داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

تاریکی شب

1399/06/26

با سلام خدمت همه دوستان شهوانی
من یکی نه داستان نویسم و نه مهارت بالایی به نوشتن دارم اما با آن هم میخواهم اولین تجربه سکس خودم را با کسی با اسم مستعار بنفشه ادامه بدهم.
در ابتدا از خودم میگم که دارای قد کوتاه ۱۶۸ سن ۲۴ کیر ۱۶ سانت وزن ۵۳
بنفشه هم قد خودم سایز سینه ۷۵ الی ۸۰ سن ۲۲ وزن ۶۱
رابطه ما از آنجا شروع شد که تازه بنفشه نامزد شده بود و منم سال اول دانشگاهم بود زمانیکه از تعطیلات آمدم با دیدن بدن بنفشه شق کردم
چون بدن سفید بدون موی دارد و لباس های خیلی تنگ همیشه میپوشد و کون نهایت کلان دارد که با دیدنش هر کیر داری از کیفش ارضا میشود.
خوب سر اصل مطلب وقتی شماره اش را پیدا کردم اس های شروع شد و کم کم رابطه ما جدی شد تا اینکه اس های ما کاملا سکسی شد.
با تماس های مکرر و پیامهای مکرر بلاخره موفق شدم برای اولین بار بتوانم وعده بگذاریم و همدیگر را ببینیم در این قرار تنها به دستمالی و لب گرفتن خلاصه شد چون موقعیت ما چندان خوب نبود.
حدودا دو هفته در فکر کوس کردنش بودم که چگونه بتوانم بکنمش، تا اینکه دو روز قبل از قرار برنامه ریزی کردم که باید شب یکجا شویم چون پدرش میرفت سفر و خانه تا اندازه ای خلوت میشد، برای رسیدن آن شب هر دوی ما لحظه شماری میکردم تا اینکه شب قرار از راه رسید و برای اینکه بتوانم راحت از خانه بزنم بیرون خانه یکی از دوستانم مهمان شدم و بعد از غذا گفتم میرم خانه و به همین بهانه بیرون شدم و راهی منزل یار شدم، حدودا ساعت ۹ شب بود خانه شان رسیدم و از پنجره وارید شدم با اولین دیدار و زمانیکه دستم به بنفشه خورد نهایت حشری شدم و بنفشه هم بی اندازه حشری بود با لب گرفتن به طرف اطاق رفتیم و زمانیکه به اطاق رسیدیم دیگر صبر برای هیچ کدام ما باقی نمانده بود و با یک حرکت لباس هایش را از تنش بیردن کردم، تنها چیزی که در بدنم بود جوراب هایم بود و کوس بنفشه به اندازه ای خیس بود که مثل جوی آب میرفت بعد از اینکه از لب گرفتن خسته شدیم شروع کردم به لیسیدن گردن و کم کم پایین رفتم به طرف سینه هایش و کمر و کوس
چنان حشری شده بود که دو دسته سرم را به کوسش فشار میداد به موهایم چنگ‌میزد که این مرا بیشتر حشری میکرد.
بعد از چند لحظه بنفشه به روی زمین نشست و ساک زدن را شروع کرد که چنان ماهرانه ساک میزد که در عمرم حتی در فلم های سوپر ندیده بودم، نزدیک بود ارضاع شوم که پاهایش را بالا کردم و نوک کیرم را به کوسش تنظیم کردم زمانیکه میخواستم کیر را داخل بفرستم مانع شده که بکارت دارد و این تیری بود که مستقیم به من اصابت کرد با خود فکر کردم که اگر کوس نتوانم این یعنی همه ضرب صفر میشود بازهم نوک سینه هایش را میبوسیدم و این نهایت حشری اش میکرد با حرف زدن بلاخره اجازه داد تا دروازه مبارک را باز کنم، با لیز نمودن بوسیله آب کوسش کیرم چنان آماده شده بود که با کمترین فشار داخل کوسش شد میدانستم که از شدت درد نهایت درد میکشد، کمی کیرم را در داخل کوسش آرام گرفتم تا دردش کم شد و آرام آرام تلنبه زدن را شروع کردم که در ابتدا صدایش از درد بلند بود ولی بعدا از شهوت بود تازه متوجه شدم که خون کم هم بیرون شده در این وقت بد تکه و یا دستمال یافت نمیشد و سازی بود که مخالفم نواخته میشد.
اما بیخیال شدم و به تلنبه زدنم ادامه دادم نزدیک بود که ارضاع شوم‌و گفتم‌آبم می یاد گفت بریز میخواهم اولین فرزندم از تو باشد و منم با کمال میل همش را خالی کردم که با هم هردو ارضاع شدیم‌و بیحال با بدن های لخت کنارهم افتادیم مدت نیم ساعت بیحال بودیم و بعدا بعد از پاک‌کردن کیرم و کوسش من از خانه شان بیرون شدم و شب تا صبح در دشتها میگشتم هم عذاب وجدان و هم فکر حامله شدنش دیوانه ام میکرد.

بعدا دوبار دیگر تا عروسی اش سکس کردیم که بعدا از توهین‌نکردید مینویسم.
و داستان فرزندم را هم مینویسم که چه شده و چه بدبختی ها را سپری‌کردم.

نوشته: آذرخش


👍 1
👎 15
9900 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

917187
2020-09-16 00:35:34 +0430 +0430

یه داستان خوب میاد … (بجای یه روز خوب میاد)
دیس

4 ❤️

917188
2020-09-16 00:35:41 +0430 +0430

طالبان حق دارد بر کونتان میگذارد شما بیجنبگانید!! اگر آزادیتان باشد کون لخت در خیابان آمده و چنان کنید!! 😁

6 ❤️

917192
2020-09-16 00:38:22 +0430 +0430

آقا یه سوال؟ پردشو زدی نور اذیتت نکرد؟

5 ❤️

917261
2020-09-16 03:02:01 +0430 +0430

روغن بنفشه را کمتر استعمال نما چون بر مغز نداشته ات اثر بدی گذارده و اسکندر را بنفشه انگاشتی و از اعمال شنیع او در قفایت غافل بودی

5 ❤️

917278
2020-09-16 05:00:58 +0430 +0430

کیروم تو ناموس تو و اون دختره جنده که نامزد داشته و تو کسشو باز کردی… و در آخر کیروم تو سر در ولاتتون که لهجتون بسیار تخمیه

3 ❤️

917303
2020-09-16 07:20:14 +0430 +0430

غیر باباش هیچ کس خونه نبوده ها خهخخ

1 ❤️

917307
2020-09-16 07:35:18 +0430 +0430

باباش می رفت و خونه تا اندازه ای خلوت می شد؟مگه پهنای باباش چقدر بود؟
چرا امشب این طوری شدم؟نمی تونم داستانا رو کامل بخونم.
جدا از لهجه و سبْک نوشتاری ت که انگار انشا می نویسی،ثابت شد که همه ی خالی بندا مثل همند.تخیلاتتون یکیه و همه تون توی ذهنتون یه تصویر داغون دارین.
ریدم به تخیلات و تصویر ذهنی تون

6 ❤️

917308
2020-09-16 07:39:20 +0430 +0430

تو به چه گویشی مینویسی زبون بسته😂😂😂 چرا باید لهچت حتما تو نوشتنت باشه😂

3 ❤️

917310
2020-09-16 08:06:35 +0430 +0430

آذرخش، بی ناموس…

تو بنفشه را بی صیرت کردی…

چنان کیر بر کونت بگذارند که در تاریخ قندهار، به یادمان ماندگار شوی…

سلحشور مردان افغان، تو را چنان از کون گایش نمایند، که چنگ بر گلهای بنفشه قالی زنی…

کونکش…🤣🤣🤣🤣

5 ❤️

917317
2020-09-16 08:48:03 +0430 +0430

والا داستانت رو هر جور که خواستم به عقلم قالب کنم تا آنالیز کنه …پس میزد و میگفت " گوته گیرمَه" آخرش عصبانی شد و تا گفت " سیکیم او…" تا بقیه اش رو نگفته فلنگ رو بستم. آخرش از بچه مغزی که جای دیگه ام هست و روم نمیشه بگم کجامه کمک گرفتم .
باید رید به کله فراش و آبدارچی دانشگاهی که پای برگه تاییدیه ورودی تو رو امضا کردند.
اول اینکه نفهمیدیم بنفشه کیه و چکاره ست ؟ از مریخ اومده ؟ زمینی هستش؟ هنوز تلفنش دستت نیومده… کیرت میدونست بدنش سفید و بی مو هستش و بمحض دیدنش …فنرش میپرید و مثل سردار داوود خان دیوث شق و رق وامیستاد.!!
اولین حُسن داستانت کشف شد…
از این به بعد میتونیم از واژه بسیار زیبای " کلان کون" در ادبیات عوام ، بجای واژه قدیمی و دفرمه شده "کون گنده " استفاده کنیم . البته واژه “کیر دار” هم بد نیست میشه یه چند صباحی بجای " پسر یا مَرد " پیشنهاد بدیم بطور آزمایشی مورد استفاده قرار بگیره
بعنوان مثال : در کتاب فارسی اول دبستان که نوشته شده آن مرد آمد …نوشته بشه " آن کیردار آمد " .
بعدش …تو چه جوری میتونی برای تعیین روز قرار ، دو روز قبل از برنامه ریزی از نتیجه اش باخبر باشی؟ جل الخالق!!!
فقط تو رو به کله کچل سر کرده طالبان قسم میدم …این جمله رو یخورده توضیح بده …
" تا اندازه ای خونه خالی میشد " یعنی چی ؟ اندازه یه متر خالی میشد ؟ دومتر ؟ لطفا اندازه دقیق رو اعلام کن. اگه منظورت کلا اینه که خونه خالی میشد … پس کسخل مالیاتی… چرا از پنجره وارد خونه شدی؟!! اصلا تو چند سالته ؟ میگی دانشجویی! خب تو نره خر ، برای شب گردی کردن ، چرا باید والدینت رو بپیچونی و بگی شام خونه دوستت دعوت داری … بعد اینکه شامت رو کوفت کردی …مجبور بشی دوستت رو به بهانه خونه خودت رفتن بپیچونی؟ !!!داعش تو مخت گوزیده یا طالبان ؟ که باعث شده پرت و پلا بگی…
چس مثقال خون جر خورده گی بکارت رو چرا گردن ساز روزگار میندازی ؟ آرشه اون ساز تو کونت ، دستمال نداشتی …زبون که داشتی بلیسی تمیز کنی .
لطفا بعد از توهین نکردید ما هم ادامه داستان رو ، تو رو جدت ننویس
باید مهتر یا سوپر خایه دار قومت باشی که تونستی همچین گهی بخوری و اما کونت در امان بمونه.!
منم بنوعی مهتر و بزرگتر قوم خودم هستم البته در رسته کسخل ها !! که امروز از صدقه سر جنابعالی با نظر دادن به کُس نوشته یه کسمغز ترفیع درجه گرفتم و ژنرال ارشد شدم.

2 ❤️

917321
2020-09-16 08:57:32 +0430 +0430

نیزه زئوس خداوندگار آذرخش همراه با دست هرکول در باسن جناب عالی 🙏

2 ❤️

917322
2020-09-16 09:08:11 +0430 +0430

دماغ جهانگیری تو کص ننت

3 ❤️

917323
2020-09-16 09:13:33 +0430 +0430

کسشعر محض بیشتر به این خارجیایی که بزور فارسی یاد گرفته میخوری

0 ❤️

917331
2020-09-16 10:39:11 +0430 +0430

یه لحظه باباش رفت پرده دختر بیچاره رو زدی
واسه همینه که ازدواج نمیکنم تا این روزارو نبینم

2 ❤️

917345
2020-09-16 12:17:06 +0430 +0430
R8T

بابا این طنز بود، منم خندیدم😂😐

1 ❤️

917359
2020-09-16 13:30:03 +0430 +0430

بعدها نامزد آن دخترک نیامد کونتان بگذارد آیا؟؟؟

0 ❤️

917394
2020-09-16 19:46:03 +0430 +0430

فکر کردم ابو اسحاق داستان نوشته

0 ❤️

917399
2020-09-16 21:12:34 +0430 +0430

دیوث سگ افغان

من نیمه با خواهرت از پشت کَیف میکنم طوری که گلهای قالی پرپر میکِند.
گورتو گم کن و دیگه ننویس.

0 ❤️

917401
2020-09-16 21:15:17 +0430 +0430

کیرم تو مراعات نظیرت
فک کردم معلم ۷۴ ساله فارسی سال دوم دبیرستان مون داستانشو نوشته

0 ❤️

917420
2020-09-16 22:58:59 +0430 +0430

اینجا چرا همه فارسی دری حرف میزنن؟

0 ❤️

917437
2020-09-17 00:01:58 +0430 +0430

ناموسا؟
هرکیر داری ارضا میشه؟
کون نهایت کلان؟

0 ❤️

917448
2020-09-17 00:13:42 +0430 +0430

نگارش -0-
موضوع داستان -0-
عملکرد در سکس -1/25-







چند نکته:
*لزومی نداشت قیافتو توصیف کنی
*به زبان فارسی (عامیانه) بنویسید ، اینجا شهرستانتون نیست که با لهجه حرف میزنید
*از گزینه بازخوانی متن (داستان) تو سایت ، نهایت استفاده رو ببر ، هزینه ای ندارم
*یجوری درباره شرمگاه همسرت نوشتی انگار دروازه براندنبورگ هستش ((:

0 ❤️

917649
2020-09-17 17:05:12 +0430 +0430

ابولقاسم فردوسی تو هستی برادر.چه قدر کیری نوشتی. این چیه انگار توی5+1 هستی داری کتابی میحرفی

0 ❤️

917922
2020-09-18 22:28:39 +0430 +0430

عاشق اخرای داستانم که دیگه ابتون خالی شده تو دستاتون و فقط میخاین یه جوری تمومش کنید.😂😂😂😂

0 ❤️

917931
2020-09-18 23:03:30 +0430 +0430

درست که سکس اول برا همه مهمه. اما بعید میدونم قبلش وزن کشی کنن.مگر اینکه هردو تو مسابقات المپیک قرار بود مسابقه بدید.منکه بعد وزن کشی نخوندم

0 ❤️

917932
2020-09-18 23:07:22 +0430 +0430

امیدوارم در آن دشتها اسب آبی کونت را جر داده باشد

0 ❤️

917933
2020-09-18 23:08:54 +0430 +0430

کنجکاوی باعث گشت آخرش را بخوانم که نتیجه اش آن شد که نوشتم

0 ❤️

917941
2020-09-18 23:55:46 +0430 +0430

کیر در پس کله ات …ای کله کیری

0 ❤️







Top Bottom