بهترین لذت زندگیم. من و خواهرزادم

    سلام دوستان.
    من امیرم و بار اولمه داستان یا بهتر بگم خاطره مینویسم. امیدوارم با نظرای خوبتون دلگرمم کنین که بازم خاطراتمو تعریف کنم واستون.
    الان ۲۷ سالمه و این خاطره ای که میخام بگم برمیگرده به ۲ سال پیش.
    یه خواهرزاده دارم که اونموقع۱۵ سالش بود با قد ۱۷۵ وزن حدود ۶۵ . دقیقا هموم کیسی که همیشه عاشقش بودم. هیچوقت توی عمرم فک‌ نمیکردم بتونم یا بخام باهاش بخابم تا جایی که یه شب با اکانت فیک اینستاگرامم ادش کردم. اکانتم هم فیک یه پسر خوشکل ۲۴-۲۵ ساله بود اونم اکسپت کرد و خلاصه توی دایرکت کلی باهاش چت کردم و از علایقش گفت و من گفتم . کف کردم وقتی گفت خیلیییی دوس داره یکی ماساژش بده و بعد بکنتش.
    چن روز گذشت اتفاقی خونمون خالی شد و ازش خاستم بیاد پیشم و تنها نباشم. اونم طبق عادت سریع اومد چون خیلی باهم دوست بودیم همیشه .
    خلاصه اومد و شام زدیم و فیفا بازی کردیم تا موقع خواب شد . تشکمون رو عین همیشه کنار هم انداختم و دراز کشیدیم. اینم بگم از صبح اونروز کلی برنامه ریزی کرده بودم که چیکار کنم بتونم بکنمش.
    همینجوری که دراز کشیده بودیم گفتم محمد خیلیییی بدنم خستس امشب دلم میخاد یه ماساژ حسابی بهم بدی اونم اولش گف دایی بیخیال اصلا حالشو ندارم و ازین حرفا ولی وقتی بهش گفتم معامله هس دیگه ماساژ بده ماساژ بگیر سریع پاشد کارشو شروع کرد
    ماساژش که تموم شد گفت نوبت توئه. دیگه واقعا داشتم به ارزوم میرسیدم. محمد به پشت جلوم خابیده بود و کون خوشکلش کامل در اختیارم.
    شروع کردم به ماساژ دادن از گردنش شروع کردم و کم کم اومدم پایین . پیرهنشو دراوردم و پشت و پهلواشو حسابی مالیدم قشنگ معلوم بود چقد حال میکنه. بعد اومدم سراغ پایین تنه بدون هیچ مقدمه جوری که اینگار خیلی عادیه دستمو گذاشتم روی کونش و شروع کردم مالیدن اونم اصلا به رو خودش نیاورد یه کم که مالیدم دلو زدم به دریا و شلوارشو پایین اوردم اولش گفت که شلوارو دیگه نیارو و از این حرفا ولی راضیش کردم که اصلش بدون لباس میچسبه ماساژ اونم راضی شد. خلاصه یه بدن فوق العاده لخت لخت جلوم بود و داشتم باهاش ور میرفتم. کیرمم که خیلی وقت بود پاشده بود. کونشو کلی مالیدم و بعد دستمو کردم زیر رونش که اونجا رو ماساژ بدم که یه لحظه خورد به کیرش دیدم به به به راس کرده حسابی.منم از خداخاسته سریع گرفتمش توی دستمو گفتم بذار این کوچولو هم ماساژ بدم حال کنه دیگه محمد اولش گفت که زشته و خجالت میکشم که مث همیشه خیلی راحت راضیش کردم . بهش گفتم به پهلو بخاب دستم اذیت نشه اونم که به چیزی که میخاس داشت میرسید به پهلو خوابید . همینطوری که با یکی از دستام کیرشو گرفته بودم با دست دیگم لباسامو در اوردم و خوابیدم پشتش. کیرمم که حسابی راس شده یود گذاشته بودم لای پاش و کیرشم میمالیدم. بعد از یکی دو دقیقه گفتم محمد نظرت چیه امشبو کاملش کنیم گف ینی چی گفتم کنم توش واست اونم خودش میگف خیلی دوس داره ولی از دردش خیلیی میترسه منم که از صبح تو فکرش بودم کرم لوبریکانت خریده بودم بهش نشون دادم که این حسابی روان کننده هست و دردتو نصف میکنه خلاصه قبول کرد. منم بدون معطلی با حرص و ولع همع سوراخشو پر از کرم کردم کیرمم حسابی مالیدم . بهترین قسمتش واسم رسیده بود کیرمو گذاشتم دم سوراخشو خیلییی آرووم سرشو کردم توش واسش حسابی حشر جفتمون زده بود بالا دیدم واقعا داره حال میکنه تا نصفه کیرمو کردم توش واسش و عقب جلو کردم اولش درد داشت ولی با گذر زمان خیلی بهتز شد واسش. خلاصه با دستم کیرشو میمالیدم و از عقب هم واسش تلمبه می زدم داغ داغ شده بودیم بعد از ۴-۵ دقیقه دیگه ابم کامل اومد و خالی کردم توی کونش همینطور که کیرم تو سوراخش بود واسه اونم جق زدم که ابش اومد. واقعا اون بهترین سکس عمرم بود. هرچند هنوزم باهم سکس داریم ولی خوب چون من تهرانم و اون شهرستان خیلی دیر به دیر همو میبینیم.
    تمام این داستان واقعی بود .


    نوشته: Amir

  • 1

  • 13




  • نظرات:
    •   Fetish.leo
    • 3 سال
      • 1

    • عمو جون کجا درس خوندی!؟ :(
      بخای!؟ بخابی!؟
      الان یه سری کسخل تر از خودت هم میان زیرش مینویسن
      I love gay (rolling)


    •   poor_girl
    • 3 سال
      • 1

    • (hypnotized) واقعا که دیگه ننویس آشغال بچه باز


    •   1373gay
    • 3 سال
      • 0

    • دوست عزیز god-of-sex کامل توضیح دادن
      و تویه کوس کش Fetish.leo : از اسم ایدیت مشخصه کوست خله
      داستان رو خوندمش هم یه نوع محارم بود هم بچه بازی نظر ندادم ولی به کوری کوس و کونت که یه روزم نشده ایدی ساختی اومدی اینجا ترتر میکنی
      I LOVE GAY


    •   shahx2
    • 3 سال
      • 2

    • من همیشه فکر میکردم دایی های بی خودو مزخرفی دارم این چیزا رو که میخونیم تازه قدر دایی هامونو میدونیم درسته کاری برامون نکردن اما دمشون گرم حد اقل کونمون هم نزاشتن!!


    •   شرارت
    • 3 سال
      • 0

    • میگم خواهرتو میکردی بهتر نبود


    •   شرارت
    • 3 سال
      • 0

    • امروزه عجب کونی هایی پیدا میشن بورو کونی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو