تجاوز پدر

    سلام، داستان من زندگی و درد سالهای نوجوونی و جوونیه منه که شاید خیلیا گرفتارش بودن یا هستن و تو ایران فکری واسش نمیکنن. من بهراد ساکن مشهدم و الان ۳۵ سالمه و به دلیل همون مصائب امروز مشکلات زیادی دارمو و مجرد موندم.
    دوران کودکی سپری می‌شد و بابا میون بچه هاش به من توجه بیشتری داشت، و خوب اون زمان رسم بود حمومای بیرون بریم و با اونا باشیم. حدودای راهنمایی که بدنم حساس تر شده بود و خوب صورت و بدن جذابتری از بقیه هم سنام داشتم کم کم لمس بدنم توسط بابام شروع شد. خصوصا زمانایی که تنها میشدیم و من دراز میکشدیم تقریبا مطمئن بودم چند لحظه بعد سراغم میاد و کونمو لمس می‌کنه. مدتها همین لمس کون و رونام از روی لباس بود و خوب خودمم خوشم میمومد و گاهیم حس بد داشتم. تا اینکه تو حموم بعد شستن داداشم و فرستادن بیرونش به هوای شستن نهایی شورتمو پایین کشید و لمس و دیدن کون لختم شروع شد. اون لحظه فقط خمم کرد و منم خم موندمو و شروع به لمس و بوسیدن و لیسیدن سوراخم کرد. کاملا کرخت شده بودم و شاید نمی‌دونستم اون روزا که گرفتار چه درد بزرگ روحی برای همه عمرم دارم میشم. دیگه از اون روز توی خونه تا تنها میشدیم و من ظاهرا دراز می‌کشیدم که البته خودمم انگار با اینکارم میگفتم آمادم، سراغم میومد و شورتمو در میوورد و لمس شروع میشد و کیرشو که بزرگ بود لای کونم می‌مالید تا آبش میپاشید لای کونم. اما بازم ولم نمی‌کرد و کیر کوچیکمو میخورد و همه ابشو میمکید و البته بعدش از دهنش بیرون می‌ریخت. دیگه این داستان عادی شده بود و من تا دبیرستان و بعدشم دانشگاه اسیر شهوتش بودم و اونم اگرچه باهاش تلخی میکردم ول کن نبود. حالا که سنم بیشتر شده بود مجبورم میکرد کیرمو تو کونش فرو کنم و تلمبه بزنم تا ابمو توش بریزم و خودشم یا همون لحظه ابش میمومد یا لای کونم میزد تا آبش بیاد اما تو‌کونم نمی‌کرد.
    این رابطه خیلی منو به هم ریخته بود و کم کم نمیذاشتم و عصبانی تر میشدم. تا کم کم دیگه کاریم نداشت اما من دیگه برای همیشه مشکلاتم شروع شدن بود و در اون سن جوونی بیشترین حس جنسیم مفعول بودن بود. بعد دانشگاه رفتم سربازیو جای دیگه افتادم و خوب اونجا چون تنها بودم بیشتر حس مفعولی و نیازامو می‌دیدم. تا اینکه افسری از ارکان تو اتاق یا رکن با شوخیاش کونمو لمس میکرد و وقتی چراغ سبز منو دید، گفت دوس دارم باهام باشیو و چون بیرون خونه گرفته بود منو به رفتن به خونش بعد ساعت پادگان تشویق کرد.
    من تو اون خونه شدم مفعول و شایدم زنش، اوایل از کون دادن اگرچه خیلی دوس داشتم مبترسیدم اما کم کم رامم کرد و سوراخمو بعد چند روز باز و بازتر تا یه شب کیرشو که معمولی بود توم کرد و مفعولی من رسما شروع شد. حدود ۱ سال همخونش بودم و تقریبا هر روز زیرش بودم، و چون کمی مواد میکشید خوب طولانی منو میکرد. تا سربازیم تموم شد و برای کار رفتم تهران، اونجا به دلیل گرونی کرایه ها رفتم پیش دوست دوران مدرسم و همخونه اون شدم.
    علی رفیق قدیمی بود و باهاش اون زمان رابطه جنسی نداشتم اما از وقتی اومده بود تهران خیلی حشرتر شده بود و اونم همون روزای اول بهم فهموند که رایگان خونش هستم و باید کاری واسش بکنم.

    تا اینکه یه شب گیر داد مثل اون منم با شورت تو خونه باشم تا اون حس راحتی داشته باشه، میدونستم چی میخواد و راهیم نداشتم چون پول اجاره خونه نداشتم. به شرت شدم و کونمو سمتش کردمو و منتظر شدم، طولی نکشید که چسبید بهم و حرفشو زد و منم چون هم مشکل داشتم هم سابقه مفعولی با سکوتم قبول کردم. ۳ سال هم مفعول علی بودم و همه نوع منو کرد و حتی با بعضی دوستاش منو شریک شد.
    داستان زندگی من شاید زیاد سکسی نباشه اما امروز بعد از این همه سال از یک پسر که شاید زندگی نرمال میتونست داشته باشه، یک مفعول با کلی خاطرات تجاوز در بچگی و ... به جا گذاشته. امیدوارم هیچ پدری با فرزندش اینو انجام نده و عمر اونو نابود نکنه. ببخشید از نگارشم.


    نوشته: بهراد

  • 2

  • 17




  • نظرات:
    •   mmandanaa
    • 5 ماه
      • 2

    • نمی دونم چه جوریه که بعضی از پدر و مادرها نسبت به بچه هاشون اینجور احساساتی رو پیدا میکنن .. واقعا از درکش عاجزم


    •   sashaarian
    • 5 ماه
      • 3

    • چرا اینکار و باهات کرد ؟ چرا تو نتونستی وقتی بزرگ شی راه دیگه ای پیدا کنی ؟ و هزاران چرای دیگر :))


    •   Amo.GOjE
    • 5 ماه
      • 6

    • کدوم تجاوز تو که همش داشتی میدادی خوشتم میومد :/
      حالا بگذریم از داستان کسشرش یک پدر حتی اگه گی باشه یا پدوفیلیا داشته باشه همچین کاری نمی کنه ( ممکنه سر راهی باشی یا به فرزندی قبول کرده باشنت نمیدونم )
      و در آخر سکس بدون کاندوم حتی اگه خیلی نزدیک باشید مثل پدر پسر ایشون خطرناکه باعث بروز بیماری های مختلف که از جدی تریناشون میتونیم به ایدز اچ آی وی اشاره کنیم.


    •   hese behtar
    • 5 ماه
      • 0

    • کس نگو


    •   loverider
    • 5 ماه
      • 0

    • من که تا حالا اصلا همچین چیزی نشنیده بودم مگه میشه ادم بچشو بکنه


    •   teen...wolf
    • 5 ماه
      • 2

    • اولا این مزخرفاتو باب نکنید دوما آدم قحط بود باهاش توهم کونی بودن بزنی؟ میمیرید کس نگید؟


    •   royaei
    • 5 ماه
      • 1

    • عجب ؛ چی بگم ؛ سخته باورش ؛ ...


    •   Javane.jahel
    • 5 ماه
      • 4

    • من باباتم. هر روز از زیر یکی کشیدمت بیرون حالا همه چی رو میندازی گردن من؟ بچه کونی!


    •   Emperatoorxxx
    • 5 ماه
      • 2

    • دو دقیقه نده ببینم چی نوشتی خرچنگ


    •   king.artoor
    • 5 ماه
      • 1

    • اینجاست ک تتلو بنده خدا درست میگه:میمیری کس نگی؟


    •   Magic_cock4
    • 5 ماه
      • 2

    • من نمیدونم این داستان واقعی بود یا تخیل ولی باور کنید چنین مسائلی خیلی زیاده فقط چون به خاطر ترس از آبرو و آموزش ندادن در مدارس آشکار نمیشه و اگر هم بشه در چنین سایتهایی بازگو میکنن. سکس با محارم مثل پدر با دختر پسر با مادر و خواهر و برادر بسیار زیاده ولی کسی به زبون نمیاره.


    •   nilajooni
    • 5 ماه
      • 2

    • :|
      :|
      :|


    •   Kirtodonya
    • 5 ماه
      • 2

    • از تجاوز باباها رو دخترانشون کشیدی بیرون رفتی تو فاز کردن پسراشون?


    •   Kirtodonya
    • 5 ماه
      • 1

    • از تجاوز باباها رو دخترانشون کشیدی بیرون رفتی تو فاز کردن پسراشون?


    •   پرسفون
    • 5 ماه
      • 1

    • واقعا متاسفم
      تجاوز برای پسرها بسیار دردناک تر و اصف بارتره‌...


    •   Farzin32
    • 5 ماه
      • 0

    • نظر شما چیه؟چرت و پرت بود


    •   Poorya.bm
    • 5 ماه
      • 0

    • گوه نخور زن نداشته بابات بیاد توی کون زاده رو بکنه؟


    •   Kooonetopoli
    • 5 ماه
      • 0

    • دوست عزیز وقتی خودت بقول خودت چراغ سبز نشون میدی...دیگه اسمش تجاوز نیست.
      داستانت خیلی چرت بود خدایی.


    •   ماساژرجهنم
    • 5 ماه
      • 0

    • بابا بکش پایین سیخ داغ بکن تو کونت..
      کم چرت بگو....
      مادرو خواهروعمه وخاله وداداش کم بود..
      پدرم اوردین تو داستاناتون..
      دقیقا دلیل خلق تو چی بوده نمیدونم....


    •   شب_گرد_تنها
    • 5 ماه
      • 0

    • خودتو پدرت کونی هستین خبر ندارین بیشتر میخورد مینوشتی تجاوز به بابام (dash) (dash)


    •   شاهی12020
    • 5 ماه
      • 0

    • معمولا کسانی که از تجاوز محرام رنج میبرند مشکل برقراری رابطه جنسی دارند نه اینکه یک فاحشه بشوند پسر جون تو یه کونی هستی و حالا تصمیم گرفتی گناه کونی بودن خودت را به گردن بابات بندازی


    •   amirmiserable
    • 5 ماه
      • 0

    • بعید نیست چنین چیزی
      منم بابام وقتی حموم میبرد منو بخاطر خوشگل بودنم هوس میکرد گاهی انگولکم میکرد
      به دولم میزد
      من خییییلی بدم میومد
      و خسه بسیار بدی پیدا میکردم
      به مامانم گفت مامان من دیگه با بابا نمیرم حموم
      باهام کارای بد میکنه.
      جواب مامانم یادم نیست
      ولی حرف خودم یادمه
      خلاصه دیگه بابام هر موقع میگفت پسرم بیا بریم حموم بشورمت
      مامانم میگفت دیروز بردمش تو اداره بودی
      حالا یه هفته ست حموم نرفتما.خخخ
      خلاصه میتونی به مامانت بگی
      اون نمیذاشت دیکه اینکارو باهات بکنه.
      فک کنمم بابامم وقتی دید پسر همسایه داره منو میکنه این حسو پیدا کرده بود بهم.
      بگذریم چقد اونو کتک زد
      راستی حالا اون بابات بود تو کامنت ها نوشته بود من باباتم؟؟؟؟


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو