به خونه خوش اومدی

    1395/10/23

    وقتی وارد اتاق خواب شدم با بدن لختش و لباسای کثیف و حوله ی خیسی مواجه شدم که روی تخت بود و نشون میداد که بعد یه پرواز طولانی کمی ریلکس کرده. خودمم بی سر و صدا وسایلمو برداشتم و رفتم توی حموم تا یه دوش آب گرم بگیرم.
    دوش گرفتنم 20 دقیقه ای طول کشید و بعدش روبدوشامبر نخیمو پوشیدم و برگشتم توی اتاق. هنوز خواب بود ولی از کیر نیم شقش میشد فهمید که داره خوابای سکسی می بینه. دیگه نمیتونستم بیشتر از این مقاومت کنم. پس روبدوشامبرمو دراوردم وآروم بین پاهای عضلانی و پشمالوش خزیدم. بلافاصله کیرشو تو مشتم گرفتم و دهنمو بهش نزدیکتر کردم و با لبام در آغوش گرفتمش و سر کیرشو حسابی مکیدم و زبون زدم.
    کیرش کم کمک داشت قد می کشید و به بزرگترین اندازه ی خودش نزدیک میشد. منم ساک زدن شروع کرده بودم و هرلحظه با شدت بیشتری براش میخوردم. گهگاهیم تا جایی که میتونستم کیرشو تو دهنم میکردم و انقدری نگه میداشتم تا اوق بزنم. بالاخره بیدار شده و ناله ی بلندی کرد و دستاش بین موهام سر خورد.
    - علیک سلام خانومی. ظاهرا دل یکی برام حسابی تنگ شه!
    بدون اینکه کیرشو از تو دهنم دربیارم نگاهی به صورتش کردم و فشار بیشتری به کیرش اوردم.
    - وااااای. دختر هلاکم کردییییییییی
    کمی بعد سرمو بالا آوردم و کیرشو از تو دهنم دراوردم و دوباره مشغول لیسیدن شدم از بالا تا پایین کیرشو یه لیس پر تف زدم. حالا نوبت تخماش بود تا یه حالی بهشون بدم و از خجالتشون حسابی دربیام.
    - دیوووووووووووونتم دیووووووونه
    مثل یه گربه براش لیس میزدم و گاهیم تخماشو یکی یکی توی دهنم میکردم و میک میزدم. کارمو با لیس زدن حد فاصل بین تخما و کونش ادامه دادم و با انگشتامم بهش فشار میاوردم تا شاید بتونم جی-اسپاتش رو تحریک کنم. هرچند خودمم میدونستم فایده ای نداره! اونم بیکار نشسته بود و نوک سینه های سفتمو بین انگشتاش بازی میداد. منم همچنان نقاط مختلف کیر و خایشو با زبونم کشف میکردم و به پیش میرفتم. یکی از انگشتامم خیس کردم و سوراخ کونشو نوازش میکردم.
    - دیوونم کردی جنده خانوم. جنده ی کوچولوی خودم.
    - عآرررررررررررررره. جنده ی خودت خود خودتم.
    هرقدر که بیشتر میگذشت انگشتمو بیشتر توی کونش فرو میکردم. دیگه تقریبا همه ی انگشتمو توی کونش کرده بودم و سقفش رو میمالیدم تا حسابی دیوونه ترش کنم. اونم بی انقطاع مینالید و عضلاتشو منقبض میکرد.
    - فاااااااااااااااااااک. تندتر. خواهش میکنم. بخور. بکن. هربلایی دوس داری سرم بیار. فقط واینستا.
    حس کردم به ارگاسم نزدیکه و الاناس که شکم و. سینه های نازمو با اب داغش، تر کنه. ولی من حالا حالا ها باهاش کار داشتم و نمیخواستم به این زودی ها ارضا بشه. پس انگشتمو از کونش بیرون کشیدم وکیرشم از دهنم دراوردم.
    - عوضییییییییییییییییییییی. مگه نگفتم واینستااااااا. پیزی نبوده که ارضا بشم. خواهش میکنم ادامه بده.
    - فکرای خوبی تو سرم دارم. پس لطفا خفه شو و از جات تکون نخور تا به کارم برسم.
    بالا سرش واستادم اروم روی کیرش نشستم. ولی هنوز کیرشو توی کسم نکرده بودم و فقط کس خیس و داغمو به کیرش میمالیدم. منظرهی حذاب سینه های خوش فرمم و گرمای کسم طاقتش رو طاق کرد ه بود و التماسم میکرد که کیرشو توی کسم بکنم. ولی من ول کن نبودم و میخواستم کمی باهاش بازی کنم که یهو مچ جفت پاهامو گرفت و با فشاری شدید به سمت خودش کشید که باعث شد تعادامو از دست بدم یهو روی کیرش بیفتم. کیرش یه ضرب توی کسم رفته بود و با تخماش چفت شده بود که باعث میشد درد شدیدی رو حس کنم. ولی اینبار اون ابتکار عمل رو به دست گرفت و با دستاش منو به خودش فشار میداد و نمیذاشت که از جام تکون بخورم. منم همچنان از درد به خودم می پیچیدم و در کنارش لذت خفیفی رو تجربه مبکردم. چون بقدری دردم شدید بود که به لذتی که باید میبردم می چربید و عملا لذتشو ازم گرفته بود. چند ثانیه ای به این منوال گذشت تا اینکه بالاخره رضایت داد و تونستم کمی بلند شم و قسمت کمتری از کیرشو توی کس تنگم نگه دارم که البته الان حسابی جر خورده بود و درد میکرد. کمی توی اون حالت موندم و دیدم برای تسکین دردم چاره ای جز ادامه ی سکس ندارم تا شاید با بیشتر شدن لذتم درد کمتری بکشم. پس خیلی اروم شروع به بالا و پایین شدن کردمو با سرعت کمی روی کیرش بالا و پایین میپریدم. کم کمک حشرمم داشت برمیگشت و کسمم حسابی اب انداخته بود. اونم یکی از انگشتاشو روی چوچولم گداشته بود و برام میمالید. خودمم بیکار نبودم و سینه های نازمو که حسابی سفت شده بودو فشار میدادم و گاهیم نوک خوشمزشو زبون میزدم که همه ی اینا باعث میشد به سرعت به ارگاسم نزدیک و نزدیکتر بشم و ناله های دیوانه وار و شهوانیم بلندتر و بیشتر بشه.
    - عآرررررررره. همینههههههه.
    - آره کوچولوی حشری من. همینطور ادامه بده و منو به عرش اعلی برسون.
    -دارمممم ..... دارم میشمممممممم.
    ناله هام شدید تر شده بود و لرز خاصی توی تنم داشتم تا اینکه با جیغ بلندی ارضا شدم. چند لحظه بعد همین لرزش رو توی بدن عشقم حس کردم و به دنبالش اب داغشو با فشار توی کسم خالی کرد و اروم گرفت.
    عضلات کسم کیر کلفتشو که هنوز درحال نم پس دادن بود رو در اغوش گرفته بود و حسابی میچلوندش تا بالاخره جفتمونم بیحال بیحال شدیم. چند دقیقه ای رو توی اون حالت گذروندیم تا اینکه بزرگ شدن دئباره کیرشو حس کردم. کس خودمم هنوز تشنه بود و مثل چند دقیقه ی پیش و حتی بیشتر تمنای کیر خوش تراششو داشت.
    از جام بلند شدم و بعد شستن ابش از توی کسم به اتاق برگشتم و لوبریکانت رو از کشوی پا تختی دراوردم و کمی روی دستم ریختم و دوباره سر وقت کیرش رفتم. در ادامه شیشه رو دست خودش دادم و ازش خواستم که سوراخ کونمو حسابی چرب کنه و خودمم مشغول مالیدن کیرش شدم. "جیسون" کمی لوبریکانت روی انگشت اشارش ریخت و به سوراخ کونم مالید و بعدش مشغول ماساژ دادنش شد. کارشو مثل خودم و با فشار دادن نوک انگشتش به داخل کونم ادامه دادو هر لحظه قسمت بیشتری از انگشتش رو با چرخش ئ تکون توی کون تنگم میکرد که باعث میشد حشری تر بشم و کونمو به انگشتش فشار بدم تا قسمت بیشتری از اون رو توی خودم حس کنم.
    -داری واسه خودت عیش میکنیا کوچولوی کونی.
    - خیلی خیلی خیلییییییی
    - پس بعید میدونم که به همین یه انگشت رضایت بدی؟
    - معلومه که نهههههههههههه
    - پس خودت بگو که دقیقا چی میخوای؟
    - کیرتووووووو. کیرررررر کلفتتو میخخخخوام
    - کیرمو واسه کجات میخواااااای؟
    - کوووووووون تپلم
    - پس خودت زحمتشو بکش
    کونمو به کیرش نزدیک کردم و سوراخمو به کیرش فشار دادم و موفق شدم کلشو توی کونم بکنم. اونم پهلوهامو گرفته بود و با فشار کمی به سمت کیرش هل میداد.
    - دیگه وقتشه که کونتو کامل فتح کنم. پس فشار بیشتری به سوراخ نازت بیار تا کیرمو یکجا قورت بده.
    ناله ای کردم و فشار بیشتری ب کیرش اوردم تا قسمت بیشتری رو توی کونم حس کنم.
    - عاششششششششقتم
    فشار دادنمو ادامه دادم تا اینکه همه ی کیر کلفت و درازش توی کون تنگم غیب شد و چند ثانیه ای صبر کردم تا این حس عجیب و لذت بخش رو بهتر حس کنم و بعدش به ارومی و با احتیاط شروع به بلند شدن کردم و دوباره کیرشو تا تخماش توی کونم کردم. کونی که تبدیل به بزرگترین منبع لذتم شده بود و باعث میشد اختیار کلماتی که ادا میکنم رو نداشته باشم.
    - ااییییی. جر خوردن با کیرعشقم چه حالی میده. خیلی حس خوبیه که دوست ندارم هیچوقت تموم شه. بگو که تو هم عاششقشی. عاشششق کون تنگ و داغمی و از گاییدنش سیر نمیشی. بگو که عاشق این جنده ی کثیفتی و کونشو با هیچی تو دنیا عوض نمیکنی.
    - عآرررررره. عاااااشششششق خودت و کون بی نظیرتم.
    حرفای کثیفم حسابی وحشیش کرد و باعث شد منو از روی خودش کنار بکشه و به استایل سگی روی تخت بخوابونه وخودشم به پشت سرم برسونه.
    - حالا بهت نشون میدم که جر دادن واقعیه چطوریه. تا خود صبح میگامت و پاره پورت میکنم.
    - عآرررره. خودمم دنبال همینم. جررررم بده. منو مثل یه جنده ی دوزاری پارم کن.
    هنوز جملم تموم نشده بود که فشار کیرشو روی سوراخم و به دنبالش جر خوردن کونمو حس کردم.
    - عااااششششقتم. عاششششق کون تنگ و داغتم. مال خودمه. باهیچی تو دنیا عوضش نمیکنم.
    مثل دیوونه ها داد میزد و کیرشو با فشار توی کون بیچارم عقب و جلو میکرد تا اینکه کمی بعد کند شدن تلنبه ها و فوران آب شفا بخششو توی کونم حس کردم. همین فشاراش باعث شد خودمم یرای بار دوم ارضا بشم وعضلات تنم منقبض بشه و کیرشو توی کونم له کنم و باقی مونده ی اب داغشم بیرون بکشم.
    حسابی بیحال شده بودم و نای وایستادن نداشتم . به همون حالت چهارزانو روی تخت ولو شدم. اونم بدون اینکه کیرشو از توی کونم بیرون بکشه به من تکیه داد و وزنشو روی کمرم انداخت که حس خوبی رو بهم القا میکرد.
    - عزیزم واقعا فوق العاده ای. خیلی حال داد.
    - خیلی بیشتر از خیلی حال داد.
    بالاخره خودشو از روم کنار کشید و روی تخت ولو شد. ولی ظاهرا این ادم سیرمونی نداشت و هنوز از راه نرسیده مشغول مالیدن نوک سینه هام شد و جوابشو با ناله ی خفیفی گرفت.
    - چی شده عزیزم؟ یعنی دوست نداری ادامه بدم؟
    - خودت چی فک میکنی؟ تا حالا دیدی که از سکس خسته بشم؟
    - خیلیم عالی. پس بسم الله
    جفت نوک سینه هامو بین انگشتای زمختش گرفته بود و خیلی اروم میمالیدشون. گاهیم مثل دکمه ی ولوم میپیچوندشون که اهمو در میاورد.
    - خانومی احیانا چیزی رو که از قلم ننداخنم؟
    - نههههههه
    - خیلیم خوب
    بعد تموم شدن حرفاش سرشو به سینه هام نزدیک کرد و نوک یکیشونو بین دندوناش گرفت و به ذنبالش زبون داغشو روش میلرزوند و گاهیم با تمام توان و مثل یه بچه میکش میزد که کمو به عرش میبرد و اتیشی تو کسم به پا میکرد.
    - فک کنم هلوتم نیاز به کمی توجه داشته باشه و اصلا خوب نیست که بین عزیزای دلم فرق بذارم.
    حالا نوبت اون یکی سینم بود که حسابی خورده بشه. ضمن اینکه در حین اینکاتر یکی از دستامم گرفت و به کسم نزدیک کرد. منم دوتا از انگشتامو داخل کسم کردم و همونتو نگهش داشتم. ولی با شدت گرفتن میک زدنای جیسون بیشتر گر گرفتم و شروع کردم به عقب و جلو کردن انگشتام و توی کسم تلنبه میزدم و باقی مونده ی ترکیب اب کی عشقم با اب خودمو بیرون میکشیدم لیس میزدم.
    - اخ که چقد کسم میخاره.
    -پس با انگشتای ظریفت خارششو بگیر؛ چون دست و دهن خودم بنده و کاری ازم برنمیاد.
    - پس انقدر با ملایمت رفتار نکن. نوک سینه هامو بکن. زخمشون کن. میخوام دردم بیاد. میخوام خون بیاریشون.
    از جام بلند شدن و بین پاهاش دراز کشیدم و سرمو روی شکمش گذاشتم تا سینه هام دم دستش باشه و پاهای خودمم باز کردم تا بهتر بتونم کس خیسمو بمالم.
    - پس هروقت دردت اومد و نتونستی تحمل کنی بهم بگو تا ارومترش کنم.
    - اوکی عزیزم
    - حالا هم با کست ور برو تا ابت راه بیفته و حششری تر شی.
    سه تا از انگشتامو توی کسم کرده بودم و با اونیکی دستمم چوچولمو میمالیدم تا لذت بیشتری ببرم. جیسونم مثل وحشیا به جون سینه هام افتاده بود و حس میکردم چیزی نمونده که از جا کنده بشن. سکوت مطلقی برفضا حاکم بود که گهگاهی با صدای شالاپ و شلوپ کس خیسم و ناله های جانسوزم میشکست و جو رو هرچه بیشتر شهوانی میکرد.
    - ااااااااخ. کشتی منو .دیوونم کردی. تند تر. سفت تر بمال. سینه هامو چنگ بزن. زخمشون کن. میخوام از جا بکنیشون. سینه هام مال خودته فقط وحشی تر باش و از هم بدرشون.
    همچنان اه میکشیدم و التماس جیسون رو میکردم تا اینکه با جیغی بلند ارضا شدم و به دنبالش امواج شهوت سرتاسر تن داغم رو فراگرفت. ولی بازم دست بردار نبودم و میخواستم بیشترین لذت رو از ارگاسمم ببرم. ارگاسمی که با دوتای قبلی کاملا تفاوت داشت، سریع و فوق العاده دردناک بود و در عین حال لذت بخش تر. امواج لذت از نوک انگشتام به کس و کلیتوریسم منتقل میشد و از اونجا به سرتاسر بدنم سرایت میکرد. منی که اساسا ادمی نازک نارنجی و حساس بودم حالا داشتم شدیدترین درد عمرم رو تجربه میکردم و در کمال تعجب به جای اذیت شدن، کاملا خوشحال و راضی بودم. بطوریکه علیرغم حساسیت شدید چوچولم با قدرت و شدید زیادی بهش چک میزدم و علیرغم درد شدید، لذت غیرقابل وصفی رو هم میبردم. جیسون هم همچنان مشغول بود و با بلندتر شدن جیغام فشار بیشتری رو به سینه هام میاورد تا اینکه دوباره موج لذتی عمیق رو توی کسم حس کردم. موجی که ارگاسمی دوباره رو به ارمغان میاورد.
    - اداااامه بده لعنتی. محکمتر. دارم ارضا میشم. محکمتر.
    به سختی نفس میکشیدم و کسم دل دل میزد و جریان لذتی عمیق تو سرتاسر بدنم به راه افتاده بود که فشار دندونای عشقمو روی لبام حس کردم و به دنبالش با جیغی خاموش ارضا شدم. ارگاسمی که تا قبل این نظیرش رو تجربه نکرده بودم و به جرات میتونم بگم که لذت بخش ترینشون بود. دیگه کاملا بیحال شده بودم و نای نفس کشیدن نداشتم. بدنمم داشت به حالت عادی خودش برمیگشت که جیسون دستش رو دور سینم حلقه کرد و با چشمای زیبا و خمارش بهم خیره شد.
    -بالاخره راضی شدی؟
    لبخندی زدم و لباشو به بند لبام کشیدم.
    - به خونه خوش اومدی مرد من ...


    ترجمه: ‌Saam

  • 9

  • 5




نظرات:
  •   Mahdikoskesh
  • 10 ماه،2 هفته
    • 0

  • فاحشه


  •   5433d
  • 10 ماه،2 هفته
    • 1

  • ترجمه خوبی بود. مثل همیشه عالی (ok)


  •   milad1ma
  • 10 ماه،2 هفته
    • 0

  • داستان خوب بود..... کاش زنها میفهمیدن که سکس یک رابطه دو طرفس.......... البته بعضی مردها هم همینطور


  •   toranjam
  • 10 ماه،2 هفته
    • 0

  • Dastane khubi bud, merci


  •   ahadahad
  • 10 ماه،2 هفته
    • 0

  • راس کردم
    کاشکی زن منم ازم ایجور سکسی بخواد


  •   اجطفدبسن
  • 10 ماه،2 هفته
    • 0

  • گزارش گی مولانا و سرین بود؟


  •   1366razor
  • 10 ماه،2 هفته
    • 0

  • احتمالا اینم دوری آقاشون براش سخته مثل اون داستان پريشبی و همینطور شوهرش خلبانه و نکته سوم اینکه خارجيام احتمالا ترشیده زیاد دارن. (biggrin)


  •   steve2
  • 10 ماه،2 هفته
    • 0

  • خیلی قشنگ بود


  •   Edin
  • 10 ماه،2 هفته
    • 1

  • عاااااااااالی و بسیاااااااار رمانتیک آفرین


  •   arshmor949494
  • 10 ماه،2 هفته
    • 0

  • بد بود


  •   saam_kian
  • 10 ماه،2 هفته
    • 0

  • از دوستانی که با نظرات مثبتشون دلگرمم میکنن بینهایت سپاسگزارم. (rose)


  •   afucker
  • 10 ماه
    • 0

  • عالی بود ممنونم از ترجمه ات


برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

جستجو