تردید

    چندسالی میشد که ازدواج کرده بودم .با ی دختر که ۶ سال از خودم بزرگتر بود .دوستش داشتم ! اما، اون متنفر بود ازم . پس از ازدواجمون که به زور و ضرب مادرش اتفاق افتاد ، مجبور شدیم تا پایان خدمت سربازی من، تو یکی از اتاقهای خونشون زندگی کنیم. روزهای سختی بود !!! یکماه بعد از عروسی بخاطر عدم پیشگیری و اجبار خانمم که از کاندوم یا هر وسیله پیشگیری کننده دیگه ایی استفاده نشه یهو زد و حامله شد .حامله شدن همانا و افسردگی فوق حاد قبل از زایمان و بعد از زایمان همان. تو دوران افسردگیش دیگه سکس ممنوع شد ،اگر تنها میموند به خودکشی فکر میکرد و به خودش اصلا اهمیت نمیداد. هر دوهفته یبار به خواهش والتماس و زجه زدن من ی دوش میگرفت .موهای بدنش از من هم بیشتر شده بود .هر بار با این جمله که این بیماری بخاطر وجود منه نهیبی به خودم میزدم. عاشقانه کنارش بودم. همسرش بودم. روزها سریع میگذشت تابه لطف تاریخ و اعداد و ارقام تعداد روزهایی که سکس نداشتیم به دوسال و نیم رسید .حالا دیگه ۲۷ سالم بودم . دخترم به دنیا اومد ..و تمام زندگیم شد .تنها دلخوشی من برای جنگیدن بود .خدمتم تمام شده بود و خونه اجاره کرده بودیم .اما همسرم همچنان افسرده و پریشان . و من تمام این مدت فقط خود ارضایی میکردم . آخرین مشاوری که رفتیم گفت پسر برو فکر خودت باش .دوسال و نیم بدون سکس خستم کرده بود .رفتارهای توهین آمیز و تحقیرانه همسرم و خانوادش آتشی برجانم بود .تصمیمم رو قاطعانه گرفتم سواربر اولین ماشینی که خریده بودم، بدون عجله به گشتن در خیابانهای خانه اصفهان .اولی تور شد ...دومی...سومی..
    بازار کسهای حشری تر از من هم داغ بود ...تو کوچه ۱۲ متری بهار خانه اصفهان یک ۲۰۶ ایستاده بود رفتم کنارش دیدم دوتا خانم توش نشستن .ایستادم کنارش و به خوش و بش و مخ زنی ،شماره شاگرد راننده رو گرفتم و بهش زنگ زدم .
    برنامتون چیه؟؟
    برنامه ایی ندارم .
    اهل مشروب هستین؟
    ای ول بدم نمیاد .
    راستی نوشین اسم واقعیته؟؟
    آره
    قشنگه
    مرسی
    میاین خونم ؟
    ۵ دقیقه دیگه خبرشو میدم
    اوکی پس فعلا
    فعلا
    خانمم پرستاره شیفتاش رو کامل میدونستم عصر میرفت تا فردا صبح .
    غوغایی به پاشد تو دلم استرس داشت قلبمو از جا میکند .احساس گناه و انتقام شعله های دوراهی تردید ونفرت رو برافراشته تر کرده بود .
    گوشیم زنگ خورد نوشین بود .
    الو سلام
    سلام خوشکل خانم چی شد
    من میام ولی دوستم نه
    اوکی کجا بیام دنبالت
    آدرس بده خودم میام
    اوکی خانه اصفهان خیابان کاج ...
    و من سریع رفتم به خانه در راه به پدر خانمم که مردی عالی و گرانقدر هست زنگ زدم سراغ بچه رو گرفتم و گفتم تا شب میام ..هنوز حرفم تموم نشده بود که نوشین اومد پشت خطم .حرفمو تموم کردم و جوابشو دادم ..
    الو جانم
    بزن درو
    اومد بالا ،هر قدمش انگار قلبم داشت سوراخ میشد .همسرم هر چه بود خیانتکار نبود .من باید بیشتر تلاش کنم تا زندگی درست بشه ..غرق افکار و نهیبهای مغزم بودم که گفت سلام ،.
    به خودم اومدم سریع راهنماییش کردم داخل .خدایا این همون خانم تو ۲۰۶ بود ؟؟
    چقدر زیبا و جذابه !! چه اندامی داره ..
    نوشین زنی سفید با قد ۱۷۰ و چشمانی زیبا و اندامی تراشیده شده بود .. مانتوش رو گرفتم و تعارفش کردم وقتی جلوم راه میرفت کونش بی حد خوش فرم و تپل بود ..خدایا اگر بخواهم پشیمان شوم بعدش باز پشیمان تصمیمم میشم ..تردید رو از خودم دور کردم مطمئن بودم که دیگه مطمئنم ..فقط سکس با نوشین رو میخوام ..
    نشست و گفت بشین کارت دارم: من مطلقه هستم دوستم لیلا تو ماشین دم در نشسته و از بچه معلولم نگه داری میکنه .مشروب نمیخوام .کس کن هستی یا نه ؟ جا خوردم گفتم خب از خدامه تو رو ..گفت شرایط داره ۵۰ بده اگه ارضام کردی بر میگردونم .اگه نه هم مال من قبول کردم ۵۰ بهش دادم ( داستان مال سال ۹۰ هست)شروع کردیم لباس ها رو در آوردن گفت فحش و کتک آزاده ...
    واااااااااااااای چی میشنیدم عاشق خشن بودم اما هیچ وقت به خودم اجازه تحقیر کردن شخصیت هیچ انسانی رو نداده بودم .اما نوشین خودش میگفت و ازم میخواست .
    لب تو لب شدیم ،لبهامو جدا کردم گفتم نه اسپری زدم نه قرص مصرف کردم بعد دوسال ونیم میخوام کس بکنم خوشحالم تو جنده رو میخوام بگام
    حرفم تموم نشده بود که موهاش دور دستم پیچیده بود و لب تخت نشوندمش .تازه حس میکردم افسار کسی تو دستات باشه چقدر لذت بخشه .با کمی آخ و اوخ نشست کیر معمولیمو که ۱۶ سانته و ۶ سانت قطر داره رو بدون ترحم کردم تو دهنش .سرشو ثابت نگه داشتم و تو دهنش تلمبه میزدم .. اشکش در اومد اما نه اینکه گریه .. بعد از چند دقیقه کوتاه ساک زدن با ضربه های پیاپی به سینه ها و کونش پرتش کردم رو تخت ،رفتم روش شروع کردم تلمبه زدن ..التماس میکرد فحشم بده ..یکی بعد از دیگری فحشهای کیر و کس و جندگی و کوندگی رو نثارش کردم .
    تو روخدا بزن منو فحشم بده .۵ دقیقه داشتم تلمبه میزدم تو کسش از حسی که درست شده برام لذت میبردم سکس با انتقام باید جلوی آبمو میگرفتم،کیرمو از تو کسش کشیدم بیرون و رفتم روسرش نشستم .سوراخ کونمو لیس بزن جنده سگ آشغال ..از حرفام و رفتارم راضی نبودم اما انگار خدا اونو فرستاده بود ..گفت نه بدم میاد شروع کردم ب زدنش با تموم وجود لذت میبرد از تحقیر شدنش بهش گفتم کون هوس کردم گفت نه تو رو خدا رفتم پایین پاش به حالت نشسته داشت مقاومت میکرد میدونستم اگه از کون بکنمش آبم میاد موذیانه ازش پرسیدم اذیت میشی گفت آره بخدا گفتم خب باشه بیا روی من و بشین رو کیرم ..شروع شد دوباره فحش و صدای ضربه ها به بدنش اتاق تاریک مارو پر کرده بود وقتی به زیبایی تسخیر شدش نگاه میکردم نتونستم خودمو کنترل کنم آبم تو کسش اومد اما نه من واکنش نشون دادم و نه اون فهمید هر چند خیلی سخت بود گفتم آب کست خیلی زیاده یکم خشکش کن کیرمو در آوردم و با زیر پوشم یکم خشک کردم و دوباره فرو کردم یهو لرزید بغلم کرد با تمام وجود آه میکشید میدونستم الان فقط باید بغلش کنم دستامو دور بدنش حلقه کردم تو آغوشم آروم شد هنوز راست بود کیرم تو کسش بوسیدمش اونم با تمام وجود میبوسید منو گفتم منم میخوام بیام گفت چیکار کنم گفتم بر گرد گفت نه تو رو خدا باز فحشها و زدنها شروع شد تا دلم میسوخت یادم میومد مجوز رو خودش صادر کرده.... رحمم نکن .دست انداختم تو پاهاش و پیچوندمش رفتم روش گفتم شل کن وگرنه پارت میکنم عاشق این جمله بودم تف با صاحب کون ..از خودش تف میگرفتم رو سوراخش میزدم یکم مقاومت کرد سیلی رو کونش میزدم یهو کیرم داغ شد تو سوراخ کونش لحظه ایی ساکت شد و شروع کرد به التماس و جواب ناسزا میشنید تلمبه های پی در پی و سینه هایی که تو دستام میمالیدم و گردن کشیده و بلندش که میدیدم و تنگی سوراخ کونش کافی بود تا آبم با فشار زیاد بیاد تو کونش داشتم با تموم وجودم ارضا میشدم که اونم شروع کرد ب لرزیدن خوابیدم روش چند لحظه ایی توی اوج بودیم کیرمو کشیدم بیرون کنارش خوابیدم بغلش کردم گفتم نوشین خوبی ؟ داشت آروم اشک میریخت از خودم متنفر شدم بغلش کردم گفتم چی شد عزیزم اذیتت کردم ؟؟ گفت نه تو کجا بودی تاحالا من۴ساله ارضا با سکس نشده بودم برات هر کاری میکنم میمیرم برات ...جملاتش مثل پتک تو سرم بود خدایا این تنها کسی هست که میتونه زندگیمو نابود کنه تو دلم فریاد میزدم تو کجا بودی ؟ روزهایی که در اوج شهوتم،سرکوب سهم من بود ؟ کمکش کردم لباسهاسو پوشید دوستش زنگ میزد کجایی پس ؟ با خوشحالی گفت بالاخره درست شد بالاخره یکی ارضام کرد دارم بال در میارم .تلفن رو قطع کرد بغلم کرد رفت سر کیفش پولمو پس داد بوسیدم و گفت من وضع مالیم خیلی خوبه نیازی به اینا ندارم فقط تو رو خدا باهام باش بغلم کرده بود هزارتا بوسه در چشم بر هم زدنی صورتم را غرق کرده بود .دوستش داشتم اما ممنوع بود ،رفت و نگاهم به در بود تنها مکمل ان لحظه ناب سیگارم بود با عجله پیداش کردم اولین کام اون سیگار آرامم کرد .باید انتخاب میکردم همسری که دوسال و نیم هیچ دوست داشتنی ازش ندیدم یا زنی که در ساعتی عشق را یافته بود و عشق را ارزانی میکرد ؟ دوراهی سخت تری شد اما من از همسرم کودکی داشتم که نفسم بود انتخاب راه معلوم شد .....همسرم ....دخترم .....من باید مردانه تر بجنگم از کرده خود ،هم پشیمان هم خوشحال بودم الان بعد از ۹ سال از اون داستان هنوز همسر من سرده ولی من و نوشین تمام کمبودهای جنسی عاطفی همو بر طرف میکنیم ..


    دوستان اولین باری بود که خاطره ایی رو داستان کردم امیدوارم که تونسته باشم خوشحالتون ن..


    نوشته: خود کرده

  • 21

  • 11




  • نظرات:
    •   Arthurmorgan.RED
    • 4 ماه،2 هفته
      • 6

    • چند بار در طول زندگی میری خدمت؟؟؟؟؟


    •   شاه ایکس
    • 4 ماه،2 هفته
      • 11

    • یعنی نوشین و زنت کمت بود خودتم کردی؟؟ (biggrin)


    •   TheBitchKing
    • 4 ماه،2 هفته
      • 9

    • نگارشت که معلوم نیس کتابیه یا محاوره ای. به هزار تا بیراهه بیمعنی و بی اهمیت هم رفتی وسط داستانت. غلط املایی هم داشتی. همه اینا فرض کنیم مهم نیستن.
      چیزی که مهمه اینه که رفتی جنده بدون کاندوم کردی فک کردی قربون صدقت میریم؟ حتی اگه حقیقت هم باشه، جار زدنش نشونه عقل ناقصته. لذا کیرم تو مغزت


    •   Meisam65
    • 4 ماه،2 هفته
      • 7

    • شاگرد راننده؟۲۰۶بود یا اتوبوس؟بازم‌ یه کازانووای سرخورده


    •   saeed7989
    • 4 ماه،2 هفته
      • 2

    • نه لایک نه دیس چون جای تو نیستم


    •   Sexybreasts
    • 4 ماه،2 هفته
      • 3

    • خيانت+سكس بدون كاندوم =ديس


    •   Yavarfaaqer
    • 4 ماه،2 هفته
      • 2

    • تفت رو کیرم. برامن بکن حرفه ای شده .کسی که ارضا نمیشه رو با از کون کردن ارضا کرده.تفت رو کیر همه شهوانیا


    •   zanbory
    • 4 ماه،2 هفته
      • 2

    • بزن کنار شاگرد راننده رو میخاد بکنه
      مشتی لو دادی خودتو ..گی کردی نه کوس
      از فاز غم رفای تو تگزاس یهویی (biggrin)


    •   Saman._.ss
    • 4 ماه،2 هفته
      • 3

    • تا اونجا خوندم که دخترت به دنیا اومد کسکش چرا روی دور تند نوشتی اخه این چه طرز داستان نوشتنه
      دیس5


    •   Losser
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • (dash)
      اي خدا بازم ملجوقين از مشرق زمين طلوع كردن (angry)


    •   arash.abi
    • 4 ماه،2 هفته
      • 3

    • زندگی واقعی اینه
      . مرد یا زن فرق نمیکنه.. همه خیانت رو توجیه میکنن.. شوهرم سرده زنم فلانه.. نمیتونم ملامتت کنم، امان از این شهوت لعنتی، ههمون رو اسیر کرده


    •   rezamikrob
    • 4 ماه،2 هفته
      • 2

    • اخه دروغ تا چه حد


    •   kokarostam
    • 4 ماه،2 هفته
      • 8

    • تخماتیک


      موضوع و نوع ازدواجت خیلی خیلی چرت و بیمعنی بود. یعنی چی به ضرب و زور مادرش باهاش ازدواج کردی؟ اصلا بگو ببینم دیوث خان، چرا وقتی ارضا میشی، اون کیر واموندت رو نمیکشی بیرون که آبت روی گلهای قالی ریخته بشه؟ بعد از چند سال که کس نکرده بودی، این همه طولانی تلمبه زدی؟ توی کسش به اوج رسیدی ولی باز هم شق بودی و از کون کردی تا آب هردوتون اومد؟ تو که اهل جق هستی میتونی دو بار پشت سر هم جق برنی؟ شاشیدم کف دستت.


      ها کـُ‌کا


    •   Irish..GuNNer
    • 4 ماه،2 هفته
      • 3

    • شاهد نویسنده ای هستیم که عین‌الجق داستان نوشته. بی‌خاصیت گه باقالی آخه مجبوری کس تفت بدی؟ من پولدارم فقط کیرتو میخوام قشنگ تابلویه بعدی که ۵۰۰ تومن اخ کردی، رو کاغذ نوشت: به جمع ما خوش اومدی و واسه کون سوزیت این کستانو نوشتی.
      دیس


    •   پروفسور بالتازار
    • 4 ماه،2 هفته
      • 4

    • الان من نفهمیدم که مردانه تر جنگیدن تو چطوریه؟ تو که هنوز با اون جنده خانم راه تو ادامه میدی، اون لحن حماسی آخر داستان چه معنایی داره؟


    •   bijan_qalpaq
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • بیشتر به اسم داستان میخوره عاشقانه باشه تا سکسی، ریدم تو قوه تخیلاتتون، ننویس


    •   Bopho
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • دائما رو کیری
      ملت رو کیر میکنی دیوث???


    •   mohammadm58
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • خوب بود تقریبا. وکاملا میفهمم چی میگی. اما به نوشتهات دقت بیشتری کن


    •   MFM_iran
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • شرط میبندم بچه ی مارچینی یا بهرام آباد
      خیلی دوست داری خونه ت توی کاج باشه نه؟ شبها که میای آشغالهارو میبری، میگی کاشکی خونه منم اینجا بود، آخی طفلک
      خیانت تحت هیچ عنوان مورد قبول نیست
      پس تو هم باید به خانمت حق بدی که زیر دیگران بخوابه
      چون تو بلد نیستی چجوری تحریک‌ش کنی و میگه سرد و مریض است. هر زنی یه جور تحریک میشه سعی کن اشکال کارت و پیدا کنی. اگرهم نمیتونی
      بدش دست من بعد دوهفته کامل بهت میگم.


    •   R.B.behruz
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • موضوع داستان چنگی به دل نمیزد و سکسش رو هم دوست نداشتم، اما بخاطر ویرایش و روانی متن لایک یازدهم رو دادم.


    •   amirdzed
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • مردم از خنده.نفهمیده توی کسش ارضا شدی؟!!!
      و یه چیز دیگه:مثلا میخاستی با اون لفظ بچه معلول بگی که اوه و فلان چقد بدبخت بوده؟


    •   royaei
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • نه میشه گفت خوب بود نه میشه گفت بد بود ؛
      کامنتم ولی مثبت بود ؛
      نه میشه گفت خیانت نه میشه گفت دوست داشتنه محض همسر ؛
      این شرایط برای هر آدمی سخته و انتخاب راه درست مشکل ؛
      فقط میتونم بگم :
      موفق باشی


    •   Yashar1987
    • 4 ماه،2 هفته
      • 1

    • عالی بود


    •   سدمرتضی
    • 4 ماه،2 هفته
      • 0

    • ای ناقلا شریک دزد رفیق قافله هم اینو هم اونو خدا قبول کنه


    برای نظر دادن وارد شوید یا ثبت نام کنید

    جستجو