بی آبرویی

    1399/3/18

    سلام
    اسم من سروش ۳۰ سالمه و این داستان اتفاقی بود که زندگیمو خراب کرد
    داستان برمیگرده به ۵ سال پیش ، با ۷ از دوستام و چند تا از دوستای دیگه اونا که جمعا میشدیم ۱۳ نفر قرار گذاشتیم بریم شمال ویلای یکی از بچه ها .ویلای بزرگی که ساحل هم داشت .، شبی که رسیدیم همه خسته بودن و گرفتیم خوابیدیم ، یه ذره از خودم بگم بعد بریم سراغ داستان
    من کلا خیلی دوست داشتم که با همجنسم سکس کنم حالا چه مفعول باشم چه فاعل این فانتزیه من بود و هیچ کسی غیر از خودم این جریانو نمیدونست و هیچوقت جرات اینکه با کسی یا حتی دوستی این موضوع رو مطرح کنم رو نداشتم ،همیشه تو دنیای مجازی بودم .پسر خوش قیافه ای بودم و البته هستم و این موضوع باعث شد که اون اتفاق بد برام بیوفته و مقصر هم فقط خودم بودم و نه کسی دیگه
    فردای اون روز که بیدار شدیم رفتیم دریا و کلی خوش گذروندیم و مسخره بازی در آوردیم تا رسیدیم به شب که قرار بود مشروب بود که ای کاش هیچوقت نمیخوردم . شروع کردیم مشروب خوردن و با توجه به اینکه تابستون بود و هوا گرم و شرجی اون حس مفعول بودن من شروع شده بوود .خیلی خورده بودم .مست مست .. به پیشنهاد دوتا از بچه ها رفتیم دم ساحل ، تاریک و دریا هم اروم بود اونا زدن به اب منم لب ساحل ولو شده بودم و سیگار میکشیدم .. بدنم همیشه کم موئه و مایویی که تنم بود شهوتیم میکرد.. یکی از اون بچه ها که اتفاقا از دوستام نبود صدام کرد بیا تو اب ،منم رفتم تو آب و شروع کردیم آب بازی و مسخره بازی ،تا اینجاش خوب پیشرفته بود ولی تو آب که بودیم من هی اونو که پسر بندساز و خوشگلی بودو هی بغل میکردم و میرفتم زیر اب ،مثلا دارم شوخی میکنم و آبش میدم .خلاصه اب بازی رو تمومش کردیم و را افتادیم بریم تو ویلا ، فاصله بین ویلا و ساحل پر درخت بود و یه دشتشویی و دوش هم بین درختا نزدیک ساحل بود ، گفتم به اون پسره که اسمش ارش بود میخوام بشاشم اونم گفت واسا منم بیام .چراغش سوخته میترسم ..مسخره بازی در میورد .وقتی رفتم تو مایومو کشیدم پایین و پررو شروع کردم به شاشیدن ،اونم اومد بغل من همینکارو کرد ، اون زود تر تمومش کرد و یه نگاهی انداخت گفت جوون پسر چه کونی داری دلم خواست ،، منم میخندیدم فقط میگفتم برو گمشو عوضی ،اومد پشت بهم چسبید ،کار من تموم شده بود .گفتم نکن زشته الان بچه ها میان گفت به خدا هیچکی نمیاد بزار یه حالی بکنیم زود میریم ..منم مست ،خر شدم .کیرشو در اورد گذاشت لای پام .اینقدر خیس عرق بودم نیازی به توف اصلا نداشت، گفت سروش چه کونی داری دیوونم کرده یه ذره دولا شو بکنم تو سوراخت .منم هیچی حالیم نبود دولا شدم اونم کرد .حتی دردم احساس نمیکردم..اونم داشت تنلبه میزد ..من تو یه دنیای دیگه بودم داشتم لذت میبردم که یه دفعه یه صدایی اومد .دوست صمیمیم که اتفاقا ارش رو هم اون آورده بود دم در وایساده بود داشت نگاهمون میکرد ..یه دفعه گفت به به آقا سروش حالا به غریبه ها کون میدی ما که رفیقتیم نباید بدونیم .سریع خودمو جمع کردم .مستیم پرید یه لحظه از ترس .گفتم این رفیقت به زور اورده بود منو اینجا .گفت دیدم به زور آورده توهم زیر ناله میکنی . تا کسی نیومده به منم یه حالی بده که بد سیخ کردم ..من داشتم سکته میکردم گفتم نه توروخدا غلط کردم تو حاله خودم نبودم .ارش که داشت برا خودش جق میزد ابش اومد گفت من رفتم سروش دمت گرم چه کونی دادی امشب .میخندید .دنیا رو سرم خراب شده بود .برای یه لحظه عشق و حال زندگیمو خراب کرده بودم جلو دوستم بی آبرو شدم.دوستم گفت الان اکثر بچه ها خوابن منم به آرش میگم دهنشو باز نکنه توهم میای اتاق من میخوابی .. پام قدرت رفتن تا ویلا رو نداشت .دوستم سیاوش جلو جلو رفت .منم اروم اروم رفتم تا ویلا .پیش خودم میگفتم الان که برم تو همه یه جور دیگه نگام میکنن .رفتم تو دیدم اره واقعا همه خوابن تو اتاقا و تو پذیرایی .. مستقیم رفتم بالا طرف اتاقای دیگه .سیاوش گفت سروش بیا بخوابیم فردا باید بریم جنگل صبح زوود .منم رفتم تو اونم درو از پشت بست .اتاقش حموم داشت .. نگاش نمیکردم از خجالت ..اومد جلو صورتمو محکم گرفت گفت ببین نمیدونستم کونی هستی وگرنه تاحالا ده دفعه کرده بودمت بچه خوشگل.بغضم گرفته بود .بهش گفتم جون هرکی رو دوست داری به کسی نگو ابروم میره گفت خیالت راحت به آرش هم گفتم .پیش خودمون میمونه به شرطی که حسابی حال بدی امشب .تصور اینکه بخوای با دوست صمیمیت بخوابی و بهش بدی داشت میکشت منو .چاره ای نداشتم .لخت شد و بهم اشاره کرد بکن .منم لخت شدم رفتم رو تخت نذاشت بخوابم بغلش گفت قشنگ بخور فعلا کار داریم .منم شروع کردم ساک زدن .اونم هی میگفت جوون کونی خودم شدی از الان ..میخندید .بعد گفت بسسه برگرد بخواب منم دمر خوابیدم اومد روم شروع کرد کردن .کیرش بزرگ نبود ولی خوب تنلبه میزد من دیگه فراموش کردم فقط میخواستم زود تموم بشه جمع کنم در برم از اونجا تا بیشتر ابروم نرفته..ابش که داشت میومد ریخت رو کمر بعد گفت برو حموم بشور بیا بخواب .منم رفتم حموم دوش گرفتم اومدم تو اتاق دیدم دوتا دیگه از بچه ها نشستن لخت رو تخت .سریع حوله رو پیچیدم دور خودم گفتم چه غلطی میکنید اینجا .یکیشون گفت تا بقیه رو خبر نکردیم بیا مثل بچه ادم بده برو .داشتم دیوونه میشدم رفتم طرف ساکم اونام اومدن طرفم یه دفعه دعوامون شد من لخت اونام لخت بزن بزن کردیم بچه های دیگه هم اومدن .گریه گرفته بود .سریع تا جدا کنن منم لباس پوشیدم با ساکم اومدم بیرون .حرفای زشتی بهم زدن.سیاوش میگفت کونی جان این موقع شب کجا میری بیا همینجا بده دیگه همه میدونن کونی جمع کیه .. دیگه هیچی برام مهم نبود ..آبروم رفته بود نمیخواستم بیشتر از این تحقیر بشم اونم بخاطر یه اشتباه و یه لحظه غفلت .. را افتادم اومدم بیرون .. دم جاده وایسادم ساعت ۲ شب بود .. آرش با ماشین اومد بیرون توجه نکردم را افتادم لب جاده .اومد کنارم دیدم تنهاس .گفت سروش غلط کردم ..بیا بریم منم باهات میام بریم تهران .. جوابشو ندادم را افتادم پیاده تا یه ماشین بیاد ..پیاده شد اومد یقه مو گرفت گفت بشین بریم تهران لج نکن من مقصرم میخوام جبران کنم .چاره ای نداشتم .نشستم اونم گازشو گرفت سمت تهران .تا تهران اصلا حرف نزدیم فقط سیگار میکشیدیم .کلی پیام بدو بیراه برام فرستادن ..دیگه نمیتونستم تو اون جمع برم . آرش من رسوند دم خونمون صبح شده بود .گفت ببخشید جبران میکنم .. همه چیو درست میکنم .ولی نمیشد واقعا یه هوس زندگیمو خراب کرده بود .. یه چند ماهی رو با کابوس سپری کردم تا اینکه تونستم از ایران برم .. حالا دارم به این موضوع فکر میکنم که اونایی که میان داستان مینویسن و کلی با ذوق از دادناشون تعریف میکنن ۹۹ درصد فیکن ..و فقط دارن فانتزیشونو داستان میکنن ..اگه کسی بود که خواستید باهاش سکس کنید ازش سواستفاده نکنید .. شاید سواستفاده زندگیه یکی رو نابود کنه
    الان میدونم پیاما با فحش شروع میشه ولی این داستان واقعی من بود
    اون اولین و آخرین سکس من با هم جنسم بود


    نوشته: سروش

  • 22

  • 12




  • نظرات:
    •   sexy32
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • کص گفتی ای


    •   Callmeatena
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • هرچی بیشتر بخونم
      بیشتر به این جملهء تتلو هرچند که ازش خوشم نمیاد ایمان میارم که میگه:
      میمیری کص نگی؟
      میمیری گه نخوری؟


    •   شیرشاهان
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • درود بر صدام. درود بر هیلتر. مرگ بر وگایت ففیه. مرگ بر ثمین.1616


    •   407TT
    • 3 هفته،6 روز
      • 11

    • داش حالا یه کونی دادی چرا ریتو با سیگار به گاه دادی؟!


      هرجور حساب می کنم تا تهران یه باکسو کشیدین خدانشناسا!


    •   لاکغلطگیر
    • 3 هفته،6 روز
      • 5

    • با کون دادن پناهندگی گرفتی؟
      احتمالا کونی های ایران هم،مال جای دیگه ن و به ایران فرار کردن
      مردک ابله!کلی کُس گفتی که بگی الان خارجی؟
      ریدم تو تمام سوراخات


    •   Callmeatena
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • ولی خوب بی آبرویی سخته:/


    •   alireza 3245
    • 3 هفته،6 روز
      • 2

    • توی بدترین حس و حال ممکن سکس رو تجربه کردی
      من از بودن با همجنسم خیلی لذت بردم
      خیلیا بودن ک شدیدا کیسم بودن ولی باهاشون سکس نکردم چون میدونستم بی اعتمادن و در عین حال توی رابطه همجنسگرایی دوستای خیلی خیلی خوبیو پیدا کردم
      تو بهترین حستو توی بدترین جای ممکن تجربه کردی


    •   ناژو
    • 3 هفته،6 روز
      • 8

    • یادِ آهنگ عارف افتادم:
      صورت ماهت یه قرصِ کامل
      دریا به جز تو ندیده ساحل
      یه سوال ،ویلا ساحل داره یا ساحل ویلا داره ؟؟
      می خواستم بخاطر آهنگی که یادم افتاد لایک بدم ....ولی نمی تونم به گی لایک بدم.دیس.


    •   The.BitchKing
    • 3 هفته،6 روز
      • 5

    • من که دریا نرفتم. ولی یکی از دوستام تعریف میکرد که نصف شب جماعتی رفتن لب دریا، سگا دنبالشون کرده بودن. الان همین برام سوال شد ...


    •   Mrnormal
    • 3 هفته،6 روز
      • 4

    • اینا که گفتی رفیق نبودن خارکصه بودن گل من


    •   forestgumpnew
    • 3 هفته،6 روز
      • 6

    • هرچقدر که از کون خوشگل شانس آوردی ، از داشتن رفیق خوب شانس نیاوردی ، یا شاید از داشتن مغز انتخاب درست کن ، شانس نیاوردی (dash)، اینها رو بیخیال بگو کی برمیگردی ایران باهم بریم شمال :)


    •   Kiiiiiiiirkoloft
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • ای ایران ای مرز پر گی سرا (clap)


    •   atabak1396
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • به شدت این داستان تکراری به نظر می رسید. منتها یادم نمیاد تو همین شهوانی خوندم یا یه سایت دیگه اما هرچی هست اطمینان دارم قبلا همین داستان رو خوندم. انشالله که کپی نیست و نویسنده دوبار یا دوجا نوشته اش رو آپ کرده.


    •   شرحبیل
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • مبارکت باشه پس دوستات عروست کردن خخخخ بدبخت برو دامن کن پات.کم کم‌باید اصلاح کنی صورتت رو لوازم ارایش بگیری چون دیگه عروس ۱۳ تا آدم کیرکلفت شدی اونم این که به بدترین نوع ممکن ریدن به سر و هیکلت مرتیکه شقله آب ریقله شقله


    •   samsepg
    • 3 هفته،6 روز
      • 5

    • سکس بدون کاندوم، احتمال انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره.


      توی مستی یا نشئگی حتی بیشتر از همیشه حواستون باشه که خودتون یا طرف تون رو بخاطر چند دقیقه لذت، به فنا ندید.


    •   Saeedسعید۲
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • به دنبال کون هستم


    •   Parsa_81_esf
    • 3 هفته،6 روز
      • 0

    • 18 اصف فقط همسن و از اصف بیاد برا رابطه


    •   Mahan.king
    • 3 هفته،6 روز
      • 1

    • خودتونو که به گا دادید هیچی ،چرا مغز مارو به گا میدید با این داستای گی؟بیا بگو من الان پناهنگی گرفتم ایران نیستم،حالا خوبه دارید علاقه ی دوستان به داستانه گی میبینید ولی باز دلتون نمیاد کمی از محبتشون نسبت به نویسنده استفاده نکنید


    •   +Seti-kuchulu+
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • تا حالا نشنیدم و ندیدم که یه ویلا ساحل داشته باشه:|


      بعدشم دلیل ناراحتیشو نفهمیدم...خب دلت خواسته دادی دیگه!!تامام


    •   مردزخمی
    • 3 هفته،5 روز
      • 0

    • خودت میل به کون دادن داشتی اصن ذاتا کونی بودی حالا مستت کردن و ده نفر کونت گذاشتن ناراحتی


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو