تجاوز شوهرم به من

    این قضیه واسه ده سال پیشه سال 88
    اون موقع 23 سالم بود با قد 155 و وزن 49 با همه لاغری سایز سینه هام هفتاد و پنج بود. قیافه نسبتا خوبی هم داشتم همه میگفتن شبیه شبنم قلی خانی هستم و حتی بعضی ها مریم مقدس صدام میزدن. اون موقع اوج جوونی بودم و خاطرخواه و خواستگار هم فت و فراوون.
    وارد جزییات نشم ک چی شد و چطور شد که یک هفته ای نشستم پای سفره عقد و بعد از پنج بار پرسیدن عاقد بله رو گفتم اون هم به پسری ک اون موقع فکر میکردم فقط از ظاهر ب هم نمیآیم ولی الان میدونم چ همراه های شومی واسه هم هستیم.
    همسرم 193 قد و 90 وزنش بود هم خوشتیپ هم خوشگل هم خیلی عاشق. خوشحالی ک شب عقدمون داشت هنوز هم نقل مجلسهاست. تو دوران عقد بستگی متوجه شدم آدم عصبی هست اما فکر میکردم میتونم کنترلش کنم و الان همه آدما عصبی هستن و اینها. شیش ماه بعد از عقد خیلی عجله ای عروسی کردیم و ماه عسل و بعد زندگی. یه هفته از شروع زندگی مشترک گذشته بود که برای اولین بار دست روم بلند کرد(این هم بگم ک خانواده ام ی شهر دیگه زندگی می کنن و من در غربت بین خانواده همسر ب سر میبرم) بعدش کلی پشیمون و معذرت و اما ی هفته هنوز ازش نگذشته بود ک کتک دوم نثارم شد و... خب وقتی عصبانی بود هیچ کنترلی رو رفتارش نداشت و تقریبا همیشه هم عصبانی بود (بعدها فهمیدم ک مریض هست اختلال شخصیت مرزی داره یعنی ی مرز باریک تا جنون کامل داره و الان نمیشه گفت مجنون و نه میشه گفت سالم)


    حالا اصل ماجرا ک مورد علاقه شماست


    سه ماه از عروسی گذشته بود و ی دعوای خیلی سخت داشتیم و حسابی کتک خوردم. موهام رو گرفته بود و دور خونه میچرخید و من رو با موهام میکشید ک تا نگی چشم من ولت نمیکنم منم رو قدگری افتاده بودم میگفتم بمیرم هم نمیگم. خیلی شب سختی بود همه بدنم له و لورده بود. من زیر دستهای اون مثل ی بچه تو دست ی غول بودم. حرصش ک خالی شد و همه چی آروم شد ی ساعت در سکوت گذشت پا شدم جا انداختم ک بخوابیم همسرم رو تخت خوابش نمیبره و اصلا نخریدیم (تجربه بهم فهمونده بود ک حق قهر کردن ندارم قهر کردن یعنی دعوا و کتک دوباره سعی میکردم ب روی خودم نیارم و نمیگذاشتم ک بفهمه اما واقعا ازش میترسیدم). همیشه تاب بندی و شورت میپوشیدم. جا رو انداختم و متکاها رو با فاصله زیادی گذاشتم و گوشه تشک خوابیدم. وقتی اومد دراز بکشه متکاش رو چسبوند ب متکام و دست انداخت دور کمرمو دراز کشید. آروم دستش رو باز کردم و گفتم بدنم درد میکنه بغلم نکن. گفت زنمی میخوام بغلت کنم. گفتم میدونم ولی واقعا بدن درد دارم. گفت خودت رو چس نکن هرکی ندونه فکر میکنه لودر از روت رد شده. دیگ هیچی نگفتم. نمیخواستم دوباره بحث کنم فقط دلم میخواست بخوابم ک همه چیز رو فراموش کنم. بعد ی سکوت کوتاه دوباره دستش رو انداخت دور کمرم و در گوشم گفت این رونهای پرت من رو دیوونه میکنه و بعد ک...یرش رو ک حسابی راست شده بود بهم چسبوند. خیلی برام زور داشت انگار ن انگار ک یک ساعت پیش هرچه فحش عالم بود بار من کرده بود و زیر دست و پاش لهم کرده بود. حتی احساس شرمندگی هم نداشت. گفتم باشه برای بعد. گفت من الان میخوام. گفتم خیلی پررویی. چیزی ک نباید میگفتم رو گفتم. دوباره عین ی گاو نر وحشی شد. گفت خوبه ی ساعت نیست ک بهت گفتم هرچی من میگم باید بگی چشم. الان حالیت میکنم ک اینجا کی رییسه. صورت من رو ب طرف خودش برگردوند گفتم باشه تو رییسی ولی... نگذاشت حرفم تموم بشه یهو لبهاش رو گذاشت رو لبم و با دندون هاش شروع کرد ب میک زدن لبهام. اصلا دلم نمی خواست بهش بدم و اصلا فکرش رو هم نمی کردم چی قراره بشه. سعی کردم خودم رو از توی دستاش ک یکیش رو زیر کمرم انداخته بود و اون یکیش رو روی سینه ام گذاشته بود آزاد کنم. هرچی تلاش من بیشتر میشد زور اون هم بیشتر میشد. چنان با دندون هاش لبهام رو میخورد ک حس میکردم الانه ک کنده بشه و طعم خون رو کامل تو دهنم حس میکردم. از لبهام دیگ سیر شد نمی دونم شاید طعم خون رو اون هم چشید. همونطور ک لبهام رو میخورد دندون هاش رو ب سمت چونه ام برد و بعد روی گردنم و زیر گوشم. تمامش برای من درد بود و هیچ لذتی نمیبردم شاید ده دقیقه تمام همینطور صورتم رو میک میزد منم داد و فریاد میکردم ولم کن ب من دست نزن اما اصلا توجهی نمیکرد. خسته شد نشست رو کمرم و گفت فهمیدی کی رییسه؟ واقعا نایی نداشتم با صدای نالونی گفتم آره ک ب خیال خودم ول کنه حتی گفتم الان بهش کوص میدم دست از سرم برداره. گفت نه نفهمیدی تو چشات پیداست امشب حالیت میکنم مرد کیه امشب میفهمی کی زیره کی رو میفهمی ک هیشکی نیستی. بعد تابی ک تنم بود رو از یقه گرفت و جر داد. سینه هام یهو پرید بیرون و اونم نامردی نکرد نوک سینه هام رو گرفت و سعی کرد با همون نوک سینه هام بلندم کنه. از درد چنان جیغی زدم ک فکر کنم گوشش صوت کشید. نیشخندی زد و ولشون کرد. با تمام وزنش نشسته بود روی رون هام استخون هام داشت خورد میشد جفت دستهاش رو انداخت رو سینه هام جوری ک قفسه سینه ام خورد شد بعد با چنگش سینه هام رو گرفت و دوباره با دندونهاش افتاد ب جون لبهام. جوری سینه هام رو چنگ میزد ک انگار داره لباس چنگ میزنه. خیلی لب گرفتن رو طول نداد و با دندون هاش رفت روی چونه و زیر گلو و بعد بالای سینه و من دیگ حتی نای جیغ زدن نداشتم واقعا فهمیده بودم کی زیر هست کی رو و دیگ فقط التماس میکردم ک تو رو خدا ولم کن اما اصلا نمی شنید شهوت و خشم و جنون جلو چشماش رو گرفته بود انگار ن انگار ک من زنش هستم. میشد لذتی رو ک میبره تو چشمای خمارش دید. با دندون هاش افتاد ب جون سینه هام طوری ک دور صورتی رنگ سر سینه ام زخم شده بود و خون قطره قطره ازش میومد خوب ک جفت سینه هام رو خورد رفت روی شکمم و همون طور با دندون هاش رفت ب سمت کوصم. سرش رو بالا آورد و شورتم رو هم مثل تابی ک تنم بود جر داد و برگشت و مدل شصت و نه نشست بالای سرم. بهم گفت گاز بگیری مادرت رو ب عزات مینشونم. من ک حسابی ازش ترسیده بودم حتی ب سرم هم نزد ک چنین غلطی کنم. همین طور ک ک...یرش رو اورد بالای صورتم قطره های پیش آبش میچکید روی لبهام و این نشونه لذت زیادی ک برده بود بود و من متنفرتر از اون حال شدم. با همه تهدیدها جرات نکرد ک...یرش رو توی دهنم بگذاره فقط روی لبهام حرکتش میداد اما خودش با دندون هاش افتاد ب جون کوصم. اول لبهاش رو گذاشت روی لبه های کوصم و خوب همه اش رو توی دهنش جا داد بعد زبونش رو کرد تو سوراخ کوصم و درآورد. ی آن فکر کردم ک دیگ تموم شد و میخواد ی حالی بهم بده و بعد مثل بچه آدم بکنه. تو همین فکر چنان گازی گرفت ک فکر کردم همه رو کند و ی جیغ بنفش و اون بی اعتنا با دندون هاش شروع کرد ب خوردن. دیگ واقعا آرزوی مرگ میکردم هیچ جونی تو بدنم نبود. هرلحظه منتظر بودم از شدت درد غش کنم (هفته اول ازدواج ی بار وسط سکس از حال رفتم و اون اصلا متوجه نشده بود وقتی آبش اومده بود تازه فهمیده بود ک من بیهوش شدم) اما انگار باید لحظه لحظه این عذاب رو حس می کردم. همینطور ک کوصم رو میخورد سر کیرش ب لبهام و سر و صورتم میخورد و همین برخوردها باعث شد ک یهو تمام آبش بپاشه تو صورتم. حالم ب هم خورد. هیچ وقت چنین چیزی رو تجربه نکرده بودم. اما ته دلم خوشحال شدم ک بلاخره این نحثی تموم شد و جنونش خوابید. اصلا انرژی نداشتم تکون بخورم. تابم رو برداشت اول ک....یر خودش رو تمیز کرد بعد صورت من رو پاک کرد. و باز ی حرکت اشتباه زدم وقتی پاک کردن صورتم تموم شد چشم هام رو بستم و روم رو ازش برگردوندم ک چشمم ب صورتش نیفته. با تمام وجودم ازش متنفر بودم. این حرکتم بهش بر خورد گفت آخ ک هنوز روت کم نشده. همون طور ک بالای سرم نشسته بود من رو از کمر بلند کرد جوری ک سرم رو زمین بود پاهام تو هوا. چون ورزشکار بود مثل پر کاه بودم تو دستاش نفهمیدم اصلا چی شد و چطور شد ک کمرم رو دسته مبل بود صورتم کف مبل و کو....نم ب سمت رییس. تا ب حال از پشت بهش نداده بودم. بواسیر داشتم و این برام خیلی زجرآور بود. چهارپنج تا محکم زد روی کپل هام. اینطور هم میخواست من رو اذیت کنه و هم ک...یر خودش رو دوباره راست ک آنی راست شد و بعد آروم مالیدش به رون پام. مثل ی شکارچی ک با طعمه اش بازی میکنه اذیتم میکرد. چون قدش بلند بود پاهاش رو حسابی باز کرد دستش رو گذاشت پشت کمرم و واسه حفظ تعادلش وزنش رو انداخت رو دستش و پشت کمر من. اینطور دیگ اصلا نمی تونستم تکون بخورم. با اون یکی دستش چاک ک...ونم رو باز کرد و ک...یرش رو تنظیم کرد و خواست با ی فشار تمامش رو تو ک...ونم کنه ک چون خشک بود و تنگ ک...یرش تا شد و چنان جیغی کشید ک نگو. خیلی دردش گرفت و دل من خنک شد. دور خونه میچرخید و ک...برش رو میمالید. من ک له و لورده بودم ب زحمت سعی کردم خودم رو از روی مبل بلند کنم. پاهام تو هوا بود و پاهام رو ب زمین رسوندم و داشتم وایمیسادم ک دوباره دستش رو پشت کمرم حس کردم و انگار آب یخ ریختن روم. یعنی تموم نشده بود. هلم داد رو مبل و گفت کجاااا کارت دارم حالا دست و پا زدم ک ولم کن دیگ ازت بدم میآد ازت متنفرم ازت بیزارم و شروع کردم ب بد و بیراه گفتن اما اون انگار اصلا نمیشنید و کار خودش رو میکرد. دوباره وزنش رو دستش پشت کمرم پاهاش باز تنظیم ک...یر فقط این دفعه ی مشت تف زد ب ک...یرش و حسابی لیزش کرد. بعد ی مشت تف در ک....ون من و یک کم با انگشتش سوراخم رو باز کرد و اول آروم سرش رو گذاشت روش و ی هل کوچیک ی جیغ کوچیک از من بعد ی هل محکم و ی حیغ بنفش از من دنیا جلو چشمام سیاه شد این چ دردی بود ک از همه دردها بدتر بود. اما اون عین خیالش نبود تلمبه میزد و محکم به کپلم میکوبید ریتمیک س تا تلمبه ی ظربه دیگ جا باز کرده بود و ک....یرش راحت عقب جلو میشد. صورتش رو نمی دیدیم اما میتونستم تصورش رو کنم عین ی پادشاهای ک کشوری رو فتح کرده باشه چشمهاش برق میزد. با خنده میگفت حالا فهمیدی کی زیره. حالا فهمیدی جات کجاست. حالا فهمیدی کی رییسه. من در سکوت مطلق فقط آروم آروم از گوشه چشم هام اشک میومد پایین. بعد از هفت هشت دقیقه ای ک یک قرن گذشت آبش اومد و تمامش رو خالی کرد تو ک...ونم. کارش ک تموم شد ب سختی بلند شدم و رفتم دستشویی. آبش با خون از مقعدم خالی میشد. ی دقیقه تو دستشویی نبودم ک صدام زد ک چرا نمیآی خواستم برم لباس بپوشم گفت همون طور بیا. لباسش رو پوشیده بود و دراز کشیده بود. ی دستش رو ی طرف دراز کرده بود و ب حالتی ک ب من بفهمونه بیا پیشم امشب این دست متکاته زد رو دستش و گفت همونطور بیا. منم ک ن جرات مخالفت داشتم ن نای مخالفت رفتم و پیشش دراز کشیدم پشتم رو بهش کردم و سرم رو گذاشتم رو دستش. از پشت بغلم کرد و دستش رو محکم پیچید دور کمرم بعد تو گوشم گفت تو فقط مال منی و کمتر از ی دقیقه خوابش برد و من همون طور بیحرکت تو بغلش تا صبح اشک ریختم.


    نوشته: من

  • 16

  • 20




  • نظرات:
    •   Man031
    • 1 ماه
      • 7

    • کیر تو کون دروغ گو


    •   vitamin4rooh
    • 1 ماه
      • 6

    • با دندوناش چجوری لب میگرفته این گوریلی که توصیف کردی؟!


    •   lovely_grl
    • 1 ماه
      • 7

    • گلم شوهرت این مدلی بات سکس کنه اسمش سکس خشنه ن تجاوز


    •   haji_kir_gonde
    • 1 ماه
      • 4

    • از دختر لاغر خوشم نمیاد ، دختر باید وزنش بالای ۷۰ کیلو باشه
      روایت داریم حوا ۱۲۰ کیلو بوده


    •   ۱۹۸۱
    • 1 ماه
      • 8

    • به نظر من به دو تا غول تشن پول بده تا برنامه بریزن اول یه کتک مفصل بهش بزنن جوری که جاییش نشکنه اما دو ماهی بستری بشه بعدشم که حسابی زدنش دوفری حسابی از کون بگانش . در آخر هم برینن تو دهنش . همه اینا جوری بشه که نفهمه از طرف تو بودن


    •   Prometheuss
    • 1 ماه
      • 7

    • کسخل یه چیزی از سکس خشن شنیدین فقط (dash)


    •   yakamozi
    • 1 ماه
      • 3

    • کیر خون آشام تو کونت


    •   غیوررر
    • 1 ماه
      • 6

    • اگه راسته واقعادرک نمیکنم همچین مردی ولی بایدمیدادیش بابات همونجورمیکردش وطلاق میگرفتی


    •   vitamin4rooh
    • 1 ماه
      • 9

    • روانی ماژوخیست داری که با یه همچین آدمی سر می‌کنی؟!
      بعدشم اون تاب نیس تاپه.
      خدا عقلت بده که فکر کردی ما باید از این داستان مزخرفت لذت ببریم (dash)


    •   مهدی-پاشنه-طلا
    • 1 ماه
      • 17

    • وقتی فکر میکنی که مریم مقدسی !! خر میگایدت


    •   Malakekoon
    • 1 ماه
      • 2

    • اووووف داغ داغم


    •   mohamahdi
    • 1 ماه
      • 9

    • با داستانش کار ندارم نه با نویسندش نه با طرز نوشتن و دروغ و راستیش.
      ولی اگه این مردا وجود داشته باشن که هستن با این اخلاق شخمی.کاش بشه از روی زمین برداشته بشن یا حداقل تو طویله نگهشون دارن.که از حیوونم کم ترن:(
      والبته من خسته نباشی:))


    •   shahx-1
    • 1 ماه
      • 19

    • مهریتو یکجا بزار اجرا میاندازن زندان هر روز گولاخ های زندان همینکارا رو با خودش میکنن ادم میشه!! (biggrin)


    •   Hamed813-2
    • 1 ماه
      • 3

    • نخونده میگم....
      سکس با شوهر هیچ رقمه تجاوز بحساب نمیاد...
      دیگه شوهرتم یه سکس خفن مهمون.نکنی و دیگه هیچی واقعا:)


    •   ابوحشر
    • 1 ماه
      • 5

    • تو هم میریدی رو کیرش تلافی شه


    •   off_boy
    • 1 ماه
      • 14

    • چند سال پيش براي اولين بار يه فيلم پورن خشن ديدم كه مردِ مث سگ زنه رو ميزد،اولش زنه تحمل ميكرد و فاز حال كردن برداشته بود مام كه كير به دست گفتيم روش بزنيم (biggrin) يه كم كه گذشت ديگه مرده جوري زنه رو ميزد كيرمو ول كرده بودن فحش خوار و مادر ميدادم به مرده.اينقدر دلم واسه زنه سوخت برنامه عوض شد واسه مطلوميتش گريه ميكردم :D


    •   masih_roma
    • 1 ماه
      • 4

    • کسشر بود بلایک


    •   HYPERMAN98
    • 1 ماه
      • 3

    • امیدوارم واقعی نباشه، ولی اگه واقعیه و هنوز هم داری با این حیوون زندگی میکنی که حقته بدتر از اینارو سرت بیاره


    •   Mehditabriziolya
    • 1 ماه
      • 10

    • اولا داستان خیلی ناراحت کننده ای بود و منقلب شدم در ضمن بعضی از خوانندگان انگار معنی تجاوز رو فقط در این میدونن که یک نفر بدون داشتن نسبت به زور به کسی تعرض،کنه دوستان بیسواد و کم سواد من شوهر هر زنی،که بی توجه به حق و حقوق زن و علیرغم میل خانمش بزور و وحشیانه عمل سکس انجام بده این هم اسمش تجاوز هست در حقیقت تجاوز جنسی یعنی تجاوز به حریم زن بدون کسب رضایت هست و این قبح عمل در مورد رابطه زن و شوهری هم صدق میکنه بهتره دوستان سواد حقوقی خودشون رو بالا ببرند


    •   Missgol
    • 1 ماه
      • 2

    • اقا یکی به من بگه با دندون چجوری میشه میک زد؟


    •   ساراکونگنده
    • 1 ماه
      • 2

    • کسخل


    •   .Goodnight.
    • 1 ماه
      • 3

    • مهریتو بذار اجرا تا اخر عمرش مث سگ جون بکنه بفهمه کی زیر.کیه


    •   سنگ سرد
    • 1 ماه
      • 2

    • تو یه پسری با سن بین ۲۶ تا ۳۲ . یه بار عاشق شدی ولی به خاطر چولمنگ بودنت ولت کرد . تو خونه حرف حرفه مامانته . دوستات خیلی سر به سرت میذارن و آلتت کوچیکه و زود انزالی . تو بچگیم چند مدت کون دادی به اجبار و به رضایت. داستانتو خوندم این تصویر از نویسنده تو ذهنم شکل گرفت


    •   walshwalshm.r1.7.1997
    • 1 ماه
      • 1

    • سنگ سرد خیلی عجیب چیزای رو که گفتی خیلی به من نزدیک بود


    •   alimanjo1399
    • 1 ماه
      • 1

    • خیلی کش میدی داستان رو و اینکه دوسداشتی بیا منم خوب میکنمت


    •   Caboos1
    • 1 ماه
      • 4

    • هر جوری حساب میکنم قد 155 با 193 وزن 49 با 90 اگه عاشقانه کرده باشدت الان باید از بهشت زهرا داستان بفرستی حالا تجاوز که بماند
      این گولاخ با این هیبت فقط تو رو با اون ظرافت درت بماله تو نکنه سه روز باید بستری بشی
      75 هم چیز دندونگیری نیست فقط 85
      58 نه ها 85 (biggrin)


    •   SSAa699
    • 1 ماه
      • 2

    • خانم لاولی گیرل
      شوهر این خانم با توصیفاتی که کردن
      متاسفانه بی دی اس ام دارن .نه سکس
      خشن ..
      سکس خشن تلمبه های محکمه نه زدن سکس خشن برای هر دو طرف خیلی هم لذت داره.شوهر این خانم بی دی اس ام دارن از دیگر ازاری لذت میبرن باید درمان بشن (پس سکسشون اصلا خشن نیست )


    •   ناصر39
    • 1 ماه
      • 3

    • باور پذیر نیست و نخواهد هم بود . مگر اینکه اینکه در قسمت بعدی داستان بنویسی که فردا رفتی پزشکی قانونی و پدرش رو دراوردی


    •   Ice_flower
    • 1 ماه
      • 1

    • من هنگم....


    •   Ice_flower
    • 1 ماه
      • 2

    • یک درصد هم اگر همچین موجوداتی باشن خیلی درد اوره...
      این ک خانوادت دورن دلیل نمیشه.
      فردای همون روز باید میرفتی پزشکی قانونی و بعدشم با همون وضعیت میرفتی شهر خودتون پیش خانواده...
      تحمل ظلم عین ظلمه...


    •   Ahvaz65
    • 1 ماه
      • 2

    • سلام خدمت دوستان
      متاهل ها وقتی باهم دعوا کمش تا سه روز باهم قهرن و اصلا بهم نگاه نمی کنن
      دوم تو بعد از این همه کتک به قول خودت رفتی براش جا انداختی حتما خودت کرم داشتی


    •   Hashariman17
    • 1 ماه
      • 4

    • مشکل از این بوده که تاب بندی پوشیدی باید سرسره میپوشیدی:)


    •   sepideh58
    • 1 ماه
      • 6

    • SSAa699
      اونی که شما میگی بی دی اس ام نیست !
      سادیسمیا دیگر آزاری
      بی دی اس ام یه جور سکس با چاشنی خشونته که سادیسم و مازوخیسم هم شاملش میشه !
      کسی نمی تونه bdsmداشته باشه ولی میتونه مازوخیسم داشته باشه !


    •   SSAa699
    • 1 ماه
      • 2

    • خانم سپیده ۵۸
      منظور من این بود که پس سکس این خانم خشن نیست .
      خانم لاولی گیرل گفتن سکستون خشنه. گفتم که نه سکس خشن زدن به هیچ وجه نیست بی دی اس ام جزو سکس خشن محسوب نمیشه ...


    •   sepideh58
    • 1 ماه
      • 3

    • SSAa699
      پیشنهاد میکنم در گوگل bdsm رو مطالعه کنید .چون این سکس یک نوع سکس خشنه که اسپنک و کبود شدن و ...رو هم داره
      لاولی گرل منظورش سکس بود نه کتک کاری قبل از سکس ...شما هم داری از سکس میگی ...
      کامل بخونید در گوگل متوجه میشید. موفق باشید


    •   SSAa699
    • 1 ماه
      • 4

    • سکس خشن خون و خونریزی نداره در
      حالیکه نویسنده گفتن مزه خون رو خودم احساس میکردم سکس خشن به هیچ وجه کتک کاری قبل از سکس نیست پس شوهر این خانم مریض روانی هستن که باید درمان بشن


    •   esf20
    • 1 ماه
      • 2

    • چه وحشتناک بود ????


    •   Bopho
    • 1 ماه
      • 2

    • حرومزاده


    •   Caboos1
    • 1 ماه
      • 6

    • سکس با قمه که فوش خوار مادر بدی بعد بکنیش میشه سکس خشن
      bdsm یعنی طرفو انگشت کنی بعد بگی من نبودم یعنی آزارش بدی اونم بگه مگه مرض داری دعوا بشه بکنیش
      سپیده جان اینجوری توضیح بده مساله روشن بشه


    •   علی5858
    • 1 ماه
      • 0

    • بیا خصوصی بهت بگم


    •   ۴۳ماهان۳۳مهسا
    • 1 ماه
      • 4

    • اگه شوهرت آدم شده که خدا رو شکر بشین زندگیت رو بکن ولی اگه آدم نشده چند ماه برو قهر تا آدم بشه نشد ازش شکایت کن بره زندان .نشد طلاق بگیر. بااین جور جونورا زندگی کردن فقط پرروشون میکنه


    •   1tabriz_hotsex
    • 1 ماه
      • 5

    • قابل توجه دوستانی که میگن چون شوهرته این اسمش سکس خشنه نه تجاوز


      هر نوع رابطه بدون خواست فرد تجاوزه حالا چه همسر چه غیر همسر


    •   SSAa699
    • 1 ماه
      • 3

    • caboos1
      خخخخخخخ عجب توضیحی (rolling)
      دمت گرم .دلم باز شد خخخخ


    •   hamid30gari
    • 1 ماه
      • 9

    • تا آخر نخوندم.و نمیدونم اونجا که گفتی حالا اصل ماجرا که مورد علاقه شماست منظورت چی بود؟مگه ما حیوون هستیم که از این خوشمون بیاد؟
      توهم بنظرم تقصیر خودته.دوبار وقتی خواب بود با چاقو تخماش رو میبریدی میفهمید کی زیره کی رو.
      بعدشم مگه مملکت انقدر بی صاحبه؟تو ننه بابا نداشتی طلاقت رو بگیرن؟
      نمیتونستی مهرت رو اجرا بزاری ننش رو بگای؟
      برو کوچولو دوران این داستانا تموم شده


    •   Sara09368189590
    • 1 ماه
      • 0

    • سلام خاله هستم دختر دارم از ۱۸تا۲۸شب خواب ۳۰۰سه ساعت ۱۵۰جهت هماهنگی فقط تماس بگیرید ممنون ۰۹۳۶۸۱۸۹۵۹۰


    •   milal92
    • 1 ماه
      • 2

    • اینا روا نی ان جزو ادم نیستن خودم یکیشونو میشناسم


    •   kokarostam
    • 1 ماه
      • 3

    • تجاوز


      به معنای واقعی به چنین عملی تجاوز میگویند. البته در فرهنگ ایران که معنی تجاوز به گاییدن توسط غریبه است، قضیه فرق میکند. نیازی هم به بحث و جدل نیست، زده خواهر و مادرش را گاییده، بهش میگویند تجاوز. خود این خانم هم کـُس خل هستند که این بلا سرش اومده. اولش میگه شوهرم یک مرد به شدت عاشق است، خب ابله آدم عاشق که به این وحشی عوضی گفته نمیشه. در واقع داستان از بیخ و بن کیری و تخماتیکه. شاشیدم به زندگیت.


      ها کـُ‌کا


    •   misMehrdad
    • 1 ماه
      • 2

    • خخخخخ....گفتی شکل شبنم قلی خانی هستی ،خب حالا که اشناهاتون شناختنت ،،،،،


    •   Ramior
    • 1 ماه
      • 1

    • حال به هم زن ترین داستانی بود که خوندم البته کامل نخوندم ها چند سطر خوندم فهمیدم کصشعری بیش نیست . ننویس لطفا دیگه (sick)


    •   Cleverman1358
    • 1 ماه
      • 3

    • دیشب داستانو تا نصفه خوندم و نتونستم ادامه بدم . الان ادامشو خوندم .
      چقدر هم نظر دادین .
      در اینکه این سس یه نوع تجاوزه هیچ شی نیست چون سس بدون رضایت طرف مقابل تجاوز به حساب میاد چه برسه ه این حد از خشونت یا سادیسمی که مرده داره هم چاشنیش باشه .
      اما در مورد خود داستان دروغی بیش نیست . این خانم ه به اصطلاح راوی داستان هست اگر همچین بلایی سرش میومد افسردگی حاد میگرفت و نمیتونست این داستانو نوشته باشه . با داستان هم حال نردم و بیشتر حالم گرفته شد. فقط موندم اینهمه لایک را یا دادن ؟
      من خودم دیسلایک میکنم با افتخار


    •   hamedgay
    • 1 ماه
      • 2

    • زندگی چرت حال بهم استریتی.ووووییییع


    •   Scott12
    • 1 ماه
      • 3

    • سریع زنگ بزن به نزدیک ترین بیمارستان اعصاب و روان به محل سکونت خودتون. افراد دارای این بیماری غیر قابل کنترل هستند. خانم شما امنیت جانی نخواهید داشت درصورت پیشرفت بیماری.
      توصیه میکنم که تا انجام اینکاری که بهتون گفتم از هرگونه وسایل تیز و برنده دورش کنید. نترسید و تردید نداشته باشید. بعد دو هفته با صلاحدید پزشک مرخص خواهد شد و با دارو اخلاق ایشون متعادل میشه.


    •   numair
    • 1 ماه
      • 2


    • سگ تو روحت قفسه سینت خوب شد؟ (dash)



    •   زندگی+فانتزی
    • 1 ماه
      • 2


    • خدایا ادم کسخل شریک زندگی کسی نکن



    •   m...h...a...
    • 1 ماه
      • 2

    • طلاق بگیر راحت شو...در ضمن اینجا سایت سکسیه...کیر و کص و کون رو سانسور نکن...راحت بنویس..حالمو بد کردی...در ضمن اوایل داستانت خیلی خودستایی کردی زیاد حال نکردم..


    •   peymanjoooo
    • 1 ماه
      • 0

    • یه بی داغ داغ میخوام آیدیم تل هست


    •   abdolak2
    • 1 ماه
      • 2

    • کون ندادی اما بواسر داری
      بنظر دختری سختی رو پشت سر گذاشتی بخاطر حفظ بکارت و دختریت اختیار مدفوع را از دست دادی و هدیه کون دادن دوران مجردیت هم همون بواسیرته جوجو
      کم بده همیشه بده


    •   Mohamadzb
    • 1 ماه
      • 0

    • منم بیاربکنم


    •   Dr.sooba
    • 1 ماه
      • 1

    • ایشون دیونه هستن‌و باید بستری بشن.
      با وجود ترس زیادی که ازش داری ،احتمال زیاد بهش خیانت خواهی کرد تا قدرت یک زن رو بهش نشون بدی.
      نتونستم تا آخر بخونم .این شکنجه نامه رو


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو