بهترین رفیقم

    سلام من اولین باری هست كه دارم مینویسم ، و كلی هم استرس دارم كه داستان رو چطوری بنویسم.
    خب اسم من راحیلِ(اسم مستعار) ١٦٥ قدمه و ٥٠ وزنم اره لاغر هستم ولی سینه و باسنم بزرگه ، داستان از اون جایی شروع میشه كه من با جذاب ترین مربی شهرمون شروع به چت كردم ، ما تو شهرستان زندگی میكنیم و این مربی ورزش به نام محمد(اسم مستعار) ٢٤یا٢٥ ساله قد ١٨٥ و وزنش هم نمیدونم ٧٠ فكر كنم باشه ، من با محمد بطور اتفاقی چت كردم و اینكار ما اینقد ادامه داشت كه باهم رفیق شدیم و از تمام زندگی هم با خبر بودیم ، تابستون بود و كلاسای كنكور من شروع شده بود ، و خونه ای محمد اینا نزدیك مدرسه ای ما بود ، خلاصه من درگیر كلاسا بودم تا اینكه یه روز مامانم برای دیدنی با خواهر و برادرم میرن شیراز و از اون طرف خانواده محمد میرن شهر خودشون محمد با داداشش خونه تنها بودن. اون روز محمد ازم خواست صبح رو بیاد دنبالم و منو برسونه به مدرسه و از نزدیك منو ببینه ،
    صبح ساعت ٨ بود محمد زنگ زد گفت در حیاط هستم . منم رفتم و سوار ماشین شدم ،ی عطر اروم و خوبی زده بود ، دستمو گرفت و سلام كرد و داشت میرفت سمت خونشون ، گفتم منو ببر مدرسه گفت تا ٩ یكساعت وقته
    خلاصه رفتیم خونش و با ماشین تو حیاط وایساد و شروع كرد حرف زدن و یادم نمیاد كه بحث چی بود كه گف اگه یه بار دیگه تكرار كنی گازت میگیرم ، منم تكرار كردم اونم لپم رو گاز گرفت و من اشكم در اومد ، تا اشك منو دید لباشو گذاشت رو لبام و محكم بوسیدشون من واقعا تعجب كرده بودم هیچی نگفتم اونم برگشت با تموم پرویی گفت دختر یكساله تو كف لباتم
    اون روز بعد كلاسا برگشتم خونه و بم گف فردا ناهار بیا خونمون باهم ی چیزی درست میكنیم منم نمیدونم چرا قبول كردم فردا بعد كلاس رفتم خونشون اولش بهم شیرینی داد و خوردم بعدش گف برو تو اتاق و لباستو درار و لباس منو بپوش منم همینكارو كردم ، بعدش رفتم پیشش نشستم گف بیا فیلم ببینیم رفتم كنارش سرمون رو یه بالشت بود فیلم شروع شده بود ٥ دیقه از فیلم گذشته بود كه متوجه شدم داره نگام میكنه ، اروم اومد روم لباشو گذاشت رو لبام ، خیلی حرفه ای لب میخورد یكم خیس كردم همینجور ك لبامو میخورد فیلم رو قطع كرد و دستش رو اروم از زیر لباسم برد و سینه هام رو فشار میداد داغ شده بودم و در عین لذت حس ترس و استرس و تعجب داشتم. تیشرت تنم رو داد بالا من چشامم رو بسته بودم ك نبینمش ، سوتینم رو باز كرد و افتاد جون سینه هام یهو نفس داغ و زبون گرمش رو كشید رو سینه هام و هی نوبتی میخوردشون با اون یكی دستش هم دكمه شلوارم رو باز كرد و دست گرمشو جا داد بین پاهام و كسم رو اروم میمالید ، انگار میدونست چطوری دیونم كنه، بدخیس كرده بودم سرش رو از رو سینه هام بلند كرد و دوباره لب گرفت لامصب بس ك لباش داغ بود ادم دیونه میشد بلند شد و شلوارم رو یهو كشید پایین من با دست جلو چشامو گرفته بودم و میگفتم نه تا همینجا هم بسه ، ولی اون حشری تر از این حرفا بود سرش رو برد بین پاهام كه كسم رو بخوره ولی اجازه ندادم
    منو برگردوند و زیرم دوتا بالشت گذاشت ، خیلی ترسیده بودم همینجور قربون صدقه بدنم میرفت كه یهو ی چیز سفت و داغ رو لای پام حس كردم ، میتونم بگم بهترین حسی بود كه داشتم یكم كیرش رو لای پام كشید ك خیس بشه
    كیرش ك خیس شد گذاشت لای كونم و هی فشار میداد ، چند بار هم اشتباهی جلو فشار میداد ك بهش میگفتم ، تف زد در كونم و به من گفت با دست لپای كونم رو بگیرم منم اینكارو كردم ، بزور كیرش و گذاشت لای سوراخ كونم و فشار داد یهو كمی رفت تو ، خیلی دردم گرفت و رون پاهاش رو فشار دادم كه بسه نكن دردم میا یكم تلمبه زد دید اشكم در اومده كیرش رو گذاشت لای پام و تلمبه زد، ولی من دیگه حسی نداشتم و دوس داشتم تموم شه
    بلند شد رفت دسشویی برا منم دستمال اورد ك خودم رو پاك كنم ، بعد لباسامو پوشیدم و بغلش كردم و گریه كردم بخاطر اینكه از اعتمادم سو استفاده كرده بود، نصیحت نكنید من حشری شده بودم نمیتونستم مقاومت كنم، ولی به هرحال بهم خوش گذشت و اون میگفت تنها بدنی كه خیلی حشریم كرده و ی بوی فوق العاده خوبی داشته بدن تو بوده. الان در شرف ازدواجه و من دوس دارم ی بار دیكه بغلش كنم و لباش رو بخورم
    نوشته: راحیل

  • 1

  • 17




  • نظرات:
    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،2 هفته
      • 6

    • دختر کوچولو صفحه اول سایت نوشته ورود افراد زیر 18 ممنوعه برو مشقاتو بنویس تا فردا معلما بهت منفی ندن.


    •   teen...wolf
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • ظهور یک جنده ی با استرس...


    •   ARAD_SM
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • گوه نخورکس‌کش جقی


    •   Ado_Den_Haag
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • ببخشید حواسم نبود بالای 18 هستی.


    •   خسته+
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • نمی دونی چرا قبول کردی
      اما فرداش رفتی گه خوردی بگو خارش داشتم دیگه


    •   general_bu
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • آفرین به تو ، کم بده همیشه بده ، دیدی اول نمیخاستی بدی بعد دادی چقد خوش گذشت؟؟؟


    •   .سامان.
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • بغلش کردی و گریه کردی که از اعتمادت سو استفاده کرده بعد الان دوست داری یه بار دیگه لباشو بخوری؟
      دیس لایک


    •   خوشگلخانم
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • منم اولین باره دارم نظزرمومینویسم.آبکی!


    •   saeedno15
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • خب وقتی خودت خواستی و حشرت زده بالا و کونتو باز کردی و دوباره دلت می خواد دیگه نگو که ازت سؤاستفاده کرده


    •   Sepidarsal
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • جنده زایده حوصلمون سر اومد


    •   Terminator1
    • 1 ماه،2 هفته
      • 4

    • استرس؟
      دوشواری؟ خیلیم جای خوبیه دوشواری نداریم اینجا (biggrin)


    •   بچه.غول.اهوازی
    • 1 ماه،2 هفته
      • 5

    • کونت گذاشت، از اعتمادت سو استفاده کرد، تهش هم رفت یکی دیگه رو گرفت، اونوقت اسم داستانو گذاشتی بهترین رفیقم!؟ تازه دوست داری یبار دیگه بهش بدی!!؟؟
      دور دور بکن درو هاست، آفرین محمد (clap)


    •   rawhawi
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • تا همونجایی که نوشته بودی عطر آروم خوندم
      عطر آرومممم؟؟؟؟ خدایا مرگ


    •   Excalibur61
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • الان که داره ازدواج میکنه احتمالا فعلا نمی‌تونی لباشو بخوری پس تا اطلاع ثانوی بیا کی.ر منو بخور تا بعد
      مریض بعدی لطفاً


    •   royaei
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • زیاد خوب ننوشتی انگار با عجله و خیلی تند نوشتی ؛
      در مورد داستانت که احتمالا واقعی هستش باید بگم که فکر کنم تو اون موقعیت با ترس و استرسی که داشتی نتونستی کنار بیای و ازش لذت کافی رو ببری و الان حسابی پشیمون هستی ؛
      اما نزار این احساس باعث بشه که دوباره این تجربه رو تکرار کنی چون بیشتر پشیمون میشی ؛
      به فکر آینده باش ؛
      موفق باشی


    •   luxury_m36
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • موقع نوشتن داشتی جق میزدی استرس گرفتی ?


    •   arash.abi
    • 1 ماه،2 هفته
      • 3

    • سلام
      از نظر من داستانت واقعیه
      منم همچین تجربه ای داشتم، یه دوس دختر داشتم که دانشجو بود، بار اولی که اوردمش خونه عین همین بود
      فیلمو. لب بازی و دستمالی و البته من حسابی سوراخ کونشو اماده کردمو، وقتی فرو کردم خیلی خوشش میومد. مخصوصا که با دستمم از زیر کسشو میمالیدم، بعدا خودش همش پیشنهاد میداد سکس کنیم
      ..
      دخترا تو تجربه اول دوستی زود اعتماد میکنن و بخاطر عشق پوشالیشون هرکاری میکنن، ولی بعد چنتا دوستی حساب کتاب دستشون میاد و زرنگ میشن،
      لایک


    •   Yashar1987
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خود خارش را تدبیر نیست خخخ


    •   toolejen
    • 1 ماه،2 هفته
      • 1

    • وزن هفتاد با قد صد وهشتاد وپنج بیشتر به تزریقیا میمونه تا یه مربی،داداچ داری اشتباه میدی


    •   عشقبازمست...
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • قابل توجه جند ه خانم ها و کونی ها
      توروخدا گوزیدنی یواش تر بگوزین
      لایه اوزون داره پاره میشه
      در ضمن آلودگی صوتی خیلی داریم شماها دیگه اضافه ترش نکنین


      با اون کون پارت یواشتر بگوز دیوار همسایه نریزه


    •   عشقبازمست...
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • دیگه اون کونت کون نمیشه ترومپته ساکسیفون قره نی شیپور
      شبیه ساز شکست دیوار صوتی


    •   hamidkaral1972karal@gmail.com
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خب برو لباش به خور⁦?


    •   Amirreza82
    • 1 ماه،2 هفته
      • 0

    • خب رفتی خونه پسره چه انتظاری داشتی خب معلومه که کونت میزاره خودت خنگی


    •   lezatbebarim
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • طفلک اون دخترهای ساده که به راحتی خودشون و گول میزنن که بعد هم بجای اینکه بگن خودمون گول زدیم خودمون و اجازه دادیم طرف مقابل یعنی پسره خیال کنه مارو فریب داده و سواستفاده کرده ، البته من شما اقا پسر و نمیگم که این مطلب و عنوان کردی ، بلکه منظورم با همجنس های خودم هست که باید خودشون و گول نزنن و در اختیار کسی قرار ندهند زیرا نسل امروز که همه از انواع زوشهای فریب دادن و فریب خوردن اگاهی دارند ، بیان باز بگوبند گول خوردیم ،که مسخره هست زیرا همه مبدونیم قراره اتفاقی که رخ بدهد کدام هست ، بنابراین بهتره با گفتن این بهانه خود را عاری از خطا و اشتباه ندانند اللبته هستند پسرهایی که واقعا هوشمند هستند و ممکنه یکی از ماها رو فریب بدهند ولی خیلی خبلی کم دیدم ، البته اینکه میگویم منظورم پسرها و مردانی هست که همسن و سال خودمان هستند و این حقیقت هست برای همبن هم هست که دختر در نه سالگی و پسر پانرده سالگی بلوغ میرسد و یک دختر بییت ساله خیلی باهوش تر از بک پسر بییت یا بیست و جهار سااه محسوب میشه اللته این بطور کلی هست و موارد مختلفی هست که برعکس ممکنه باشه ولی بطور معمول اینجور هست که مبگم


    •   Ar@ss
    • 1 ماه،1 هفته
      • 0

    • دختره جقی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو