بهش دادم تا خدا دوستم داشته باشه

1397/02/28

یه روزی جذاب ترین پسر محل بود. خوش تیپ، بامعرفت، خوش برخورد، بلندو بالا هیچ کس تو محل جرات نداشت جلوش وایسه پشت و پناه محلمون بود و همه دخترا میمردن براش.
ولی کامران فقط خاطر منو میخواست. همه منتظر بودن دیپلممو بگیرم تا ما دوتا رو سروسامون بدن منم دل تو دلم نبود تا هرچی زودتر به عشقم برسم. ولی همه چی با یه حادثه بد به هم خورد. کامران تصادف کرد. به خاطر ضربه مغزی یه مدت رو تخت بیمارستان افتاد وقتی هم مرخص شد کنترل اعضای بدنش رو از دست داد. رو ویلچر نشست بدون اینکه بتونه یه کلمه حرف بزنه. کارهای شخصیشو هم نمیتونست انجام بده. ولی با همه این احوال بازم حاضر بودم زنش بشم. همین که زنده مونده بود برام خیلی با ارزش بود.
کامران با مادر و برادرش مهران زندگی میکرد. مهران یه بچه مثبت درسخون بود. دوسال بزرگتر از کامران بود و تازه مهندسیشو گرفته بود. البته دوسال بعد از اون فاجعه. مادرشون منو برای مهران خواستگاری کرد منم قبول کردم البته شب خواستگاری تو چشمای کامران نگاه نکردم. بیچاره حتی نمیتونست نظرشو به کسی بفهمونه همه میگفتن چیزی از گذشته به خاطر نمیاره. شایدم راست میگفتن خدا میدونه.
هرچند مهران با اینکه بریم تو یه خونه جدید و مستقل زندگی کنیم حرفی نداشت ولی من خواستم که تو خونشون پیش مادر و کامران بمونم.
گفته بودن کامران حداکثر دو سال زنده میمونه ولی حالا سه سال از اون اتفاق میگذشت و وضیعیت کامران تغییری نکرده بود نمیدونم منو به خاطر میاورد یانه ولی تو این یک سالی که خونشون بودم همیشه کاراشو میکردم عاشقانه غذاشو دهنش میگذاشتم، موهاشو اصلاح میکردم و حتی تو حموم کردنش هم به مادر کمک میکردم. خوشبختانه دستشویشو نگه میداشت و همیشه مهران یه بار قبل از اینکه بره سرکار، یه بار بعد از برگشتن از سر کار و یه بار هم قبل از خواب میبردش دستشویی. هرسه تامون با رضایت کامل کارهاشو انجاممیدادیم ولی همیشه با یه چهره غمناک به یه گوشه خیره میشد انگار میخواد چیزی بگه ولی نمیتونست. خیلی وقتا تو خواب با هم حرف میزدیم. مثل قدیما میگفت: تومال خودمی عشق خودمی پس کی درست تموم میشه زن و شوهر بشیم و…
همین خوابها باعث میشد جلوش خجالت بکشم با خودم میگفتم نکنه گذشه یادش باشه طفلی شاید الان وقتی منو با مهران میبینه عذاب میکشه ولی نمیتونه احساسش رو بگه. این خوابا و فکرا خیلی عذابم میداد. تا اینکه یه روز مهران مادرشو برای یه مدت فرستاد مشهد تا حال و هواش عوض بشه و میخواست یه پرستار بیاره خونه تا کارای کامران رو انجام بده ولی من مخالفت کردم چون کامران مال خودم بود دلم نمیخواست زن دیگه ای کاراش رو بکنه قبول کردم که همه کاراشو خودم انجام بدم البته گفتم اگه نتونستم پرستار بیارن.
خلاصه صبح ها مهران میرفت سرکار و منو کامران تنها تو خونه بودیم منم میرفتم پیشش مینشستم و از گدشته براش تعریف میکردم. یه روز که داشتم براش از گذشته میگفتم دیدم یه قطره اشک از گوشه چشمش ریخت پایین. با این قطره اشک خیلی چیزا رو برام گفت بی اختیار دستم رو انداختم دور گردنش و بوسیدمش بدنش گرم شد و سعی میکرد دستاشو تکون بده یه بار دیگه صورتشو بوسیدم، رضایت رو تو چشماش میدیدم شروع کردم به لب گرفتن ازش اونم ازم لب میگرفت. بعد از سه سال که با یک چهره غمگین رو ویلچر نشسته بود الان خنده و رضایت رو تو صورتش میدیدم. اصلا احساس گناه نمیکردم برعکس از اینکه باعث شدم بعد از چند سال دلش شاد بشه خیلی خوشحال بودم مطمعنم خدا هم از این کار من راضی بود. روز بعد وقتی خواستم برم پیشش یه تاپ و شلوارک پوشیدم حتی سوتین و شورت هم نپوشیدم میخواستم وقتی بغلش میکنم حسابی از بدنم لذت ببره. اونم انگار منتظرم بود. با هر زحمتی بود خوابوندمش روی تخت وسط پاهاش رو زمین زانوزدم و بغلش کردم شروع کردم به لب گرفتن. جوری با لبای گرمش ازم لب میگرفت که دلم نمیومد ازش جداشم. همونطور که بهم چسبیده بودیدم احساس کردم نگاش به سمت سینه های منه. منم سینمو در آوردم وگذاشتم دهنش. راستش وقتی شوهرم سینه هامو میخورد هیچ وقت همچین احساس خوبی بهم دست نمیداد. مطمعنم کامران همه چیزو میفهمید. و هنوز عاشقم بود. وگرنه همچین لذتی برام نداشت. دیگه تحمل نداشتم کیرش رو درآوردم با وجوداینکه روی اعضای بدنش کنترل نداشت ولی کیرش یه کم راست شده بود. شروع کردم براش ساک زدن تا اینکه کاملا راست شد چشماش رو بسته بود و دهنش نیمه باز بود معلوم بود که داره حسابی لذت میبره خوب که راستش کردم شلوارم رو در آوردم و نشستم رو کیرش، بعد از سه سال لبخند رو روی لباش دیدم. با تمام وجود براش تلمبه میزدم خیلی طول کشید، به خاطر مشکل نخاعی که داشت خوب احساس نمیکرد و فک کنم به همین خاطر به این زودیها ارضا نمیشد با وجود اینکه خودم اورگاسم شده بودم ولی اینقدر ادامه دادم تا اینکه آبش اومد، خیلی کم و بدون هیچ فشاری. دیگه از حال رفته بودم خودمو انداختم روش و بوسیدمش اونم درحالی که نفس نفس میزد سعی میکرد منو ببوسه خیلی احساس خوبی داشتم. آخه اون طفلی نه با پول شاد میشد نه با گردش و مسافرت و نه با هیچ چیز دیگه ای. حق داشت که تو این دنیا برای لحظاتی خوشی کنه و این کارهم فقط از دست من ساخته بود
خلاصه هر وقت باهاش تنها میشدم یه حال اساسی بهش میدادم ولی چند ماه بعد کلیه هاش از کار افتاد و تو بخش دیالیز بستری شد. مشکل تنفسی داشت و قلبش هم دیگه خوب کار نمیکرد با کلی دستگاه که بهش وصل کرده بودن زنده نگهش میداشتن تا اینکه به ما گفتن باید دستگاهها رو قطع کنن ما هم برای خداحافظی رفتیم بیمارستان البته اونا میگفتن که من نباید همراشون برم ولی با اسرار رفتم تو آخرین لحظات مهران و مادرش با چشمای گریون روشو بوسیدن و ازش خداحافظی کردن منم بغضم ترکید و شروع کردم بلند بلند گریه کردن بعدشم خودمو انداختم روش و چند بار بوسیدمش. باصدای بلند میگفتم مگه قرار نبود شوهرم بشی مگه نگفتی منو میخوای و خیلی چیزای دیگه، مهران و مادرش که انگار به من حق میدادن بلندم کردن و بردنم بیرون. کامران رفت و راز منو با خودش برد رازی رو که الان شما خوندید.
نظر شما چیه کارم درست بوده یا غلط؟ این تنها دلیلی هست که این داستان رو نوشتم قصد من اصلا لذت بردن نبود. با شوهرم خیلی بیشتر لذت میبردم فقط میخواستم دل عشق اول جونیم رو شاد کنم

نوشته: ؟


👍 85
👎 12
102365 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

688291
2018-05-18 21:13:26 +0430 +0430
NA

کارت عالی بوده لایک داری والا

5 ❤️

688293
2018-05-18 21:14:47 +0430 +0430

شفای عاجل

1 ❤️

688299
2018-05-18 21:27:35 +0430 +0430

خوب کاری کردی عشقم بنظرم
عذاب وجدان نداشته باش

بهم یه سلام بفرست

1 ❤️

688303
2018-05-18 21:36:24 +0430 +0430

ندوس ولی لایک

0 ❤️

688309
2018-05-18 21:51:33 +0430 +0430

با این شرایطی که گفتی فکرمیکنم حتی همسرت هم اگه میدونست مخالفتی نداشت ? ?
Like5

2 ❤️

688316
2018-05-18 22:00:47 +0430 +0430

لایک ،،، دم کووست گرم

1 ❤️

688324
2018-05-18 22:18:52 +0430 +0430

منم فلج هستم اگه بهم کووس بدی رضایت خلق خدارو بدست اوردی
کیییر هرچی افلیجه تو کووس و کوووونت


688328
2018-05-18 22:25:30 +0430 +0430

اگر چاخان بود ارجاع میدیم به این بیت معروف

الهی چپ کنم شاید پرستارم تو باشی

اگر راست بود مطمعن باش توی همین دنیا چنان اجر کارات رو میگیری که سرت به عرش برسه

اگه اون دنیایی هم باشه خود خدا ضمانتت رو میکنه

اگرم دروغ گفتی که ما رو سرکار بزاری تو روحت

0 ❤️

688329
2018-05-18 22:35:48 +0430 +0430

داستانت اگه واقعی باشه کار بدی نکردی

0 ❤️

688339
2018-05-18 23:30:22 +0430 +0430

آخه مادر خراب ملتو کسخل گیراوردی طرف تورو میخواسته ولی بعد فلج شدن داداشش اومده تورو بگیره ببره جلو داداشش که زجرش بده؟ پس هم تو حرومزاده ای هم داداشش هم اون مادرش که اومده خاستگاری تو


688344
2018-05-19 00:47:35 +0430 +0430
NA

اولا بگم تو خيلي پستي كه به هر حال خيانت كردي دوما ويلچير تو كو نت كه دروغ ميگي ادم فلج حركتي كي رش سيخ نميشه سوما جاكش پدر اينجا امريكا نيست چهارم كس كش امدي حرومي بودنتو از ملت نظر بخواهي پنجم منو سيخ دار هم فلجيم بيا خداي خلق ازت راضي باشه به ما هم بده

4 ❤️

688350
2018-05-19 01:41:34 +0430 +0430

خدا خیرت بده

0 ❤️

688351
2018-05-19 01:55:30 +0430 +0430

برانظرخواهی احیانأکمی دیرنیست؟!ببین دوست عزیزمن نظرموبنابرواقعیت قضیه ابرازمیکنم;کارشماچ درست چ غلط،روحساب نیت همدردی ومعرفت وعشق، به قیمت خیانت ب همسرت صورت خوشی نداره ولی باتمام این تفاسیرخوشبحال کامران که معشوقش عاشقش بودواگه ازسرنوشت شانس نداشت درعوض دختررویاهاش عندمرام بود!اماچنانچه داستانت حقیقت نداشت،خدابراهیچکس نخواد!ضمنأقبل ازاخذدیپلم بایدفرق بین اسرار(ج سر،رازها)واصرار(پافشاری)رابیاموزی!

1 ❤️

688356
2018-05-19 03:26:03 +0430 +0430

تقبل الله اجرکم عندالله

0 ❤️

688357
2018-05-19 03:31:24 +0430 +0430

اصلا کاری به راست و دروغ داستان ندارم
اما خیانت خیانته

1 ❤️

688358
2018-05-19 03:37:29 +0430 +0430

نه میشه گفت کارت خوب بوده،نه ام بد.ینی هم خوب بوده هم بد.
واسه اولین بار موندم چی بگم.

0 ❤️

688359
2018-05-19 03:38:14 +0430 +0430

اما عنوان داستانت خیلی بیخود و بی معنی بود.

0 ❤️

688363
2018-05-19 04:56:38 +0430 +0430

داستان خوبی نوشتی وکاملا ساختگی هست،
واقعا کدوم کس مغزی این داستانو باور میکنه

1 ❤️

688368
2018-05-19 05:25:21 +0430 +0430

منم تو موقعیت تو بودم می دادم
کار خوبی کردی
هم اون گناه داشت و هم عشقت بوده

1 ❤️

688389
2018-05-19 06:58:49 +0430 +0430

میخوای یه سر بزن به بیمارستانا این آدمای فلج و از کار افتاده رو پیدا کن و بهشون بده…به یاد عشق جوونیشون…تا خدا هم دوست داشته باشه
خائن کثیف…این داستانو فقط م ا د ر ج ن دت باور میکنه
حروم زاده ای که به عشق به قول خودت جوونیت خیانت کردی و رفتی زن داداشش شدی
اگه واقعا عاشق بودی بازم زن خود کامران میشدی…هم سکسو داشتی هم عشق ولی متاسفانه شرف نداری
ک.یر اسب آبی تو سردر کستانت
سیخ زن و مرد زخمی دمتون گرم ههههه

2 ❤️

688396
2018-05-19 08:49:56 +0430 +0430

عالی بود کارت لایک داشت ایول

0 ❤️

688399
2018-05-19 09:25:52 +0430 +0430
NA

معلومه کارت درست بوده، ولی کسی که قطع نخاع بشه مگه کیییرش بلن میشه؟

1 ❤️

688402
2018-05-19 10:07:42 +0430 +0430

بهش دادی که مرد دیگه . بدبختو کشتیش تازه میگی کار خوبی کردی یا نه ؟

0 ❤️

688405
2018-05-19 10:15:15 +0430 +0430

داستانت قشنگ بود کاری به راست و دروغش ندارم . وای من موندم اونائی که دم از خیانت میزنن و بچه مسلمونن اینجا چی میخوان . عزیزمن کسی که اینجا میاد داستان خواهروبرادر مادرو پسر پدرو دختر ازهمه نوعش هست پس جای شما اینجا نیست. ضمنا ادای آدمای طلبکارم درنیارین. اصلا یه عده اینجا هستن فقط کامنت چرت و پرت مینویسن. مریضن

3 ❤️

688406
2018-05-19 10:17:29 +0430 +0430

منم چنین فردی رو میشناسم ولی پول میده و پرستار!!! میگیره و کلا جداست و هر چند وقت هم عوضشون میکنه!!! کارش هم مشروب خوردن و مست کردنه. اسیب نخاعی یعنی مرده متحرک اما اینکه گفتی پشت و پناه محل بود ولی راضی شده ک بهش بدی یکم برام گنگه.

0 ❤️

688409
2018-05-19 11:04:18 +0430 +0430

باور كن خداي مهربون هم از محبت و انسان دوستي و غريب نوازي شما خوشش اومده…
اونهايي كه با شما و كارهاتون مخالف هستن ان شالله به همچين روزي بيافتن و ببينن كه تو چه لطفي كردي…

1 ❤️

688412
2018-05-19 11:19:56 +0430 +0430

اومدی کردستان در خدمت هستم ،مهمان نوازتم.!

0 ❤️

688413
2018-05-19 11:27:34 +0430 +0430

شما که دستی تو کار خیر داری یه حال به اسایشگاه قطع نخاعی بده
به خاطر خدا

0 ❤️

688418
2018-05-19 11:44:15 +0430 +0430

دوست عزیزم داستانت و موضوعش قشنگ بود.
اما خوب در کمال احترام نویسنده پسر بود.
مرسی بابت اینکه وقت گذاشتی و داستان نوشتی

0 ❤️

688424
2018-05-19 12:06:29 +0430 +0430
NA

متوجه نمیشم چرا با خودش ازدواج نکردی…؟
اصلا منطقی نیست که تو همچنان راضی بودی و امید به ادامه زندگی اون طرف هم وجود داشت بعد رفتی با برادرش ازدواج کردی!!!
اینو هم باور نمیکنم که واقعا برای رضایت خدا و این چیزا بوده باشه! داری خودتو گول میزنی

0 ❤️

688425
2018-05-19 12:06:50 +0430 +0430

اگه خواسی دل ما هم شاد کنی در خدمتیم

0 ❤️

688427
2018-05-19 12:13:42 +0430 +0430
NA

این اقای سیخ زن من دیدم زیر تمام داستانها هستش وهمه داستانها هم بنظر ایشون چرت بوده وهرکسی داده باید به ایشون هم بده تا ایشون نظر موافقی داشته باشه خب عزیز من دوست نداری نخون باورهم نداری نداشته باش ولی سعی کن خوب وبد را ازهم جدا کنی
ولی درمورد داستانت خانمی من اول از همه خوندم حتی اشکم هم دراومد حتی اگر واقعیت هم نباشه خیلی عالی وبطور فوق العاده ای واقعی بنظر میرسد بیگ لایک

0 ❤️

688432
2018-05-19 12:44:31 +0430 +0430

فک کنم فقط دادن با این مضمون مونده بود ک اینجا نخونده بودمش که اونم به لطف شما خوندم. دادن در راه خدا!!!
هر چی باشه خیانته، خیانتم کثیفه. حالا شما هی بگرد دنبال توجیه که وجدانتو باهاش قانع کنی.

1 ❤️

688435
2018-05-19 12:59:45 +0430 +0430

به نظر من کار خوبی نکردی ولی تو کارهای بدی که میشه کرد .کار تو جزو بهترینهاش بوود . دمت گرم .

0 ❤️

688463
2018-05-19 18:48:53 +0430 +0430

واقعا که مردم دنبال مجوز هستن برا جنده بازی???بخاطر رضای خدا ب ی فلج دم مرگ دادی؟ تازه ممه هم بهش دادی???

0 ❤️

688466
2018-05-19 19:14:14 +0430 +0430

والا بعید میدونم راست باشه ولی اول اینکه چطور این آقا مهران شما یادش بود که یه روزی عشق شما بوده ولی الان حالیش نمیشد که زن برادرش هستی و دیگه جای خواهرش هستی ؟
ببخشید ها شما عشق رو با شهوت عوضی گرفتی ، یک عشق پاک لزوما که نباید به رابطه جنسی ختم بشه
ما هم یکی از فامیل های پدرم تقریبا مشابه همین شده بود ایشان تو جنگ مفقود الاثر شدن و صلیب سرخ جزو کشته ها ثبتشون کرده بود و طبق رسوم قبیله چون بیوه بحساب می آمد برادر شوهرش با اون ازدواج کرد و صاحب بچه هم شدند ولی بعد از یکی دوسال معلوم شد شوهره اسیر طالبان بوده و برای باج خواهی نگهش داشته بودند
و تونست مراجعت کند‌ولی دیگر بعنوان یک خواهر به همسر سابقش نگاه میکرد و اتفاقا پدر من این را ازش سوال پرسید واون گفت این زن دیگر خواهر من و ناموس برادر من هست

1 ❤️

688482
2018-05-19 20:48:14 +0430 +0430

صد در صد دروغ بود ،ولی فانتزی قشنگی بود .در ضمن اصرار نه اسرار

0 ❤️

688507
2018-05-19 22:16:43 +0430 +0430

اومدی که آبمونو بیاری عوضش اشکمونو درآوردی ، سگ تو روحت

0 ❤️

688513
2018-05-19 22:54:03 +0430 +0430

کسکش اینجا یه سایته سکسی یه.ملت میان چهار تا داستان بخونن و یه کیرکی راست کنن.آخه کسکشه فلسطینی با این داستانت کیر همرو خوابوندی.ننویسی دیگه ها.با تو ام.شاشو.

0 ❤️

688514
2018-05-19 22:54:11 +0430 +0430
NA

وسط جق گریم در اومد الهی به زمین گرم بخوری 😢

3 ❤️

688517
2018-05-19 23:14:45 +0430 +0430

بالایی خدا خفه ت نکنه که روده بر شدم بسکه خندیدم

0 ❤️

688530
2018-05-20 02:51:17 +0430 +0430

ای داد بیداد… ای داد بیداد… کارت عالی بوده

0 ❤️

688573
2018-05-20 08:32:28 +0430 +0430

فانتزی خوبی بود ولی سوتی زیاد داشتی ! شلوارک شد شلوار ! کسی ک فلج باشه نمیتونه راست کنه ! نمیتونه لب بگیره !!! و خیلی چیزای دیگه !اینکه میدونستن تورو دوس داره و برا داداشش خواستنت !!! یعنی خونواده ی نفهمی بودن ؟ خلاصه ک یکم کار کن رو تخیلت!

0 ❤️

688599
2018-05-20 10:45:57 +0430 +0430

داستانت رو که خوندم فلج شدم. به منم بده تا خدا ازت بیشتر راضی بشه.

1 ❤️

688622
2018-05-20 14:10:36 +0430 +0430

نظر شما چیه؟
عالی بود دمتگرم
عجب مرامی داری که واسش این کارو کردی

0 ❤️

688672
2018-05-20 19:11:30 +0430 +0430

عشق زیباترین حس دنیاست وهرکاری از روی عشق انجام بشه خداپسندانه است.تو نه تنها گناه نکردی بلکه ثوابم کردی.پس دلواپس چیزی نباش.یاحق

0 ❤️

688759
2018-05-20 23:28:58 +0430 +0430

جان???چقد قشنگ و غم انگیز بود.

0 ❤️

688776
2018-05-21 00:20:32 +0430 +0430
NA

بده در راه خدا.
.
اگر به قصد قربت باشد، اشکال ندارد ولی بنابر احتیاط واجب اگر کمتراز ختنه گاه داخل شود، بعداز غسل تیمم هم بشود.

2 ❤️

688796
2018-05-21 04:05:38 +0430 +0430

از لحاظ پزشکی غلطه کارت مادرشو گاییدی طفلی… 3ساعت رو کیرش بالا پایین کردی هی تو شدی قاتلش

2 ❤️

688832
2018-05-21 08:50:08 +0430 +0430

کارتون درست بودهو جایی برای احساس گناه نیست.این انسانیته.

0 ❤️

688847
2018-05-21 09:51:53 +0430 +0430

به اورژانس بیمارستان شهرتون مراجعه کن و کمکهای خداپسندانه ات را بدیگر بیماران تصادفی هدیه کن
شاید مورد قرین رحمت قرار گیرد
.
“هوالشافی”

0 ❤️

688965
2018-05-21 20:48:41 +0430 +0430

به جان خودم…اگرحقیقت باشه.بهترین کارو کردی.طفلی کامران.هرچند فکرم درگیرکه. آدم قطع نخاء چطور کیرش شق شده.آبشم اومده.کارخداست دیگه.بله♀ ♀ ♀ ♂ ♂ ♂ .

1 ❤️

690306
2018-05-28 12:27:11 +0430 +0430

نذرت قبول باشه???

2 ❤️

690554
2018-05-29 12:22:07 +0430 +0430

عجب نمیدونم چی بگم ب قول عزیزی خیانت خیانته ولی خب شرایت فرق میکنه نه میشه گفت کارت درست بوده ولی خب چی بگم داستانو مفید مختصر گفتی تو داستانو طوری تتعریف کردی که میخواستی ما بدونیم.
اگه بگیری چی گفتم.
کلا ک هیچکس بی عیب نی نگران نباش از این بد تراش داره هر روز اتفاق میوفته حالا واسه تو خیلی قابل قبول تره.
موفق باشی ✋

0 ❤️

690788
2018-05-30 14:37:22 +0430 +0430
NA

دمت گرم اگه واقعی بود

0 ❤️

690805
2018-05-30 16:11:44 +0430 +0430

به منم بده خدا عوض بده

0 ❤️

694642
2018-06-15 13:15:20 +0430 +0430
NA

ببین اسم این سایت شهوانی یعنی کس و شعر درمورد زندگیتون ننویسید که ۹۹.۹ درصدش هم استفراغات ذهنیتونه الان مثلا قرار با داستان تو که به یه فلج کیری کون دادی حال کنم پس گوه نخور

0 ❤️

696542
2018-06-22 22:55:23 +0430 +0430

کسکش اشکمو دراوردی کیرمم خوابید :(

1 ❤️

698342
2018-06-30 04:58:02 +0430 +0430
NA

بالزاک یه داستان داره به اسم زمین، همه همدیگرو میکنن، یکیم هست به داداش معلول خودش میده، یاد اون افتادم

0 ❤️

698408
2018-06-30 10:47:20 +0430 +0430

نچ خاستم بزنم یادم رفت اصلا بند عمل از دستم پرید
خوب بود عالی دمت گرم خخخ

0 ❤️

703685
2018-07-19 23:47:56 +0430 +0430

کارت بد بود ولی با این کار دلشو شاد کردی

0 ❤️

704029
2018-07-21 07:32:38 +0430 +0430

ای دهنت سرویس. با کدوم ادمین و با کدوم روانشناس مشورت کردی چنین داستانی نوشتی. که همه اونا که بدشون میاد از خیانت هیچی نمیتونن بگن. واللا ما هم موندیم چه بگیم. بهر حال معامله ای بوده با خدای خودت. این واقعا استثنای عجیبیه که مخلوقات و مجلوقات همه کف کردن از نوع سرایش قصه شما و همون خداست که خوب یا بد بودنشو بهت بگه.

1 ❤️

704031
2018-07-21 07:46:57 +0430 +0430

اونایی که میگن بچه مسلمونا و اونایی که از خیلی کارها بدشون میاد نیان اینجا کاملا در اشتباهید. بابا ببینید چنین سوژه خیانتی رو که همه قاعدتا به خاطر خیانت بهش فحش بدن در دهن همه رو بسته ( البته بماند که بعید میدونم این ایده یک فرد عادی باشه ) ولی ببینید چه کامنتایی میذارن که اشک آدم در میاد از خنده.
رفیق! هر کسی با یه حالی میاد اینجا.

0 ❤️

707881
2018-08-04 23:02:56 +0430 +0430

حرف نداری خانمی

0 ❤️

713164
2018-08-25 21:23:42 +0430 +0430

ناموسن با این اوضاع باید بگا بریم تا بهمون بدید (dash) (dash) (dash) (dash)

1 ❤️

713510
2018-08-27 15:20:09 +0430 +0430

کارخوبی کردی عزیزم به نظرم تو حق اون بودی که ازش گرفته شد حداقل کاری که براش کردی

1 ❤️

716446
2018-09-10 11:08:28 +0430 +0430

من اگه جای شوهرت بودم بعد از تو بیمارستان که رفته بودی پیشش گریه کرده بودی شب میاوردمت خونه و به۱۸۰روش میگایدمت بعد فردا میرفتم بغل قبر برادرم خاکت میکردم

1 ❤️

725768
2018-10-24 09:31:14 +0330 +0330
NA

خدارو شکر که من خدا نیستم وگرنه نمیدونستم با این حرکت چیکار کنم،کس گیجه میگرفتم…بفرستمت بهشت؟،نفرستمت بهشت؟
بزنم دهنتو بگام؟نزنم دهنتو بگام؟
ای بابا

1 ❤️

732333
2018-11-26 15:16:26 +0330 +0330

به کشتن دادیش دیگه… مقصر توبودی

0 ❤️

734420
2018-12-07 23:29:35 +0330 +0330

آفرین به تو که دل یکیو شاد کردی
اگه خاستی منم بیام برات جبران کنم پادش کار نیکی رو که انجام دادی بهت بدم.

0 ❤️

752179
2019-03-05 10:35:17 +0330 +0330
NA

ب نظر من کارت اشتباه بوده چون ب هر حال خیانته و خیانت هم هر حورش کار کثیفیه از نظر من

0 ❤️

754688
2019-03-16 13:34:28 +0330 +0330

مادرقهبه پسر رو به گا دادی بعد میگی برای رضای خدا؟خب یه دستم به ما بده خدا بیشتر خوشش میاد

0 ❤️

773299
2019-06-13 09:20:52 +0430 +0430

کار درستو کردی عالی بود

0 ❤️

799066
2021-03-24 08:49:45 +0430 +0430

❤️❤️

0 ❤️

800895
2021-03-31 20:42:19 +0430 +0430

کاش منم قیل مرگم لبای سپیده محمدی رو ببوسم عاشقتم سپیده

0 ❤️







Top Bottom