داستان سکسی عکس سکسی انجمن ارسال داستان چت نظرسنجی کاربران
ورود ثبت‌نام

تجاوز شوهر عمه

1399/05/17

دوازده سالم بیشتر نبود. قد و قواره یه پسر معمولی دوازده ساله داشتم با پوستی سفید و کونی برجسته. تازه تو تنهایی خودم احساس شهوت میکردم و هردفعه تو حموم انقدر با شامپو جق میزدم تا به اوج لذت برسم. تو عمرم هیچوقت هیچ رابطه ای با کسی نداشتم، یه پسر معصوم معمولی بودم که تازه داشت چشمش رو به دنیا باز میشد که این معصومیت و از من گرفتن.
چون تک پسر بودم از بچگی همیشه خونه خاله، دایی، عمو و عمه میرفتم و خیلی وقت ها پنجشنبه و جمعه رو یا وقت هایی که از مدرسه تعطیل بودم و پیش اونها میگذروندم و با بچه های فامیل همبازی میشدم. این شوهر عمه ما، آدمی بود که همه به اسمش قسم میخوردن تو فامیل. یعنی اگه اسم فرشته میومد همه داد میزدن محمد. تنها چیزی هم که تو فکر من نمی گنجید این بود که این کسکش بچه باز باشه.
اون روز لعنتی خونه عمم بودم و داشتیم فیلم نگاه میکردیم. عمم اومد تو اتاق گفت داره میره خرید و کمک احتیاج داره. شوهر عمم به پسر عمم گفت برو مامانت و کمک کن. من خودم راغب نبودم برم، از یه طرف حال نداشتم از یه طرف برنامه تلویزیون جلبم کرده بود. از طرفی هم میدونستم جایی که دارن میرن خیلی دور نیست و زود میان. عمم دم در ایستاده بود که پسر عمم گفت پاشو بریم، منم گفتم تو برو بیا من فیلم میبینم. شوهر عمم گفت آره شما برید زود بیاید ما فیلم میبینیم. اون هم اسرار نکرد و رفت کفش پوشید و رفتن خرید.
به یک دقیقه نکشید که محمد اومد رو مبل بقل دست من نشست. تا اینجا من هنوز تو بهر فیلم بودم که یهو احساس کردم دستش داره رو کمر من بالای کونم بالا و پایین میره. ترسیدم و خودم و زدم به اون راه که دیدم انگشت هاش داره پیرهنم و بالا میزنه. تو این لحظه قلبم داشت عین کفتر میزد و صداش و میشنیدم. ترس تمام وجودم و ورداشته بود. نزاشتم بیشتر ادامه بده و بلند شدم برم کفشم و بپوشم که به عمم اینها برسم. از در اتاق مهمونی که پام و گذاشتم بیرون دستم و گرفت، برگشتم نگاهش کردم، گفت کجا میری؟ گفتم میرم با عمه اینها خرید. از یه طرف خودم ترسیده بودم از یه طرف قیافه محمد و که دیدم بیشتر ترسیدم. اصلا یه شکل دیگه شده بود، شهوت داشت از چشماش میریخت. دیگه با دیدن صورتش قفل کردم. دستم و گرفت کشید تو اتاق در اتاق مهمونی بست و گفت نترس یه کم بازی میکنیم. فهمیده بود خیلی ترسیدم ولی ولکن نبود. به خدا قسم دیگه به اینجا که رسید یه جور ترسیده بودم که فکردم اگه باهاش همکاری نکنم میکشتم. قیافش شبیه این قاتل ها شده بود یا آدم های مست و نعشه که هیچی حالیشون نیست. منم باهاش همکاری نکردم ولی دیگه از ترس قفل کرده بودم.
دستم و گرفت گذاشت رو کیرش گفت میدونی این چیه. من دستم و کشیدم، دوباره دستم و گرفت گذاشت رو کیرش گفت بازی کن. کیرش نصبت به سن من خیلی خیلی بزرگ بود. از رو شلوار دستم روش بود ولی از ترس تکون نمیدادم. دستش و آورد از رو شلوار کیر من و گرفت بازی بازی کردن گفت تا با این بازی نمیکنی؟ منم مات و مبهوت فقط نگاهش میکردم. دستش و کرد تو شلوارم شروع کرد بازی کردن یه کم سیخ شد، گفت دیدی چقد خوبه. حالا تو هم با مال من بازی کن تا بزرگ بشه. دوباره دستم و گرفت گذاشت رو شلوارش با دست خودش دست من و هدایت میکرد و گفت اینجوری. بعد ول کرد دست خودش و من یه کم بالا پایین کردم. خدا شاهد فقط از رو ترس بود نه هیچی دیگه. دو سوت کیرش شق کرد بعد شلوارش و کشید پایین، کیر نیمه شق ش از کله من بزرگتر بود. کسکش بهم گفت بخورش ولی هرکار کرد صورتم و نبردم طرفش. حس نجسی بهم میداد و خیلی زمخت بود و کله بزرگی داشت.
وقتی دید نمیخورم، از شونه هام برم گردوند و شلوارم و کشید پایین و نشوندم رو زمین، طوری که حالت داگی چسبیده بودم به مبل، سرم و خوابونده بود رو مبل، زانوهام رو زمین بود، گفت تکون نخور. دیدم دم کونم خیس شد بعد کیرشم خیس بود داشت میمالید روی چاک کونم. اون موقع عقلم به هیچی نمیرسید، بعدا فهمیدم آب دهنش بوده. یه کم مالید، بعد کرد لاپایی، یه کم تندش کرد گفتم الان تموم میشه. بعد کسکش گفت بخواب رو زمین. یه دونه کوسن رو مبل بود ورداشت گذاشت زیر شکمم خوابیدم رو زمین. بیشتر تف ریخت رو کونم بعد فشار داد رو سوراخم که داد زدم. چنان دادی زدم که خودش هم ترسید گفت نترس دیگه نمیکنم. بعد شروع کرد تلمبه زدن لای کونم که دیدم یه آب گرمی ریخت رو کونم. سرم و تکون دادم گفتم چی بود. گفت هیچی تکون نخور. رفت زود دستمال آورد پاک کرد. بعد هم پاشدم شلوارم و کشیدم بالا و یه گوشه نشستم که برگشت گفت به کسی نگی این یه راز و برات هرچی بخوایی میخرم. بهم قول پلی استیشن داد که اون موقع هرکسی نداشت، حتی واسه پسر خودش هم نخریده بود. من احمق هم باور کردم و خوشحال بودم که میخواد برام بخره. قیافش دوباره عادی شده بود و مهربون حرف میزد.
بعد که عمم اینها برگشتن پیششون بودم تا شام خوردیم و بابام اومد دنبالم و برگشتم خونه. از پلی استیشن که خبری نشد هیچ، دیگه هیچوقت تنها خونشون نرفتم. همیشه بعدش که تو جمع میدیدمش خیلی عادی خودش و نشون میداد انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. الان که من بیست و نه سالم، هنوز میبینمش و به روی خودم نمیارم، اونم همینطور. از نظر روحی خیلی روم تاثیر گذاشت. با اینکه دوست دختر داشتم و دارم ولی یه مدت بین نوزده تا بیست و یکی دو سالگی فکر میکردم از کیر خوشم میاد که واقعا اینطور نبود. این همش تاثیرات اون شب کثیف بود، میدونم که اگه به هرکی هم میگفتم فایده نداشت و کسی باور نمیکرد. آخرش خودم خراب میشدم. یه سری هم میخواستن بگن این کونی. متاسفانه فرهنگ غلطی که ما داریم و باهاش بزرگ میشیم. تازه چند سال که فهمیدم بهم تجاوز شده ولی چون همون یه بار بود دیگه وقتی هم بزرگ شدم نتونستم به کسی بگم. رابطم با پسر عمه و خود عمم خراب میشد که دوست نداشتم اینطور شه و آبروم تو فامیل بره.
دوستان بچه هاتون و خونه هیچکس نزارید، حتی خواهر برادر هاتون. به خدا امن نیست. بچه دختر و پسر نداره، بچه باید حتما پیش مادر و پدرش باشه. اینم اینجا من نوشتم که خودم و راحت کنم بعد تمام این سال ها و اینکه یاداوری کنم که بچه تون رو به کسی نسپرید.
به سلامت.

نوشته: نکیسا


👍 24
👎 5
30600 👁️
     

برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

906385
2020-08-07 01:17:15 +0430 +0430

پسربچه دوازده ساله یعنی کلاس پنجم دبستان و جق هم می زده!

فانتزی کون دادن به شوهر عمتونو نریزید دیگه تو شهوانی، شوهر عمه یه عمریه برایه ما حکم واحد اندازه گیریه کیری بودنه فیسه.


906386
2020-08-07 01:18:49 +0430 +0430

الان دقیقا چیکار کنیم ما
به تو فحش بدیم؟
به اون؟
به مسئولین؟
به کی؟

1 ❤️

906387
2020-08-07 01:20:20 +0430 +0430

بچه رو بخوای راضی کنی باید با دولش بازی کنی همینه دقیقا
پند اخلاقی داستان : تو بچگی خودتونو به سیبیل کلفتای فامیل نچسبونید اینا بچه خورن .

3 ❤️

906423
2020-08-07 02:05:53 +0430 +0430

دنیای گهیه میدونی؟!):

2 ❤️

906433
2020-08-07 02:17:28 +0430 +0430

نصبت؟ اسرار؟ مطمئنی 29 سالته؟ بهت میخوره دوم دبستان باشی!! به علاوه شما میگی این خاطره مال 12 سالگی است یعنی 17 سال پیش اینو دوستان جواب بدن: سگا و نینتندو رو میدونم ولی 17 سال پیش مگه پلی استیشن بوده؟؟

5 ❤️

906447
2020-08-07 02:31:08 +0430 +0430

۱۲ساله بودی جق احساسی میزدی ،عجب! در ضمن ۱۷ سال پیش پلی استیشن بود مگه؟چی بگم .

2 ❤️

906456
2020-08-07 02:40:57 +0430 +0430

تولهِ بی صاحب هر چی سرش بیاد کم هس…

5 ❤️

906458
2020-08-07 02:46:16 +0430 +0430

بنظرم این داستان واقعی بود.فقط تو دوازده سالگی ،عمو جانی هم به اوج لذت نمیرسیده چه برسه به تو.

1 ❤️

906511
2020-08-07 08:27:13 +0430 +0430

به نظر واقعی میومد . بدک نبود من لایک میدم

0 ❤️

906514
2020-08-07 08:36:48 +0430 +0430

الان چی دلت کیر میخواد یا نه راستشو بگو 😁

0 ❤️

906527
2020-08-07 09:39:28 +0430 +0430

لعنت به سوءاستفاده، لعنت به تجاوز، لعنت به شهوانی بخاطر بازنشر چنین مزخرفاتی!

0 ❤️

906534
2020-08-07 10:10:07 +0430 +0430

دهنت سرویس ۱۷سال پیش میکرو و سگا به زور گیر میومد پلی استیشن تو کونت بود
دیوث ۲۰ساله پلی استیشن ساخته شده تو ۱۷ سال پیش داشتی
دسته بیل تو کنن آدم دروغگو

0 ❤️

906539
2020-08-07 10:31:58 +0430 +0430

رفقا این که قطعا کستان نوشته ولی اولین پلی استیشن سال 1994 اومد که می‌شه 26 سال پیش .
17 سال قبل می‌شه 2003 که تو ایران هم پلی استیشن 1 بود و هم 2 اونم به وفور ، اونی که کم بود نینتندو گیم کیوب و اکس باکس بود.

https://en.m.wikipedia.org/wiki/PlayStation

1 ❤️

906544
2020-08-07 10:54:14 +0430 +0430

عمتینا رفتن خرید؟ شب رفتن خرید ک خاطره اون شب کثیف و یادت میاد؟

0 ❤️

906580
2020-08-07 16:20:04 +0430 +0430

مردم دنبال زیربغل مار میگردن تو داستان ها. آخه کسکشا این کی گفت من پلیستشن داشتم؟ گفته شوهر عمش خرش کرده که میخره، بعد نخریده. چرا همه زر زر میکنن. اصل ماجرا بوده که کونه داشته به باد میرفته که شانس آورده یه کم تنگ بوده نرفته تو. بعدش هم بله ایشون درست میفرمایند، هرکی سال ۲۰۰۳ پلیستشن نمیشناخته یا الان ۱۰ سالش یا ۷۰ سال. دهه شصت هفتادی ها خودشون میدونن که اون موقع چی بوده چی نبوده.

0 ❤️

906627
2020-08-08 00:02:36 +0430 +0430

کاملا با نتیجه داستانت موافقم،شیطان زیاده و موقعیت را نباید برای شیاطین ایجاد کرد

0 ❤️

906680
2020-08-08 02:01:10 +0430 +0430

الهیییی طفلک کونی 😁

0 ❤️

906761
2020-08-08 06:31:56 +0430 +0430

توصیه های ایمنی رو جدی بگیرید

0 ❤️







Top Bottom