داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

بهترین سکس میثم با فاطمه

1399/07/02

سلام خدمت همه دوستانی شهوانی خاطره ای که میخوام براتون بگم مال هشت ماه پیش است از خودم بگم اسمم میثم قدم ۱۶۸ است و لاغر اندامم و سایز کیرم ۱۵ سانت است ولی کلفته خب بگذریم من یه شب که بیکار بودم رفتم تلگرام و تو گپ خودم چت میکردم که یه خانم عضو شد و بهش یه خوشامد گفتم و چت کردیم باهم که حسابی باهام گرم گرفتیم یه چند روزی همینجوری باهم ساده چت میکردیم .

یه روز اومد خاصم و چندتا رمان ازم خواست که منم از تو کانالا براش پیدا کردم و بهش دادم .تشکر کرد و گفت چند روز دیگه میام شهرتون منم گفتم بسلامتی بیای و کاری هم تو شهر داشتی بخودم بگو کمکت میکنم تشکر کرد و اف شد منم که ازش خوشم اومده بوده خواستم باهاش رل بزنم خلاصه این فاطمه خانم شب ان شد و بهش گفتم که ازش خوشم اومده یه کمی ناز کرد اول ولی بعد قبول کرد پیشنهادمو باهم جور شدیم و هروز بهم زنگ میزدیم حدود چهار پنج ساعت تلفنی حرف میزدیم یه چند روزی گذشت که گفت فردا میام شهرتون منم که خیلی ذوق کرده بودم گفتم بسلامتی بیای . منم که میدونستن فردا میرم پیشش رفتم ارایشگاه و موهامو کوتاه کردم و ریشمو خط گرفتم بعد شبش بهم زنگ زد که فردا میتونی بیایی بازار گفتم اره میام

خلاصه روز موعود رسید و این فاطمه خانمم اومد شهرمون بهم زنگ زد که گفت دقیق کجا برم دنبالش منم ماشین داداشمو گرفتم رفتم دنبالش دل تو دلم نبود که برای اولین بار میبینمش رفتم همونجا که گفته بود بهش زنگ زدم کجایی گفت تو مغازه هستم صبر کن میام یه پنج دیقه ای طول کشید اومد اخر وقتی که رسید یه دختر کوچولو حدود ۷ یا ۸ ساله هم باهاش بود سوار شد و سلام کرد و حرکت کردم سمت یه کافه دنج که مکانش خلوته و ادم راحته داخلش شبش بهش گفتم یه قلیون باهم بزنیم فردا که گفت از خدامه چون عاشق قلیون کشیدنم . رسیدیم کافه و نشستیم و شروع کرد به حرف زدن . فاطمه خانم متاهل بود نمیدونستم که بچه هم داره اون دختری که هم باهاش بود دخترش بود . و معلم دبستان هم بود . فاطمه از زندگیش گفت که چقدر از دست شوهرش عذاب میکشه و همیشه اشکشو در میاره خلاصه کل امار زندگیشو بهم داد یه ساعتی تو کافه بودیم و رفتیم بیرون که یه ناهار بخوریم یه مغازه میشناختم که مرغ کنتاکی میفروخت اونجا رفتیم و یه ناهار خوردیم واقعا تو شهر ما بهترین مغازه بود که واقعا مرغش میسچبید به ادم.

ناهارو خوردیم رفتیم بازار یه دور زدیم بعد بردمشون خونه خواهرشون .یه دو روزی که شهرمون بود هرروز کارمون همین بود و فاطمه برگشت شهرشون . یه شب بهم پیام داد که میتونی فردا بیایی شهرمون گفت میخوام ببینمت منم قبول کردم بهش گفتم که اگه بیام بعد از اونطرف ماشین گیرم نمیاد برگردم گفت شب خونه ما باش گفتم شوهرت گفت بار داره فردا صبح میره پس فردا شب برمیگرده منم که گفتم باشه و روز بعد حرکت کردم رفتم سمت شهرشون و خونشون رو پیدا کردم نزدیک مغرب بود که رسیدم خونشون و در باز کرد رفتم داخل و سلام احوال پرسی کرد و نشستیم و شربت اورد خوردیم ساعت ۱۰ هم یه شام از قبل اماده کرده بود خوردیم و دخترش بعد شام گرفت خوابید و منو فاطمه تنها شدیم گفت بریم تو اتاق منم قبول کردم رفتیم تو اتاق .درو بست و اومد کنارم نشست و تا دوازده باهام دردودل میکرد . راستش یه همدرد خوب هستم برای کسایی که باهام درد و دل میکنن . بعد من دراز کشیدم رو تخت فاطمه هم دراز کشید رو تخت و سرشو گذاشت رو دستم یه چند دیقه ای همینجوری بهم دیگه خیره شدیم که من لباشو بوسیدم ویه لبخند زد بعد دوباره لبامو گذاشتم رو لباش و داشتم میخوردمشون که حسابی شیرین بود لباش بعد کم کم اومدم رو سراغ گردنش و شروع کردم به خوردن گردنش که چشاش بسته بود و داشت لذت میبرد از زیر پیراهنش دستمو بردم رو بدنش میکشیدم و سینهاشو فشار میدادم سایز سینهاش ۷۵ بود واقعا نرم بودن گفتم اجازه است پیراهنتو بیرون کنم نشست خودش بیرون کرد وگفت توام بیرون کن پیراهنتو منم بیرون کردم و افتادم رو بدنش سینهاشو کمی فشار دادم براش و شروع کردم بخوردنشون نرم بودن و من عاشق سینهای نرم هستم زبونمو دور نوک سینهاش میکشیدم که نفس نفس میزد دستمو بردم رو پاهاش و مالششون میدادم براش حسابی داشت لذت میبرد از سینهاش رفتم سراغ نافش و لیس میزدم از سینهاش تا نافش خیلی لذت بخش بود برام فاطمه هم ناله اش در اومده بود و شلوارشو بیرون کردم یه کوص ناز و تمیز جلوم اومد واقعا خیس شده بود کصش زبونمو گذاشتم رو کوصش و لبه های کوصشو باز دستم باز میکردم و زبونمو میکشدم روش هربار اینکارو میکرد کمرشو میبرد بالا و سرمو فشار میداد به کوصش واقعا خیلی شیرین بود کوصش گفت منم میخوام بخورم کیرتو گفتم بخور مال خودته شلوارمو بیرون کردم و سر کیرمو با زبونش لیس میزد خیلی حال میداد کیرم کلا سفت سفت شده بود حالت 69شدیم فاطمه خیلی حرفه ای برام ساک میزد خیلی قشنگ میخورد منم تو خوردن کوصش براش کم نذاشتم کلا دیونه شده بود و داشت ارضا میشد که یهو پاهاشو قفل کرد و کوصشو فشار میداد به دهنم پاهامو محکم گرفت و بدنش لرزید کل اب کوصشو خوردم فاطمه بلند شد از رو من و خوابید یه کمی بخودش استراحت داد و دوباره شروع کرد برام ساک زدن منم که داشتم لذت میبردم که بلند شد اومد رو من کیرمو تو دستش گرفت و تنظیم کرد رو کوصش و نشست وایی که چقدر داخلش داغ بود و ناله میکرد بلند و خودش بالا و پایین میشد رو کیرم سینهاش موقع بالا پایین خوب تکون میخوردن که واقعا حشرمو زیاد کرده بود این صحنه کوص فاطمه هم حسابی خیس شده بود رو کیرم بالا و پایین میشد حسابی صداش میپچید تو اتاق فاطمه اومد پایین و خوابید گفت بیا رو من منم رفتم پاهاشو باز کرد پاهاشو با دستام گرفتم بالا کردم و کیرمو فرستادم تو کوصش و داشتم حسابی میکردمش و سرعتمو تلنبه زدنو بیشتر کردم یه فاطمه داشت کم کم ارضا میشد همینجوری تند تند داشتم میکردمش که یهو ناله کرد و و بدنش لرزید منم که داشت ابم میومد گفتم کجا بریزم گفت بریز داخل منم یه چندتا تلنبه زدم و کل ابمو خالی کردم تو کوصش و جفتمون بی حال افتادیم رو همدیگه و منم که واقعا کمرم سفته و زود ابم نمیاد فاطمه گفت عجب کمری داری چیزی مصرف کردی ابت اینقد دیر اومد گفتم نه بخدا خود کمرم سفته فاطمه بعد بغلم کرد منم بغلش کردم لباشو بوسیدم یه چند دیقه ای بغل هم بودیم که فاطمه گفت گرسنمه بریم یه چیزی بخوریم رفتیم باهم یه بار دیگه شام خوردیم و اومدیم و تا صبح یه بار دیگه کردمش .تا دوماه پیش باهام بودیم
و یهو خطاش خاموش شد و دیگه ازش هیچ خبری ندارم هنوزم منتظر برگشتن دوبارش هستم که یه بار دیگه ببینمش فقط
.
دوستان بابت اینکه طولانی شد معذرت . اولین باره که داستان مینویسم و تجربه نوشتن نداشتم اگه بد نوشتم شما به بزگواری خودتون ببخشید فقط خواهشا فحش ندید ممنون از همه شما

نوشته: میثم


👍 6
👎 21
29100 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

918917
2020-09-23 03:15:23 +0330 +0330

زن معلم باشه و از موقعیتش نترسه ول بیفته دنبال کیر با بچه اش بعد پسرم بیاره خونه بچش باز ببینه و به شوهره نگه دهنشو سرویس نکنه

1 ❤️

919000
2020-09-23 06:16:52 +0330 +0330

بچش لال بود ک ب باباش نمیگف ننش مرد میاره خونه؟

1 ❤️

918924
2020-09-23 07:29:17 +0330 +0330

کیر ترامپ تو کون ننت کصکش،ولی قبلش لباسشو بیرون کنه و تو کیر ترامپ رو بیرون کن ،کمرش سفته و عاشق سینه نرم😂😂😂

1 ❤️

919030
2020-09-23 08:46:50 +0330 +0330

به واقعی بودن یا نبودن داستانت کاری ندارم ، چون برای خودم اتفاقی تقریبا نزدیک به این رخ داده!
اما چند نکته در مورد سبک نوشتنت:
اگر میخوای با لهجه بنویسی حداقل بگو مال کدوم شهر و دیار و استانی که با فرهنگ و لهجه مردم کشور هم بیشتر آشنا بشیم!
جان مادرت وقتی میخوای بنویسی قبلش چند نکته دستور زبانی و آیین نگارشی از اینترنت پیدا کنید تا بفهمید موقع نوشتن میشه از علامتهایی مانند نقطه نقطه نقطه ، ویرگول یا کاما ، دو نقطه بیانی ، علامت سوال ، علامت تعجب یا دعایی و باز تاکید میکنم نقطه استفاده کرد و بدونید جای فعل و فاعل و مفعول و نهاد و گذاره و… کجاست!!!
داداش من به جایی که ازش مرغ سوخاری میگیرن نمیگن مغازه ، میگن کنتاکی یا فست فود یا رستوران یا کترینگ یا هر چیز دیگه اما قطعا مغازه نمیگن ، مغازه جای دیگه کاربرد داره!
!؟،؛(): و گیومه
اینهایی که در بالا هست پاره ای از علائم هستن که موقع نگارش باید استفاده کرد تا خواننده بهتر بتونه متنو بخونه و دهنش ساییده نشه!

1 ❤️

918930
2020-09-23 13:03:51 +0330 +0330

مزخرف بود چون با لهجه محلی نوشته بودی والسلام

2 ❤️

918933
2020-09-23 13:03:56 +0330 +0330

ایا لباسشو بیرون کردی اونم با لباست اون کارو کردو بیرونش کرد؟

3 ❤️

919007
2020-09-23 13:04:03 +0330 +0330

همون شربت که گفتی بطریش تو کیونت

3 ❤️

919056
2020-09-23 13:04:42 +0330 +0330

گلم آدرس مغازه شهرتون رو بده بریم یه مرغ کنتاکی خوش مزه بخوریم
داشتم تازه با مرغ کنتاکی حال میکردم که شربت وارد شد
حسابی شیرین بود لباش
اجازه است پیراهنتو بیرون کنم نشست خودش بیرون کرد وگفت توام بیرون کن پیراهنتو منم بیرون کردم
اینو دیگه کجای دلم بزارم…
تا همین جاخوندم
کیر تمام شهوانی و اونایی که رفتن مرغ کنتاکی خوشمزه خوردن از پهنا دهنت

2 ❤️

918940
2020-09-23 13:04:47 +0330 +0330

اخه کارکشته کدوم دختر ناله میزنه و میلزره؟ والا هرچی ما دیدیم معمولا چشاشون رو میبندن و ارضا میشن

4 ❤️

918988
2020-09-23 13:04:50 +0330 +0330

خیلی خندیدم خدایی لباساشو بیرون کردم یعنی چی ؟
به لباساتون گفتین برین بیرون از خونه
برو دهاتی برو گوسفنداتو بچرون
در ضمن برو نهضت سواد آموزی هم ثبت نام کن
ننه جنده ی کس کش
تو داستان ننویسی خره نمی گوزه ؟

2 ❤️

918944
2020-09-23 13:04:53 +0330 +0330

بچه خوشگل یه همدرد خوبی واسه کسایی که درد دل دارند؟ بزن به چاک که بچه های شهوانی هم درد زیاد دارن هم دنبال یه همدرد میگردن که باهاش دردل کنه اونم از نوع خوشگلی مثل تو

3 ❤️

918949
2020-09-23 13:04:56 +0330 +0330

کسکش فوش ندیم چرااااا؟؟!
آدمهایی شبیه به تورو باید ۷بار از کون بگایی به ۱۴ روش سامورایی و ناکارایی…بی ناموس ببین از هر دست بدی از همون دست میگیری مطمئن باش.ببین من که تو رو نمیشناسم ولی ناموسً خواهرت یا داداشت بچه ۷-۸ساله دارن؟ اگه دارن یا زن داداشت یا خواهرت کسص تشریف دارن. بی ناموس زن شوهر دار و اونم جلو بچه اش میگایی و میبری بیرون… همیشه ارزوهام براورده شده الانم ارزو میکنم یه روز شوهر اون جنده شما رو روی تخم بگیره بزنه زنه رو بکشه و بره یه قتل عمد گردنت بیوفته که عبرت سایرین بشی حرامزاده…

2 ❤️

918903
2020-09-23 13:05:00 +0330 +0330

کستان رو با لهجه محلی ننویسید لطفا. در ضمن کوس پر از شاش و اب کوس رو لیس میزدی یا خمره عسل که انقد میگی شیرین بوده؟

3 ❤️

918927
2020-09-23 13:05:04 +0330 +0330

دوتا سوال
اول اینکه اون کنتاکیه که توشهرتونه ومرغاشون بهتون میچسبه وقتی مرعه بهتون میچسبه ابشم میاد؟ یا فقط درمالی میکنه
سوال دوم
ار کدوم حهنم دره ای هستین که توشهرتون میوه گیرنمیاد همه اتون قبل از کردن شربت میخورید؟

2 ❤️

919089
2020-09-23 14:52:32 +0330 +0330

چیزی نمیتونم بگم، داستان خیلی نچسب.فاقد جذابیت و تکراری بود…
اینا بیشتر خاطره است…فقط یچیزی به دوستان میگم، چیزی که زن رو خیلی جری میکنه تو اقدام به خیانت… خیانت شوهره… یعنی اگر بفهمه تا انتقامشو با خیانت نگیره اروم نمیشه

0 ❤️

919017
2020-09-23 16:30:48 +0330 +0330

خیلی کیری بود. تا اونجا خوندم که پیراهن رو بیرون کن. کسکش لهجه کیری کدوم شهره؟

1 ❤️

918942
2020-09-23 17:40:43 +0330 +0330

با اجازه از شاه ایکس عزیز بپردازیم به اصل داستان هرچند درحد شاه ایکس نیستیم. رفتی خونه فاطی که آش نذری بدی دیدی کسی نیست مثل عقده ای ها رفتی سر وقت کمد که شورت فاتی رو برداری و باهاش جق بزنی اشتباهی شورت اصغر آقا شوهر فاطی رو برداشتی اونم یه باره اومده تو اتاق فکر کرده از شورتش خوشت اومده بخوبی از خجالت کون سفیدت دراومده.

3 ❤️

918945
2020-09-23 19:12:11 +0330 +0330

لباست بیرون کن؟؟ مگه با سربه داران سکس کردی که اینجوری حرف میزد!! به علاوه اقا پسر بچه 7 ساله اول دبستان است مدرسه میره تورو ببینه ممکنه به باباش بگه به مرد اومد شب خونمون موند اون تیکه کنتاکی هم که دیگران زحمتشو کشیدن!! 😁

8 ❤️

919151
2020-09-23 22:52:25 +0330 +0330

آخه کون گلابی این دختر هشت ساله زبون نداشت بگه این کونی کیه آخه آب کس شیرینه؟ تو روش مگه شکر پاشیدی آخه کس دول وقتی کس از نزدیک ندیدی چرا زر زر میکنی یه جق بزن برو بخواب عمو جون

1 ❤️

919326
2020-09-24 15:52:11 +0330 +0330

کیر تو روحت من چندشم میشا زبون بزنم

بعد تو میگی آبشو خوردم

کیونی

0 ❤️

919327
2020-09-24 15:53:04 +0330 +0330

چند سالته؟
شبیه انشا بچه 13 سالشت

0 ❤️

919347
2020-09-24 17:32:43 +0330 +0330

قریب ۴۰۰ تا داستان خوندم اینجا و تو هیچ کدوم ندیدم طرف کسش زشت باشه . پس همه اینایی که کسشون سیاهه دیگه سکس ندارن ؟ جمع کنین بابا با این مسخره بازیاتون داستانم که مینویسین یکم قابل پذیرش باشه

1 ❤️

919368
2020-09-24 20:54:58 +0330 +0330

فقط یه چیز…!!!

کیر عالم و آدم تو لهجه ت

0 ❤️

919470
2020-09-25 01:58:30 +0330 +0330

عذاب گرفتی😂😂😂

0 ❤️







Top Bottom