داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

بلند کردن آزیتان جون

1390/12/10

با سلام خدمت دوستان عزیز من حبیب (مستعار) 30 ساله از جنوب ایران این خاطره سکس را که براتون میخوام تعریف کنم برمیگرده به سال 76 البته من سکس زیاد داشتم بگذریم یکم از خودم بگم قد 180 چهار شونه هیکل ورزشکاری پوست تقریبا سفید حمل بر تعریف نباشه خوش تیپ بودم (البته الان دیگه …) تمامی دخترای محل تو کف من بودن قبل از اینک دانشگاه قبول بشم 1 سال پشت کنکوری بودم وبا یکی از دوستام که خیلی باهاش خوب بودم میرفتیم کتابخانه واسه درس خوندن ماجرا از این جا شروع شد که یک روز ظهر بعد از این که با رفیقم رفته بودیم واسه استراحت (البته کتابخونه مرکز شهر بود ) سوار ماشینش شدیم بریم یک چرخی تو شهر بزنیم دیدم تو ایستگاه اتوبوس 2 تا دختر باحال نشستن براشون بوق زدیم رفتیم جلوتر که آمدند سوار شدن ( راستی آون موقعه ها مثل الان نبود خیلی سختگیری بود)خلاصه سوارشون کردیم ورفتیم بیرون از شهر اسم یکیشون آزیتا واون یکی مهسا بود یک جورای آزیتا بامن راحت بود من مهسا را فرستادم جلو خودم رفتم عقب وشروع کردیم به کس شعر گفتن و دست مالی دیدم بدش نمیاد از پشت یک چشمک واسه رفیقم زدم که بره خونه خالی بعد سریع رفتیم رسیدیم اونجا تا پیاده شدیم دست آزیتا رو گرفتم رفتم تو یکی از اتاق ها جاتون سبز نگو که طرف اینکاره بود شروع کردم به لب گرفتن که مانتوشو در آورد چی میدیدم چون سمت ما تابستونهای گرمی داره دخترها زیر مانتوشون چیزی نمیپوشن دیدم یک دست شرت و سوتین مشکی تنشه سینه ها تقریبا 70 بود افتادم به جونش واسه لیس زدن که اون هم بیکار نبود وداشت با کیرم بازی میکرد بعد از 10 دقیقه که حسابی کس کونشو خورده بودم بهم گفت نوبت منه که شروع کرد به ساک زدن معلوم بود که خیلی وارده تخمامو همچون میکرد تو دهن انگار داشت رطب میخورد من که دیدم داره آبم میاد گفتم برگرد یک بالشت گذاشتم زیر شکمش کونش قلمبه زد بالا انگشت زدم دیدم ای دل غافل قبلا انگار کسی از پشت کنتور برق گرفته بود خلاصه کیرمو با آب دهنش خیس کرد وخودش هم کونش را تنظیم کرد و من هم با یک فشار جانانه فرستادم داخل آخی گفتو آروم شد من شروع کردم به تلمبه زدن اونم چوچولشو میمالوند وحسابی حال میکرد مدل های مختلف از کون کردمش تا دو بار ارضا شد همه آبم رو ریختم تو کونش پا شد که بره شمارشو بهم داد گفت که خیلی دوست داره باهام باشه ازون به بعد هفته ای دوبار میکردمش تا اینکه دانشگاه قبول شدم ودیگه ندیدمش …

نوشته: حبیب


👍 0
👎 0
69705 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

312721
2012-02-29 08:40:05 +0330 +0330
NA

کیر تو کونت حبیب کونی خب دیگه جنده کردن هم افتخار داره؟ در ضمن خوشتیپی و هیکل هم نمیخواد؟

0 ❤️

312722
2012-02-29 08:41:52 +0330 +0330
NA

بدنبید

0 ❤️

312723
2012-02-29 09:04:25 +0330 +0330
NA

شما برنده ی جایزه ی کیریترین داستان کوتاه سایت شهوانی شدید.

0 ❤️

312725
2012-02-29 10:34:32 +0330 +0330
NA

داغوني ها …

0 ❤️

312726
2012-02-29 10:35:46 +0330 +0330
NA

من نمیدونم چرا این شر و ور را رو مینویسید.
داستان باید روح داشته باشه . البته دختری مثل تو رو باید گایید.
نه اون جوری که خوشت میاد. اونجوری که توی داستان تادیب همسایه لکاته شرح داده بود.
در اخر اگه دوست داری کون بدی اول مادرت رو بده بگام بعد کونت میزارم

0 ❤️

312728
2012-02-29 10:38:30 +0330 +0330

بعد من موندم چرا هر کی اینجا داستان می نویسه اونقدر خوشتیپ است که همه دحترا تو کف اون هستن!!!
داستان نویس های عزیز ما خر نیستیم فقط نمیخواهیم به روتون بیاریم…

0 ❤️

312729
2012-02-29 10:57:55 +0330 +0330
NA

از اولش که نوشتی آزیتان جون معلومه چه چرت و پرتیه!

0 ❤️

312731
2012-02-29 13:33:55 +0330 +0330
NA

manam ye ba ye hanchin etefaghi baram oftad .hame ahle jonob

0 ❤️

312733
2012-02-29 16:59:35 +0330 +0330

حبيب جان داستانت خيلى خوب و لذت بخش بود ، ولي نمى دونم براى chi دوست دارم برينم تو دهنت كس ننه ى مادر كونى .

0 ❤️

312734
2012-02-29 17:33:37 +0330 +0330

خيالت راحت شد اينقدر كسشعر گفتي تا بچه ها ناراحت شدن و ناموستو پرپر كردن موندم شما خوشتون مياد تمام اقوامتونو بخاطر چرت و پرت گفتن تو نكبتي فحش كش كنن

0 ❤️

312735
2012-02-29 18:44:39 +0330 +0330
NA

جیش داشتی کوچولو؟
حالا یعنی چی؟
تا اونجا خوندم که مانتوشو در اوورد
به هیچ دردی نمیخوره داستانت گمشو برو
مثلا تو همه رو کرده باشی باید بگی " البته خیلی سکس داشتم " ؟؟

0 ❤️

312736
2012-03-01 00:31:31 +0330 +0330

رفتی جنده بلند کردی بعدشم کردیش حالا اومدی اینجا تعریف کردی که چی بشه؟ کیرم تو هیکل و قد و قواره‌ات آبروی بچه‌های جنوب رو بردی.

0 ❤️

312737
2012-03-01 00:35:00 +0330 +0330
NA

توهم زدیا
نمیتونید داستان بنویسید خب ننویسید مگه اجبارتون کردن
یا شاید به اجبار کردنتون

0 ❤️

312738
2012-03-01 07:41:11 +0330 +0330
NA

babaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa be khoda hosele nadaram fosh bedam baseeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

0 ❤️

312741
2012-03-01 11:47:46 +0330 +0330
NA

یه سکس الکیو که تعریف نمیکنن. تو که میگی کلی سکس داشتی خو مجبور بودی دست به دامن یه خاطره الکیت شی؟! اگه این خوبش بوده ببین بقیه خاطرات سکسیت چه گوزیه!
کلاً ریدی… یکیو تو خیابون بلند کردم بردمش خنه خالی از کون کردمش!!! خسته نباشی واقعاً

0 ❤️

312742
2012-03-02 07:12:19 +0330 +0330
NA

خیلی جالب بود
مختصر و مفید کس گفتی
کیرم تو این داستانت

0 ❤️

312743
2012-03-02 15:35:20 +0330 +0330
NA

بالاخره ازیتان یا ازیتا تکلیف مارو مشخص کن بعدشم مگه اخه مجبورت کردن .حتما وقتی داستانت تموم شد چند دفعه نشستی خوندیشو باهاش جق زدی وحال کردی!

0 ❤️

774763
2020-10-29 09:44:58 +0330 +0330

دوستان جوش نیارین خودش که اول داستان گفته 6 سالش بوده، با دوستش کونکونک بازی کردن و حالا که نوشتن آموخته داستان رو کمی تغییر داده و اینجوری جا زده…

0 ❤️







Top Bottom