تجاوز در اتاق پرو

1400/01/16

سلام
اسم من سهیلاست و این اتفاق برای من افتاده و کاملا واقعیه و خواستم اینجا بنویسم.
من یه زن مسن هستم و خیلی ساده و بی ارایش تیپ میزنم.
متاهلم،اندامم کاملا معمولیه و قد 160 و وزن 60،سینه 75 با پوستی گندمگون که بدنم یه کم سفید تر از صورتم هست.
این ماجرا مربوط،به حدود ۲ سال پیشه.
مدتی بود که تصمیم داشتم چند تا لباس و مانتو برا خودم بخرم و مدتی با دوستام و فامیل همینجوری صحبت میکردم و ادرس مغازه های مختلف رو بهم میدادن.
منم گهگاهی تو مسیر به بعضی از مغازه ها سر میزدم و جنساشون و میدیدم تا اینکه یکی از اون مغازه ها یه مانتو فروشی بزرگ بود که فروشگاه یه تولیدی بود و تقریبا بخاطر قیمتاش مغازه نسبتا شلوغ میشد و چند تا فروشنده مرد هم با سنین مختلف مغازه رو میگردوندن.
تنوع جنس تو مغازه زیاد بود و منم چند روز پشت هم میرفتم و جنسا رو میدیدم تا اینکه روز سوم یکی از فروشنده ها که مردی حدود 40 سال داشت اومد جلو و بعد از سلام گفت یکشنبه برامون بار جدید میرسه و اگر اواخر شب بیاید تا داریم جنسا رو میچینیم شما هم میتونید از کارهای جدید انتخاب کنید.
منم تشکر کردم و رفتم و تا رسید روز یکشنبه و منم حوالی ساعت ۹ شب رسیدم مغازه و دیدم تازه دارن جنسا رو میبرن تو مغازه و مغازه هم تقریبا داره خلوت میشه و به شلوغی صبحها نیست.
رفتم داخل و سراغ اون فروشنده رو گرفتم و گفتن اخر مغازه هست و داره جنسا رو تو رگال جا میده و منم رفتم سمتش و پیداش کردم.تا منو دید خیلی خوشحال شد و با روی باز احوالپرسی کرد و گفت منتظرتون بودم و همینطور که جنسا رو باز میکردم هر مانتویی رو حس میکردم به شما بخوره براتون جدا میزاشتم منم ازش تشکر کردم و ۵ تا مانتو بهم داد گفت اینا رو تن بزنید هم سایزبندیش کامله و هم رنگبندیش.بگید براتون میارم .
منم مانتو ها رو برداشتم رفتم سمت پرو که بهم گفت پرو بغل بزرگتره و راحتتر هست چون اتاق استراحت بچه ها هم هست و اینه و چوب لباسی هم داره و منو به اونجا راهنمایی کرد منم رفتم تو همون اتاق واسه پرو که اون گفته بود.
خلاصه مانتوم و دراوردم و با یه تاپ مشکی و یه شلوار پاچه تنگ تو اتاق پرو بودم و مانتو اول و پوشیدم و داشتم برانداز میکردم ،مانتو برام بزرگ بود و در حال دراوردن مانتو بودم که دیدم یه نفر از پشت منو بغل کرد و تو اینه دیدم همون کسی هست که مانتو ها رو بهم داده بود.
خیلی ترسیدم و یه جیغ ریز زدم که جلو دهنم و گرفت و گفت ساکت باش.اگر داد بزنی و بریزن اینجا ابروی خودت میره و به نفعت هست که باهام راه بیای، حالا اگر قول میدی سر و صدا نکنی تا دستم و از جلو دهنت بردارم که با سر تایید کردم و اونم دستش و از روی دهنم برداشت.
گفتم اینجا چکار میکنی؟از من چی میخای؟
گفت تو چندباری که اومدی مغازه من ازت خوشم اومد و سر تو با همکارام شرط بستم که میتونم مخت و بزنم و یه حالی بهم بدی و اگر تو قبول کنی رو مانتوها تخفیف خیلی خوب بهت میدم گفتم اخه من تو این سن ، متاهل هم که هستم چه حالی میتونم به تو بدم؟گفت من دیوووونه سن بالام و شما مسن ها از همه دخترای جوون بیشتر حرفه ای هستید و راه میدید.
گفتم تو رو خدا دست از سر من بردار و بزار من برم.
گفت تو چراغ اتاق پرو دوربین هست،پشت آینه هم دوربینه و الان همکارام هم دارن ما رو میبینن و بهتره با من همراه بشی تا هم خودت حال کنی هم من جلو دوستام خجل نشم،از اونطرف هم تو قیمت مانتوها یه تخفیف توپ بهت میدم که دیگه مشتری خودم بشی.
و از پشت بهم چسبیده بود و حشری شدنش و با حس سفت شدن کیرش روی کونم حس میکردم و شروع کرد به مالیدن بدنم و سینه هام و تاپم و زد بالا و از روی سوتینم سینه هام و میمالید و دائم منو رو به اینه میگرفت و تا میچرخیدم دوباره منو میبرد سمت اینه.
از ترس همه تنم میلرزید و انگار منو به برق وصل کرده بودن.
تاپم و از تنم دراورد و سینه هام از سوتین اورد بیرون و من سریع با دستام روی سینمو گرفتم و سرم و پایین انداخته بودم و این حرکت من و مقاومت من ببشتر عصبیش میکرد و سرم و گرفت رو به چراغ دستامم از پشت گرفت و سوتینم و از تنم دراورد وجفت سینه هام تو دستش بود و محکم میمالیدو گردنم و میخورد و هی میگفت به اینه و چراغ نگاه کن.منم بخاطر اینکه زودتر کارش تموم بشه و دست از سرم برداره حرفاش و انجام میدادم.
کمی از مقاومتم کم شده بود و اونم منو کامل تو بغل خودش گرفته بود و از تنم لذت میبرد ولی اینقدر استرس تو جونم بود که هیچ حسی تو اون لخظه نداشتم.
یه دستش رو سینه هام بود اون دست دیگه اش رو گذاشت از رو شلوار رو کوسم و شروع به مالیدن کوسم کرد و تو گوشم گفت خودت شلوارت و درار.
گفتم تورو به هر کی دوس داری دیگه پایین و بیخیال شو و نزار بیشتر از این ابروم بره ولی اون همینجور که مشغول مالوندنم بود گفت خفه شو و به نفعته با هام راه بیای و خودت هم لذت ببری.
دکمه شلوارمو باز کردم و زیپش و پابین کشیدم و با تکونی که به کمرم داد شلوار از پام افتاد و حالا فقط من بودم با یه شورت ساتن مشکی که پام بود و اونم از رو شورت داشت کوسم و میمالید و اروم از بغل و بالای شورت دستش و به کوصم میرسوند منم هی دوباره با دستام لای پامو میگرفتم و دستش و پس میزدم و سرم پایین بود که اینبار وحشی شد و زیر گردنم و گرفت و گفت مگه نمیگم سرتو بالا بگیر جنده من و شورتم و از پام دراورد و شلوارشو کشید پایین و کیرشو دراورد و اول شورت منو رو به اینه نشون داد و بعدشم حسابی شورتم و به کیرش میمالید کیرش نسبتا کلفت بود دستمو گرفت و برد سمت کیرش که لای شورتم پیچیده شده بود و گفت بمالش برام و یکم با دستام براش مالیدم و اونم رو به چراغ دستش و مث لایک نشون میداد بعدش رو شونه هام فشار اورد و منو دو زانو نشوند و گفت بخورش برام.اولش خیلی اکراه داشتم و بزور سرم و فشار داد و همش و فرستاد تو دهنم و تو دهنم تلمبه میزد
بعد از چند دقیقه یه هل داد که نشستم کف زمین و پاهام و از هم باز کرد و با انگشتاش لبای کصم و از هم باز میکرد و انگشتش و لای کصم بازی میداد.من تقریبا کف اتاق خوابیده بودم و دستام و رو صورتم گرفته بودمو اروم گریه میکردم ولی اون حسابی با تنم حال میکرد بعدش دستم و گرفت و بلندم کرد و بهم گفت پشت به اینه کامل خم شو و منم خم شدم و کونم و با دستاش از هم باز کرد و اروم کص و کونم و انگشت میکرد و انگار همه بدنم و داشت از طریق دوربین به شریکاش نشون میداد و حسابی کص و کونمو دست مالی میکرد و لذت مبیرد دستش و جلو دهنم گرفت و گفت تف کن کف دستم و منم تف کردم و اونم تفم و مالید به سر کیرش و یه تف انداخت لای کونم و با دستاش کص و کونم و تر کرد و ازم پرسید یائسه شدم یا نه؟و منم هیچ جوابی بهش ندادم و اونم کیرش و بین لپهای کونم و لبای کصم بازی میداد و اه و اوه لذت میکشید.
بهم گفت تا حالا کون ندادی عزیزم؟گفتم نه.
گفت خاک بر سر شوهرت که قدر همچین بدنی رو ندونسته.
گفتم خواهش میکنم بیخیال من شو و بزار برم و از سکس با من بگذر.
گفت مگه میشه از هچین بدنی گذشت .
گفتم اخه سکس از کون خیلی درد داره و منم تا امروز اصلا سکس از عقب نداشتم و الان هم اصلا امادگیش و ندارم.
گفت من اینجا هستم که تو رو اماده کنم عزیرم،ببین چه حالی کنیم امشب با هم و اروم شروع کرد کونم و انگشت کردن و هی درد من بیشتر میشد و التماسش کردم که از کونم بگذره.
و اونم دلش دیگه برام سوخت و گفت باید بزاری لا پایی ارضا بشم و منم قبول کردم و گفت خم شو و پاهات و بهم بچسبون.
منم خم شدم و اون گذاشت لای پاهام و چند تا تلنبه که زد یهو از پشت همه کیرش و گذاشت تو کصم و یه ااااههه بلند گفت و گفت جوووون،چه تنگه کصت،خییییلی داغه.
تا کیرش و تو کصم کرد دنیا رو سرم خراب شد و همه تنم میسوخت.
ولی اون لعنتی به نهایت لذت رسیده بود و محکم تلمبه میزد و اصلا حال من براش مهم نبود و تا همه ابش و تو کصم خالی نکرد ول نکرد.
بعدشم که کارش تموم شد منو برگردوند و یه لب ازم گرفت و ازم تشکر کرد و خودش و مرتب کرد و مانتوها رو برداشت و رفت بیرون و گفت تا من برات اینا رو میپیچم تو هم بیا.
منم با همه دردی که تو تنم و کمرم داشتم لباسم و پوشیدم و دیدم شورتم نیست ولی چیزی نمیتونستم بگم.
لباسام و پوشیدم و رفتم بیرون،دیدم دوستاش فیلم دوربینا رو دیدن و دارن بهش ایول میگن.
و وقتی رسیدم جلوی پیشخون حرفشون و قطع کردن و اونم یه مانتو بهم هدیه داده بود و ۲ مانتو دیگه هم برام پیچیده بود و پولش و حساب کرد.
گفتم من ۵ تا مانتو انتخاب کرده بودم ولی الان ۳تاس.
گفت یه امانتی پیش من دارید و ۲تا مانتو دیگه هم ایشالا دفعه بعد که اومدید امانتیتون و میدم و اون ۲ تا مانتو رو تقدیم میکنم.
که من دیگه هیچوقت اونطرفا پیدام نشد و بیخیال همه چیز شدم.


نوشته: س ه ی ل ا


👍 9
👎 23
36001 👁️

     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

802058
2021-04-06 00:11:10 +0430 +0430

عجب کصشری گفتی همه میگن هیشکی نمبینه
اون بهت گفت دوربین هست همه میبینن تو هم خیالت راحت شد؟؟؟ کیرم تو مغزت و دوربین توی لامپ اون اتاق پرو خیالیت

5 ❤️

802060
2021-04-06 00:13:12 +0430 +0430

1- ساعت نه شب تازه رفتی مغازه روزو ازت گرفته بودن؟ نمیتونستی روز روشن بری که مشتری باشه طرف جرات نکنه … اضافه بخوره؟ زن متاهل اون ساعت شب نمیره خرید لباس!! اگر هم بره شوهرشو هم با خودش میبره شما پسری که این چیزا رو نمیدونی!!
2- هیچ متجاوزی از اول نمیگه داره فیلم میگیرم چون ممکنه طرف تا پای جون بجنگه آخرش که یارو آبشو ریخت داخل میگن فیلمتو گرفتیم که یارو ببینه کار از کار گذشته شکایت کنه فیلمش پخش میشه آبروی خودش میره!


802073
2021-04-06 00:34:40 +0430 +0430

تو یکیو نداری بره اونجا کون طرفو جر بده کاش همشهری بودیم میرفتم اونجا پارش میکردم

0 ❤️

802091
2021-04-06 00:57:10 +0430 +0430

آخه اوسکول هیچ متجاوزی نمیاد بگه مقابل دوربینی
کسکش رفیقاش میگفتن ایول،
اره؟؟
شوهر جرات نمیکنه زنشو اینجوری بکنه، اونوقت اینجوری به تو تجاوز کردن؟ همون چوب لباسی تو اتاق پرو تو کون آدم دروغ گو

5 ❤️

802111
2021-04-06 01:46:08 +0430 +0430

جن بوده تو اتاق پرو

1 ❤️

802117
2021-04-06 02:00:08 +0430 +0430

شعر نگو داداش کون طرف پاره میکنن همچین گوهی بخوره .

1 ❤️

802136
2021-04-06 07:16:04 +0430 +0430

به جنده هم بگی جلو دورببن هستی بهت نمیده حتما تو. یه پورن استار باز نشسته ای


802138
2021-04-06 07:41:36 +0430 +0430

سکس یهویی ولی دوست داشتنی
و
مامان مذهبی و من حرکتی عجیب
رو هم بخونید.

0 ❤️

802139
2021-04-06 07:42:58 +0430 +0430

شمایی که تظر الکی میدید.
این داستان واقعیه و برا هر کسی ممکنه اتفاق بیفته و تو لحظه مجبور به تن دادن بشی.

0 ❤️

802147
2021-04-06 08:44:12 +0430 +0430

آخه این چه کصی بود که تلاوت کردی؟
همین که طرف اومده تو پرو یعنی کونش گُهیه
جیغ و داد کنی نه تنها شرفش میره بلکه از کارم بیکار میشه چون داره میرینه به اعتبار فروشگاه و تولیدی یکی دیگه

این داستان که کص شعری بیش نبود و نکته ی آموزنده ی بدش هم این بود که ترس توجیهی برای میدون دادن به خارکصه هاست!
اما خدای نکرده اگر برای کسی پیش اومد همونجا بزنه به هوچی گری و زنگ به پلیس
اونوقت اگر کسی مثل شخصیت خیالی مرد این داستان تخماش جوجه نشد من اسممو عوض میکنم!

3 ❤️

802162
2021-04-06 10:13:16 +0430 +0430

علاوه بر حرفای شاه ایکس،معمولا هیچ فروشگاه بزرگی نمیاد اینجوری مشتریاشو بپرونه!شاید طرف لاس زده باشه یا شماره بخواد ولی محاله این رفتارو داشته باشه چون به دنبال جذب مشتری هست نه دفع مشتری

2 ❤️

802165
2021-04-06 10:42:20 +0430 +0430

اول میگی شلوار تنگ پات بود بعد میگی کونتو تکون داد شلوار از پات افتاد، معلوم هست چی میگی ملجوق؟؟؟؟😎😎😎😎

2 ❤️

802190
2021-04-06 15:51:08 +0430 +0430

فانتزی جالبی بود
وقتی باهات سکس کرده و تو ناراضی بودی (( که خیلی هم راضی بود)) بعدش رفتی جلوی صندوق پول ۲ تا مانتوی دیگرو حساب کردی 😂😂😂😂

در حد فانتزی برای خودت جالب بود امابرای داستان خیلی ضایع بود

0 ❤️

802191
2021-04-06 16:06:21 +0430 +0430

عجب جق پر تفی زدی

1 ❤️

802207
2021-04-06 18:42:02 +0430 +0430

یعنی به همین راحتی میشه کوس کرد پس چرا برای من پیدا نمیشه

0 ❤️

802211
2021-04-06 19:26:54 +0430 +0430

عالی بود
اگر افتخار میدید باهم آشنا بشیم
من عاشق خانومای سن بالام
منتظر جوابتونم

0 ❤️

802220
2021-04-06 21:06:09 +0430 +0430

میتونستی جلو در زنگ بزنی ۱۱۰ بازم داستان یه جقی حالا دختر یا پسر

0 ❤️

802233
2021-04-06 22:47:45 +0430 +0430

به نظرم داستانت واقعی بود
متاسفانه تو کشور ما به ملت آموزش نمیدن که تو چنین شرایطی باید چه کار کنند.
قطعا اگه ازش شکایت می کردی دهنش سرویس بود .
اما قربانی عدم آگاهی و ترست شدی .

1 ❤️

802327
2021-04-07 02:25:50 +0430 +0430

واقعا خانومای سن بالا باحال تر از جوونا هستن بنظر من از زندگیتون لذت ببرید تا موقعش نگذشته

1 ❤️

802386
2021-04-07 14:58:09 +0430 +0430

من نمیدونم چرا دیالوگ تمام مردهایی که زنی رو خفت میکنن تواین داستان ها اینه اگه دادوبیداد کنی آبروی خودت میره مگه فقط زنا آبرو دارن؟؟؟

2 ❤️

802495
2021-04-08 01:42:39 +0430 +0430

از کدوم ساقی جنس میگیری؟؟؟😂😂😂

1 ❤️

802510
2021-04-08 02:36:17 +0430 +0430

اولا عجب، همه هم از کون میخوان و همه همه هم از کون ندادن!😐😐
دوما دوستان عزیز ترپخدا یکبار برای همیشه دقت کنید که :
کوس: طبل جنگی
کص( یا حالا کس) : واژن
😐😐😐😒😒😒

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها






Top Bottom