تجربه ای متفاوت

    حیفم اومد تجربه متفاوتی که داشته م رو به اشتراک نذارم. ۲۳ ‌ساله هستم و با سن کمم سکس زیادی داشته م. با اپلیکیشن های دوستیابی هر از گاهی یه دوست بات (یا ورس) پیدا می کردم و مدتی باهاش در رابطه بودم و این طوری نیاز جنسی مو ارضا می کردم، تا اینکه... تا اینکه یه روز که اپلیکیشن رو باز کردم یه نفر از شیراز پیام داد و پرسید که تاپ هستی؟ منم گفتم اره و بعد قواعد کارشو گفت... قواعدش چی بود؟ اینکه چند نفر تاپ توی یه شهر دیگه پیدا می کرد تا ساپورت مالی ش کنن و بعد می رفت شهرشون و باهاشون گروپ سکس می کرد. عکس شو فرستاد و دیدم خوب چیزی هست، یعنی محشر بود. من خودم که مایل نبودم اصلا ساپورت مالی کنم، اما به چن تا از گی های دور و برم پیام دادم و موضوع رو گفتم و عکسشو فرستادم استقبال کردند. چرا؟ چون توی این شهر خرابشده قحطی بات هست و تقریبا همه تاپ هستن.
    خلاصه هفت نفری حاضر شد ساپورت مالی کنه و پیام دادیم به اون پسر شیرازیه و اونم اون موقع تهران بود، کمی از پول رو فرستادیم بهش و بلند شد اومد شهرمون و بالاخره اون روز موعود فرا رسید.
    اون زود تر رسیده بود به شهرمون و رفته بود خونه یکی از بچه ها ، اما قرارمون این بود که سکس رو ساعت ۷ شب شروع کنیم تا همه بتونن بیان.
    از صاحب خونه آدرس خونه شو گرفتم و حدود ساعت شش و نیم رسیدم خونه شون و در رو زدم و وارد شدم، صاحب خونه یه گی سن بالا و تاپ بود که اکثر موهای سرش ریخته بود به خاطر همین من به جای اسمش در داستان «سرتاس» می نویسم. با صاحب خونه دست دادم و بعد با اون پسر خوشگله شیرازی، که خودش خوشگل تر از عکسش هم بود و اندام عالی ای داشت دست دادم که اون موقع دست دادن سرشو آورد جلو برای روبوسی و به جای گونه از لب هام بوسید. همین خوشامدگویی گرم کافی بود که اژدهای داخل شورتم بیدار شه.
    از اینجا به بعد به جای پسر شیرازی، «کونکاووس» میگم.
    توی خونه فقط ما سه تا بودیم و هنوز بقیه نیومده بودن، نشستیم و تقریبا در سکوت به این ور اون ور نگاه می کردیم که در زده شد و یکی دیگه اومد یه پسر حدود سی ساله خوش اندام بدنساز با کمی ریش که من در داستان اسمشو به خاطر سینه و شونه های درشتش «یلان سینه» گذاشته م. از رو مبل بلند شدم و باهاش دست دادم، اما کونکاووس همراه با دست بوسش هم کرد، باز اژدها که خوابش برده بود با این حرکت یه تکونی خورد.
    به ساعت هفت چیزی نمونده بود که کونکاووس گفت میره حمام، تا موقع اومدن همه حاضر باشه و ما هم نشستیم و بقیه نفرا به ترتیبی که می گم اومدن، اول یه پسر کُرد که خوشتیپ بود و چشم های سیاه و خیلی خوشگلی داشت، به اسم «سیاچَش» اومد. بعد یه پسر قد بلند با استخونای درشت، به اسم «سرو سهی» اومد. بعد یه مرد حدود سی و پنج سال که کیر خیلی گنده ای داشت اومد، که من اسمشو گذاشتم «رویین کیر» و در آخر یک پسر بیست و شش خوشتیپ و خوشگل که لب های خیلی خوشگلی برای بوس کردن داشت، به نام «اشکبوس» اومد.
    همگی روی مبل ها نشسته بودیم و چندان حرف نمی زدیم و منتظر بودیم سکس شروع شه. تا این که کونکاووس اومد و با همه احوالپرسی کرد و اون هم نشست، بعد از کمی نشستن، آخرش یلان سینه گفت: چرا غریبگی می کنید، راحت باشید. بعد بلند شد و خم شد و از کونکاووس لب گرفت و اون رو هم از رو مبل بلند کرد. ما هم همگی تماشا شون می کردیم همچنان و کم کم دست هر کی می رفت روی کیرش که بلند شده بود. کونکاووس هم در حال لب دستشو انداخته بود از رو شلوار کیر یلان سینه رو لمس میکرد. یه کم دیگه کونکاووس ایستاد و رو به ما گفت: پس منتظر چی هستید لباساتونو در بیارید، هر کی زودتر در بیاره جایزه داره. بلند شدم و سریع پیرهنمو از تنم کندم و کمر شلوارمو باز کردم که دیدم سرتاس، همون صاحبخونه که لباس راحتی تنش بود گفت: من برنده شدم، جایزه! کونکاووس بهش گفت جایزه ت اینه که لباس های منو در بیاری و سرتاس از پشت اول شلوار و بعد تیشرت کونکاووس رو در آورد. بعد کونکاووس گفت: کی میخواد برا من ساک بزنه؟ قبل اینکه جایزه رو بگه من گفتم: من! و کونکاووس به پشت دراز کشید روی مبل و من رفتم خم شدم رو کیرش و کیر نرم و کوچیکشو انداختم دهنم، از این ور سرتاس اومد و‌ از کنار من شروع کرد به لیسیدن سوراخ کونش و انگولک کردنش.‌ در همین حین کونکاووس آه و اوه می کرد. یلان سینه هم اون ور داشت لباساشو در می آورد و بقیه هر کی یه طرف برای خودش جق میزد که کونکاووس نگاهی به رویین کیر کرد و دستشو دراز کرد به طرف کیرش. اون هم اومد جلو کیرشو کرد دهن کونکاووس. کم کم یخ بچه ها باز میشد و از اون طرف مبل هم سیاچش اومد و کیرشو داد دست کونکاووس. بعدش اشکبوس اومد و از بین اون دو تا کیر دهن کونکاووس رو آورد بیرون و شروع کرد با لب های قشنگش ازش لب های آبدار گرفت و بعد گردن و سینه و پستون هاشو خورد و در همین حین نگاهش به من که کیر کونکاووس دهنم بود افتاد و برای چند ثانیه همدیگه رو نگاه کردیم. بعد یلان سینه اومد و بازوی منو گرفت و یه لب کوتاه از من گرفت و‌ دستشو دور کیر کونکاووس حلقه کرد و شروع کرد براش ساک زد و کمی بعد سرتاس رو که سه انگشتش توی کون کونکاووس بود رو آروم کنار کشید و روبروی کون کونکاووس مستقر شد. یلان سینه با دست کیرشو گرفت و کمی به سوراخ کونکاووس مالید و بعد آروم هل داد داخلش. من و سرتاس هم ایستادیم کنار تا نوبتمون برسه. اشکبوس که همه سینه کونکاووس رو خورده بود بلند شد و یه پاشو انداخت اون ور سینه کونکاووس و نشست روی سینه ش و کیرشو انداخت دهن کونکاووس. سیاچش و رویین کیر هم اون نزدیکی ها جق می زدند. بعد از مدتی اشکبوس کیرشو از دهن کونکاووس بیرون اورد و روی شکمش دراز کشید طوری که کیرهاشونو به هم میمالیدن و از هم لب می گرفتن. این ور هم یلان سینه با سرعت ثابتی تلنبه می زد و حالا جلو چشمش کون اشکبوس هم ظاهر شده بود. یلان سینه کیرشو از کون کونکاووس بیرون آورد و کمی به کون اشکبوس مالید. اما اشکبوس فورا جاخالی داد و بعد از روی سینه کونکاووس پیاده شد.
    سرتاس که دید یلان سینه کیرشو در آورده فوری رفت و اون رو کنار زد و کیرشو کرد داخل کون کونکاووس. منم رفتم سمت دهن کونکاووس و گفتم جایزه ساک زدنمو میخام و اون لب های خیسشو دور کیرم چسبوند و برام ساک و جق زد. با دستم سرشو گرفته بودم تا به این زودی ها ولم نکنه و تا این که سرو سهی اومد جلو و گفت آقا منو هم بازی بدید و من کیرمو در آوردم و اون هل داد تو. سکس گروهی یه ایرادی که داشت این بود که باید نوبتی حال می کردیم و این خیلی ضدحال بود. یه نگاه به اون ور انداختم دیدم اشکبوس برا خودش یه سیگار روشن کرده و گذاشته روی لب خوشگلش، دلم هوس سیگار کرد و رفتم برای این که بی منت ازش بگیرم، با دو دستم دستاشو گرفتم و کمی بهش لب دادم و بعد یواش از دستش سیگارو گرفتم اونم راحت داد و همچنان میل داشت به لب گرفتن ادامه بده. معلوم بود که اون هم از سکس نوبتی حوصله ش سر رفته. من برای اینکه دهنم مشغول نباشه و بتونم سیگارو بکشم سرشو هدایت کردم به طرف گردنم. اونم گردنمو خورد و کم کم به طرف سینه و شکم و بعد خیسی دهنش خورد به کیرم و بعله، دیدم داره با لبای خوشگلش برام ساک میزنه. کمی ساک زد تا سیگار تموم شد و انداختمش توی زیرسیگاری و اشکبوس بلند شد و باز لب رفتیم و بعد نشست رو مبل و سر منو هدایت کرد به طرف پایین و حالا نوبت من بود براش ساک بزنم. رو زانو نشسته بودم زمین و سرمو عقب جلو می کردم روی کیرش و داشتم به صورت خوشگلش نگاه میکردم، تا اینکه... تا اینکه یه خیسی روی سوراخ کونم احساس کردم و برگشتم دیدم یلان سینه داره برام لیس می زنه و بعد با یه دستش هم با کیرم بازی می کرد. منم خوشم اومد و گذاشتم ادامه بده و بعد یکی از انگشتاشو توی سوراخ عقب جلو می کرد و برام ماساژ پروستات میداد. خیلی حال داشت و منم همچنان ساک می زدم و اون ور هم کونکاووس و چهار تا دیگه از بچه ها داشتن سکس می کردند. بعد یلان سینه بلند شد و من یهو یه دردی رو در کونم حس کردم و به همین خاطر بلد شدم. اما اشکبوس سر منو گرفت و لبمو بوسید و گفت: نترس نمیذارم دردت بیاره، لذت میبری. یلان سینه هم یه سیگار روشن کرد و داد بهم و گفت: تا تو اینو بکشی تمومه، درد نداره فقط باید شل ش کنی. منم که تا حالا کون نداده بودم سیگارو گرفتم و گفتم: باشه و شل کردم و اون آروم هل داد تو و شروع کرد تلنبه زدن و من هم حال می کردم و هم نفس کم میاوردم و از کل سیگار فقط دو پوک زدم و تا سیگار تموم شه دستاشو گذاشته بود رو کمرمو قشنگ میکرد. تا این که اشکبوس گفت: آقا سیگار تموم شد نوبت منه. نگاه کردم و دیدم حواسم نبوده و سیگار تموم شده. یلان سینه گفت: از بس حال کرده که نمی گه سیگارو تموم کرده! یلان سینه یه سیگار روشن کرد و نشست بکشه و اشکبوس بلند شد و به من گفت بخابم جای اون و منم رو مبل دراز کشیدم و اون پاهامو بلند کرد و گذاشت رو شونه شو کیرشو هل داد داخل چشم در چشم همدیگه رو نگاه میکردیم که ناگهان دیدم رویین کیر، کیرشو گرفته جلوی دهنم. گفتم این طوری نمیشه کیرتو از کون کونکاووس بیرون آوردی اول باید بشوریش. اونم رفت یه قابلمه اب آورد و کیرشو داخلش شست و به من گفت: حله؟ منم گفتم آره و در حالیکه قطره های آب از کیرش می چکید کیرشو گذاشت دهنم و مثل این می موند که یه لیوان آب خورده باشم. براش ساک زدم و بعد سیاچش کیرشو آورد جلوم. من خواستم در برم، گفتم دیگه نوبت منه که کونکاووس رو بکنم و خواستم بلند شم که رویین کیر گفت بخواب سر جات اونو میارم اینجا. رفت و اونو آورد و کونکاووس نشست روی کیرم و اشکبوس کشید کنار و رویین کیر صاحب کونم شد. اون منو می کرد و من کونکاووس رو. دستم رو بردم و سر کونکاووس رو خم کردم و ازش لب گرفتم و کلی لب رفتیم و بعد دیدم سیچش کیرشو اورد و کونکاووس و من هم کیر اونو می خوردیم و هم لب می گرفتیم.
    تا اینکه یلان سینه اومد و از بازوی کونکاووس گرفت و گفت آقا بلند شو بیا حوصله مون سر رفت. رفت و دراز کشید روی مبل و کونکاووس نشست روی کیرش و بعد اشکبوس هم از پشت کیرشو کرد داخل کون کونکاووس. دو تا کیر توی یه سوراخ، سرتاس هم رفت رو مبل و کیرشو داد دهن کونکاووس. منم که روی این یکی مبل دراز کشیده بودم و کیر بزرگ و عضلانی رویین کیر توی کونم بود و کیر سرو سهی توی دهنم و سیاچش برام ساک میزد و با کیرم بازی می کرد. یه کم همین پوزیشن سکس کردیم و بعد من با آه و اوه کیر سرو سهی رو پس زدم و گفتم کم مونده آبم بیاد. سیاچش سرشو آورد عقب و با دستش جق زد تا آبم اومد و پاشید تا گردن و صورتم. سیاچش تمام سینه و شکمم رو لیسید و آبمو جمع کرد دهنش و آورد ازم لب گرفت و ریخت دهنم. من هم حشری بودم و خوردم. هر چند آبم اومده بود اما هنوز ارضا نشده بودم و میخواستم به سکس ادامه بدم. یه کم بعدتر، رویین کیر آه و آه کرد و کیرشو از کونم در آورد و آبشو پاشید روی کیر و شکمم، سرو سهی هم جلوی صورتم جق زد و آبشو پاشید روی صورتم و بعد سیاچش رفته بود اون یکی طرف و من تنها مونده بودم که اشکبوس اومد و گفت: تو مال خودمی دراز بکش رو زمین میخوام بخوابم روت. دراز کسیدم و از پشت خوابید روم و به سرعت تلنبه می زد. دهنشو آورد سمت گوشم و گشم رو با دندونش گرفت و سرمو بلند کرد و گفت تو مال خودمی، فقط من می کنمت دیگه نمیذارم به کسی بدی، آبمو نگه داشتم واسه تو، تو مال خودمی، بعد بلند تر گفت: فهمیدی چی می گم؟ گفتم: آره. گفت: چی می گم؟ گفتم: من مال تو ام گفت: آفرین. گوشم و گردنم رو بوسی و به تلنبه زدن ادامه داد و بعد با آه و ناله گفت: آبم داره میاد و در حالیکه آبش میومد کیرشو در آورد و سوراخ کونم و تخم هام کلا خیس آب شد و بعد باز به گوشم گفت تو مال خودمی و بلند شد رفت و من همچنان روی زمین ول موندم و دستهامو آوردم گذاشتم زیر چونه مو چشمامو بستم. داشتم اتفاقات رو تو ذهنم مرور می کردم که دیدم با یه سیلی یواش یه نفر زد رو‌ کونم. چشمم رو باز کردم و دیدم یلان سینه است. گفت: دوست تاپ مون امروز خیس خیس شد. از تجربه ای که نصیبت کردم حال کردی؟ بلند شو، بلند شو یه سیگار بکشیم و بعد بریم حموم. رفتیم حموم و اومدیم بیرون قرار بود کمی دیگه استراحت کنیم بعد از یکی دو ساعت یه سکس گروهی دیگه شروع کنیم. سرمو خشک می کردم که اشکبوس رو دیدم و بهش گفتم ما باید حرف بزنیم و کشوندمش اتاق و ... اگر مایل بودید ادامه اتفاقات رو می نویسم براتون.


    نوشته: احسان

  • 4

  • 13




  • نظرات:
    •   ashkanlovekarajj
    • 11 ماه،3 هفته
      • 1

    • كيرم تو اسم گذاريت تا نفر شيشم بيشتر نخوندم اسم خودتم ميزاشتي تشنه كير كس مغز مجلوق


    •   hotboy13xx
    • 11 ماه،3 هفته
      • 1

    • کیر اشکبوس و رستم و افراسیاب و رخش و کاوه اهنگر و ارش کمانگیر و سهراب انتظاری(بازیکن سابق پرسپولیس) توی کیونت


    •   Parniyan.queen
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • نظرا رو خوندم بدون اینکه بخونم دیسلایکمو زدم
      اودافظ


    •   ممل+دوطرفه
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • تخیلی بود ولی از اسمش معلومه داستان دیگه یعنی تخیل

      در کل خوشم اومد عالی بود بنویس بنویس بنویس ادامه بده عزیزم دمتم گرمممممم


    •   blue_king
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • نظر شما چیه؟به نظرم به حرفای بقیه توجه نکن و به داستانت ادامه بده حتی اگه به خاطر منم که شده منظورم از من کسیه ک داستانتو خونده و به نظرم جالب بود?


    •   samsepg
    • 11 ماه،3 هفته
      • 3

    • سکس بدون کاندوم و ریختن آب توی سوراخ، خطر انتقال ویروس اچ آی وی/ایدز رو بالا می بره! سکس دو نفره و گروهی هم نداره، رفتار پرخطر، اسمش روشه، خطر!!!


      اینا که فانتزیه واسه خودارضایی هاتون یا تحریک شدن تون قبل سکس!! اما توی دنیای واقعی و سکس هاتون، بخاطر چند دقیقه لذت، با سرنوشت خودتون و اونی که باهاش سکس می کنید بازی نکنید و همیشه احتیاط کنید تا بتونید یه عمر لذت ببرید.


    •   wwanton
    • 11 ماه،3 هفته
      • 1

    • ی لحظه شاهنامه اومد جلو چشام
      هفت کون عظمی


    •   sinema
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • بقیه تاپ های شهرتونم اینجوری تاپن؟


    •   پژمان.پرمو
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • خوب بود بازم بنویس....


    •   foot.fetisher
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • باحال بود ادامه بده


    •   ایرانفایر
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • چه فعل و انفعالاتی تو مغزت رخ داده که این کسشرا رو تایپ کردی


    •   blue_king
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • جالب بود فقط من دو سه بار وسط داستان رفتم بالا ببینم مثلا اشکبوس سیا چشو نمیدونم کی کین?تو اونجا


    •   oscar_kir_kaj
    • 11 ماه،3 هفته
      • 0

    • عمو کاندومی تو نافت


    •   Khale.Fati
    • 11 ماه،2 هفته
      • 0

    • چقد پیچونده بودی خاله


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو