بهروز و تجربه گاییده شدن عالی

1399/09/04

داستان ها برای خواندن ولذت بردن هستند ، شاید خاطره نباشند اما کم و بیش از خاطرات شکل می گیرند . مهم اینه که شما لذت ببرید!
اسمم بهروز ه ، 24 سالم بود که یک روز که برای ماموریت باید می رفتم آبیک قزوین ، رفتم با تاکسی های آزادی برم که با منصور آشنا شدم ، ماشین اش خراب شده بود و برای کار می خواست بره قزوین . شماره ها رو گرفتیم و اما هیچوقت فرصت نشد که مکان جور کنیم برای سکس . منصور با شریک اش خط تولید و بسته بندی می فروختند . حدود 50 سالش می شد ، قد متوسط و هیکل تقریبا چاقی داشت ، موهاش تقریبا همه سفید بود و با سیبیل اش که مدام مرتب اش می کرد خیلی باهال به نظر می رسید . خیلی مودب و با شخصیت بود . چند هفته ای گذشت و فقط در حد پیام و عکس اینها بود . با خودم فکر می کردم که اهلش نیست و فقط با این چیزا حال می کنه . خودمم مکان نداشتم . حدود یک سال بیشتر می شد که سکس نداشتم ، کسی که همیشه منو می کرد چندسالی از خودم بزرگتر بود و مهاجرت کرده بود و منم بی خیال کیس جدید شده بودم ، تا اینکه منصور رو دیدم و خب خیلی برام باهال بود .
یک روز منصور پیام داد که پنج شنبه ها سرکار هستی ؟ گفتم تا ظهر . گفت :اهلش هستی بریم سفر و یه حالی کنیم و شب برگردیم ؟ گفتم کجا ؟ گفت یه کاری هست سمت قم ! هیچی نگفتم و منصور زنگ زد و توضیح داد که ظهر می ریم و تا بعد از ظهر کارمون تموم میشه و بعد می ریم هتل و آخر شب برمی گردیم . اگر هم خواستی فردا صبح . قبول کردم و قرار شد یکی دو ساعت مرخصی بگیرم که زودتر بریم .
بدنم رو خیلی وقت بود شیو نکرده بودم ، تو دو سه روزی که مونده بود به آخر هفته ، شیو کردم که تمیز باشم . روز پنج شنبه ، منصور اومد دم شرکت و راه افتادیم . تصور می کردم تو راه خیلی شیطون باشه اما فقط در حد حرف بود ، بعد رفتیم یه کارخونه اطراف قم و کارهاش رو انجام داد و رفتیم هتلی که برای استراحت گرفته بودن برامون . ناهار رو همونجا خوردیم و رفتیم داخل اتاق.یه اتاق با یه تخت دو نفره و یه تکی بود . حس اینکه توی اتاق هتل آدم سکس کنه باهاله . منصور هم چون می دونست برای استراحت هتل می گیرند از فرصت استفاده کرده بود و بهم گفته بود که بیام باهاش .
یه کم استراحت کردیم ، منصور گفت : آماده شو . رفتم سرویس و آماده شدم و با یه شورت اومدم بیرون . منصور هم لخت شده بود و با یه شورت روی تخت منتظر من بود . رفتم کنارش نشستم . شروع کرد بدنم رو مالیدن و بهم گفت : از عکس ها خیلی بهتره .
قد و هیکل متوسطی دارم ولی رونها و باسن کمی بزرگ من ، هیکل خوبی برای دادن برام رقم زده بود . هم نفر قبلی و هم منصور از رونهای بزرگم خوششون می اومد ، منصور رونهام رو می مالید و فشار می داد .
چهره مردونه اش و بدنش که مو داشت و موهای سینه اش که کمی هم سفید شده بود خیلی جذاب بود . همینجوری که شروع کرد به بوسیدن و لب گرفتن از من ، منم با یه دست کیرش رو از روی شورت می مالیدم و گاهی هم سینه هاش رو می مالیدم ،.کمی که گردن و سینه هام رو خورد ، بلند شد و روی یکی از دو تا مبل راحتی توی اتاق نشست و اشاره کرد و گفت : بهروز ، وقتشه آماده اش کنی . رفتم و پایین پاش نشتم و کیرش رو که نیمه خواب بود رو از شورت اش درآوردم و اول کمی با دست مالیدمش و کمی که بلند شد ، شروع کردم به ساک زدن ، کمی که ساک زدم ، منصور گفت : آروم بزن . دوست داشت بیشتر بلیسم تا فقط خوردن کیرش . شروع کردم با لبهام کمی کیرش رو فشار دادن و زبونم رو می ذاشتم زیر کیرش و با لبهام فشار می دادم و کیرش رو تو دهنم عقب و جلو می کردم . حسابی حال می کرد . گاهی کیرش رو در می اوردم و به صورتم می مالیدم و می لیسیدم و دوباره ساک می زدم . شق شدن کیرش رو داخل دهنم حس می کردم . منصور فقط سرم رو نوازش می کرد و آه می کشید . کمی که گذشت ، منصور گفت : کافیه دیگه . منم اول کیرش رو تا ته داخل دهنم کردم و کمی با دو تا دستم کمی بدنش رو مالیدم و بعد لبهام رو فشار دادم روی کیرش و کیرش رو همونجوری کشیدم بیرون . گفت : دمت گرم . خیلی خوب بود .
بلند شد و شورت اش رو که هنوز تو پاش بود رو درآورد و منو بلند کرد ، اول شورتم رو درآورد ، کمی کونم رو مالید ، لای کونم رو باز کرد و کمی با انگشت اش روی سوراخم رو مالید و بعد روی صندلی جوری که پشتی رو بگیرم نشوند و از توی کیف اش یه بسته نایلونی درآورد که توش ژل و کاندوم بود . با ژل و انگشت اش شروع کرد به باز کردن به سوراخم . گاهی همونجوری که انگشتش داخلم بود و خم می شد روم و کمی منو می بوسید . در اینحالت کیر شق شده اش می خورد به رونها و پشتم که خیلی برام باهال بود . کمی بعد که دو تا انگشت رو جا کرد ، منو برگردوند و پاهام رو باز کرد و دو تا انگشت رو فرو کرد داخل و همونجوری که سینه هام رو می خورد منو انگشت می کرد ، این حرکتش خیلی باهال بود ، سوراخم حسابی باز شده بود . اماده بودم برای کیر منصور .
دیگه وقتش بود ، دو تا بسته کاندوم از داخل کیسه درآورد . خنده ام گرفت ، گفتم : مجهز اومدی یا تا صبح می خوای بکنی ؟ خندید و گفت حالا صبر کن . کاندوم رو کشید روی کیرش و گفت که برگردم . روی صندلی برگشتم و پشتم ایستاد و شروع کرد اول با کیرش کمی لای کونم رو مالیدن و بعد سر کیرش رو روی سوراخم می مالید و شروع کرد آروم آروم سر کیرش رو روی سوراخم فشار دادن ، کمی فشار رو بیشتر کرد و تقریبا تا نصفه داخل شد ، بعد از مدتها بود که می دادم و کمی درد داشت برام اولش . کیرش رو داخلم کمی عقب و جلو کرد و دوباره فشار داد و کیرش داخلتر رفت . درد داشت هنوز . دستم رو بردم پشت که بفهمه فشار نده . دستم رو گرفت و روی کمرم نگه داشت . با یه دست پشتی صندلی رو نگه داشته بودم و منصور کمی کیرش رو داخلم نگه داشت و آروم آروم شروع کرد عقب و جلو کردن و کمی فشار دادن که کیرش داخلتر بره . یه چند دقیقه ای طول کشید تا کیرش تا ته داخلم شد . دستم رو هنوز گرفته بود و با دست دیگه اش شونه ام رو گرفته بود و شروع کرد آروم کیرش رو بیرون کشیدن و تا نصفه که اومد دوباره داخل کرد . چند دقیقه ای این کار رو تکرار کرد ، دردش کمتر شده بود و دیگه اماده گاییده شدن بودم و منصور شروع کرد تلمبه زدن . کیرش رو که داخلم حس می کردم و دستاش که منو محکم گرفته بود برام لذت بخش بود . سخت بود روی صندلی ، زانوهام درد می کرد . یه چند دقیقه ای که منصور کونم رو گایید بهش گفتم پوزیشن عوض کنیم ؟
بدون اینکه چیزی بگه ، کیرش رو تا ته داخل کرد و دستش رو حلقه کرد دور گردن و سینه ام و منو صاف کرد و چند تا تلمبه اونجوری زد و همنوجوری که کیرش داخلم بود و دستش روی گردنم بود آروم منو از صندلی اورد پایین ، کمی خم شده بودم که اما منو صاف کرد ، پاهام رو کمی باز کردم که کیرش زیاد فشار نیاره ، آروم آروم به سمت تخت رفتیم . حس باهالی بود ، کیرش داخلم بود و اونکار رو می کرد . منو خم کرد روی تخت و در حالی که لبه تخت به شکم دراز کشیدم و یه پام روی زمین بود ،خودش کنار تخت روم خم شده بود و شروع کرد به گاییدن کونم ، کیرش شق تر شده بود و کیر من هم بخاطر راه رفتن با کیر منصور که داخلم بود بلند شده بود . منصور از پشت گردنم رو گرفته بود و کونم رو می گایید.
من فقط از سر شهوت اه و ناله می کردم . منصور دستام رو از پشت گرفته بود و محکم تر و عمیق تر از قبل تلمبه می زد . لبه های سوراخم کمی می سوخت . چند بار کیرش رو کامل کشید بیرون و تا ته فرو کرد و بعد ولم کرد و خودش اومد روی تخت و منو برگردوند و آورد وسط تخت . پاهام رو باز کرد و منو سمت خودش کشید و کیرش رو داخلم کرد و شروع کرد به گاییدن . دستش رو می آورد پشتم و بلندم می کرد و در حالی که کیرش داخلم بود ، کمی سینه هام رو می خورد و دوباره به پشت می خوابیدم و دوباره منو می گایید . کمی که اینجوری منو کرد . کیرش رو بیرون کشید و بهم گفت : حالا باهالترش کنیم ؟ نمی دونستم می خواد چکار کنه . فقط با لبخند نگاهش کردم . رفت کنار تخت و کاندوم رو از روی کیرش کشید و از بسته دیگه کاندوم یه کاندوم دیگه برداشت . نمی فهمیدم داره چکار می کنه . یه دفعه دیدم یه کاندوم خاردار کشید روی کیرش و با ژل اومد روی تخت .
تجربه اش رو نداشتم تا حالا ، کمی با همون حالت کیرش رو تو دهنم کرد و خیس کردم . برجستگی های کوچیک اش باهال بود . منو به شکم خوابوند و کمی ژل رو با انگشت داخل سوراخم زد ، خنکی ژل کمی سورش داخل سوراخم رو بهتر کرد بعد با کیرش کمی روی سوراخم مالید . حس باهالی داشت کیرش با اون کاندوم . روم نیم خیز شد و کیرش رو کمی داخل سوراخم کرد . بعد روم خوابید و کیرش رو تا نصفه بیشتر داخل کرد . حس باهالی بود . برجستگی های روی کاندوم واقعا باهال بود . خودش رو روم جا داد و من در حالی که هم وزن منصور رو تحمل می کرد و هم کیرش که حالا کمی بیشتر درد و فشار داشت برام رو . منصور منو میون بازوها و پاهاش گرفته بود و کیرش تا انتها داخلم بود . دم گوشم گفت : شروع کنم . یه اوهوم گفتم . دوباره پرسید : شروع کنم ؟ گفتم : آره . منو بگا . منصور گفت : حالا شد . دیگه چکار کنم ؟ با شهوت گفتم : همه ی کیرت رو می خوام . گفت : دردش رو دوست داری ؟ جرت بدم ؟ جواب دادم : دردش رو می خوام . مال توام . منو بگا . جرم بده .
منصور شروع کرد به تلمبه زدن . حسابی حشری بودم و دردی که بهم وارد می شد باعث می شد بیشتر بشه . پاهام رو با پاهاش باز کرده بود و محکم و خشن تر از قبل داخلم تلمبه می زد و با دستش منو مهار کرده بود و وقتی می کوبید داخلم ، واقعا درد داشت .آه وناله ام بیشتر شده بود ، واقعا درد و حشرم زیاد بود و صدام بلندتر شده بود . منصور دستش رو جلوی دهنم گرفت و تلمبه زدن رو ادامه می داد . انگار می ترسید صدامون بیرون بره . اما بیشتر حس کنترل داشت . تلمبه هاش تند شده بود و من تو خفگی فقط ناله می کردم . کمی مکث کرد و چند بار کیرش رو تا سرش بیرون کشید و داخل می کرد . چند باری که اینکار رو انجام داد . دیگه من ارضا شدم و منصور شروع کرد تلمبه های محکم زدن . هنوز حس داشتم ، اما درد رو بیشتر حس می کردم و دوست داشتم زودتر تموم بشه . منصور بعد کمی گاییدن کون خسته ی من ، کیرش رو تا انتها فرو کرد و منو تو بغلش حسابی فشار داد و با پاهاش پاهم رو بهم فشار داد و ارضا شد . روم خوابیده بود و تو بغل اش لزرش بدن اش رو حس می کردم و از اینکه از بدن من لذت برده بود حس خوبی داشتم .
کیرش رو بیرون کشید و زوری منو از پشت بغل کرد و هر دو چشمامونو بستیم . کمی بعد ، منصور آروم گفت : چطور بود ؟ گفتم عالی بود . گفت دردت نیومد که زیاد ؟ گفتم : دردش خوبه . خاردار فکر باهالی بود . کمی بدنم رو نوازش کرد و بعد باهم رفتیم حمام . بدن مردونه منصور زیر آب خیلی باهال بود . سعی می کردم به بهانه شستن بدنش رو بیشتر لمس کنم . تو دستاش مثل یه بچه بودم و بدن شیو شده ام رو با دستای بزرگش می مالید و می شست .
کمی خوابیدیم و شب شده بود . شام که خوردیم ، منصور گفت : دوست داری شب اینجا باشیم یا بریم ؟ درد داشتم و سوراخم ملتهب بود و کمی درد داشتم هنوز . گفتم نه . بریم زودتر . انگار فهمیده بود که بخاطر سکس می گم . آروم چشمک زد و گفت : بدون سکس . خندیدم و گفتم باشه . رفتیم یه دوری بیرون زدیم و کمی خوراکی خریدیم و آخر شب اومدیم هتل . لخت شدم و منصور هم لخت شد . منو بغل کرد و با هم خوابیدیم .
بعد از اون روز خیلی دیر به دیر موقعیت هایی پیش می اومد که سکس کنیم اما واقعا منصور عالی بود و من دیونه این بودم که منو بکنه . اون هم همیشه چیز جدیدی داشت که از سکس لذت ببریم .

نوشته: mehrdad94y


👍 10
👎 6
15301 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

778378
2020-11-24 00:36:12 +0330 +0330

سن بالایی که مهربون و با شخصیت باشه پیام بده و واقعی و با معرفت ن درخواست پول دارم ن ترحم و قرطی بازی

3 ❤️

778379
2020-11-24 00:38:11 +0330 +0330

چرا همش گی چرا همش گی چرا چرا چرا چرااااااااااااااااااا
چرا داستانایی مثل پنجگانه رویای خیس پاک بشه داستانایی نابی مثل بایسکشوال که ش.ع.راد با اون دست به قلم ماهرش مینویسه پاک بشه ولی یه داستانای کصشعری مثل گی پرچمدار سایت باشه
ادمین جان یکم دقت کن و وجدان داشته باش

3 ❤️

778390
2020-11-24 01:02:50 +0330 +0330

حالمون از داستان گی بد شد بابا
ادمین تابلوه داستان کم آوردی ولی مجبور که نیستی…‌نذار دادا نذار بزرگوار

3 ❤️

778398
2020-11-24 01:15:50 +0330 +0330

اخی چه با حال چه رویایی

0 ❤️

778409
2020-11-24 01:37:52 +0330 +0330

حس مزخرفیه درکت میکنم …چیز عادی هس همه روزه تو تهران این اتفاقات میفته و من انگ دروغ بهت نمیزنم … من به شخصه فکر نمیکنم سن بالا بتونه قدرت دخول بالایی داشته باشه اما لیسیدن و ایناش عالیه و اینکه سن و سالی ازش گذشته و سعی میکنه هیچوقت ناراحتت نکنه … با افتخار منم یک گی هستم

0 ❤️

778459
2020-11-24 08:59:44 +0330 +0330

من‌تا تگ‌ گی میبینم لایک میدم.

1 ❤️

778462
2020-11-24 09:33:34 +0330 +0330

جووون سن بالا میخوام

1 ❤️

778478
2020-11-24 10:48:25 +0330 +0330

داستانت قشنگ و پر احسلس بود زیبا نوشتی
حس واقعیه یه مفعول رو بیان کردی
امیدوارم همچین مفعولی مث تو برام پیدا بشه…

0 ❤️

778482
2020-11-24 11:33:16 +0330 +0330

مهرداد تا هممونو کونی نکنه ولکن نیست

0 ❤️

778487
2020-11-24 12:14:03 +0330 +0330

خوب نوشتی، مفعولی که ناز الکی نداشته باشه، خیلی خوبه

0 ❤️

778524
2020-11-24 21:04:34 +0330 +0330

حاجی برای معموریت چرا اومدی شهر ما😅

0 ❤️

778534
2020-11-24 23:35:13 +0330 +0330

خوب مینویسی.ادامه بده

0 ❤️

778873
2020-11-26 21:40:17 +0330 +0330

بهروز گاییدت تلافیشو اینجوری در نیار

0 ❤️







Top Bottom