بهترین سکس در دورترین جای ایران

    دوازده ساعتی بود که توی اتوبوس بودم خیلی بهش فکر نمی کردم بیشتر سعی می کردم به مسیر و دیدنی های مسیر توجه کنم. حسی گنگی داشتم از این سفرم توی تلگرام آشنا شدیم و بعد از درد دل هایی که کرد پیشنهاد دوستی بهش دادم و کم کم صمیمی شدیم. فهمیدم طلاق گرفته و تنهاست. واقعا اینکه تنها باشه و پنج شش سالی باشه که سکس نداشته و تا حالا هم کسی نتونسته مخش رو بزنه و ورژن بمونه کمی سخت بود برام ولی وقتی پیشنهاد دادم که صیغه بشه و برم پیشش قبول کرد. واقعا سعی کرده بودم براش سنگ صبور و دوست باشم تا ذهن و فکرم رو بزارم برای مخ زنی و اون پیشنهاد رو هم برای اینکه بتونیم با هم گردشی داشته باشیم و خودمم اون شهر زیبا رو بگردم ولی تنها هم نباشم بهش دادم. خلاصه دم ظهر بود که رسیدم به شهرشون وقتی از اتوبوس پیاده شدم در آن واحد تمام بدنم خیس شد از شدت شرجی بودن طبق آدرسی که داده بود خودم رو رسوندم به خونه اش، زنگ زدم آیفون تصویری بود در باز شد و رفتم داخل به طبقه و واحدشون که رسیدم دیدم در باز هست، توی فرار ذهنم به این لحظه فکر کرده بودم که اگه رفتم داخل و اون چیزی که می گفت نبود یا دامی برام گذاشته بودند چه کار کنم اگه مسخره بازی بود اگه و اگه های دیگه ... دلمو به دریا زدم و رفتم داخل . نور کمی روشن بود دست گل و کیفم یه دستم بود و با یه دستم در رو بستم و برگشتم به سمت داخل اتاق .... یه خانوم زیبا با یه هیکل قشنگ که آرایش بی نهایت زیبایی داشت با یه لباس آبی رنگ مجلسی که سینه ها و پاها از چاک و مدلش پیدا بود روبروم واستاده بود با یه لبخند بی نهایت ملیح دستش رو باز کرد و گفت خوش اومدی آقا سید جونم و بغلم کرد . (منو آقا سید صدا میکرد تو چتی که باهم می کردیم).
    کمی خشکم زده بود ولی منم بغلش کردم و لباش رو بوسیدم واقعا سنگ تموم گذاشته بود بوی عطر سینه اش و بدن گرمش و خنکی کولر گازی واقعا مثل بهشت کرده بود خونه اش رو برام .
    فکر کنم نیم ساعتی بوسیدمش و نوازش کردم و به خودم چسبونده بودمش و اونم مست این لحظات بود.
    بالاخره از هم سوا شدیم و نشستیم و یه ساعتی ازم پذیرایی کرد و در همین مدت هم هر لحظه از لباساش کم و کمتر میشد تا آخرین دفعه که رفت آشپزخونه و برگشت با یه مینی ژوپ و سوتین اومد کنارم از قصد شیطونی میکرد و خم میشد و اون باغ بهشتش رو به سر و صورت و بدنم می زد . ازش اجازه گرفتم و منم لباسام رو کمتر کردم. بالاخره شیطونیاش کار دستش داد و گرفتمش و دیگه نزاشتم ازکنارم بره. تو همین مدت کم باهم صمیمی شده بودیم انگار واقعا زن و شوهر بودیم با هم سال ها . وقتی گرفتمش توی بغلم چون لباش توی لبام اسیر شده بود با ایما اشاره بهم حالی کرد بریم به سمت یکی از اتاقها . بغلش کردم و رفتیم توی اتاقی که اشاره می کرد . یه اتاق نقلی بود با تخت و وسایلی که نشون میداد اتاق خوابش هست. توی عرض تخت خوابوندمش و پاهاش افتاد پایین یه کوس خوشگل و پف کرده و آبدار و داغ جلوی چشمام بود. داغییش رو از روضربانی که پیدا کرده بود میشد فهمید هر بوسی که از کوس نازش میگرفتم به بدنش رعشه می افتاد وقتی لبام رو توی لبای کوسش فرو کردم دیونه شد و ناله هاش به فریاد تبدیل شد لبام رو کامل توی کوسش فرو کرده بودم و آروم یه زبون به بدنه کوسش میزدم سرعتش رو که زیاد کردم پاهاش دور سرم قفل شد و با دستاش موهام رو به شدت به سمت خودش می کشید و کم کم دیگه ناله هاش فریاد شد. چیزی نگذشت که با فشاری که کوسش رو به سمت بالا داد فهمیدم داره ارضا میشه و کوسش از گرمی به داغی تبدیل شد و خیس تر شد. خیسی بیشتر و بیشتر شد فکر کردم شاید داره جیش میکنه ولی مزه اش به چیزی که میگن نبود شوری یا بوی تند نداشت واقعا لذت بخش بود و فکر اینکه با کسی طرف شدم که آبش فوران داره دیونه ام کرده بود و حال خودم رو نمی فهمیدم کمی لبام رو از کوسش فاصله دادم که دیدم آبش ریخت روی لبام حس کردم داره خودش رو جمع و جور میکنه قربون صدقه اش رفتم و ازش خواستم راحت باشه و دوباره با کوسش بازی کردم و اونم دیگه کامل خودش رو ریلکس کرد و همه آبش رو ریخت روی لبا و صورتم . اجازه دادم کمی راحت باشه و بغلش کردم خیلی خوشحال بود ازاینکه باهاش اینطوری راحت برخورد کردم فهمیدم خاطره خوبی نداشته از این موضوع.
    اگه دوست داشتید کامنت بدید که بقیه ماجرا و سه روزی که کنارش بودم رو کامل براتون بنویسم.


    نوشته: سهیل

  • 16

  • 30




  • نظرات:
    •   hamid30gari
    • 8 ماه،1 هفته
      • 12

    • سخیل جان دورترین جای به ما یا به شما؟مسئله این است (biggrin)


    •   بچه-ای-خوب
    • 8 ماه،1 هفته
      • 11

    • از گرما به داغی تبدیل شد!
      آبش رو قطع کرد بعد که اجازه دادی دوباره آبش رو ریخت!
      مگه شیر فلکه وصل کرده بود در کُسش که میتونست قطع و وصلش کنه؟!
      یکجیزی بگو بگنجه.
      بعد شش سال هم فقط تو تونستی مخش رو بزنی! بابا مخ زن


    •   Khalkobra
    • 8 ماه،1 هفته
      • 7

    • بدک نبود فقط ای کاش اشاره ای به تار عنکبوت و کپک جلو در کوس بانو یا ترشی آن (بدلیل انداختن ترسی کوس)میکردی.شیش سال سالهای دور از کیر این چیزها را هم داره


    •   Amirali321
    • 8 ماه،1 هفته
      • 3

    • اورین


    •   excavator
    • 8 ماه،1 هفته
      • 5

    • نخوندم فقط دارم فکر میکنن دورترین نقطه ایران کجاست.


    •   شواليه-ايران
    • 8 ماه،1 هفته
      • 8

    • ورژن نه سيد جان دلبندم اون ورجن تلفظ ميشه،virgin به معني باكره،اونم كه ربطي به اين خانوم نداره قبلا كله قندو رو سرش شكوندن


    •   sepideh58
    • 8 ماه،1 هفته
      • 13

    • ورژن بمونه؟
      نکنه منظورت ویرجین (virgin)بوده؟اون ک یعنی باکره !به زنی ک طلاق گرفته و سکس کرده نمیگم آق سید (biggrin) (dash)


    •   lovely_grl
    • 8 ماه،1 هفته
      • 14

    • ورژن؟؟؟؟ دورترین جای ایران؟؟؟ دور بودن ی مفهوم‌نسبیه مطلق نیس از نظر تو دوره ولی افرادی ک اونجا زندکی میکنن چی؟


    •   گنجینه
    • 8 ماه،1 هفته
      • 3

    • همین که شربت توش نبود که بخوای با کیر 35 سانتیت هم بزنی خوب بود لایک سوم


    •   Cukur
    • 8 ماه،1 هفته
      • 5

    • دیس تقدیم با عشق


    •   shureshy
    • 8 ماه،1 هفته
      • 3

    • خاستی بنویس نخاستی ننویس فقط یه نکته گاییدی انقد گفتی خیسو خیسترو مختو گاییدم یه بارم بگی میفهمیم خیس بوده کسش بقیه نظراتم دوستان میدن بهت


    •   shureshy
    • 8 ماه،1 هفته
      • 8

    • داشتم کامنتا میخوندم متوجه شدم دوستان یه سوتی گرفتن خودشونو مارو حامله کردن یکیتونم بگه کافیه ها از ۱۰تا کامنت ۱۱تاش فقط یه چیز بود


    •   Sardare23
    • 8 ماه،1 هفته
      • 3

    • دور ترین جای ایران?


    •   4559Eli
    • 8 ماه،1 هفته
      • 0

    • خانوم از مشهد اگه هست پیام بده


    •   ali.gh061
    • 8 ماه،1 هفته
      • 2

    • کلا با عنوان داستانت حال نکردم.خوشم نیومد.تا خوندم دورترین کیرم ازم دور شد.خخخخ


    •   kokarostam
    • 8 ماه،1 هفته
      • 5

    • ورژن


      ورژن در فرهنگ کامپیوتر به نسخه ترجمه شده، واژن اصطلاحاً به کـُس می‌گویند، ویرجین هم به باکره گفته میشه، کون‌مشنگ هم به نویسنده‌ی این داستان. شاشیدم توی ورژنت. در مورد دورترین که ظاهرا خیلی هم شرجی است، بندرعباس و بوشهر و بندر چابهار را شامل میشه. اگر فرض کنیم دورترینش چابهار باشه، اونجا چی داره که داشتی ازمناظرش لذت میبردی؟ رفتی بر بیابون و تخمی‌ترین جای ایران و ازمناظرش لذت بردی؟ شاشیدم توی لذتت. در مورد آب کـُس هم یه چیزایی توی فیلم پورن دیدی، اون برای کون‌مشنگ‌هایی مثل تو ساخته شده.آب و آبپاشی کجا بود؟ شاشیدم توی عقلانیتت. بگذریم داستانت تازه داشت شروع شده بود که قطعش کردی. یعنی انگار ریدی و آب هم قطع شده بود. تخمی تمومش کردی، جاداشت که کامل بنویسی. پس شاشیدم به داستان نصف و نیمه‌ات. غلط املایی و انشایی نداشتی. با اینکه راضی نیستم ولی لطفا ادامه‌اش را بنویس ببینیم چه غلطی کردی.


      ها کـُ‌کا


    •   sexybala
    • 8 ماه،1 هفته
      • 2

    • آقا سید از،کجا بفهمیم کوس نبض میزند......


    •   Babak8008
    • 8 ماه،1 هفته
      • 2

    • با بدن خیس رفتی خونش با اون گند عرق و اتوبوس سکس کردی .دم شما گرم


    •   ramin2600
    • 8 ماه،1 هفته
      • 2

    • سید سید حاجیتو کشتن


    •   hamedgay
    • 8 ماه،1 هفته
      • 1

    • ازین ور مملکت بری اون ور مملکت بخاطر یه برگ کلم بوگندو؟ چیزی که ریخته گل و گوز زنای مفت و کفی


    •   1373Mehrdad
    • 8 ماه،1 هفته
      • 2

    • پول بهت میدن بیای کصتان بنویسی؟
      اولش واقعا تخیلی بود حالا بعدش شاید یکم قابل باور باشه


    •   Mr_Matin
    • 8 ماه،1 هفته
      • 1

    • اینطوری که تو گفتی دورترین جای ایران فکر کردم نقطه صفر می زی ایران پاکستان بود


    •   hamid30gari
    • 8 ماه،1 هفته
      • 6

    • وقتی لباتو تو لبای کسش فرو کردی دیوونه شد؟؟؟
      مگه کسم لب داره؟؟؟بعدشم کوسخل جان آب زن بخوای نخوای یه مزه ی ترشی داره حالا اگه این نداشته پس احتمالا همون جیش بوده که قطع میکرده و دوباره وصل میکرده.طرف اهل سکس کثیف بوده شاشیده روت بعد ترسیده ناراحت بشی بعد که دیده تایید کردی دوباره شاشیده روت.بنده خدا نمیدونسته که تو فکر میکنی اون آب کسشه و تو بخاطرش داری خدا رو شکر میکنی (rolling)


      دیگه ننویس سید


    •   Nikolfidas
    • 8 ماه،1 هفته
      • 2

    • شربت نخوردی


    •   Koshti.pars
    • 8 ماه،1 هفته
      • 2

    • سلام
      پسرم یکم کتاب بخون بیشتر تحقیق کن
      کم جق بزن کم بنویس
      یعنی تو قطعا ریدی با این نوشتنت
      ننویس برو بده
      سخنی با نویسنده: کونی
      با تشکر


    •   Man.to.ok
    • 8 ماه،1 هفته
      • 1

    • اقا دقیقا این اب کس که میگن چیه نکنه اینا میشاشن بهشون فکر میکنن اب کس....کس ندیده از شهرپشت کوهت رفتی اخر ایران مخ زدی خخخخح


    •   daei1670
    • 8 ماه،1 هفته
      • 1

    • چرا نصفه نوشتی که بخوای ادامه بدی داستانتو کامل میکردی بعد دنبال لایک میگشتی مثل سریال سکسی شده!!!


    •   Nazanin27fx
    • 8 ماه،1 هفته
      • 1

    • عالی


    •   _Azi_
    • 8 ماه،1 هفته
      • 1

    • شما که زرتو زدی کامل میزدی دیگه این مسخره بازیا چیه
      دیسلایک


    •   Mahdi076
    • 8 ماه،1 هفته
      • 0

    • سید جان دیگه ننویس
      ورژن بمونی ایشالا
      دیس


    •   Shabsavar
    • 8 ماه،1 هفته
      • 0

    • برای اینکه ادامه داستان و ببینید می تونید به پیج کیرم تو تک تک سلولای مغزت سید مراجعه کنید
      اینجا هم شده مثل اینستا ...حالا مثلا بگیم ادامشو بنویس تو فورا مینویسی؟؟!!!!
      میخوای بنویس نمیخوای به تخم چپم ...
      خداییش تو شهوانی سید هم داریم!!!!؟؟؟؟مگه میشه....مگه داریم......


    •   royaei
    • 8 ماه،1 هفته
      • 0

    • داستانت خوب بود و نگارشتم به همچنین ؛
      کامنتها رو خوندم رو کلمه ورژن که نوشتی خیلی زوم کردن ؛
      وقتی اطلاعات کافی از واژه ای رو نداری خوب قاعدتا نباید اونو بکار ببری تازه اون کلمه چون معنی بکر بودن رو میده برای شریک جنسی شما کاربرد نداره ؛
      در کل خوب بود ؛
      موفق باشی


    •   Wonderfull
    • 8 ماه،1 هفته
      • 1

    • کی صیغه کردی؟؟


    •   bn1380
    • 8 ماه،1 هفته
      • 0


    • دیس ۲۸ تو کونت آقا سید
      همچنین کس نن.ت



    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو