تجاوز دوست شوهرم به من

    1393/12/7

    خلاصه میگم که سرتونو درد نیارم
    شش ماه از ازدواجم گذشت که فهمیدم شوهرم مواد مصرف میکنه . باهاش دعوا کردم گفت فقط واسه اینکه سکس بهتری داشته باشیم میکشم ولی دیگه کم کم زیادش کرد و فقط واسه حال خودش میکشید ! طوری شد که با دوستاش میومد خونه و دور هم مواد میزدن ومن با این کارش خیلی مخالف بودم و سرو صدا راه انداختم تا اینکه مجبور شد دوستاشو نیاره خونه بجز یکیشون که باباش خیلی مایه دار بود و در واقه جنس مفتی واسه شوهرم ردیف میکرد . خیلی باهاش صمیمی شده بود و همه جوره بهش اعتماد میکرد ولی من ازش متنفر بودم چون هم خییلی قیافه زشت و چندشی داشت و هم خییلی هیز بود.
    یه روز که شوهرم سر کار بود دیدم زنگ خونه به صدا در اومد چادر انداختم سرم و رفتم دم در دیدم این پسره که اسمش وحید بود اومده !!! تا دیدمش گفتم سعید خونه نیست اونم گفت میدونم باخودت کار دارم اجازه میدی بیام تو ؟ منم گفتم خجالت بکش نامرد میونی سعید نیست بازم میخای بیا تو ؟ گفت فقط چند دقیقه میخام باهات حرف بزنم گفتم خب همیجا بگو گوش میدم. خلاصه میگم شروع کرد به تعریف از من و اینکه من واسه سعید حیفم و ازین چرندیات ! بعدم گفتد اگه با من باشی و هوای منو داشته باشی همه جوره بهت میرسم ! منم خوب که حرفاش تموم شد گفتم خاک بر سر نامرد و خیانت کارت کنن که به دوست خودتم رحم نمیکنی و میخای با ناموسش رابطه بگیری!!! بعد خواستم درو ببندم که پاشو گذاشت لای در و گفت صبر کن!!! گفتم برو گرنه سروصدا راه میندازم همسایه ها بیان ! گفتش دیوونه میخاستم امتحانت کنم من هیچ نظری به تو ندارم سعید بهت شک کرده بود ازم خواست تا این نقشو واست بازی کنم بعدم گفت سحر باورکن حالا که وفاداریتو دیدم همه کار میکنم که سعید ترک کنه بهت قول میدم اونجایی که خودش معتادش کرده بود محلش ندادم و درو بستم و گذشت تا اینکه چند هفته بعد وحید خیلی کم پیدا شده بود و یه روز دیدم سعید میگه میخام برم کمپ واسه ترک!!! خیلی خوشحال شدم وبا اینکه هر روز سر یه چیزی دعوا داشتیم کلی تشویقش کردم و فهمیدم که وحید مجبورش کرده بود !!!


    سه ماه گذشت و تقریبا پاک شده بود تا اینکه دوباره سر و کله وحید پیدا شد یه پراید صفر خریده بود و اومد خونمون گفت به مناسبت پاک شدن من و سعید و شیرینی ماشینم میخایم ببرمتون شمال اونجا عمو یه ویلا داره که میتونیم چند روزی خوش باشیم منم بعد کلی عذاب سختی که کشیده بودم واقعا به یه سفر نیاز داشتم خیلی استقبال کردم و به سعید گفتم قبول کن بریم خلاصه: دوشب تو ویلا بودیم وخیلی خوش میگذشت که شب سوم دیدم وحید از بیرون اومد و کلی چیز خریده بود واسه شام و ایناو مشروبم خریده بود گفتم این چیه نمیذارم دوباره گند بزنی به زندگیم و خواستم دادو بیداد راه بندازم که گفت نه باور کن این چیزی نیست واسه کسی که تو ترکه و میخواد سم از بدنش بیرون بره باید چند باری مشروب بخوره منم که نمیخواستم گند بزنم به این چند شب خوشیمون کوتاه اومدم ! وحید و سعید بساط قلیون و مشروب رو پهن کردن منم رفتم آشپز خونه که میوه هارو بشورمو شام درست کنم وقتی میوه هارو میبردم واسشون وحید به سعید گفت ببین سحر که راه میره و داره میاد چه فازی میده !!! فهمیدم دوتاشون مست مستن و حتی سعیدبیشتر چون فقط میخندید خیلی بهش خورونده بود دیگه ولو شد ور زمین وحید دستشو گرفت بلندش کرد گفت بیا ببرمت روی تخت بخواب تا حالت جا بیاد و بردش تو اتاق. بعد من گفتم خب شام حاضره میذاشتی شام بخوره بعد بره بخوابه !!! وحید گفت نه اون الان هیچی نمیتونه بخوره منم نمیتونم بخورم پایه ای یه قلیون بکشیم تا یکم حالم جا بیاد بعد سعیدو بیدار میکنیم باهم شام بخوریم منم که خییلی خسته بودم گفتم آره !!! اونم رفت قلیون رو آماده کرد و چند پک زدو گذاشت جلو من گفت بزن حالشو ببر! منم کشید و تو حال خودم بودم و گاهی هم اون ازم میگرفت و یه پک میزد و دوباره میداد به من همینجور که میکشیدم احساس کردم چشام داره میره و همه دنیا داشت دور سرم میچرخید یدفه گفتم وحید برو واسم آب بیار که حالم بد شد اونم با خونسردی گفت چیزی نیست سحر جون معدت خالی بوده فشارت افتاده بیا ببرمت رو تخت یکم دراز بکش خوب میشی بعد منو بغل کرد و داشت میبرد دیگه حتی نا نداشتم که حرف بزنم !! منو خوابوند روی تخت و شرو کرد باز کردن دکمه های پیراهنم با بیحالی گفتم چیگار میکنی هیچی نگفت دوباره گفتم ولم کن گفت آروم باش سحر جون کاری ندارم !!! تیکه تیکه همه لباسامو در آورد و منم هیچ کار نمیتونستم بکنم شروع کرد به خوردن کسم و زبونشو هل داد توش بعدم شلوار خودشو در آورد و کیرش رو گذاشت روی کسم چند بار روش سرش دار و بعد هل داد تو کسم و شروع کرد به تلمبه زدن !! من فقط با ناله بهش التماس میکردم میگفتم سعید ببینه منو میکشه و بازم التماس میکردم اما اون وحشیانه داشت تلمبه میزد و بعد آبشم ریخت تو کسم و کارش که تموم شد شلوارشو پاش کردو رفت واسم آب قند آورد چند دقیقه گه گذشت و حالم بهتر شد فقط داشتم گریه میکردم بهم گفت پاشو تا سعید بیدار نشده برو حموم بعدم کمکم کرد و منو تا جلو حمام برد و من تا صبح تو حموم داشتم گریه میکردم


    نوشته: سحر

  • 9

  • 4




  • نظرات:
    •   shahab asemani
    • 5 سال،4 ماه
      • 2

    • ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﺟﻲ ﺑﻜﻢ ﺍﺧﺮ ﺍﻱ ﺭﺍﺑﻂﻪ ﻫﺎ همينه


    •   sargardan71
    • 5 سال،4 ماه
      • 6

    • از سکس زورى با دختران و زنان پاک و بى دفاع بدم مياد. لعنت بر کسايى که به زور وارد حريم ديگران ميشن


    •   لعنتی عاشق
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • اون زنی که میشینه با مرد غریبه قلیون میکشه و پا بساط میشینه حقش همینه جنده عوضی


    •   Ampool zan
    • 5 سال،4 ماه
      • 2

    • از اینجور ادما که به زور دخترا و زنهای که پاکن تجاوز میکنن بدم میاد.تا حالا سه تا بچه خوشکل که به زور به دخترای مردم تجاوز کرده بودن رو منم با دوتا از رفقا بزور گاییدیمشون.عکشون هم موجود هست برای روز مبادا.ولی تو اگه کرم نداشتی وقتی میدی هیز هس اصلا نباید باهاش شمال میرفتی.بعدش هم کسی که میشینه با مرد غریبه قلیون میکشه بدون شوهر بیغیرتش همین بلاها سرش میاد.ولی اگه داستانت راست بود و نزدیکم بودی برات تو کون پسره شیشه نوشابه میکردم تا دیگه بزور به زنی که اهلش نیست دست درازی نکنه.چون اینجور ادما صددرصد خودشون و خواهرومادرشون به زور گاییده شدن که عغده دارن. diablo


    •   abtinjoon
    • 5 سال،4 ماه
      • 1

    • بازم یه مشت درووووغ؟
      نمیدونم دم خروست رو باور کنم یا قسم حضرت عباس؟
      راسی با پول یه پراید میتونست راحت عشق و حالشو بکنه مگه کس خله این همه صبر کنه که چی؟ تو حالت نیمه هوشیار بکندت مگه چیزی حالیش میشه؟
      تازه تو که بقول خودت منگ بودی ولی داری با کیفیت HD صحنه تجاوز را توصیف میکنی؟وات
      راسی مراقب باش سعید کامنت من رو نبینه وگرنه میکشدت. ها ها ها


    •   آريزونا
    • 5 سال،4 ماه
      • 5

    • اينجاست كه بايد گفت.. كس نگو زن،
      با قليون كشيدن فلج شدى اصن نميتونستى هيچ كارى بكنى!! حتما قليونش خارجى بوده o_O


      من كه خيلى تحت تاثير قرار گرفتم البته بيشتر بخاطر پشتكار اون پسره كه واسه كردنت! شوهرتو مجبور كرد ترك كنه تازه خودشم ترك كرده! آخه ع......ن مگه اليزابت تيلورى!! :-/
      باشه خب قبول ميخواى سوزناك بنويسى خب بنويس ميخواى مارو تحت تاثير قرار بدى خب بده ميخواى تا صبح تو حموم گريه كنى خب بكن! ولى لامصب حداقل وقتى اولش ميگى پسره خيلى مايه داره! آخرش نگو شمارو برد شمال كه شيرينيه پراااايد خريدنشو بده! :|
      چى بگم ديگه منم برم حموم تا صبح نشده! :'(


    •   اسپید_speed
    • 5 سال،4 ماه
      • 1

    • به به!!/
      جناب آریزونا !!!/
      خیلی خوش تشریف آوردی


    •   sexi man tak2
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • بازم مجبورم جمله مشهور مهران مدیری رو بگم
      ما تو هرچی اول نیستیم تو جوگیرشدن اولیم dirol


    •   shakil o nill
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • فلان ,بیسان,قلیون,فشفشه,خایه تپونی!!!


    •   صدای گیتار
    • 5 سال،4 ماه
      • 1

    • نگفتی تو مشروب و قلیون چی بود که شما دوتا ور افتادین اون وحید سرو مر گنده شما رو گائید. اخه اون دارو که زنو بی حس کنه فقط چشاش کار میکنه تازه کشف شده و فقط تو فیلماست. کیر تو کست


    •   آريزونا
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • ممنون اسپيد


    •   کامیار0143
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • با نقشه شوهرت بود.ولی نه توبهش گفتی ونه اون ازت پرسید.بعدباهاش همراه شدی رفتی شمال.قلیون مدهوشت کرد.توکوس دان ناله کردی که بهش بچسبه لابدهم گریه کردنت بخاطراین بودکه چرازودتر بهش ندادی


    •   sanbadi
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • ميتونستي با يه داد و فرياد اون پسره لاشي رو بترسوني مطمئنا شوهرت بيدار نميشد ولي اون حتما ميترسيد بعدشم خودتم بدت نميومد وگرنه يه قليون كشيدن اين همه بيحالي نداره كه نتوني راه بري كه بخواد اون يارو بغلت كنه پس كونت ميخاريد بجاش كست و خاروند حيفه نون


    •  
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • اون پاداش زحماتش که ترک شوهرت بود و دست کردن زندگیت بود گرفته همینطور خواسته با کردن تو استحکام زندیگیتون رو زیاد کنه تو باید ازش تشکر کنی و سعی کنی که هواش رو داشته باشی.


    •   Mr.amiroo
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • کیرم توکون شوهرت.
      والا


    •   siiiiib
    • 5 سال،4 ماه
      • 1

    • از تمام دوستانی که نظر دادن ممنونم
      من این داستان رو خییلی خلاصه و با عجله نوشتم و مطمین هستم اگه با جزییات بیشتر مینوشتم به واقعی بودن داستان پی میبردین
      اگه فرصتی شد به تک تک نظرات در همین جا جواب میدم


    •   arya.se
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • منم ميخوام سحر، كى بريم مسافرت؟ كاش يكم مشروب خورده بودى چون خيلى حال ميده سكس بعد مشروب


    •   put
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • جووووووووووووووووون


    •   آرش 7
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • بابا تو سالم نبودی که وقتی به این راهتی تعریف میکنی کیرشو کرد تو کسم و تلم میزد بعدشم چطور تا آبش اومد تو سر حال شدی برو خودتو کیر کن


    •   siiiiib
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • آرش بادقت نخوندی داستانو ...نوشتم بعد اینکه کارش تموم شد واسم آب قند آورد


    •   amir zandi 1234
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • هممممممممممم


    •   hadinori2015
    • 5 سال،4 ماه
      • None

    • اگرباراول بوده که بهش دادی خوب نوشتی.اینباردیگه عجله نکن وباآرامش تمام برامان بنویس .که ما هم حال بیشتری کنیم.هرچی باشه ازقدیماگفتن وصف العیش نصف العیشه


    •   mahdi.mjs
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • جداااا


    •   Bardia27esf
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • ی زمانی التماس مردم رو میکردند که بیایید پراید بخرید حالا مردم آرزوی ی پراید مدل 80 رو میکنند
      داستانتو نخوندم از مطالب دوستان این چیزا رو خوندم راستش زیاد باور ندارم این داستانا رو اسم داستانت متن داستانت کلا خیلی آزار دهنده است
      امیدوارم همه حوونا خوشبخت بشن


    •   ravani esf
    • 5 سال،3 ماه
      • 1

    • کست میخاریده برا دادن ...کم مونده شکاری قلیون بکونی تو کست..بعد نشستی تا صب گریه کردی؟؟؟


    •   sajad6700
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • جالب بود


    •   kia 18 sant
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • سکس خوبی بوده


    •   alborz36
    • 5 سال،3 ماه
      • None

    • تا صبح تو حموم گریه میکردی؟
      جاکش! یه بشکه اشک هم بود تموم میشد. بعد توتا صبح گریه میکردی؟
      ضمنا التماس میکردی سعید نبینه؟ داشت حال میداد بهت درسته؟ ارگاسم هم شدی دیگه. نه اینکه از رئ لذت. فقط واسه تجاوز.

      الانم تو فکرت میگی خدا قسمت کنه یه بار دیگه بهم تجاوز کنه.
      عجب!!!


    •   sysrape
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • زنی که میشینه با مرد غریبه قلیون میکشه باید گایید


    •   siiiiib
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • چی بگم والا همتون دیوونه اید به جهنم که نمیفهمید..... ولی با همه نفهمیتون دوستتون دارم...بووووووس


    •   hamidvala
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • اشکالی نداره دفعه بعدی دیگه گولشم نخور حالا بلند شو دستو صورتتو بشوی گریه هم نکن


    •   Kire_Abdare19cm
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • سحر جوون سلام
      اولا از داستانت خوشم اومد چون میدونم حقیقت بود
      ولی در کل به این قضیه باید به دید یه تصادف یا پیش آمد غیر قابل پیش بینی نگاه کرد و ناراحتی هم نداره چون اون طرف که حالشو کرده و تو هم خواسته یا ناخواسته حال کردی احتمالاً
      و چیزی که مهمه گذشته و تموم شده
      همین که جراتشوداشتی و اومدی واقعیتو گفتی خیلیه!
      تو گناهی نداری چون به خاطر حفظ آبروت هم که شده نمیتونستی جیغ و داد کنی
      میبوسمت سحر جووووون


    •   khomeini
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • کیر خواستی پیام بده


    •   داریوشم
    • 5 سال،2 ماه
      • None

    • تجاوز و سکس خانوادگیو نیستم...


    •   mahmood2590
    • 3 سال،6 ماه
      • 0

    • اخ چه لافی زدی تا صبح تو حموم گریه کردی؟ یارو این هم براتون کار کرده بعدش بعد یه عمر کردت تازه گریه هم میکنی


    •   Amirsolikhoramabad
    • 2 سال،9 ماه
      • 0

    • پراید صفر خریده شیرینی هم داده؟؟؟ وضعش هم خیلی خوب بود؟؟؟ خوشبالت .... بخدا جدی میگم


    •   manisman
    • 1 سال،6 ماه
      • 0

    • از جنبه سکسی جذابه اینجور داستانا
      ولی تجاوز و خیانت از هر مدلی که باشه زشته و ناپسند


    •   elenor9945
    • 3 هفته،4 روز
      • 0

    • تا صب تو حموم بودی؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو