تجربه نفر سوم بودن

1400/10/24

اولها که شهوانی رو میخوندم، سکس MFM برایم خیلی چیز چرتی بود ولی بعد از مدتی کم کم نظرم عوض شد و خوندن داستانهاش برایم جالب شد. این بود که یه پست تو گروه سکس گروهی انجمن گذاشتم و بعد از یکی دو روز تعدادی پیام دریافت کردم. با توجه به اینکه هنوز تجربه ای در این مورد نداشتم و ازطرفی نوع واکنش پارتنر مرد اون زوج نگرانم میکرد، خیلی با وسواس پیامها رو بررسی میکردم. تعدادیشون تهران نبودن، تعدادیشون رو از نوع برخورد و کلاسشون و… خوشم نیومد و تعدادیشون هم البته از من خوششون نیومد و …
یکی از پیامها ازم اطلاعات بیشتری خواسته بود و وقتی فرستادیم آیدی تلگرام رد و بدل کردیم و متوجه شدم خانم 36 ساله و آقا همسن خود من و 42 ساله بود. کمی با خانم که خوزستانی و اسمشون مینا و پویا -اسمها واقعی نیست- صحبت کردم و وقتی از مینا پرسیدم همسرت مشکلی با این ماجرا نداره؟ گفت چندسال پیش که تهران زندگی نمیکردیم، تجربه داشتیم ولی پارتنر همیشگیمون رفت کانادا و حالا بعد از چند سال میخواهیم دوباره تجربه کنیم. از من در مورد سایزم پرسید که گفتم سایز عجیب غریبی ندارم - 15 یا 16 سانت- ولی هم دیر آبم میاد و هم سکس رو خوب بلدم و قول میدم لذذذت ببری. مبلغی رو هم به عنوان هدیه مطرح کرد که منطقی بود و پذیرفتم.
خلاصه قرار شد فرداش بچه شون رو بزارن پیش خواهر مینا و آخر شب بیان خونه من. از یک طرف بسیار حشری بودم و از طرفی چون اولین بار بود قرار بود نفر سوم بشم به شدت نگران بودم. تو چتها ازشون عکس خواسته بودم ولی نداده بود و من سعی میکردم با چیزهایی که از خودشون گفته بودن تصویری ذهنی برای خودم بسازم. براشون آدرس فرستادم و اومدن.
وقتی اومدن تو آپارتمان و مانتو و ماسک رو درآورد دیدم با کون افتادم تو عسل! یه دختر چشم و ابرو و موهای بلند مشکی، چشمهای درشت، اندام توپر. قد 175، وزن 70 و سینه هایی که خودش گفت 80 و بسیار خونگرم. شوهرش هم خیلی مودب و اجتماعی بود.
اومدن نشستن و چایی آوردم و کمی گپ زدیم و شوهرش گفت که همسر من هم میل جنسی خیلی بالایی داره و هم سخت ارضا میشه و چون خیلی دوستش دارم و میدونم لذت میبره دلم میخواد که این لذت رو ازش دریغ نکنم. چایی رو که خوردیم گفت یه چند دقیقه میریم تو اتاق بعد صدات میکنم. رفتن تو اتاق و در رو هم بستن ومن هم داغی ناشی از حشری شدنم رو حس میکردم. بعد که صدا کردن رفتم تو. دیدم مینا وسط تخت دونفره نشسته و یه ساپورت مشکی پوشیده با یک تاپ بندی مشکی که بخش زیادی از سینه های سفیدش هم از تاپ اومده بیرون و پویا هم با یک شورت کنارش بود. با دیمر نور اتاق رو خیلی کم کردم ولباسهام رو درآوردم و با یه شورت رفتم روی تخت طرف دیگه مینا. با لبخند رضایت مینا و پویا دستم رو بردم و مینا رو تو آغوشم کشیدم و ازش پرسیدم مشکلی با بوسیدن و لب نداری؟ با چشمهای خمار گفت غیر از خوردن آب، مشکلی با هیچی ندارم عزیزم.
شروع به بوسیدنش کردم و همزمان دستهای من و پویا بدن سفید و داغش رو نوازش میکرد. کمی که با چشمهای نیمه باز همدیگه رو بوسیدیم، کمکش کردم که تاپ و سوتینش رو درآورد و همونجور که میبوسیدمش سینه هاش رو میمالیدم و مینا هم دستش رو کرد تو شورتم و کیرم رو شروع کردن مالیدن و نوازش کردن بیضه هام. رفتم پایین تر و شروع به خوردن سینه سمت خودم کردم و پویا هم سینه سمت خودش رو میخورد و مینا انگشت وسطم رو میمکید. کم کم کمکش کردم تا شلوار و شرتش رو درآورد و وقتی خواستم برم کسش رو بخورم دیدم گفت نه. فکر کردم دوست نداره ولی دیدم که خودش خوابید و من رو به فرم 69 کشید روی خودش. من عاشق اینم که برام ساک بزنن و الحق و والانصاف مینا تو این کار استاد تمام بود. یک ساک پرتف و عمیق که وسطهاش بیضه هام رو هم لیس میزد و من هم سعی میکردم با مکیدن کلیتوریسش و فرو کردن زبونم تو کس صورتیش براش جبران کنم. کمی که گذشت دیدم با این قدرتی که برام ساک میزنه زود آبم رو میاره. بلند شدم و یه بار دیگه سر صبر لبهاش رو بوسیدم و همزمان کسش رو میمالیدم. اون هم دوباره مشغول نوازش کیر من و بیضه هام بود. پویا هم سعی میکرد به سینه هاش برسه و سینه هاش رو میخورد.
کمی که گذشت بهش گفتم میای روم و با لبخند گفت چی از این بهتر! اومد نشست رو کیرم و یه کم کیرم رو به کسش مالیدم و بعد خودش گذاشتش تو کس داغ و انصافا تنگش. دستهاش رو روی سینه های من حائل کرده بود و بالا و پایین و عقب و جلو میرفت. تماشای چشمهای خمار، بدن سفید و سیه های درشتش که به شدت تکون میخورد لذتم رو مضاعف میکرد. پویا هم اومد کنارش و شروع کرد بوسیدنش. یه کم که گذشت مینا بلند شد و برعکس و پشت به من نشست و همینجور که بالا و پایین میرفت دستش رو کرد تو شورت پویا و کیرش رو درآورد و شروع کرد ساک زدن برای پویا. کیر پویا از مال من کلفت تر ولی کوتاه تر بود.
دستهام رو پهلوهاش بود که مثل تن خودم خیس عرق شده بود و باهاش بالا و پایین میرفت. تو اوج آسمون بودم و صدای هر سه تامون در اومده بود و گرما و تنگی کس مینا منتهی لذت رو بهم میداد. یه کم که گذشت گفت “خسته شدم و پوزیشن رو عوض کنیم. تو آبت نیومد؟” گفتم نه. کار داره تا بیاد. بلند گفت جوووووون!
البته که اگر با اون وضعیت ادامه میداد احتمالا خیلی زود تا قطره آخرش رو میکشید!
رفتیم تو پوزیشن میشنری و پاهاش رو باز کرد و شروع کردم به تلمبه زدن تو کس داغ و تنگش که حالا حسااابی هم خیس شده بود. برام جالب بود که در عین اینکه به شدت آبش اومده بود و فریاد میزد ولی ارگاسم نمیشد. کمی که گذشت گفتم داگی دوست داری؟ گفت خیلی! شروع کردم به داگی کردنش و موهای بلندش رو هم پشتش نوازش میکردم که دیدم گفت جایزه اینکه خوب میکنی اینه که از کونم هم اجازه داری لذت ببری! خودم خیلی علاقه ای به آنال ندارم و به نظرم لذت کردن کس اگر طرفت پایه باشه از کون بیشتره ولی نمیشد از جایزه گذشت!
پویا هم رفت سر کیفش و یه ژل آورد و شروع کردم انگشت کردنش به کمک ژل. تا اینکه خیلی طول نکشید که احساس کردم اندازه کافی باز شده. کیرم رو گذاشتم روی سوراخ کونش و آروم آروم دادمش تو. کمی که تلمبه زدم گفتم پایه یه هیجان هستی؟ گفت پایه همه هیجانها هستم.
گفتم همزمان به من و پویا بده. با خنده قبول کرد و گفت تو که کیرت نازکتره از کون بکن و پویا از کس.
من خوابیدم به پشت و مینا با کونش پشت به من نشست روی کیرم و پویا کیرم رو گرفت و خیلی آروم گذاشتش روی کون مینا و دادش تو. مینا هم کمی خودش رو به عقب خم کرد تا کسش تو وضعیتی باشه که پویا بتونه بکنه توش. من هم از فرصت استفاده کردم و کمی خودم رو کشدم سمت بالای تخت که کمی حالت نشسته بگیرم و مینا وقتی میاد عقب بیشتر بهم نزدیک بشه. صحنه بی نظیری بود. صدای هر سه تامون دراومده بود و سینه های مینا رو گرفته بودم و اونهم آروم روی من بالا و پایین میرفت و تک تک سلولهای کیرم داشت از تنگی کونش که حالا به خاطر زاویه اش تنگتر هم شده بود لذذذذت میبرد. همزمان پویا از جلو میکرد تو کسش. مینا که حالا با تمام توان فریاد میزد با یک جیغ خیلی بلند ارضا شد و پشت سرش هم پویا آبش رو ریخت روی شکمش ولی هنوز من کار داشتم.
خودش گفت من که دیگه نا ندارم بیا برات بخورمش که شروع کرد به خوردن و ناگهان گفت پشیمون شدم انرژیم برگشت. حیفه از کیرت بگذرم!! خوابید کنارم و پاهاش رو باز کرد و اینبار پاهاش رو گذاشتم روی شونه هام. پویا هم کنارش داشت نوازشش میکرد. شروع کردم رگباری تلمبه زدن با سرعتی که خودم هم باورم نمیشد. خیلی نگذشته بود که احساس کردم نه تنها آبم داره میاد که شیره وجودم از کیرم داره سرازیر میشه و با یه فریاد ارضا شدم و کنارش خوابیدم و عمیق بوسیدمش. خودش میگفت مدتها بود اینجوری ارضا نشده بود و احساس ریلکسی زیادی داره.
برای من که تجربه فوق العاده ای بود و یک بار دیگه هم تکرارش کردیم و مترصد دفعه بعدی هستیم.

نوشته: RezaAsian


👍 36
👎 7
38401 👁️


     
برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

853310
2022-01-14 01:24:53 +0330 +0330

کاری به موضوعش ندارم که درکش نمیکنم، ولی خوب تعریف کردی و خوب نوشتی.

3 ❤️

853311
2022-01-14 01:27:14 +0330 +0330

لایک. به نظر واقعی میاد. جزییات رو هم تقریبا خوب توصیف کردی. فقط آخرش رو یهو تموم کردی.

3 ❤️

853332
2022-01-14 01:59:41 +0330 +0330

عشق تقسیم کردنی جالب بود انسان عاشق عشقش اونم همسرش تقسیم نمیکنه من با دوست دخترم خیلی ام ام اف کردیم ولی اگر روزی ازدواج کنم حاضر به تقسیمش نخواهم بود

4 ❤️

853351
2022-01-14 03:09:33 +0330 +0330

سلام و عرض ادب اگه کسی دنبال نفر سوم میگرده بنده هستم

3 ❤️

853360
2022-01-14 03:50:53 +0330 +0330

تخیل پردازی و نگارشت خوب بود … و لی ردیف بندی کلمات و اتفاقها تابلو بود که فقط تخیله مغزته

2 ❤️

853367
2022-01-14 04:26:24 +0330 +0330

منم دوست دارم به زوجها واسه رابطه MFMسرویس بدم والبته لذتش رو باهم داشته باشیم
زوجهای مشهدی اولویت اولم هستن

0 ❤️

853386
2022-01-14 08:15:01 +0330 +0330

مردهای زیادی توی این سایت دارن خودشونو جر میدن تا با زوج سکس کنند اونوقت تو انتخبهای زیادی داشتی و بعضیهارو رد میکردی ؟از همینجا معلوم میشه از اول خالی بستی.

1 ❤️

853420
2022-01-14 12:37:15 +0330 +0330

نظری ندارم

0 ❤️

853459
2022-01-14 21:45:26 +0330 +0330

@آروین
امتحان کن و تو هم یک پیام تو انجمن بده و ادب و احترام رو توش رعایت کن. نتایجش شگفت زده‌ات میکنه

0 ❤️

853525
2022-01-15 04:02:05 +0330 +0330

واقعا دوس دارم بایه زوجه اینجوری پایه در ارتباط باشم . اگ واقعی بود نوشه جونت

1 ❤️

853584
2022-01-15 18:18:37 +0330 +0330

نوش جونت
انشالله باز هم قسمت من

1 ❤️

853606
2022-01-16 00:52:49 +0330 +0330

یه کم طولانی بود ولی خوب بود و جزییات رو دقیق نوشتی👍

1 ❤️

853666
2022-01-16 04:58:53 +0330 +0330

تو بیابون بودین دادوفریادمیزدین؟

1 ❤️

854915
2022-01-23 16:43:26 +0330 +0330

همه چیز طبیعی و واقعی بنظر میرسید تا اونجایی که گفتی با اینکه آبش بشدت اومده بود ولی ارضا نمیشد اونجا بود که شک کردم آیا واقعن تو عمرت کوس کردی؟؟؟

0 ❤️


نظرات جدید داستان‌ها