داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

تاوان

1399/05/16

سلام من نیما هستم ۳۰ سالمه داستان من برمیگرده به ۴ سال قبل که متاسفانه بیکار بودم و تابستون بود و دم ظهر کلافه شدم و از خونه زدم بیرون که برم لونا پارک شهرمون یه هوایی عوض کنم سوار تاکسی شدم رسیدم مرکز شهر گفتم یه دوری بزنم ویترین چن تا مغازه رو نگا کنم…همینطور که داشتم خیابونو گز میکردم یدفعه چشمم خورد به یه خانم چادری که آرایش غلیظی داشت ولی موهاش بیرون نبود و نسبتا خوشگل هم بود پیش خودم گفتم شاید اهل حال باشه آخه چادر و این همه آرایش!!! افتادم دنبالش دیدم رفت تو یه پاساژ منم پشت سرش.مثل اینکه دنبال یه لباس خاصی میگشت چون هی از این مغازه به اون مغازه میرفت تا اینکه جلوی ویترین یه مغازه وایستاد و مشغول برانداز کردن لباسای پشت ویترین بود. نمیدونم میدونست من دنبالشم یا نه ولی نگا نمیکرد …خلاصه دلو زدم به دریا و رفتم نزدیکش و گفتم خوشگل خانم انتخاب کن تا یکیشو واست بخرم (حالا کل موجودی جیبم بیشتر از ده هزار تومن نیس!😂)
یه نگا انداخت و جواب نداد و راه افتاد منم گفتم شاید سکوتش علامت رضایته!دوباره افتادم دنبالشو بهش گفتم متاهلی یا مجرد که برگشت بهم گفت لطفا دنبال من نیا و منم هعی اصرار میکردم که وایسا با هم صحبت کنیم و شمارتو بده و از اینطور حرفا لامصب خوشگل بود و آرایش خوبی داشت و چادری بودنش هم بیشتر تحریکم میکرد (واقعا خودمم نمیدونم چرا!!!) خلاصه وقتی خواس بره طبقه دوم پاساژ تو راپله ها دنبالش رفتم و تو پاگرد راپله یه لحظه از رو چادر انگولکش کردم. با اینکه از رو چادر بود ولی معلوم بود کونش خیلی نرمه کیرم داش شلوارمو جر میداد که برگشت هلم داد و گفت واقعا خیلی بیشعوری…(خودمم میدونستم کارم اشتباهه ولی شهوت همه وجودمو گرفته بود پیش خودم میگفتم این یه بار اشکالی نداره منم جوونم باید یه حالی بکنم یا نه!!!) از پله ها تند رفت بالا و منم فاصلمو یه مقدار بیشتر کردم باهاش معلوم بود عصبانی شده و استرس داره چون هعی برمیگشت پشت سرشو نگا میکرد…منم هی فاصلمو باهاش بیشتر میکردم و یه گوشه قایم شدم که فکر کنه بیخیالش شدم و رفتم…همینطور که داشت مغازه ها رو نگا میکرد خواست بره طبقه سوم که با احتیاط پشت سرشو نگا میکرد که مبادا من دنبالش باشم و تند از پله ها رفت بالا و منم بدو بدو پشت سرش رفتم که شاید مثل دفعه قبل تو را پله دسمالیش کنم…و وقتی رسیدم طبقه سوم دیدم اصلا خبری نیس چن تا مغازه خیاطی هس که تعطیل بودنو یکی دوتا انباری و یه توالت …دیدم داره برمیگرده منو که دید گفت عوضی نزدیکم بیای داد میزنما گفتم عصبانی نشو کارت دارم و رفتم نزدیکش که اون رفت عقب تر یه لحضه دستشو گرفتم و چپوندمش تو توالتو درو بستم میخواست داد بزنه بهش گفتم اگه داد بزنی همه میریزن اینجا و آبروی جفتمون میره و اونم هععی فحش میداد و میگفت ولم کن و منم هی صورتشو میخوردم و سینه هاشو میمالیدم و اونم هی تقلا میکرد از دستم دربیاد یه لحظه دستمو انداختم تو شلوارش و رسیدم به کونش واااای خیلی نرم بود دستمو انداختم لاش یه مقدار عرق کرده بود لیز شده بود یه مقدار که سولاخ کونشو لمس کردم آبم اومد شل شدم اونم هلم داد و از دستم دراومد و در توالتو باز کرد و گریه کنان فرار کرد و وقتی بعد چن دقیقه خودمو جم و جور کردم و دراومدم بیرون خبری ازش نبود!! خلاصه از این ماجرا گذشت و من اتفاقا با یه دختر چادری خوشگل ازدواج کردم… بعد چن سال زندگی با زنم یه بار که داشتم با موبایل تو یه سایت واسه سرگرمی فیلمای پورنو نگا میکردم رفتم قسمت فیلمای ایرانی دیدم یه یارو داره تو یه توالت شیک یه زنو میکنه و معلومه بود دوربینو یه جا گذاشته بود که زنه خبر نداشت و هعی بهش میگفت جنده کی هستی تو اونم هی میگفت جنده تو عزیزم کونمو جر بده عشقم و منم با لذت داشتم نگا میکردم و تو ذهنم نقشه سکس شب با زنمو میریختم همینطور که فیلمو نگاه میکردم زدم جلوتر که ببینم زنه چهرش معلوم میشه یا نه و اصلا از نظر قیافه مالی هست یا نه یه لحظه کل دنیا جلوی چشمم تیره و تار شد و سردرد شدیدی گرفتم خیلی شبیه زنمممممم بود داشت به یه یارو کون میداد نمیدونستم شک داشتم زنمه یا نه!!! اصلا این فیلم واسه چه وقتی بود جالبه همون لحظه زنم که خواب بود بیدار شد و از اتاق بیرون اومد و گفت چیزی شده نیما چرا رنگت پریده گفتم هیچی یه مقدار حالم خوب نیس میرم بیرون یه هوایی بخورم پا شدم زدم از خونه بیرون و رفتم گوشه یه پارک نشستم و هی فیلمو نگا میکردم و و چهره زنه رو بررسی میکردم و به خودم دلداری میدادم که اشتباه میکنم… اونروز تصمیم گرفتم یه چن روزی زنمو زیر نظر بگیرم ببینم چه خبره بعد دو سه روز دیدم بععله از خونه اومد بیرون کلی هم به خودش رسیده بود پیش خودم گفتم خوبه با این همه آرایش لااقل باز چادر پوشیده!! یه تاکسی گرفت سوار شد منم از دور با ماشین دنبالش بودم که چن تا خیابون اونطرف تر وقتی از تاکسی پیاده شد چادرش سرش نبود دیگه با یه مانتو نسبتا کوتاه و تنگ و یه ساپورت مشکی صد و هشتاد درجه فرق کرده بود تازه معلوم شد زیر چادر چه خبر بوده! با همون وضعیت رفت اونطرف خیابون سوار یه ماشین شاسی بلند که دو تا گردن کلفت توش بودن شد و باهاشون دست داد و شروع کرد به خندیدن و خوش و بش کردن و حرکت کردن و منم پشت سرشون تا اینکه جلوی یه خونه اعیونی تو بالای شهر وایستادن پیاده شدن و رفتن تو خونه چن دقیقه بعد یه ماشین مدل بالای دیگه هم اومد و پشت سر ماشین قبلیه وایستاد و همون یارو که تو فیلم بود ازش پیاده شد و دیگه مطمئن شدم و نمیدونستم چیکار کنم فکر میکردم دارم کابوس میبینم تموم بدنم عرق کرده بود واقعا دوس داشتم که بمیرم اون لحظه یاد اون زن چادریه افتادم شاید تاوان کارمو داشتم پس میدادم…اول تصمیم گرفتم زنمو بکشم حالم از اون از خودم بهم میخورد ولی خب اونطوری آبروی خودمم میرفت و یه عمر باید میرفتم زندون و زجر میکشیدم تصمیم گرفتم زجرش بدم و آخر سر طلاقش بدم که همینکارم کردم که خودش یه داستان طولانیه که اخر سر هم به خاطر خیانتش مجبور شد مهریشو ببخشه و طلاق بگیره و بره دنبال جنده بازیش ولی دیگه به هیچ زنی نمیتونم اعتماد کنم و یه زندگی تشکیل بدم…شاید اگر تو شهر ما کشور ما یه جا واسه تخلیه جنسی بود مثل خیلی از کشورای دیگه!!!من واسه ارضا شدن مزاحم اون زن نمیشدم که از اینور یه فاحشه زنم بشه!!..داستانی که مدام تو شهر و مملکت ما تکرار میشه و عبرت نمیشه نمونش تو خیابونا فراوونه طرف پشت شیشه ماشینش نوشته یا حضرت فلان ولی هر دو قدم واسه زن جوون و میانسال چادری غیر چادری بوق میزنه و ترمز میکنه!!!😐

نوشته: نیما


👍 30
👎 19
31400 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

906144
2020-08-06 01:19:33 +0430 +0430

کارما… زمین گرده… دست در آغوش نگارش ببرند… کلیشه کلیشه و باز هم کلیشه… کجایی اساطیر.

8 ❤️

906149
2020-08-06 01:23:03 +0430 +0430

کاملا کسشر بود

خونه اعیونی تو بالای شهر شما حیاط ندارن که ماشین رو ببرن داخلش؟!!!

6 ❤️

906151
2020-08-06 01:24:06 +0430 +0430

کصشرم بستیم رفتی تو سایت پورن فیلن سوپر زنتو دیدی؟!
تو کلید اسرارم طرف اینجور بگا نمیرفت خواهشا کمتر کصشر بنویسید چون این مضخرفاتو کسی باور نمیکنه.

7 ❤️

906153
2020-08-06 01:28:01 +0430 +0430

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد…این قسمت پاساژ متروک …😂


906158
2020-08-06 01:40:39 +0430 +0430

اگه دو مثقال شعور و شخصیت داشتی و به خاطر مغز گندیدت دختری رو خلاف میلش دستمالی نمیکردی الان حالت این نبود.

وقتی فکر میکنی هرکی ارایش میکنه جندست بایدم یه زن جنده گیرت بیاد.
اخه خروس تو که با دست تو شلوار طرف ارضا شدی زن واس چی گرفتی؟

8 ❤️

906166
2020-08-06 01:52:17 +0430 +0430

مرا اینگونه پریشانی دگر بار نشاید
زندگی طعم تلخ خود را چه زود برای بعضی ها نمایان می کند
از قدیم گفتن از هر دست بدی با ی دست دیگه میکنن تو ماتحتت
خدایا توبههههه🤪

1 ❤️

906167
2020-08-06 01:57:36 +0430 +0430

خُب آخه دیوث زورگیری میکنی نمیدونی زنت جنده میشه
کیرم تو هر زنی که بگیری

2 ❤️

906168
2020-08-06 01:57:50 +0430 +0430

چقد همدانیا داستان مینویسن😂

0 ❤️

906176
2020-08-06 02:12:25 +0430 +0430

حقت بود دلم خنک شد متجاوز

3 ❤️

906178
2020-08-06 02:15:03 +0430 +0430

همه حرفات مورد تایید من هم هست . لایک

2 ❤️

906216
2020-08-06 04:39:24 +0430 +0430

یه زنی رو که بهت پا نداده و تهدید به داد زدن هم کرده یهو میگیریش میتپونی تو توالتی که نمی دونی کسی اون تو هست یا نه ؟ بعدش کس و کونش رو دستمالی کنی؟! کسمغز خالی بند …تو اول تا اینجای داستان رو بقبولون بعد بیا آیات اسرار تقدیر رو …سرو ته کس نویسی کن . جق زدن در اماکن عمومی از بیجایی ، تاوان داره که داری جورش رو میکشی.

4 ❤️

906224
2020-08-06 05:15:42 +0430 +0430

این چه پاساژ بی‌در و پیکری بود جاکش؟ هیچ سگی نبود کون‌ت بذاره یعنی؟

2 ❤️

906227
2020-08-06 05:42:19 +0430 +0430

Life has only one law
The smallest mistake, the biggest punishment!

0 ❤️

906235
2020-08-06 07:31:42 +0430 +0430

داداش پشت شیشه ماشین رو خوب اومدی …‌
منم با یکی قرار گذاشتم که برام ساک بزنه ، عکس دادیم و گرفتیم و اوکی شد که با ماشین برم سرقرار ، وقتی رسیدم دیدم طرف شیشه عقب ماشینش دو تا عکس قاسم گذاشته و خودشم اونی نبود که تو عکس بود البته خیلی اصرار کرد که بریم مکان که بساکه ولی من خایه فنگ کرده بودم و در رفتم .
این به داستانت ربطی نداشت فقط به اون قسمتش که گفتی رو شیشه ماشین میزنه یا امام فلانی و برا دخترا هم بوق میزنه ، یادم ازین ماجرا افتاد.

1 ❤️

906248
2020-08-06 08:56:22 +0430 +0430

درد دلهات خوب بود ، حیف شهر نو رو جمع کردن وگرنه امشب که پنجشنبه شبه حسابی کوس و کون میکردیم با نرخ یارانه ای // داستانت آبکی بود

1 ❤️

906252
2020-08-06 09:06:30 +0430 +0430

ینی این زنا نمدونن چکار کنن . چادر نپوشن تجاوز میشه بهشون . چادر بپوشن بازم تجاوز میشه بهشون . خب مردم یوم حلوی حشریتتون رو بگیرین تا اینجوری به گا نرین . در ضمن اونجایی که فیلم پورن زنت رو تو اینترنت دیدی کسشر بود .

1 ❤️

906254
2020-08-06 09:13:10 +0430 +0430

مزاحم نوامیس

رفتی دنبال زن مردم، بزور دستمالیش کردی تا آبت اومده، بعدش میگی چون جنده خونه نداریم از این کارا کردی؟ فکر میکنی الان کارهای کثیفت رو توجیه کردی؟ خب کله کدو، با این استدلالت یعنی وقتی پسرا برای تخلیه خودشون به جنده خونه بروند، دخترها هم برای تخلیه خودشون باید به “بکن‌خونه” مراجعه کنند، زن خودت هم مستثنی نیست. تو مسئول اعمال کیری خودت هستی. زنت هم مثل خودته. کثافتکاری‌هات رو انجام دادی ولی زنت رو اذیت کردی تا طلاق بگیره و جنده‌بازی کنه؟ تو بیشتر مقصر هستی تا زنت. شاشیدم توی شانس تخمیت.

ها کـُ‌کا

5 ❤️

906267
2020-08-06 10:11:42 +0430 +0430

فتوا میدی چرا ایران جنده خونه نداره!! بخاطر همین تجاوز کردی؟؟ تو کشور فرانسه بالاترین امار تعرض ثبت شده اونجا که جنده خونه داره
مشکل جنده خونه نیست مشکل ذهن معیوب توئه که هر جای دنیا باشی دوست داره رو گند کاریش ماله بکشه

2 ❤️

906293
2020-08-06 12:38:56 +0430 +0430

کوصشعر محض
باور پذیریش زیر صفر

گاو پیشت فیلسوفه ننویس دیگه الدنگ

1 ❤️

906300
2020-08-06 13:24:06 +0430 +0430

هرزه خائن

1 ❤️

906301
2020-08-06 13:25:38 +0430 +0430

چشمت کور میخواستی کون نکنی

1 ❤️

906334
2020-08-06 17:13:06 +0430 +0430

از قدیم گفتن مزن بر در کسی با انگشت ک میزنن درت را با مشت… همیشه همینه. زنای با زن شوهردار هم دقیقا همینه… این حرفای قیدیمیارو باید طلا گرفت…

1 ❤️

906366
2020-08-06 23:45:44 +0430 +0430

پاساژ بود یا خرابه؟ تو مغزم نمیگنجه این داستانا سخته باورش😂

0 ❤️

906500
2020-08-07 07:27:35 +0430 +0430

اگه واقعیتو گفته باشی گوشه ای از از درد و مشکلات حامعه ایران و جوامع جهان سومو نمایش نوشتاری دادی

0 ❤️

906753
2020-08-08 05:36:28 +0430 +0430

کاملاً باهات موافقم هرچند داستانت از واقعیت بدور بود ولی لایک دادم بخاطر دوخط آخر داستانت که تمام واقعیت جامعه رو توش داشت متأسفانه 😞 😞 😞 😞

0 ❤️

908865
2020-08-16 00:14:25 +0430 +0430

کیا رفتن سوپر زنشو پیدا کنن؟؟😂😂

0 ❤️

908958
2020-08-16 03:28:36 +0430 +0430

آخه ریقو خان لونا‌پارک کی ظهر باز بوده‌که تو خواستی بری حال و هوات عوض شه؟
چرا جفنگ تلاوت میکنی آشُ و‌ پِت؟

0 ❤️

909526
2020-08-18 23:02:26 +0430 +0430

دیدم نسبت به چادریا عوض کردی😂😂😂😂

0 ❤️

909585
2020-08-19 02:15:58 +0430 +0430

چقدر آدم مزخرفی هستی تو
اول مزاحم ی خانوم شدی که اصلا دلش خواسته با چادر آرایش داشته باشه بعدش بهش تجاوز هم کردی آخرش هم همون بلا سر خودت اومده بعد زنت و زجر دادی و طلاقش دادی
اگه تو آدم بودی زنت از این کارا نمی‌کرد حالا منتظر باش تا تلافی این یکی هم سرت بیاد

0 ❤️







Top Bottom