو صورتم و جلو عقب میکرد


    بغلم دراز کشید و با دستای زبرش افتاد به جون کسم ، همون چیزی بود که میخواستم و بعد یه مدت منم ارضا شدم
    بعدش رفت و دستمال کاغذی آورد و سینمو پاک کرد ، هر دو لباسمون رو پوشیدیم تا یه وقت بقیه برگشتن نفهمن
    سر سفره ناهار نمیتونستم بهش نگاه کنم و ازش خجالت میکشیدم


    نوشته: فریبا

  • 15

  • 17




  • نظرات:
    •   koohyar.meshki posh
    • 2 ماه،4 هفته
      • 4

    • این قسمت: جنده ی خجالتی


    •   bn1380
    • 2 ماه،4 هفته
      • 3

    • کستانی دگر اندر این سایت مسخره
      کم جق بزن ادمین
      بالام جان دقت کن
      دیس اول به همراه کیر هفتمین کسی که اینجا کامنت مینویسه تو کون و کست
      حالا چرا هفتی؟ خودمم نمیدونم خخخ


    •   boam
    • 2 ماه،4 هفته
      • 5

    • فریبا جان ، 35 بار کیرم دهنت


    •   aminrezvani
    • 2 ماه،4 هفته
      • 3

    • رویایی اینها از خارجی ها یاد گرفتن رفتم زیر فیلم های خارجی ها رو نگاه کردم که همشون گفتن فرست کامنت و بقیه هم بهشون تبریک میگن اینچیز ها تو یوتوب پره


    •   جان.کوچولو
    • 2 ماه،4 هفته
      • 7

    • ی کم فکر کن به جای چایی ،
      شربت نبود؟؟؟


    •   lovely_grl
    • 2 ماه،4 هفته
      • 14

    • شما خیلی عوضی تشریف دارید.. خب اول طلاق بگیر بعد ب جنده بازیت برس


    •   mehdi.98
    • 2 ماه،4 هفته
      • 3

    • تو محرم زیادی حشری شده نمیدونه کجا خودشو خالی کنه


    •   shahx-1
    • 2 ماه،4 هفته
      • 11

    • خجالتت کشته منو!!!!! (biggrin)


    •   hamid30gari
    • 2 ماه،4 هفته
      • 10

    • خب خوبه باز آخرش خجالت کشیدی چندش.
      بعدشم طرف وقتی بار اول بخواد یکی رو بکنه ازش میپرسه که از پشت بکنم یا نه دیگه.این کجاش مسخرس؟
      با داستانت حال نکردم.
      حالم از آدمایی که تا پول داری رفیقتن به هم میخوره و تو هم یکی از اونایی.
      درسته تو گفتی بخاطر اعتیادش ولش کردی ولی اگه همچنان پولدار بود و اعتیادم داشت باز باهاش میموندی ولی الان چون بی پوله ولش کردی.
      بنظرم اگر تو زنه خوبی بودی اصلا اجازه نمیدادی طرف معتاد بشه اگرم شده بود و کار از کار گذشته بود تو اگه خوب بودی کنارش میموندی و کمک میکردی به زندگی برگرده و ترکش میدادی نه اینکه بری دنبال جنده بازی خودت.
      دیسلایک
      موفق باشی جیندا


    •   Neshane21
    • 2 ماه،4 هفته
      • 11

    • اعتیاد شوهرت آبرو ریزیه ولی سکس با پسردختر خاله ات تو خونه مادرت نه!.. اسگل و عقب مونده ام خودتی احمق خانوم


    •   Roya_khanom
    • 2 ماه،4 هفته
      • 3

    • سلام دوستی تو هم مثل من هستی البته با یه کم تفاوت (clap) (clap)


    •   hamedteh
    • 2 ماه،4 هفته
      • 4

    • جالبه که جنس مونث فقط بفکر پوله


      تا دیده شوهره ورشکست شده ولش کرده


    •   Kosdat
    • 2 ماه،4 هفته
      • 2

    • جقی اگه یه ماه نزنه بعد بزن یکی از بعترین جقاش میشه جنده خانوم از کس نکردت چطو بهترینه داری اشتباه میزنی


    •   thickk
    • 2 ماه،4 هفته
      • 2

    • آبش چسبندگی خاصی داشت؟ جنده تا حالا آب ندیده بودی مگه؟ بار اولت بود؟
      با دستای زبرش افتاد به جون کست؟ مگه دو تا دستش رو میکرده توت؟ نهایتا چن تا انگشت یه دستش. زبر دست توعه که کیرت رو زخم کرده، زبر دوس داری سمباده هست بزن کیرت بقیه اش هم بره


    •   hari.chobin
    • 2 ماه،4 هفته
      • 2

    • کسکش دروغگو


    •   ali.gh061
    • 2 ماه،4 هفته
      • 1

    • آخیش خجالت کشیدی؟؟از کی؟؟از خودت یا شوهرت یا بچه ات یا اون جوانی ک خرش کردی بکنت!!!جندگی ک خجالت نداره.راحت باش.حیف فوش.مطمعنم ک متاهلی و قهر هم نکردی بخاطر اون خجالت و اینکه اینجا برا کارت توجیح داشته باشی شوهر بدبختت رو عملی و معتاد معرفی کردی.ولی تو جذب اون هیکل بودی و باید بهش میدادی.پس خجالت نکش بازم برو بهش بده ک ایندفعه زیاد تو کونت بزاره .دیس 9


    •   323Mazda
    • 2 ماه،4 هفته
      • 1

    • تصحیح میکنم. شوهرت بخاطر هرزگی تو رو ب مواد مخدر اورده. چون تو زن زندگی نبودی.چطور موقع دادن ترس از آبروی خانوادت نداشتی عن. اون معتاد شد ترسیدی آبروتون بره.


    •   مهتی.پاشنه.طلا
    • 2 ماه،4 هفته
      • 5

    • کسخول جان فقط شش ماه شوهره رو تحمل کردی ؟؟
      مواد میکشه که بیشتر تلمبه میزنه برات ابله
      و آخر کار هم طبق داستانهای تخیلی حتما باید کونت هم بزاره !!
      پسرک ابله جقی


    •   وب.گرد
    • 2 ماه،4 هفته
      • 2

    • بابا خجالتی!
      شما جنده نیستی احیانا؟
      سوال مسخره ایه نه؟ (:


    •   royaei
    • 2 ماه،4 هفته
      • 3

    • فقط نگفتی اون چایی که آوردی تکلیفش چی شد ؟
      خوب نبود ؛
      بقیه رو هم‌ که بقیه گفتن ؛
      موفق باشی


    •   Koshti.pars
    • 2 ماه،4 هفته
      • 1

    • متنت رو به یک جنده با سابقه نشون دادم گریش گرفت گفت تو عابرو هرچی جندس بردی
      توف به ذات همه پدرات


    •   Sepidarsal
    • 2 ماه،4 هفته
      • 1

    • بگو هرروز بکنتت جفتتون حال کنید


    •   016Ali
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • نفر سومم
      هر کی خاس بگه


    •   koskholkir.koloft
    • 2 ماه،4 هفته
      • 2

    • چند وقیتیه داستان های شهوانی بس که تخمی شدن ادم کشش نداره بره بخونه


      نه_به_گایش_مغز


    •   ElnIMa
    • 2 ماه،4 هفته
      • 4

    • من نمیدونم این داستان ها چقدرش واقعیه ولی کلا شده خیانت.ببخشید ولی خب آدم لاشی تو که نمیتونی زندگی کنی مثل آدم برو طلاق بگیر بعد هم برو پی دادنت . ولی امثال تو هم دنبال پول شوهرن و هم عشق و حال خودشون. حتما این کسشر هام حقوق زنه و فمنیسته؟ تو مسائل دیگه هم تو ایران خواستار حمایت توسط مردا هستن. ایران بهشت برای زن های بده. اون شوهره دهنش گاییده شده. خاک بر سرت.
      اون شوهر بیچاره هم برای وضعیت بهتر تو و بچش تو زندگیش ریسک کرده که به اونجا رسیده. به جایی که دستش رو بگیری میری پی جنده بازیت.


    •   mrchicco
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • در عجبم که چطور از طرف خودتون حکم میدید و نسخه تجویز میکنید و اصلا هم جای اون شخص نیستید تا شرایط رو بدونید و تصمیم بگیرید که اگه جای همین شخص باشید شاید بدتر هم رفتارکنید اما الهی خدا هیچکس و مجبور به چنین کارهایی نکنه


    •   mohamad.j7828
    • 2 ماه،4 هفته
      • 1

    • اگه بازم میخوای پیام بده خصوصیم


    •   Vashkin
    • 2 ماه،4 هفته
      • 1

    • نووش جانت
      فقط اولش خیلی شلوغ کردی،دختر خاله و پسر خاله و ...


    •   Cukur
    • 2 ماه،4 هفته
      • 0

    • خوب شد گفتی ممه تو با دهنش میخورد من فک کردم با گوشش میخورد حتما دگ بعد اون ب همکاراتم راحت میدادی دگ بابا همه اونایی ک داستان مینویسن تبریزی هستن پ چرا ما از این بده ها پیدا نمیکنیم. پوخ تکین اوزلرین توتولار


    •   Eliminator01
    • 2 ماه،3 هفته
      • 0

    • اصلا بلد نبوده چطور با یه خانوم رفتار کنه اگه خودم بودم اونجا


    •   shahvati2020
    • 1 هفته،4 روز
      • 0

    • نخودت بهش گفتی بیا بکن بعدش خجالت هم کشیدی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو